منوی اصلی
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
درباره ما

به وبلاگ من خوش آمدید
جستجو

آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
کاربردی

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 60
بازدید دیروز : 182
بازدید هفته : 1652
بازدید ماه : 10934
بازدید کل : 67369
تعداد مطالب : 451
تعداد نظرات : 599
تعداد آنلاین : 1



کد ورود به چت روم

باید کسی را پیدا کنم

که دوستم داشته باشد...

انقدر که یکی از این شبهای لعنتی...

اغوشش را برای من و یک دنیا خستگی ام بگشاید...

هیچ نگوید

هیچ نپرسد

فقط مرا در اغوش بگیرد...

بعد همانجا بمیرم...

تا نبینم روزهای اینده را...

روزهایی که دروغ میگوید...

روزهایی که دیگر دوستم ندارد...

روزهایی که دیگر مرا در آغوش نمیگیرد...

 

 

 

 

روزهایی که عاشق دیگری میشود...

 





برچسب ها :
طی اطلاعیه‌ای خطاب به اتباع خود
انگلیس از اتباع خود خواست به ایران سفر نکنند
 
وزارت امور خارجه انگلیس از اتباع خود و نیز دارندگان تابعیت دوگانه انگلیسی-ایرانی خواست از آنجایی که مسافران خارجی انگلیسی بیش از هر ملیت دیگری در ایران در خطر هستند، تا حد ممکن به ایران سفر نکنند.
 
تاریخ انتشار : جمعه ۲ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۵۷
وزارت امورخارجه انگلیس امروز (جمعه) طی بیانیه‌ای برای کلیه آمدوشدهای شهروندان انگلیسی به ۱۰۰ کیلومتری مرز ایران و افغانستان، ۱۰ کیلومتری مرز ایران و عراق، محدوده مجاور استان سیستان وبلوچستان و محوطه اطراف بم و جاسک محدودیت گذاشته ‌است.

هم‌چنین وزارت امور خارجه انگلیس برای کلیه سفرهای غیر ضروری به همه مناطق ایران نیز محدودیت قایل شد. این بیانیه مدعی شده از آنجایی که مسافران خارجی انگلیسی بیش از هر ملیت دیگری در ایران در خطر هستند، اتباع این کشور تا حد ممکن به ایران سفر نکنند.

هم‌چنین این بیانیه هشدار داده سفرهای انفرادی به ایران برای اتباع انگلیس بیش از سفر در گروه‌های توریستی و تورهای مسافرتی خطرناک است.

وزارت خارجه انگلیس همچنین از کسانی که تابعیت دوگانه انگلیسی-ایرانی دارند نیز خواست به ایران سفر نکنند چون ممکن است به خاطر فعالیت های سیاسی یا حقوق بشری دستگیر شوند.

گفتنی است شبکه بی بی سی وابسته به دولت سلطنتی انگلیس طی روزهای اخیر گزارش های متعددی درباره ماجرای اسیدپاشی در اصفهان منتشر کرد و با نسبت دادن این موضوع به امر به معروف و نهی از منکر، ایران را محیطی ناامن معرفی نمود. دولت انگلیس در گذشته با صدور اطلاعیه ای رسمی با اجرای حکم قصاص درباره عامل اسیدپاشی به صورت آمنه بهرامی مخالفت کرده بود.

در جریان نشست سالانه مجمع عمومی سازمان ملل و تنها چند ساعت پس از دیدار نخست وزیر انگلیس با رئیس جمهوری اسلامی ایران در شهریور ماه سال جاری نیز، دیوید کامرون در سخنرانی خود سخنانی توهین آمیز نسبت به ایران بیان داشت که با موجی از اعتراضات در ایران مواجه شد. البته حسن روحانی به آن سخنان جوابی نداد.
 
 



برچسب ها :
معاون امنیتی و انتظامی وزیر کشور گفت: مطابق شواهدی که تاکنون به دست آمده اسیدپاشی های اصفهان توسط یک نفر انجام شده است و به هیچ عنوان سازمان یافته و گروهی نبوده است.
به گزارش جهان به نقل از مهر، سردار حسین ذوالفقاری در نشست خبری با خبرنگاران درباره اسیدپاشی های اخیر در اصفهان اظهار داشت: امروز از طرف شورای امنیت کشور مأموریت یافتم که برای پیگیری مسئله اسیدپاشی اصفهان سفری به این شهر داشته باشم و در جلسه شورای تأمین استان گزارش اقداماتی که در این خصوص انجام شده را دریافت کردم.

ذوالفقاری همچنین درباره متهمان این پرونده نیز تاکید کرد: تاکنون چندنفر در این ارتباط دستگیر شده اند و پرونده مهم ترین مظنون در حال بررسی اطلاعاتی است و البته این ظن بر اساس شواهد قوی تر شده است چرا که فرد مورد نظر مورد تأیید قربانیان قرار گرفته است.

معاون امنیتی و انتظامی وزیر کشور تاکید کرد: با توجه به مجموع بررسی های فنی و اطلاعاتی انجام شده تا این لحظه به طور قطع اعلام می کنیم که این اقدامات سازمان یافته و کار گروهی نبوده است و تحقیقات نشان می دهد که این اسیدپاشی ها توسط یک نفر انجام شده است گرچه در روند رسیدگی معلوم می شود که این فرد همدستانی داشته است یا خیر.

وی با اشاره به اینکه این فرد به هیچ گروه یا جریان خاصی وابسته نیست، تاکید کرد: آخرین اسیدپاشی در تاریخ ۲۳ مهرماه انجام شده است و در آخرین بررسی با حضور شورای تأمین استان مشخص شده است که در این ارتباط تنها ۴ نفر به نیروی انتظام مراجعه و پرونده قضایی تشکیل داده اند و مابقی شایعاتی که در فضای مجازی درباره تعداد این افراد شنیده می شود صحت ندارد.

مردم به جوسازی های فضای مجازی توجه نکنند

ذوالفقاری با بیان اینکه انگیزه این اسیدپاشی ها در حال بررسی است، تصریح کرد: گروه های مختلف با انگیزه های متفاوتی از جمله ایجاد فضای روانی نامطلوب در جامعه اقدام به انتشار این مطالب در فضای مجازی می کنند و بر این مبنا از مردم تقاضا داریم که به آنچه در این گونه فضاها از سوی افراد غیرمسئول و با انگیزه های متفاوت بیان می شود توجه نکنند.

وی با اشاره به اینکه یکی از دلایل ایجاد شایعات عدم اطلاع رسانی سریع به مردم است،تصریح کرد: در شورای تأمین استان کمیته اطلاع رسانی و عملیات روانی تشکیل شده است تا اطلاعات دقیق در این زمینه به مردم انتقال داده شود.

معاون امنیتی و انتظامی وزیر کشور با تاکید بر اینکه که این موضع جریان سیاسی نیست و هیچ جریانی نباید از قضیه سوء استفاده کند، اضافه کرد: با اعلام رئیس دادگستری اصفهان اگر اتهام متهم پرونده قطعی شود در کوتاه ترین زمان ممکن به مجازات می رسد.

وی با اشاره به تجمعی که در مقابل دادگستری اصفهان انجام شد، بیان داشت: با وجود اینکه این تجمع مجوز نداشته است اما به دلیل اینکه همه مردم و گروه های سیاسی کشور و مسئولان به یقین مخالف اسیدپاشی هستند این تجمع انجام شد و نیروی انتظامی نیز از این امر جلوگیری نکرد.

ذوالفقاری ابراز داشت: هرکس با هر انگیزه ای اقدام به این اسید پاشی کرده است همه کشور مخالف این موضع هستند اما در این تجمع عده ای حرف های دیگری هم زدند که ما را مطمئن می سازد که برخی حرف های فضای مجازی دلسوزانه و انسان دوستانه نیست و خواسته ها و اهداف دیگری در پس پرده دارد.

وی تاکید کرد: عده معدودی که بنا داشتند تجمع را به سمت و سوی دیگری هدایت کنند شناسایی شده اند و به آنها تذکرات لازم داده می شود که اقدامات آنها دور از چشم نیروهای امنیتی و قضایی نیست.

این مقام مسئول با اشاره به جرائم مختلف در حوزه سایبری نیز اظهار داشت: ۸۱ درصد جرائم این حوزه اقتصادی و مالی ۲ تا ۳ درصد موضوعات اخلاقی و ۳ تا ۴ درصد نیز سیاسی است که هرکدام بسته به تعریف قانونی افراد مجرم تحت تعقیب قرار می گیرند.

وی با بیان اینکه در گذشته اسیدپاشی ها بیشتر جنبه انتقامی کور داشته است، بیان داشت: به یقین این امر از جانب نیروهای متدینی که به آیات قرآن در زمینه مجازات کوچک ترین گناه نیز اعتقاد دارند انجام نشده است.
 
 

شما می توانید مطالب و تصاویر خود را به آدرس زیر ارسال فرمایید.

 




برچسب ها :

نسخه چاپيارسال به دوستان

در گفت‌وگو با فارس
جهانگیر الماسی: اسیدپاشان اصفهان مزدور هستند/ سرپوشی بر جنایات غزه و داعش با اسیدپاشی در ایران

بازیگر پیشکسوت سینما و تلویزیون گفت: کسانی که در اصفهان اسیدپاشی کرده‌اند، مزدورانی هستند که به دنبال بهره‌برداری سیاسی و سرپوش گذاشتن بر جنایاتی هستند که در غزه رخ داد و اعمال وحشیانه‌ای که داعش مرتکب می‌شود.

خبرگزاری فارس: جهانگیر الماسی: اسیدپاشان اصفهان مزدور هستند/ سرپوشی بر جنایات غزه و داعش با اسیدپاشی در ایران
    •  
 

 

«جهانگیر الماسی» در گفت‌وگو با خبرنگار رادیو و تلویزیون فارس درباره اسیدپاشی‌های انجام شده در شهر اصفهان گفت: آدم‌ها در درون خود یک شخصیت پنهان دارند که تحت شرایط مختلف بروز می‌کند و یکی از این شخصیت‌ها غرایض حیوانی و نوعی هویت نسناسی است که در این آدم‌ها ظهور و بروز پیدا می‌کند.

وی ادامه داد: کاری که این حیوان‌صفتان انجام داده‌اند، نه از لحاظ تربیتی، نه اخلاقی، نه قانونی، نه شرعی، نه عرفی، نه معرفتی و نه به لحاظ فرهنگ ایرانی قابل پذیرش و دفاع نیست. به خصوص درباره خانم‌ها که روحیات و شکل زندگی متفاوتی دارند و با یک عکس‌العمل حیوانی مواجه شده‌اند.

الماسی اظهارداشت: این کار با هر هدف و توجیهی انجام شده باشدف غلط و غیرقابل پذیرش است و باید با کسانی که این کارها را انجام داده‌اند، به شدت برخورد شود.

وی همچنین درباره اینکه برخی ماجرای اسیدپاشی را به گروه‌های متدین در جامعه نسبت می‌دهند نیز توضیح داد: این کار حیوانی به هیچ عنوان ربطی به متدینین و گروه‌های ناهی از منکر و بسیجیان ندارد. برای اینکه افراد مؤمن یک رأفت و گذشتی دارند که منطبق بر منش حضرت رسول(ص) است و این افراد که خود ناجی ناموس ما بوده و هستند خود علیه این زن‌های بی‌گناه چنین اقداماتی نمی‌کنند.

الماسی تصریح کرد: این افراد اسیدپاش، مزدور هستند و به دنبال بهره‌برداری سیاسی در سطح جهان هستند. چندی پیش این همه کشتار در غزه روی داد و داعش نیز درحال جنایت در عراق و سوریه است و حال قصد دارند با ایجاد ناامنی در ایران و اسیدپاشی، افکار عمومی را از جنایاتی که در دنیا روی می‌دهد منحرف کرده و افکار عمومی را به سمت ایران سوق دهند.

وی گفت: رسانه‌هایی که سمت‌و سودار و جهت‌دار به این موضوع می‌پردازند، مؤمن نیستند چون طریق امیرالمؤمنین علیه السلام و امام حسین علیه السلام جز جوانمردی چیز و انصاف و  عدالت چیز دیگری نیست.

 




برچسب ها :
شکایت قضایی دانشجویان بورسیه از فرجی دانا،صدیقی و چند روزنامه
 
به دنبال اعلام نتیجه بررسی وزارت علوم درباره وضعیت دانشجویان بورسیه که بر اساس آن از 3772 دانشجو تنها از ادامه تحصیل 36 نفر جلوگیری خواهد شد،کمیته هماهنگی دانشجویان بورسیه از طرح شکایت قضایی علیه آقایان فرجی دانا، صدیقی(معاون وزیر علوم) و نیز برخی روزنامه ها به دلیل اتهام به خود خبر داد.
 
تاریخ انتشار : جمعه ۲ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۵۱
به گزارش فارس، به دنبال اعلام نتیجه بررسی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری درباره وضعیت دانشجویان بورسیه شده طی سال های ۸۸ تا ۹۲ کمیته هماهنگی دانشجویان بورسیه که از چند ماه قبل برای پیگیری تضییع حقوق این دانشجویان توسط مسئولان وزارت علوم تشکیل شده، در اطلاعیه تصریح کرد: پس از گذشت بیش از یک سال از جنجال آفرینی برخی مسئولان وزارت علوم و تعدادی رسانه های معلوم الحال درباره پرونده ۳ هزار بورسیه غیرقانونی، اطلاعیه روز جمعه ۰۲/۰۸/۹۳ وزارت علوم، تحقیقات و فناوری نشان داد از تعداد ۳۷۷۲ نفر بورسیه شده بین سال های ۸۸ تا ۹۲، تنها بورسیه ۵۰۸ نفر لغو شده که با پرداخت هزینه مجاز به ادامه تحصیل هستند و فقط از تحصیل ۳۶ نفر جلوگیری می‌شود. 

در این اطلاعیه آمده است: بر این اساس، دانشجویانی که طی دوره زمانی سال های ۸۸ تا ۹۲ ضمن داشتن شرایط سن و معدل، پس از گذراندن آزمون های متعدد از جمله در مرحله پذیرش بورس و همچنین در مرحله پذیرش دانشگاه توانسته بودند وارد دانشگاه شوند، حق خود می دانند که نسبت به اعاده حیثیت خود اقدام نموده و از دستگاه محترم قضائی بخواهند عاملان هتک حرمت از جمعی از نخبگان کشور را به اشد مجازات برساند. 

کمیته هماهنگی دانشجویان بورسیه تصریح کرده است: این کمیته که پیش از این نسبت به تنظیم شکایت علیه خاطیان اقدام کرده بود، با مشورت حقوقدانان، شکایت خود را موکول به اعلام نظر رسمی وزارت علوم درباره پرونده بورسیه ها نمود و هم اکنون با صدور اطلاعیه وزارت علوم، اسناد این شکایت کامل شده است. لذا به اطلاع می رساند، با استناد به اظهارات و موضع گیری های صورت گرفته توسط مسئولان وزارت علوم، از جمله آقایان فرجی دانا وزیر سابق و صدیقی رئیس سازمان امور دانشجویان، و همچنین دروغ پردازی های صورت گرفته توسط برخی رسانه های خاص در ۲ شکایتی تقدیم دستگاه قضائی خواهد شد. 

این کمیته، شکایت خود را شامل موارد ذیل عنوان کرده است:

الف- شکایت از آقایان رضا فرجی دانا وزیر سابق علوم، تحقیقات و فناوری و مجتبی صدیقی رئیس سازمان دانشجویان وزارت علوم به دلیل متهم کردن ۳۷۷۲ نفر با عنوان «بورسیه های غیرقانونی» و تعمیم خطای عده ای معدود به تعداد قابل توجهی از نخبگان کشور.

ب- شکایت از روزنامه هایی که به هر نحوی اقدام به ملکوک کردن حیثیت دانشجویان بورسیه کرده و فرآیند پذیرش آنان را غیرقانونی خوانده اند.

کمیته هماهنگی دانشجویان بورسیه در پایان اطلاعیه خود تاکید کرده است: برخی دانشجویانی که وزارت علوم بورسیه آنها را لغو کرده نیز، شکایتی از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - پیرو اطلاعیه روز جمعه دوم آبانماه ۱۳۹۲ و زیرپا گذاشتن تعهدات دولت سابق- در حال تهیه دارند که به زودی تحویل مقامات قضایی خواهد شد.



برچسب ها :
شکایت قضایی دانشجویان بورسیه از فرجی دانا،صدیقی و چند روزنامه
 
به دنبال اعلام نتیجه بررسی وزارت علوم درباره وضعیت دانشجویان بورسیه که بر اساس آن از 3772 دانشجو تنها از ادامه تحصیل 36 نفر جلوگیری خواهد شد،کمیته هماهنگی دانشجویان بورسیه از طرح شکایت قضایی علیه آقایان فرجی دانا، صدیقی(معاون وزیر علوم) و نیز برخی روزنامه ها به دلیل اتهام به خود خبر داد.
 
تاریخ انتشار : جمعه ۲ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۵۱
به گزارش فارس، به دنبال اعلام نتیجه بررسی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری درباره وضعیت دانشجویان بورسیه شده طی سال های ۸۸ تا ۹۲ کمیته هماهنگی دانشجویان بورسیه که از چند ماه قبل برای پیگیری تضییع حقوق این دانشجویان توسط مسئولان وزارت علوم تشکیل شده، در اطلاعیه تصریح کرد: پس از گذشت بیش از یک سال از جنجال آفرینی برخی مسئولان وزارت علوم و تعدادی رسانه های معلوم الحال درباره پرونده ۳ هزار بورسیه غیرقانونی، اطلاعیه روز جمعه ۰۲/۰۸/۹۳ وزارت علوم، تحقیقات و فناوری نشان داد از تعداد ۳۷۷۲ نفر بورسیه شده بین سال های ۸۸ تا ۹۲، تنها بورسیه ۵۰۸ نفر لغو شده که با پرداخت هزینه مجاز به ادامه تحصیل هستند و فقط از تحصیل ۳۶ نفر جلوگیری می‌شود. 

در این اطلاعیه آمده است: بر این اساس، دانشجویانی که طی دوره زمانی سال های ۸۸ تا ۹۲ ضمن داشتن شرایط سن و معدل، پس از گذراندن آزمون های متعدد از جمله در مرحله پذیرش بورس و همچنین در مرحله پذیرش دانشگاه توانسته بودند وارد دانشگاه شوند، حق خود می دانند که نسبت به اعاده حیثیت خود اقدام نموده و از دستگاه محترم قضائی بخواهند عاملان هتک حرمت از جمعی از نخبگان کشور را به اشد مجازات برساند. 

کمیته هماهنگی دانشجویان بورسیه تصریح کرده است: این کمیته که پیش از این نسبت به تنظیم شکایت علیه خاطیان اقدام کرده بود، با مشورت حقوقدانان، شکایت خود را موکول به اعلام نظر رسمی وزارت علوم درباره پرونده بورسیه ها نمود و هم اکنون با صدور اطلاعیه وزارت علوم، اسناد این شکایت کامل شده است. لذا به اطلاع می رساند، با استناد به اظهارات و موضع گیری های صورت گرفته توسط مسئولان وزارت علوم، از جمله آقایان فرجی دانا وزیر سابق و صدیقی رئیس سازمان امور دانشجویان، و همچنین دروغ پردازی های صورت گرفته توسط برخی رسانه های خاص در ۲ شکایتی تقدیم دستگاه قضائی خواهد شد. 

این کمیته، شکایت خود را شامل موارد ذیل عنوان کرده است:

الف- شکایت از آقایان رضا فرجی دانا وزیر سابق علوم، تحقیقات و فناوری و مجتبی صدیقی رئیس سازمان دانشجویان وزارت علوم به دلیل متهم کردن ۳۷۷۲ نفر با عنوان «بورسیه های غیرقانونی» و تعمیم خطای عده ای معدود به تعداد قابل توجهی از نخبگان کشور.

ب- شکایت از روزنامه هایی که به هر نحوی اقدام به ملکوک کردن حیثیت دانشجویان بورسیه کرده و فرآیند پذیرش آنان را غیرقانونی خوانده اند.

کمیته هماهنگی دانشجویان بورسیه در پایان اطلاعیه خود تاکید کرده است: برخی دانشجویانی که وزارت علوم بورسیه آنها را لغو کرده نیز، شکایتی از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - پیرو اطلاعیه روز جمعه دوم آبانماه ۱۳۹۲ و زیرپا گذاشتن تعهدات دولت سابق- در حال تهیه دارند که به زودی تحویل مقامات قضایی خواهد شد.



برچسب ها :
شکایت قضایی دانشجویان بورسیه از فرجی دانا،صدیقی و چند روزنامه
 
به دنبال اعلام نتیجه بررسی وزارت علوم درباره وضعیت دانشجویان بورسیه که بر اساس آن از 3772 دانشجو تنها از ادامه تحصیل 36 نفر جلوگیری خواهد شد،کمیته هماهنگی دانشجویان بورسیه از طرح شکایت قضایی علیه آقایان فرجی دانا، صدیقی(معاون وزیر علوم) و نیز برخی روزنامه ها به دلیل اتهام به خود خبر داد.
 
تاریخ انتشار : جمعه ۲ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۷:۵۱
به گزارش فارس، به دنبال اعلام نتیجه بررسی وزارت علوم، تحقیقات و فناوری درباره وضعیت دانشجویان بورسیه شده طی سال های ۸۸ تا ۹۲ کمیته هماهنگی دانشجویان بورسیه که از چند ماه قبل برای پیگیری تضییع حقوق این دانشجویان توسط مسئولان وزارت علوم تشکیل شده، در اطلاعیه تصریح کرد: پس از گذشت بیش از یک سال از جنجال آفرینی برخی مسئولان وزارت علوم و تعدادی رسانه های معلوم الحال درباره پرونده ۳ هزار بورسیه غیرقانونی، اطلاعیه روز جمعه ۰۲/۰۸/۹۳ وزارت علوم، تحقیقات و فناوری نشان داد از تعداد ۳۷۷۲ نفر بورسیه شده بین سال های ۸۸ تا ۹۲، تنها بورسیه ۵۰۸ نفر لغو شده که با پرداخت هزینه مجاز به ادامه تحصیل هستند و فقط از تحصیل ۳۶ نفر جلوگیری می‌شود. 

در این اطلاعیه آمده است: بر این اساس، دانشجویانی که طی دوره زمانی سال های ۸۸ تا ۹۲ ضمن داشتن شرایط سن و معدل، پس از گذراندن آزمون های متعدد از جمله در مرحله پذیرش بورس و همچنین در مرحله پذیرش دانشگاه توانسته بودند وارد دانشگاه شوند، حق خود می دانند که نسبت به اعاده حیثیت خود اقدام نموده و از دستگاه محترم قضائی بخواهند عاملان هتک حرمت از جمعی از نخبگان کشور را به اشد مجازات برساند. 

کمیته هماهنگی دانشجویان بورسیه تصریح کرده است: این کمیته که پیش از این نسبت به تنظیم شکایت علیه خاطیان اقدام کرده بود، با مشورت حقوقدانان، شکایت خود را موکول به اعلام نظر رسمی وزارت علوم درباره پرونده بورسیه ها نمود و هم اکنون با صدور اطلاعیه وزارت علوم، اسناد این شکایت کامل شده است. لذا به اطلاع می رساند، با استناد به اظهارات و موضع گیری های صورت گرفته توسط مسئولان وزارت علوم، از جمله آقایان فرجی دانا وزیر سابق و صدیقی رئیس سازمان امور دانشجویان، و همچنین دروغ پردازی های صورت گرفته توسط برخی رسانه های خاص در ۲ شکایتی تقدیم دستگاه قضائی خواهد شد. 

این کمیته، شکایت خود را شامل موارد ذیل عنوان کرده است:

الف- شکایت از آقایان رضا فرجی دانا وزیر سابق علوم، تحقیقات و فناوری و مجتبی صدیقی رئیس سازمان دانشجویان وزارت علوم به دلیل متهم کردن ۳۷۷۲ نفر با عنوان «بورسیه های غیرقانونی» و تعمیم خطای عده ای معدود به تعداد قابل توجهی از نخبگان کشور.

ب- شکایت از روزنامه هایی که به هر نحوی اقدام به ملکوک کردن حیثیت دانشجویان بورسیه کرده و فرآیند پذیرش آنان را غیرقانونی خوانده اند.

کمیته هماهنگی دانشجویان بورسیه در پایان اطلاعیه خود تاکید کرده است: برخی دانشجویانی که وزارت علوم بورسیه آنها را لغو کرده نیز، شکایتی از وزارت علوم، تحقیقات و فناوری - پیرو اطلاعیه روز جمعه دوم آبانماه ۱۳۹۲ و زیرپا گذاشتن تعهدات دولت سابق- در حال تهیه دارند که به زودی تحویل مقامات قضایی خواهد شد.



برچسب ها :

 

 
بلایی که بر سر زن تنها در خانه آمد
دوسارق که حین دستبردزدن به منزلی به زن صاحبخانه تعرض کرده‌ بودند، دستگیر شدند.
 
به این مطلب امتیاز دهید
142
5 نظر
[-] اندازه متن [+]
 


به گزارش سرویس حوادث جام نیوز به نقل از شرق، مردی روز 21مرداد با مراجعه به کلانتری مهرآبادجنوبی به ماموران گفت: «وقتی در محل کارم بودم دوسارق جوان با تهدید سلاح سرد وارد خانه‌ام شدند و ضمن آزارواذیت همسرم، وجوه نقد و طلا و جواهرات داخل خانه را سرقت کردند.»


این پرونده برای رسیدگی تخصصی در اختیار کارآگاهان اداره شانزدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. زن جوان در این مرحله به ماموران گفت: «مردی ساعت 10 روز حادثه زنگ خانه ما را زد و گفت: «طوطی ما در پشت‌بام خانه شماست.» از او خواستم زنگ طبقه سوم را بزند. پس از چنددقیقه همین شخص، مجددا زنگ زد و گفت: «واحد طبقه سوم پاسخگو نیست لطفا در را باز کنید. من همسایه‌تان هستم.» من نیز به تصور اینکه این شخص واقعا همسایه است در را باز کردم. بعد از چند لحظه، زنگ واحد ما زده شد و همان شخص کلید پشت‌بام را خواست بدون آنکه در واحد را باز کنم درخواست کردم کلید پشت‌بام را از واحد طبقه چهارم بگیرد اما بعد از چنددقیقه دوباره زنگ خانه زده شد و همین شخص گفت طبقه چهارم او را نزد من فرستاده است. ب

 

ه‌محض اینکه در واحد را باز کردم، جوانی حدودا 24-22ساله وارد خانه شد و با تهدید چاقو من را مجبور به سکوت کرد. آن جوان با تهدید طلا و جواهراتم را گرفت. وقتی سارق مشغول بررسی طلاها بود تصمیم گرفتم از خانه فرار کنم اما این شخص به‌زور و با تهدید چاقو مانع خروج من از خانه شد و با تهدید گفت: «اگر سروصدا کنی، تو را می‌کشم.» بعد من را به یکی از اتاق‌ها برد و مورد تعرض قرار داد. پس از آن و از طریق پنجره مشرف به کوچه نفر دوم را صدا زد و نفر دوم نیز همین عمل را تکرار کرد. پس از آن من را در اتاق حبس کردند و هر دونفر از خانه خارج شدند. پس از چنددقیقه و در حالی‌که بسیار ترسیده بودم، زمانی‌که دیگر صدایی نمی‌آمد از اتاق بیرون آمدم و دیدم آنها رفته‌اند.»


کارآگاهان ابتدا از دو متجاوز چهره‌نگاری کردند و سپس با بهره‌گیری از بانک اطلاعات مجرمان سابقه‌دار یکی از این افراد را که جوانی 21ساله به‌نام «فرشاد.ق» است، شناسایی کردند. فرشاد در سال1391 به اتهام کیف‌قاپی توسط پلیس آگاهی شهریار دستگیر و روانه زندان شده بود. پس از شناسایی تصاویر «فرشاد» توسط زن جوان، دستگیری وی در دستور کار قرار گرفت و کارآگاهان با انجام تحقیقات پلیسی موفق به شناسایی مخفیگاه فرشاد در منطقه نسیم‌شهر (اکبرآباد)- خیابان شهید رجایی شدند.

 

در زمان اجرای عملیات دستگیری، فرشاد با اطلاع از حضور پلیس قصد داشت از طریق بالکن و طبقه چهارم فرار کند. او با این هدف به پشت‌بام ساختمان دوطبقه‌ای در کوچه پشتی پرید اما ماموران که تمامی راه‌های فرار متهم را پیش‌بینی کرده بودند، با شلیک چند تیر هوایی موفق به دستگیری وی شدند. متهم بلافاصله پس از دستگیری در همان محل تحت بازجویی قرار گرفت و همدستش را معرفی کرد. او به کارآگاهان گفت: «همراه یکی از دوستانم به‌نام محسن به منزلی رفتیم که زنی جوان در آنجا تنها بود. ابتدا من پایین در کوچه روی موتور منتظر ماندم و محسن به‌تنهایی داخل ساختمان رفت. پس از مدتی محسن من را صدا زد و من هم داخل رفتم و به صاحبخانه تعرض کردم.»ماموران با شناسایی مخفیگاه «محسن. الف» (22ساله) در منطقه نسیم‌شهر، شهرک اورین، به این شهرک رفتند و در حالی‌که محسن قصد داشت سوار بر موتوسیکلت از شهرک خارج شود، وی را شناسایی و دستگیر کردند.


محسن پس از انتقال به پلیس آگاهی در اعترافاتش به کارآگاهان گفت: «با موتور همراه فرشاد در منطقه مهرآبادجنوبی در حال پرسه‌زنی بودیم که متوجه بازبودن در پارکینگ یک خانه شدیم. فرشاد پیش موتور ماند و من زنگ یکی از طبقات را زدم و به زن صاحبخانه گفتم: «طوطی‌ام به پشت‌بام ساختمان شما آمده است، لطف کنید کلید پشت‌بام را بدهید.» چندبار اول زن صاحبخانه از من خواست کلید پشت‌بام را از سایر واحدها بگیرم اما در نهایت به اصرار من در خانه را باز کرد و من نیز با چاقویی که همراه داشتم او را تهدید کردم و داخل خانه رفتم. دیدم به‌جز آن زن، شخص دیگری داخل خانه نیست. به او گفتم: «پول‌ها و طلاهایت را نشان بده» او در کمد را باز کرد و من تمامی طلاها را سرقت کردم.»


محسن درباره آزار و اذیت شاکی نیز به کارآگاهان گفت: «آن زن را پس از سرقت طلاها، مورد آزار و اذیت قرار دادم و بعد از طریق پنجره، فرشاد را صدا کردم و او نیز بالا آمد. بعد از آن، تمامی طلا و جواهرات داخل خانه را برداشتیم و با موتور فرار کردیم.»


کارآگاهان در بازرسی از مخفیگاه متهمان، موفق به کشف تعدادی گوشی تلفن‌همراه شدند که با بررسی سوابق آنها مشخص شد تمامی گوشی‌ها مسروقه است.
متهمان در ادامه اعترافات خود عنوان کردند در مناطق «غرب» و «جنوب غرب» شهر تهران، اقدام به کیف‌قاپی، موبایل‌قاپی و گردنبندقاپی کرده‌اند. با بررسی سوابق سرقت‌های مشابه تعدادی از شکات پرونده‌های سرقت در شهرک آزادی، خیابان پیامبر، بلوار فردوس شناسایی و به اداره شانزدهم دعوت شدند.


سرهنگ آریا حاجی‌زاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با تایید این خبر عنوان کرد: «هردو متهم پرونده متاهل هستند و «محسن.الف» سه‌فرزند دارد.»
سرهنگ حاجی‌زاده گفت: «مجوز انتشار بدون پوشش تصاویر هر دومتهم توسط مقام قضایی صادر شده و از شکات و مالباختگان احتمالی که موفق به شناسایی تصاویر متهمان شده‌اند، دعوت می‌شود برای طرح و پیگیری شکایات خود به اداره شانزدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ واقع در خیابان وحدت اسلامی مراجعه کنند.»




برچسب ها :

 

 
بلایی که بر سر زن تنها در خانه آمد
دوسارق که حین دستبردزدن به منزلی به زن صاحبخانه تعرض کرده‌ بودند، دستگیر شدند.
 
به این مطلب امتیاز دهید
142
5 نظر
[-] اندازه متن [+]
 


به گزارش سرویس حوادث جام نیوز به نقل از شرق، مردی روز 21مرداد با مراجعه به کلانتری مهرآبادجنوبی به ماموران گفت: «وقتی در محل کارم بودم دوسارق جوان با تهدید سلاح سرد وارد خانه‌ام شدند و ضمن آزارواذیت همسرم، وجوه نقد و طلا و جواهرات داخل خانه را سرقت کردند.»


این پرونده برای رسیدگی تخصصی در اختیار کارآگاهان اداره شانزدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ قرار گرفت. زن جوان در این مرحله به ماموران گفت: «مردی ساعت 10 روز حادثه زنگ خانه ما را زد و گفت: «طوطی ما در پشت‌بام خانه شماست.» از او خواستم زنگ طبقه سوم را بزند. پس از چنددقیقه همین شخص، مجددا زنگ زد و گفت: «واحد طبقه سوم پاسخگو نیست لطفا در را باز کنید. من همسایه‌تان هستم.» من نیز به تصور اینکه این شخص واقعا همسایه است در را باز کردم. بعد از چند لحظه، زنگ واحد ما زده شد و همان شخص کلید پشت‌بام را خواست بدون آنکه در واحد را باز کنم درخواست کردم کلید پشت‌بام را از واحد طبقه چهارم بگیرد اما بعد از چنددقیقه دوباره زنگ خانه زده شد و همین شخص گفت طبقه چهارم او را نزد من فرستاده است. ب

 

ه‌محض اینکه در واحد را باز کردم، جوانی حدودا 24-22ساله وارد خانه شد و با تهدید چاقو من را مجبور به سکوت کرد. آن جوان با تهدید طلا و جواهراتم را گرفت. وقتی سارق مشغول بررسی طلاها بود تصمیم گرفتم از خانه فرار کنم اما این شخص به‌زور و با تهدید چاقو مانع خروج من از خانه شد و با تهدید گفت: «اگر سروصدا کنی، تو را می‌کشم.» بعد من را به یکی از اتاق‌ها برد و مورد تعرض قرار داد. پس از آن و از طریق پنجره مشرف به کوچه نفر دوم را صدا زد و نفر دوم نیز همین عمل را تکرار کرد. پس از آن من را در اتاق حبس کردند و هر دونفر از خانه خارج شدند. پس از چنددقیقه و در حالی‌که بسیار ترسیده بودم، زمانی‌که دیگر صدایی نمی‌آمد از اتاق بیرون آمدم و دیدم آنها رفته‌اند.»


کارآگاهان ابتدا از دو متجاوز چهره‌نگاری کردند و سپس با بهره‌گیری از بانک اطلاعات مجرمان سابقه‌دار یکی از این افراد را که جوانی 21ساله به‌نام «فرشاد.ق» است، شناسایی کردند. فرشاد در سال1391 به اتهام کیف‌قاپی توسط پلیس آگاهی شهریار دستگیر و روانه زندان شده بود. پس از شناسایی تصاویر «فرشاد» توسط زن جوان، دستگیری وی در دستور کار قرار گرفت و کارآگاهان با انجام تحقیقات پلیسی موفق به شناسایی مخفیگاه فرشاد در منطقه نسیم‌شهر (اکبرآباد)- خیابان شهید رجایی شدند.

 

در زمان اجرای عملیات دستگیری، فرشاد با اطلاع از حضور پلیس قصد داشت از طریق بالکن و طبقه چهارم فرار کند. او با این هدف به پشت‌بام ساختمان دوطبقه‌ای در کوچه پشتی پرید اما ماموران که تمامی راه‌های فرار متهم را پیش‌بینی کرده بودند، با شلیک چند تیر هوایی موفق به دستگیری وی شدند. متهم بلافاصله پس از دستگیری در همان محل تحت بازجویی قرار گرفت و همدستش را معرفی کرد. او به کارآگاهان گفت: «همراه یکی از دوستانم به‌نام محسن به منزلی رفتیم که زنی جوان در آنجا تنها بود. ابتدا من پایین در کوچه روی موتور منتظر ماندم و محسن به‌تنهایی داخل ساختمان رفت. پس از مدتی محسن من را صدا زد و من هم داخل رفتم و به صاحبخانه تعرض کردم.»ماموران با شناسایی مخفیگاه «محسن. الف» (22ساله) در منطقه نسیم‌شهر، شهرک اورین، به این شهرک رفتند و در حالی‌که محسن قصد داشت سوار بر موتوسیکلت از شهرک خارج شود، وی را شناسایی و دستگیر کردند.


محسن پس از انتقال به پلیس آگاهی در اعترافاتش به کارآگاهان گفت: «با موتور همراه فرشاد در منطقه مهرآبادجنوبی در حال پرسه‌زنی بودیم که متوجه بازبودن در پارکینگ یک خانه شدیم. فرشاد پیش موتور ماند و من زنگ یکی از طبقات را زدم و به زن صاحبخانه گفتم: «طوطی‌ام به پشت‌بام ساختمان شما آمده است، لطف کنید کلید پشت‌بام را بدهید.» چندبار اول زن صاحبخانه از من خواست کلید پشت‌بام را از سایر واحدها بگیرم اما در نهایت به اصرار من در خانه را باز کرد و من نیز با چاقویی که همراه داشتم او را تهدید کردم و داخل خانه رفتم. دیدم به‌جز آن زن، شخص دیگری داخل خانه نیست. به او گفتم: «پول‌ها و طلاهایت را نشان بده» او در کمد را باز کرد و من تمامی طلاها را سرقت کردم.»


محسن درباره آزار و اذیت شاکی نیز به کارآگاهان گفت: «آن زن را پس از سرقت طلاها، مورد آزار و اذیت قرار دادم و بعد از طریق پنجره، فرشاد را صدا کردم و او نیز بالا آمد. بعد از آن، تمامی طلا و جواهرات داخل خانه را برداشتیم و با موتور فرار کردیم.»


کارآگاهان در بازرسی از مخفیگاه متهمان، موفق به کشف تعدادی گوشی تلفن‌همراه شدند که با بررسی سوابق آنها مشخص شد تمامی گوشی‌ها مسروقه است.
متهمان در ادامه اعترافات خود عنوان کردند در مناطق «غرب» و «جنوب غرب» شهر تهران، اقدام به کیف‌قاپی، موبایل‌قاپی و گردنبندقاپی کرده‌اند. با بررسی سوابق سرقت‌های مشابه تعدادی از شکات پرونده‌های سرقت در شهرک آزادی، خیابان پیامبر، بلوار فردوس شناسایی و به اداره شانزدهم دعوت شدند.


سرهنگ آریا حاجی‌زاده، معاون مبارزه با جرایم جنایی پلیس آگاهی تهران بزرگ، با تایید این خبر عنوان کرد: «هردو متهم پرونده متاهل هستند و «محسن.الف» سه‌فرزند دارد.»
سرهنگ حاجی‌زاده گفت: «مجوز انتشار بدون پوشش تصاویر هر دومتهم توسط مقام قضایی صادر شده و از شکات و مالباختگان احتمالی که موفق به شناسایی تصاویر متهمان شده‌اند، دعوت می‌شود برای طرح و پیگیری شکایات خود به اداره شانزدهم پلیس آگاهی تهران بزرگ واقع در خیابان وحدت اسلامی مراجعه کنند.»




برچسب ها :

بنی هاشم

فرزندان علی بن ابیطالب

فرزندان حسن بن علی

فرزندان حسین بن علی

فرزندان عبدالله بن جعفر و زینب بنت علی

فرزندان عقیل ابن ابیطالب

یاران حسین بن علی

اگر افراد بنی هاشم را به این عدد بیفزاییم، شمار کشته‌شدگان کربلا به ۱۳۶ نفر خواهد رسید. و با ذکر نام قیس بن مسهر صیداوی، عبدالله بن بقطر و هانی پسر عروه که قبل ازواقعه کربلا و در کوفه کشته شدند، شمار آنان از آغاز ماجرا تا پایان ۱۳۹ نفر خواهد بود.

توضیح

این فهرست شامل ۱۴۰ نفر می‌باشد که بیشترین تعداد برآورد شده‌است و منابع دیگر تعداد کمتری در حدود ۱۰۸ نفر یا بیشتر را نقل کرده‌اند.




برچسب ها :
       
 
یاران شیدای حسین (علیه السلام)

بیوگرافی کامل شهدای کربلا

بیوگرافی کامل شهدای کربلا

نام بسیاری از افراد را می شنویم اما نسبت آنان را با یکدیگر نمی دانیم. سن و سال آنان را نمی دانیم، زمان و مکان آن را نمی دانیم. کیفیت آن را نمی دانیم. این ندانستن ها جو را تاریک و مبهم می نماید و مانع از برقراری ارتباط می شود...

به گزارش شبکه اطلاع رسانی دانا به نقل از صاحب نیوز، نام بسیاری از افراد را می شنویم اما نسبت آنان را با یکدیگر نمی دانیم. سن و سال آنان را نمی دانیم. بیوگرافی آنان را نمی دانیم. زمان و مکان آن را نمی دانیم. کمیت یا شغل و یا… آن را نمی دانیم. این ندانستن ها جو را تاریک و مبهم می نماید و مانع از برقراری ارتباط می شود… لذا بر آن شدیم تا با استفاده از منابع مختلف بیوگرافی یاران عاشورائی امام حسین(علیه السلام) را ارائه نمائیم امید است که مفید حال ما باشد.

به گزارش صاحب نیوز، این متن در ۸ بخش تنظیم شده است: شهدای خاندان امام حسین، شهدای خاندان امام علی، شهدای خاندان امام حسن (علیهم السلام)، شهدای خاندان جعفربن ابی طالب، خاندان مسلم بن عقل، شهدا از سفیران امام حسین، یاران از غیر بنی هاشم، و بالاخره زنان هاشمی و زنده کنندگان خون شهدای کربلا.

امام حسین

الف) شهدای خاندان بنی هاشم:

۱) امام حسین(علیه السلام) و شهداء خاندانش:

نام پدر: امام علی(سلام الله علیه)/ نام مادر: فاطمه (سلام الله علیه)/ متولد: ۳ه.ق/ زمان شهادت: ۶۱ه.ق در سن ۵۷ یا ۵۸ سالگی

اولاد ذکور امام حسین(سلام الله علیه) در کربلا:

علی اکبر(سلام الله علیه): کنیه اش ابوالحسن و مادرش لیلی بنت ابی مرّة ابن عروة ابن مسعود ثقفی است. گویند عروة ابن مسعود اشبه الناس به عیسی (علیه السلام) بوده است. مادرش لیلی دختر میمونه و میمونه دختر ابوسفیان ابن حرب ابن امیه است (لذا از طرف مادر از بنی امیه است). علی اکبر متولد ۱۱ شعبان ۳۳ه.ق است و در کربلا متاهل بوده و از امام رضا(سلام الله علیه) نقل شده که همسر او یک کنیز بوده است.

سن او در کربلا ۲۳ یا ۲۷ یا ۲۸ سال بوده است.

علی اکبر(سلام الله علیه) به گفته امام حسین(سلام الله علیه) اشبه الناس برسول الله خَلقا خُلقا و منطقا بوده است. وی فرزند ارشد امام حسین و اولین شهید از خاندان بنی هاشم است.

علی اوسط(علیه السلام): یا همان امام سجاد(علیه السلام) که در کربلا ۱۹ تا ۲۳ ساله بوده است. وی در کربلا متاهل بوده و فرزندش امام باقر(علیه السلام) در واقعه کربلا ۴ ساله بوده است. امام سجاد(علیه السلام) بخاطر بیماریش و خواست خداوند از قتل دژخیمان در امان ماند. فرزند او امام باقر(علیه السلام) نیز در سن ۴ سالگی با حضرت در کربلا حضور داشته است.

علی اصغر(سلام الله علیه): مادرش رباب دختر امروالقیس است. امروالقیس از چنان شخصیتی برخوردار بود که وقتی پیامبر(صل الله علیه و آله) اعلان نبوت نمود قریش گفتند: اگر قرار بود خدا پیامبری برگزیند او کسی جز امروالقیس نبود.امروالقیس سه دختر داشت که امام علی و امام حسن و امام حسین (سلام الله علیه) با آنان ازدواج نمودند و با یکدیگر باجناق شدند.

علی اصغر در کربلا ۶ ماهه بود و با تیر سه شعبه بر روی دستان امام (سلام الله علیه) به شهادت رسید. امام حسین خون او را به آسمان پاشید و حتی قطره ای از آن به زمین باز نگشت. و از آسمان ندا آمد که «دعه یا حسین فان له مرضعة فی الجنة» یعنی او را رها کن که برای او دایه ای است که هم اکنون به او شیر می دهد و این تنها جائی است که خداوند با امام (علیه السلام) سخن گفته و دلداری داده است که نشان از سنگینی فاجعه دارد.امام سجاد (سلام الله علیه) او را بر روی سینه امام حسین (سلام الله علیه) دفن نمود. خون او از سنگین ترین خون های کربلاست و نشان دهنده عمق کینه و عداوت دشمن با خاندان رسول اکرم(صل الله علیه و آله) است.

اولاد اناث امام حسین(علیه السلام) در کربلا:

فاطمه(علیها سلام): نام مادرش ام اسحاق دختر طلحة ابن عبیدالله تیمیه (مشهور به طلحة الخیر) است. ام اسحاق در ابتدا همسر امام حسن (سلام الله علیه) بود و بعد از شهادت همسرش به عقد امام حسین (سلام الله علیه) درآمد. فاطمه در کربلا ۱۵ساله بود. او در تقوی و کمال و فضائل و جمال نظیری نداشت به گونه ای که او را حورالعین می نامیدند. همسر او حسن ابن حسن ابن ابیطالب (حسن مثنی) جد اعلای طباطبائی هاست. حسن مثنی در کربلا به شدت مجروح شد و علیرغم دوا و درمان های بسیار بعد از یک سال به شهادت رسید. حاصل ازدواج حسن مثنی و فاطمه بنت الحسین (سلام الله علیه) سه پسر و دو دختر بود به نام‌های عبدالله (عبدالله محض)، ابراهیم (ابراهیم عُمر)، حسن (حسن مثلث)، زینب و ام کلثوم است. ابراهیم عمر جد اعلای علامه طباطبائی(ره) است. لذا علامه از طرف مادر حسینی و از طرف پدر حسنی است. زوج دوم فاطمه عبدالله بن عمر بن عثمان بن عفان بود و محمد دیباج از وی متولد شد که به دست منصور به قتل رسید. فاطمه عروس امام حسن(سلام الله علیه) در سال ۱۱۷ه.ق در سن ۷۱سالگی در مدینه دار فانی را وداع گفت و در قبرستان بقیع به خاک سپرده شد.

سکینه(علیها سلام): سکینه عقیله بنی هاشم و دارای سیره ای نیکو بود، او صاحب فضل و دانش و فضیلت و کرم فراوان و عقل کامل و مکارم اخلاق بزرگوارانه و مناقب عالی و افتخارآمیز بوده است. او سرور زنان عصر خویش و زیباترین، ظریفترین و با اخلاق ترین آنان بود. سکینه در واقعه کربلا پانزده یا دوازده سال داشت که با پسر عمویش عبداللّه بن حسن(علیه السلام) که در کربلا شهید شد ازدواج کرده بود (برخی عبدالله ابن حسن را همان ابوبکر دانسته اند که با تیر سه شعبه در کربلا به شهادت رسید. علت اینکه اهل بیت نام فرزندان خود را ابوبکر یا عمر یا عثمان می گذاشتند این بود که در صدر اسلام شهدائی تحت همین عناوین وجود داشته اند که به یاد آنان نام گذاری می کردند). مادر او رباب است. لذا با علی اصغر خواهر و برادر تنی هستند. رباب همسر محبوب امام حسین (علیه السلام) است. رباب بعد از کربلا همواره ذیل آفتاب می نشست و می گفت حسین! دو چیز را هرگز فراموش نمی کنم: تو را و نیزه ها را (که نشان از تولی و تبری اوست). اگر چه خواستگار زیاد داشت اما او می گفت: افتخار عروس رسولخدا بودن را با هیچ چیز عوض نمی کنم. و سرانجام بعد از یک سال دق کرد و جان به جان آفرین تسلیم نمود. سکینه در شعر و ادب قوی بود به طوری که  شاعران توانمند و مشهور آن زمان به خبرویت وی در شعر معترف بودند و او را حکم قرار می دادند تا درباره اشعار آنان داوری کند زیرا به عقل و هوش و آگاهی های وی از شعر اعتماد داشتند.

سکینه اهل عرفان و معنا بود طوری که وقتی حسن مثنی او را از پدرش خواستگاری کرد امام(علیه السلام) به او فرمود: «ان الغالب علی سکینه الاستغراق مع الله فلا تصلح لرجل» یعنی سکینه غالبا غرق در خداست و بهتر است با فاطمه ازدواج کنی. و این سکینه است که در گودی قتلگاه از حلقوم بریده پدرش می شنود که: «شیعتی مهما شربتم ماء عذب فاذکرونی او سمعتم بغریب او شهید فندبونی.»

 سکینه در پنجم ماه ربیع الاول سال ۱۱۷ در مدینه درگذشت. خلیفه در شام هشام بن عبدالملک بود و حاکم مدینه ابن مطیر، خالد بن عبدالملک بن الحارث بن حکم. پس از درگذشت سکینه حاکم مدینه پیام داد که او را دفن نکنید تا بر او نماز بخوانم و پیش از ظهر از مدینه خارج و به جنگل های اطراف رفت. نماز ظهر خوانده شد نیامد، نماز مغرب را خواندند، وی نیامد. جنازه را در بقیع قرار داده بودند که بر اثر گرما نگران بودند که جسد دچار بوی بد شود از این رو خواسته شد که عود و بخور در کنار جنازه او دود کنند. محمد بن عبداللّه پسر خواهرش فاطمه دختر امام حسین(علیه السلام)، سی دینار بخور خرید و در کنارش دود کردند. بعد از نماز عشا حاکم مدینه آمد و به شیبة بن نصاح دستور داد بر جنازه نماز بخواند. این نشانه کینه وی نسبت به جناب سکینه است که به عمد این گونه عمل کرد تا از وی انتقام بگیرد. زیرا در برابر سب علی (علیه السلام)، با شجاعت و بدون ترس و هراس از حکام ستمگر اموی مروانی او را سب می کرد. برخی نیز گفته اند وقتی که سکینه با اصبغ بن عبدالعزیز بن مروان که در مصر بود ازدواج کرد و از مدینه به طرف مصر حرکت کرد و در دمشق درگذشت. از این رو در قبرستان باب الصغیر، قبری منسوب به سکینه است ولی قول اول درست می باشد. رحمت خدا بر او باد.

رقیه(علیها سلام): دختری ۳ یا ۴ ساله از امام حسین(علیه السلام) است که در خرابه شام در داغ پدر به شهادت رسید. برخی وجود او را قطعی و برخی وجود او را از مشهورات دانسته اند. مادر او ام اسحاق بنت طلحة است (لذا طبق این نقل رقیه و فاطمه بنت الحسین خواهر تنی هستند)

۲) شهدا از فرزندان امام علی(علیه السلام) و برادران امام حسین(علیهم السلام) در کربلا:

عباس ابن علی(علیه السلام): مادرش فاطمه دختر حزام ابن خالد ابن کلاب است. امام علی(علیه السلام) قریب به ۲۲ سال بعد از فاطمه (علیها السلام) خواستار ازدواج با زنی شجاع شد. عقیل فاطمه بنی کلاب را پیشنهاد داد. بنی کلاب در شجاعت سرنیزه ها را به بازی می گرفتند و قبایل بزرگ هم از شجاعت آنان خوف داشتند. فاطمه گوید شب خواستگاری علی(علیه السلام) از من در خواب دیدم که در باغی نشسته ام پس ماه و سه ستاره به دامن من نشستند.

شب زفاف فاطمه بنت حزام به درب خانه علی(سلام الله علیه) رسید گفت: «سادتی انا هنا خادمة عندکم جئت لخدمتکم، فهل تقبلونی بهذا الشرط… و الا فانی راجعة الی داری» برای ورود شرطی دارم اگر آقازاده ها قبول کنند وارد می شوم و الا به خانه پدرم بازمی گردم و آن شرط این است که من خدمتکار شما باشم؛ پس امام حسن و امام حسین و زینب (علیهم السلام) به ایشان خوش آمد گفتند و فرمودند: «انت عزیزة و کریمة و هذا بیتک»؛ شما عزیز و بزرگوار هستید و این خانه هم متعلق به شماست.

«و کان العباس رجلا و سیما جمیلا یر کب الفرس و رجلاه یخطان فى الاءرض و کان یقال له قمر بنى هاشم و کانلواء الحسین علیه السلام معه» یعنی عباس (علیه السلام) مردی زیبا، تنومند و آراسته بود که هر گاه بر اسب تناوری سوار می شد پاهایش به زمین می رسید و به او قمر بنی هاشم می گفتند و پرچم سپاه امام حسین(علیه السلام) به دست با کفایت او بود.

او فقط اسب های عربی بلند بالا و قوی را سوار می شد و زانویش در مقابل گوش اسب قرار می گرفت. در وجه تسمیه او به عباس نوشته اند: عموی پیامبر نیز عباس نام داشت و هنگامی که می ایستاد صورتش روبروی کوهان شتر ایستاده قرار می گرفت لذا او را نیز عباس نامیدند. برخی نیز گفته اند عباس یکی از ۵۰۰ نام شیر در عربی است و عباس به شیری می گویند که به گله شیرها حمله کند و گله را پراکنده کند.

 باز نوشته اند: «ان العباس ابن علی زق العلم زقا» یعنی قبل از این که خوردن بیاموزد از علم تغذیه شد. «عالم غیر معلم فهیم غیر مفهم. ان العباس من اعاظم الفقهاء. کان فقیها عالما زاهدا و بین عینیه اثر السجود». امام صادق (سلام الله علیه): «کانَ عَمُّنَا العَبّاسُ بنُ عَلِیٍّ نافِذَ البَصیرَةِ صُلبَ الإیمانِ جاهَدَ مَعَ أبی عَبدِاللَّهِ و أبلى بَلاءً حَسَناً و مَضى شَهیداً.»

ابوالفضل(علیه السلام) در کربلا ۳۴ سال داشتند. همسرش لبابه دختر عبیدالله ابن عباس(پسر عموی پیامبر) است.

فرزندان عباس(علیه السلام): عبیدالله، فضل، حسن، قاسم و یک دختر. بعضی معتقدند ابالفضل(علیه السلام) پسری بنام محمد داشته که در کربلا به شهادت رسیده است.

شاخصه اصلی شخصیت عباس(سلام الله علیه) ولایت پذیری اوست. او آنچنان فانی در امام (سلام الله علیه) است که نه تنها از دستورات امام (سلام الله علیه) که حتی از وضعیت امام (تشنگی) نیز تبعیت می کند و بدون این که آب بنوشد از فرات بیرون می آید. چه سخت است آب نخوردن بعد از سه روز در حالی که خون زیادی از بدن رفته باشد، جنگی سخت نموده باشی و زره سنگین را در روزی گرم بر تن داشته باشی و حال اینکه تا زیر شکم اسبت آب موج بزند. چه سخت است برای مردی رزمی با قدرتی فوق العاده که برادرانش و یارانش و عزیزانش کشته شوند اما او به دستور امام پرچم به دست بایستد و تماشا کند.

تا این که نوبت به او رسید. عرض کرد: «قد ضاق صدری و سئمت من الحیاة و ارید ان اطلب ثاری من هولاء المنافقین»

پس امام(سلام الله علیه) فرمود: «اذا مضیت تفرق عسکری» (اگر تو بروی شیرازه لشکرم از هم فرو خواهد پاشید.)عرض می کنیم آقا جان کدام لشکر؟! مگر بجز عباس کس دیگری هم مانده است؟! آری او به تنهائی یک لشکر بود.

از ۴۰۰۰ تا ۱۰۰۰۰ نفر شریعه را دوره کرده  بودند اما او بی اعتنا به سوی آنان می رفت. ناگهان خورشید پنهان شد؛ باران تیر باریدن گرفت آنقدر تیر بر دستانش نشسته بود که از دور شبیه دو بال بنظر می رسیدند و آنقدر بر سینه اش تیر بود که تو را به یاد پشت خارپشت بیندازد.

ماه از رود بیرون آمد. آنقدر کشت که ضجه لشکر درآمد. نوشته اند از کشتاری که او راه انداخته بود، لشکر عمر ابن سعد خود را باخته بود. سرانجام دشمن قید مردانگی را زد، دستانش را قطع نمودند اما او همچنان با تمام سرعت بسوی خیمه ها می تاخت پس مشک را زدند. اسب را نگه داشت و مسیر اسب را به سوی تپه ای تغیر داد تا شاید از بلندی برای آخرین بار قد و بالای مولایش(علیه السلام) را بنگرد. اما نگاه ۲۰ کودک بر چشمان خیس او سنگینی کرد. تیری آمد و سنگینی نگاه کودکان را سبک کرد. چشمان ناامید کودکان آخرین صحنه ای بود که کعبة الاولیاء و امید امیدواران مشاهده نمود.

عبدالله ابن علی ابن ابیطالب(علیه السلام): مادرش ام البنین(سلام الله علیها)  است و در کربلا ۲۵ سال داشته است

عثمان ابن علی ابن ابیطالب(علیه السلام): مادرش ام البنین(سلام الله علیها) است و در کربلا ۲۳ سال داشته است

جعفر ابن علی ابن ابیطالب(علیه السلام): مادرش ام البنین(سلام الله علیها) است و در کربلا ۲۱ سال داشته است

ابوبکر یا عبدالله ابن علی ابن ابیطالب(علیه السلام): کنیه اش ابوبکر و نام مادرش لیلی دختر مسعود ابن خالد ابن مالک است و در کربلا ۲۵ ساله بوده است.

محمد ابن علی ابن ابیطالب(علیه السلام): بعضی مادر او را اسماء بنت عمیس می دانند.(اسماء همسر جعفر ابن ابیطالب بوده و بعد از شهادت جعفر ابن ابطالب با ابوبکر ازدواج نمود که حاصل این ازدواج محمد ابن ابی بکر است. و بعد از وفات ابوبکر با امام علی(علیه السلام) ازدواج نمود.) وی در کربلا ۲۲ سال داشته است.

عباس اصغر ابن ابن ابیطالب(علیه السلام): نام مادرش صهبا است. صورت او همچون ماه شب چهارده زیبا و نورانی بود. هنوز محاسن نداشت اما در پیشانیش آثار سجده نمایان بود. (لذا رقیه همسر مسلم ابن عقیل با عباس اصغر خواهر و برادر تنی و از یک مادر هستند)

ابراهیم ابن علی ابن ابیطالب(علیه السلام): در کربلا ۲۰ ساله بود.

مورخین(با حفظ اختلاف) ۱۸ نفر از شهدای کربلا را از فرزندان امام علی(علیه السلام) دانسته اند.

فرزندان اناث امام علی(علیه السلام):

زینب (علیها سلام): معروف به فاطمه صغری در کربلا ۵۵ ساله بوند و در سن ۵۶ سالگی در غم شهادت امام حسین(علیه السلام) رحلت کردند. زینب(علیها سلام) عقیله، مستجاب الدعوة، فصیح، عارف، عفیفه، مدافع ولایت، مفسر قرآن فهیمة غیر مفهمه و عالمة غیر معلمة و عابده آل علی و از خاندان نبوت است. او همسر عبدالله ابن جعفر طیار است (جعفر طیار در واقعه عاشورا حضور نداشت اما به فرزندانش دستور داد چنان که دائیتان وارد جنگ شد جان خود را فدای او کنید. هنگامی که خبر شهادت فرزندانش به او رسید گفت: تنها چیزی که مرا آرام می کند شهادت فرزندانم در راه امام(علیه سلام) است. عبدالله بر اثر دعای پیامبر(صل الله علیه و آله) بسیار ثروتمند بود تا جائی که به دولت وام می داد. وی در جنگ های امام علی(علیه سلام) جزء فرماندهان بود. عبدالله در عاشورای ۶۱ه.ق ۷۰ساله بود.)

ام کلثوم(علیها سلام): ام کلثوم کنیه حضرت زینب نیز هست. اما ام کلثوم نام این شهیده است نه کنیه ایشان. کنیه ایشان زینب صغری است. مادرش فاطمه(علیها سلام) است. او متولد سال ۶ه.ق است و همسرش عون ابن جعفر طیار است. عون فرزند جعفر و اسماء بنت عمیس است (اسماء بنت عمیس همان است که در غسل زهرا(علیها سلام) حضور داشت) و در کربلا در سن ۵۷ سالگی به شهادت رسید.

افراد زیادی از محققان اهل سنت با اسناد تاریخی، گفته‎اند که امیرالمؤمنین علی(علیه السلام) دختری به نام “ام کلثوم(علیها سلام)” داشته است و خلیفه دوم ایشان را از حضرت علی(علیه السلام) خواستگاری نیز کرد ولی حضرت قبول نکردند؛ از جمله: «انصاب الاشراف؛ بلاذری»، «البدء و التاریخ؛ مقدسی»، «تاریخ الائمة؛ ابن ابی التلج»، «الموطأ؛ مالک»، «السنن؛ بیهقی»، «سیر اعلام النبلا؛ ذهبی»، «الذریة الطاهرة؛ دولابی»، «دلایل الامامه؛ طبری»، «مناقب آل ابیطالب؛ ابن شهراشوب»، «معارف؛ ابن قطیبه»، «کفایة الطالب؛ گنجی شافعی».

لذا برخی از مولوی های حال حاضر اهل سنت هم قبول دارند که مطلب ازدواج او با حضرت ام کلثوم(علیها سلام) دروغ است.

«ابن سعد» هم در کتاب “طبقات” جلد سوم صفحه ۱۸۳ و «ابن هشام» در کتاب “السیرة النبویة” جلد سوم صفحه ۷۹۱ و “تاریخ طبری” جلد سوم صفحه ۲۶۹ آورده‎اند که خلیفه دوم ۱۴ همسر داشته است که یکی از آنها «ام کلثوم بنت جرول خذاعی» بود. پس ایشان زنی به نام ام‎کلثوم داشته ولی نه «ام کلثوم بنت فاطمة الزهراء(سلام الله علیها).

حضرت ام کلثوم(علیها سلام) پس از واقعه هولناک کربلا، دوش به دوش حضرت زینب(علیها سلام) بود. ایشان هم بارها و بارها در طول مسیر خطبه خواند؛ در “کوفه”، “بعلبک”، “سیبور”، “نصیبیین” و چهل منزلی که رفتند سخنان ایشان وجود دارد. همچنین ایشان در ورود به دروازه شام و ماجرای تازیانه و مطالب دیگر حضور داشت.

خطبه ای که ام کلثوم(علیها سلام) در کوفه خواند غوغایی به پا کرد. وقتی دیدند مردم کوفه نان و خرما در میان بچه ها تقسیم کردند حضرت آمدند از دهان بچه ها نان و خرما را بیرون کشید و گفتند: مگر ما را نمی‎شناسید؟ مگر نمی‎دانید صدقه بر ما حرام است؟

قافله وقتی در اربعین به کربلا بر‏گشت حضرت زینب(علیها سلام) در کنار قبر برادر آنقدر ناله ‎کرد و لطمه زد که از حال رفت. حضرت ام کلثوم(علیها سلام) نیز به همین شکل. حضرت زینب(علیها سلام) روضه ‎خواند و لطمه ‎زد و از هوش ‎رفت؛ سپس حضرت ام کلثوم(علیها سلام) بر‎خاست و روضه ‎خواند و از حال ‎رفت. یعنی در همه وقایع پا به پای حضرت زینب(علیها سلام) بود.

حضرت ام کلثوم(علیها سلام) همه جا احترام حضرت زینب(علیها سلام) را نگه داشت و قبل از ایشان قدم بر نداشت و حتی قبل از ایشان صحبت نکرد؛ اما هر جا که حضرت زینب(علیها سلام) از حال می‎رود، ایشان ادامه می‎دهند.

سخنرانی هایش دارای فصاحت و بلاغت نه به مانند خواهر ولی در حد خواهر بوده است. در کتاب “بلاغات النساء” کلمات این اولیا مخدره را آورده است.

در کتاب “ریاحین الشریعة” جلد سوم صفحه ۲۵۶ آمده که حضرت ام کلثوم(علیها سلام) به دلیل اینکه صبری که خداوند به حضرت زینب(علیها سلام) عطا کرده بود را نداشت چهار ماه پس از بازگشت از سفر کربلا به مدینه، مورخ ۲۹/جمادی الثانی/۶۱ه.ق دق کرد و در واقع بر اثر شدت تألمات به شهادت رسید.

 ۳) شهدا از فرزندان امام حسن(علیه السلام) در کربلا:

امام حسن(علیه السلام) ۱۵فرزند داشت که ۵ نفر از آنان در کربلا به شهادت رسیدند.

حسن ابن حسن(علیه السلام): مشهور به حسن مثنی است. مادر وى، خوله، دختر منظور ابن ریان النزاری است. وی بعد از کشتن ۱۷ نفر و زخمی نمودن ۱۸ نفر دست راستش قطع شد و به اسارت دشمن در آمد. یکى از سربازان عمر بن سعد به نام ابى‏حسان اسماء بن خارجه خزارى، که از بستگان مادرش نیز بود، او را از اسارت دشمن نجات داده و در منزل خویش در کوفه به مداواى وى همت گماشت و پس از بهبودى، او را به مدینه روانه کرد. بعد از بازگشت اسراى کربلا به مدینه، حسن مثنّى همچنان با همسر فداکارش فاطمه بنت الحسین زندگى مى‏کرد تا اینکه به دستور عبدالملک بن مروان از خلفاى اموى مسموم گردیده و در ۳۵ سالگى به شهادت رسید و در قبرستان بقیع مدفون شد.

ابوبکر ابن حسن(علیه السلام): نام مادرش نفیله است لذا او برادر تنی قاسم و عبدالله ابن حسن(علیه السلام) است و بعید نیست که از قاسم بزرگتر بوده باشد. او همسر سکینه بنت الحسین(علیه السلام) است و در کربلا با تیر سه شعبه شهید شد.

قاسم ابن الحسن(علیه السلام): مادرش نفیله است و در کربلا حداکثر ۱۶ساله بود. او بسیار شجاع بود و در کرببلا با هزار نفر جنگید.

قاسم در شب عاشورا از شهادت خود سوال کرد امام حسین(علیه السلام) فرمود: «کیف الموت عندک؟ گفت: احلی من العسل». امام فرمود: آری شهید خواهی شد بعد از این که بلای عظیمی به تو برسد (ظاهرا چون زره و کلاه خود نداشت شهادتش فجیع بود). و بعد امام(علیه السلام) فرمود: حتی آن نوزاد(علی اصغر) در خیمه نیز شهید خواهد شد.

عبدالله ابن الحسن(علیه السلام): نام مادرش نفیله است. او در کربلا ۱۰ساله بوده است و در آغوش امام حسین(علیه السلام) در آخرین لحظات عمر شریف امام به شهادت رسید.

عبدالله ابن عبدالله ابن حسن(علیه السلام): از دیگر شهدای این خاندان است.

۴) شهدا از خاندان جعفر ابن ابیطالب(علیه السلام):

عون ابن عبدالله ابن جعفر طیار(علیه السلام): او فرزند حضرت زینب(علیها سلام) است. در زیارت ناحیه مقدسه آمده: «السّلامُ عَلی عَون بن عَبدالله بنِ جَعفرٍ الطّیار.» در زیارت ناحیه، از او با عناوین هم پیمان ایمان، نصیحت کننده به سوی پروردگار و همتای مثانی و قرآن یاد شده و قاتل او مورد لعن خداوند قرار گرفته است.

او در رجز خود می خواند: اگر مرا نمی‌شناسید، پس من پسر جعفر، شهیدی راستین در بهشت تابان هستم؛ او در آنجا با بالی سبزفام پرواز می‌کند، در محشر همین شرافت او را بس است

او با شمشیر به جنگ دشمن ‌رفت تا این که سی نفر سوار و هجده نفر پیاده را به قتل رسانید.

محمد ابن عبدالله ابن جعفر طیار (علیه السلام): او فرزند حضرت زینب(علیها سلام) است. برخی گفته اند او فرزند همسر دیگر عبدالله بنام خوضا است.

عبید الله ابن عبدالله ابن جعفر طیار(علیه السلام): فرزند خوضاء است.

قاسم ابن محمد ابن جعفر طیار(علیه السلام): مادر او، ام کلثوم دختر زینب کبری(علیها سلام) است.(در واقع نوه حضرت زینب است)

۵) شهدا از خاندان مسلم ابن عقیل:

نام پدر: عقیل ابن ابیطالب/ نام مادر:  کنیزی بنام علیّه است که عقیل او را از شام خریداری نمود./ متولد: ۱۱ه.ق یا ۳۳ه.ق/ شهادت:  سال ۶۱ه.ق؛ لذا در هنگام شهادت ۲۸ ساله یا ۵۰ ساله بوده است.

نسبتش با امام حسین(علیه السلام): پسر عمو

نسبتش با امام علی(علیه السلام): داماد امام است. او همسر رقیه دختر امام علی(علیه السلام) است. نام مادر رقیه، صهباء یکی از همسران امام علی(علیه السلام) است.

فرزندان مسلم(علیه السلام): 

عبدالله ابن مسلم بن عقیل(علیه السلام): مادرش رقیه دختر امام علی(سلام الله علیه) است. وی در کربلا ۱۴ یا ۲۶ ساله بوده است.

محمد ابن مسلم بن عقیل(علیه السلام): مادرش ام ولد بوده است. برخی نیز گویند مادرش رقیه بنت علی(سلام الله علیه) است و در کربلا ۲۷ سال داشته است.

محمد و ابراهیم(علیه السلام): معروف به طفلان مسلم که یک سال بعد از شهادت امام حسین(سلام الله علیه) از زندان ابن زیاد فرار کردند و توسط یکی از کوفیان به شهادت رسیدند.

برادران مسلم ابن عقیل(علیه السلام):

جعفر ابن عقیل(علیه السلام): مادر او ام الثغر دختر عامر از بنی کلاب است.وی در کربلا ۲۳ سال داشت. وی ۱۵ نفر را کشت.

عبدالرحمن ابن عقیل(علیه السلام): مادر او ام ولد بوده است. وی با دختر امام علی(سلام الله علیه) بنام خدیجه ازدواج نمود. وی ۱۷ نفر را کشت.

عبدالله ابن عقیل(علیه السلام): عبدالله بن عقیل که به «عبدالله اکبر» ملقب بود، روز عاشورا در سپاه امام حسین(علیه السلام) به میدان رفت و با سپاهیان عمر سعد مبارزه کرد، و سرانجام به دست «عثمان بن خالد» و مردی از قبیله همدان به شهادت رسید.

محمد ابن ابی سعید بن عقیل(علیه السلام): در کربلا پسر بچه ای است. مادرش ام ولد بود. چوبی به دست داشت و به چپ و راست سر می چرخاند. لقیط ابن ایاس جهنی از روی اسب خم شد و او را جلوی چشمان مادرش به دو نیم کرد.

ب) سایر شهدا از غیر بنی هاشم:

۶) شهدا از سفیران امام حسین(علیه السلام):

مسلم ابن عقیل(علیه السلام): او در کوفه به شهادت رسید.

عبدالله ابن یَقطُر حِمیری: مادرش ام قیس ابن ذریح (پرستار امام حسن و امام حسین(علیه السلام) بوده). او جواب نامه مسلم را مبنی بر لبیک کوفیان می آورد که در قادسیه دستگیر شد. عبیدالله ابن زیاد به او گفت: بالای دارالاماره برو و به درغگو پسر دروغگو لعنت بفرست. او بالای دارالاماره رفت و گفت: ای مردم! من فرستاده حسین ابن فاطمه بنت رسول الله هستم تا او را علیه پسر مرجانه و پسر سمیه آن حرامزاده پسر حرامزاده یاری کنم.

پس او را از بالای دارالاماره پرت کردند؛ اسنخوان های او شکست و هنوز رمقی در بدن داشت که با کارد سر از تنش جدا کردند.

سلیمان ابن رَزین: از غلامان امام حسین(علیه السلام) و سفیر امام بسوی رؤسای پنجگانه بصره بود. منذر ابن جارود (پدر زن ابن زیاد) او را دستگیر و بسوی ابن زیاد فرستاد و او سلیمان را گردن زد.

قیس ابن مُسهّر صیداوی: امام(علیه السلام) توسط او نامه ای به سوی مسلم و مردم کوفه فرستاد. اما او را دستگیر کردند. ابن زیاد گفت: بالای منبر برو و بگو: من فرستاده دروغگو پسر دروغگو هستم. او بالای منبر رفت و گفت: ای مردم به درستی که حسین ابن علی(علیه السلام) بهترین خلق خداست و او پسر فاطمه دختر رسول الله است و من فرستاده او بسوی شما هستم لذا او را اجابت کنید. بر عبیدالله و پدرش لعنت و به حسین و علی(علیها السلام) درود فرستاد. پس او را از دارالاماره به پایین افکندند.

۷) یاران شیدای امام حسین(علیه السلام):

*عبدالرحمن ابن عبد رب الانصاری الخزرجی: از صحابه رسول خدا و از یاران مخلص امام علی(علیه السلام) است. وی قرآن را نزد علی(علیه السلام) آموخت. او از مکه امام را همراهی نمود تا به فیض شهادت نائل آمد.

*نعیم ابن عجلان انصاری خزرجی: او همراه دو برادرش در جنگ صفین علی(علیه السلام) را همراهی نمود. وی از کوفه خود را به امام(علیه السلام) رساند.

*عمران ابن کعب ابن حارث الاشجعی: از وی فقط در زیارت ناحیه مقدسه اسم برده شده است.

*قاسط ابن زهیر ابن حرث تغلبی: او همراه با برادرش کردوس در کربلا به شهادت رسیدند. آنها صحابه امیرالمومنین(علیه السلام) هستند و امام علی و امام حسن(علیه السلام) را در جنگ های متعدد یاری کرده اند.

*کنانة ابن عتیق تغلبی: عابد و قاری و از شجاعان کوفه بود.

*زاهر ابن عمرو کندی: رزم آوری مشهور بود. او از محبان شناخته شده اهل بیت(علیهم السلام) بود. او علیه معاویه شورید و تا سال ۶۰ه.ق فراری بود. او به حج رفت و از آنجا امام حسین(علیه السلام) را همراهی کرد.

*حارث ابن عمرو القیس کندی: جنگاور و اهل عبادت بود. وی به یاری ابن سعد آمده بود ولی وقتی دید او کلام امام را رد کرد به لشکر امام حسین(علیه السلام) پیوست.

*یزید ابن ثبیط عبدی بصری: او در قبیله خویش به مردی شریف شهرت داشت و از شیعیان علی(علیه السلام) بود. وی به همراه دو فرزند از ده فرزندش(عبدالله و عبیدالله) و اصحابش (عامر و غلامش و نیز سیف ابن مالک و ادهم ابن امیه) به مکه آمدند. او در مکه به دنبال امام می گشت و امام(علیه السلام) به دنبال او می گشت.تا بالاخره امام(علیه السلام) در خیمه او ایستاد تا او برگشت. وی در کربلا به شهادت رسید.

*عامر ابن مسلم عبدی بصری: وی از شیعیان بصره است که همراه غلامش سالم به همراهی یزید ابن ثبیط امام(علیه السلام) را از مکه تا کربلا همراهی کردند.

*سالم غلام عامر ابن مسلم عبدی: وی در حمله نخستین به شهادت رسید.

*سیف ابن مالک عبدی بصری: از شیعیان بصره است و در حمله نخستین شهید شد.

*حباب ابن عامر ابن کعب تیمی: از شیعیان کوفه بود.

*نُعمان ابن عمرو الرّاسبی: از اهالی کوفه و از اصحاب امیرالمومنین(علیه السلام) است. او با عمر ابن سعد به کربلا آمد. وقتی عمر ابن سعد پیشنهادات امام(علیه السلام) را رد کرد شبانه به امام پیوست.

*حُلاس ابن عمرو ازدی راسبی: برادر نُعمان است. او یار علی(علیه السلام) بوده و از مأموران نیرو انتظامی امام علی(علیه السلام) در کوفه بوده و همچون برادرش شبانه به سپاه امام حسین(علیه السلام) پیوست.

*عمار ابن ابی سلامه دالانی: از صحابه امام علی است و آن حضرت را در هر سه جهادش یاری نمود.

*جابر ابن حجاج: غلام عامر است. وی مردی شجاع و رزم آور بود.

*مسعود ابن حجاج: از شیعیان بنام، شجاع و رزم آور است. وی به همراه عمر ابن سعد به کربلا آمد و خود را به سپاه امام(علیه السلام) رساند.

*عبدالرحمن ابن مسعود ابن حجاج: فرزند مسعود است و از شیعیان شناخته شده کوفه.وی به همراه پدرش به خدمت امام رسیند.

*جبلة ابن علی شیبانی: وی از شجاعان کوفه است. در بدو امر مسلم ابن عقیل را یاری نمود و سپس به یاری امام (علیه السلام) شتافت.

*عبید الله ابن یزید ثُبیط: وی اهل بصره است و همراه پدر زید و برادرش عبدالله به کربلا آمد.

*عبدالله ابن یزید ثبیط: از شیعیان بصره است.

*ادهم ابن اُمیه: از دیگر شهدای کربلا

*عمار ابن حسّان ابن شُریح طائی: از قبیله طی است.او شجاع و عاشق ولایت بود. از مکه تا کربلا امام(علیه السلام) را همراهی نمود. پدرش یاور امام علی(علیه السلام) در جنگ جمل و شهید صفین است.

*عمر ابن صبیعة ابن قیس ابن ثعلبه ضبُعی تیمی: او با ابن سعد از کوفه خارج شد و با جمعی در کربلا به امام پیوست.

*مسلم ابن کثیر اعرج ازدی: از یاران امام علی(علیه السلام) بوده. وی خود را از کوفه به امام حسین(علیه السلام) رساند.

*زهیر ابن سلیم: وی در شب عاشورا موفق شد خود را به امام(علیه السلام) برساند.

*رافع ابن عبدالله: غلام مسلم ازدی است. وی بعد از مسلم و بعد از نماز ظهر به شهادت رسید.

*جُندب ابن کندی خولائی: او فرزند حُجر از اصحاب امام علی(علیه السلام) است. معاویه وی را در محلی بنام مرج عذرا به شهادت رساند. مقبره وی در شام است. جندب از بزرگان شیعه و امیر قبیله بزرگ بنی کنده است. وی قبل از ملاقات امام و لشکر حر به امام(علیه السلام) پیوست.

*جنادة ابن کعب ابن الحرث انصاری خزرجی: او با اهل و عیال و فرزندش(عمرو) در مکه به خدمت امام(علیه السلام) رسیدند و تا روز عاشورا در رکاب امام ماندند.

*قاسم ابن بِشر ازدی: از شجاعان و شیعیان کوفه است. او به همراه ابن سعد وارد کربلا شد. اما با مشاهده ظلم امویان به امام(علیه السلام) پیوست.

*جُوین ابن مالک ابن قیس ابن ثَعلبه: وی از شیعیان است و با قبیله خود علیه امام(علیه السلام) از کوفه خارج شد ولی وقتی ابن سعد شروط امام(علیه السلام) را نپذیرفت با عده ای شبانه به امام پیوست.

*اُمیة ابن سعد ابن زید طائی: او از بزرگان امام علی(علیه السلام) است. وی از رزم آوران بود و شب هشتم به امام پیوست.

*زهیر ابن بُشر خثعمی: از دیگر شهدای کربلا

*عبدالله ابن بُشر خثعمی: او از شجاعان است. وی همراه لشکر عمر ابن سعد آمد ولی سرانجام یار امام حسین(علیه السلام) شد.

*بُشر ابن عمرو حضرمی: از یاران دلاور علی (ع) است. روز عاشورا پسرش در مرزی اسیر شد. امام (علیه السلام) فرمود: برو و او را آزاد کن. اما او گفت: یا اباعبدالله، درندگان مرا زنده زنده بدرند اگر از شما جدا شوم. پس امام(علیه السلام) به فرزند او ۵ برد یمانی به قیمت ۱۰۰۰ دینار داد تا برود و برادرش را آزاد کند.

*حجّاج ابن بدر سعدی تیمی بصری: وی اهل بصره است.

*عائذ ابن مجمع ابن عبدالله عائذی(مذحجی): عائذ و پدرش مجمع و جمعی از دوستداران امام(علیه السلام) در عذیب الهجانات به امام ملحق شدند.

*قارب ابن عبدالله دئلی: مادرش خادم امام حسین(علیه السلام) بود و پدرش رسول خدا را از غار ثور تا مدینه همراه بود و همانجا اسلام آورد. قارب امام حسین(علیه السلام) را از مدینه تا مکه و سپس تا کربلا همراهی کرد و سرانجام به فیض شهادت نائل آمد.

*منجح ابن سهم: وی غلام امام حسین(علیه السلام) است.

*سعد ابن حرث: وی غلام امیرالمومنمین(علیه السلام) است. او صحابی رسول الله و آزاد شده امام علی(علیه السلام) است. در زمان حکومت امام علی(علیه السلام) استاندار آذربایجان شد. بعد از شهادت امام علی(علیه السلام) از ملازمان امام حسن(علیه السلام) بود و در نهایت امام حسین(علیه السلام) را تا کربلا همراهی نمود و به فیض عظمی شهادت دست یافت.

*نصر ابن ابی نیزر حبشی مدنی: وی غلام امام علی(علیه السلام) است. ابی نیزر از نوادگان پادشاهان عجم بوده که به رسول خدا(صل الله علیه و آله) هدیه شد و پس از رسول خدا در خدمت علی(علیه السلام) مشغول به کشاورزی بود. ابی نیزر مردی بلتد قامت و خوش سیما بود. گویند ابی نیزر از فرزندان نجاشی پادشاه حبشه بوده و از دوران کودکی به خدمت رسول خدا(صل الله علیه و آله) درآمد. بعد از رحلت نجاشی آمدند تا تنها بازمانده او را جهت پادشاهی برگردانند اما او گفت: یک ساعت در خدمت رسول خدا بودن برای من از یک عمر پادشاهی حبشه برتر است. فرزندش نصر نیز همچون پدر از یاران امام علی(علیه السلام) بود. او از مدینه تا کربلا امام حسین(علیه السلام) را همراهی کرد. امام(علیه السلام) به او اجازه بازگشت داد ولی او گفت: هرگز هرگز… اگر رفتنی بودیم به اینجا نمی آمدیم (یعنی اگر عافیت طلب بودیم آنگاه که برای پادشاهی ما را فراخواندن به حبشه برمی گشتیم.)

*حبشی ابن قیس نهمی: از دیگر شهدای دشت کربلا

*حارث ابن نبهان: نبهان غلام حمزه سید الشهداء و سواری شجاع بوده است. فرزند او حارث از یاران امام علی و امام حسن و امام حسین(علیهما السلام) است.

*سالم ابن عمرو: وی غلام بنی مدینه است.

*شبیب: وی غلام حرث ابن سریع همدانی جابری است. وی مردی شجاع و جنگاور بوده.

*عمرو ابن جُناده: مادر او بحریّه بنت مسعود خزرجی است. وی در کربلا یازده سال بیشتر نداشته و پس از شهادت پدرش اذن میدان گرفت. امام فرمود: حالا که پدرت شهید شده شاید مادرت راضی نباشد. عمرو در جواب امام گفت: مادرم مرا فرستاده… عمرو وارد میدان شد و اینچنین رجز خواند:

امیری حسین و نعم الامیر      سرور فواد البشیر النذیر

علی و فاطمه والداه            و هل له تعلمون من نظیر

پس از شهادت عمرو دشمن سر جدا  شده او را بسوی امام(علیه السلام) پرتاب کرد. مادرش سر او را برداشت، خون از آن برگرفت و سپس بسوی دشمن پرت کرد. سر به یکی از دشمنان اصابت کرد و او را کشت سپس برگشت و ستون خیمه را کند و بسوی دشمن حمله ور شد در حالی که اینچنین رجز می خواند:

انی عجوز فی النساء ضعیفة      خاویة بالیة نحیفه

اضربکم بضربة عنیفه           دون بنی فاطمة الشریفه

من در بین زنان، ضعیف، خرد شده، پوسیده و لاغرم. اما شما را در راه حمایت از فرزندان عزیز فاطمه ضربتی سخت می زنم.

پس تیرک خیمه را بسوی دو نفر پرتاب کرد و آنان را زخمی نمود. پس امام(علیه السلام) او را به خیمه برگرداند

*عبدالله ابن عُمَیر: او مردی شجاع و شریف بود. قامتی بلند و بازوانی پرتوان داشت و در رزم مهارت داشت. نام همسر او ام وهب است. عبدالله بر مردمی که در نُخیله علیه امام حسین(علیه السلام) جمع شده بودند سوال کرد: کجا می روید؟ گفتند: به جنگ پسر دختر رسول خدا می رویم! عبدالله گفت: سوگند به خدا برای جنگ با اهل شرک حریص هستم. من امیدوارم ثواب جهاد کسانی که با پسر دختر پیامبرشان قصد جنگ دارند از جهاد با مشرکان آسانتر به دست  آید. او ماجرا را برای همسرش تعریف کرد. همسرش گفت: به واقع رسیده ای امیدوارم که خدای تعالی به تو روی کند و در کارهایت رشد یابی. آری چنین کن و مرا نیز با خود از این شهر خارج کن. وی شبانه با همسرش بسوی حسین ابن علی(علیه السلام) رهسپار شدند. عبدالله مسیحی بود ولی به همراه مادرش خدمت امام رسیدند و دین اسلام را برگزیدند. عبدالله دو غلام عبیدالله ابن زیاد یعنی یسار و سالم را کشت. او ۱۹سواره و ۱۶ پیاده از لشکر دشمن را کشت و سرانجام بعد از این که انگشتان دستش قطع شده بودند به اسارت دشمن درآمد. به دستور عمر ابن سعد سرش را جدا کردند و به سوی امام پرتاب کردند. همسرش سر او را برداشت و خاک و خون از آن پاک نمود و گفت: بهشت گوارای وجودت پس ستون خیمه را کند و بسوی دشمن حمله ور شد اما امام(علیه السلام) او را برگرداند و فرمود: خدا رحمتت کند جهاد از شما برداشته شده است. او می گفت: خدایا امیدم را نا امید نکن. امام(علیه السلام) فرمود: خدا امیدت را نا امید نمی کند.

*ام وهب: وی همسر عبدالله ابن عمیر است. و سرانجام در حالی که بالای سر شوهرش نشسته بود و می گفت: «هنیا لک الجنة اسال الله الذی رزقک الجنة ان یُصحبنی معک» غلام شمر(رستم) با عمود آهنین بر سرش ضربه ای زد و درجا او را به شهادت رساند.

*مالک ابن عبدالله سُریع: مالک پسر عمو و برادر مادری سیف ابن الحارث است. او همراه با سیف ابن الحارث نزد امام حسین(علیه السلام) رفتند و سخت گریستند. امام فرمود: چرا گریه می کنید؟ در حالی که ساعتی دیگر چشمتان روشن خواهد شد. گفتند: خدا ما را فدای تو کند. گرفتار شده ای و کاری از دست ما ساخته نیست.

*سیف ابن حارث ابن سُریع جابری: از دیگر شهدای دشت کربلا

*عبدالله ابن عُروة ابن حرّاق غفاری: از بزرگان قوم خود(بنی غفار) است. جد او (حرّاق) از اصحاب امام علی(علیه السلام) است که در سه جنگ صفین و جمل و نهروان حضور داشته است.

*عبدالرحمن ابن عروة ابن حرّاق غفاری: وی برادر عبدالله است. آنها با هم به جنگ دشمن رفتند و با هم به شهادت رسیدند.

*عمرو ابن خالد اسدی صیداوی: وی از مردان شریفی است که مسلم ابن عقیل را یاری داد. عمرو بعد از خیانت مردم چاره ای ندید جز این که خود را به امام(علیه السلام) برساند. او به همراه غلامش سعد و نیز پسرش جابر ابن حارث سلمانی و نیز مجمع العائذی و غلام (نافع بجلی) به سوی امامن شتافت. آنان راهنمائی بنام طرمّاح ابن عدیّ طائی داشتند و چون راه ها بسته بودند از بیراهه آمدند. آنها همراه هم با دشمن جنگیدند. دشمن آنان را محاصره کرد. امام(علیه السلام) به ابوالفضل(علیه السلام) برای آزادی آنان از محاصره دستور داد و ابوالفضل(علیه السلام) حلقه محاصره را شکست. پس هنگامی که به شهادت رسیدند امام(علیه السلام) چندین بار برای آنان طلب رحمت نمود.

*جنادة ابن حرث مُذحجی مرادی کوفی: وی پس حرث از مشاهیر شیعه در کوفه است. وی از اصحاب علی(علیه السلام) است و به همراه عمرو ابن خالد صیداوی به امام پیوست.

*سعد: غلام عمرو ابن خالد اسدی صیداوی است. وی مردی شریف بود که به همراه عمرو ابن خالد صیداوی وارد کربلا شد.

* جابر ابن حارث سلمانی: وی همراه صیداوی به کربلا آمد.

*مجمّع ابن عبدالله عائذی: پدرش عبدالله صحابی رسول خداست.و خود از یاران امام علی(علیه السلام) است.او همراه صیداوی و غلامش نافع ابن هلال و پسرش عائذ به کربلا آمدند.

*سعد ابن حارث انصاری عجلانی: او و برادرش ابوالحتوف در لشکر عمر ابن سعد بودند و هر دو از خوارج بودند.اما بعد از دیدن مظلومیت امام(علیه السلام) به یاری امام شتافتند و به شهادت رسیدند.

*ابوالحتوف ابن حارث انصاری عجلانی: از دیگر شهدای دشت کربلا

*مسلم ابن عوسجه اسدی: وی نیز همچون حبیب ابن مظاهر از طایفه بنی اسد است.او مردی شریف، عابد، با مروّت و با سخاوت بود.هنگامی که مسلم ابن عقیل در کوفه بود معقل غلام ابن زیاد با قسم های غلاظ و شداد اعتماد او را به خود جلب کرد و با فریفتن مسلم ابن عوسجه مخفیگاه مسلم ابن عقیل لو رفت. مسلم ابن عوسجه از جمله کسانی است که به امام(علیه السلام) نامه نوشت و وفادار باقی ماند.امام زمان(عج) در ناحیه مقدسه سوگند یاد نموده که او از رستگاران است.مسلم با اهل و عیالش به کربلا آمد.

هنگام شهادتش حبیب ابن مظاهر خود را بالای سر او رساند وی حبیب را به جانبازی در رکاب امام(علیه السلام) سفارش نمود.

*مجمّع ابن زیاد ابن عمرو جهنی: او در جهینه که در اطراف مدینه منوره است زندگی می کرد.وقتی امام(علیه السلام) از مدینه به سوی مکه می رفت به امام ملحق شد.

*عُبّاد ابن مهاجر ابن ابی مهاجر جهنی: وی نیز امام(علیه السلام) را از مدینه همراهی نمود.

*عقبة ابن صلت جهنی: او نیز امام(علیه السلام) را از مدینه همراهی نمود.

*وهب ابن عبدالله ابن عُمیر حبّاب الکلبی: وهب فرزند عبدالله ابن عمیر از قبیله بنی کلاب است.او همراه مادر و همسرش به کربلا آمد.به تشویق مادرش جهاد کرد.مادرش به او گفت: از تو راضی نمی شوم تا این که در پیش روی امام کشته شوی.همسرش گفت: مرا بی شوهر نکن.مادر گفت: ای فرزند عزیزم سخن همسرت را دور بینداز در راه حسین شهید شو تا به شفاعت جدش نائل شوی.او بعد از این که ۱۹ سوار و ۱۲ نفر از پیاده نظام را کشت دو دستش قطع و به فیض شهادت نائل آمد.وهب و مادرش مسیحی بودند و به دست امام حسین(علیه السلام) مسلمان شدند.

*ابوالشّعثا کندی: او تیرانداز ماهری بود.در کنار امام(علیه السلام) به زانو نشست و ۱۰۰ تیر را شلیک کرد. ۹۵ تیر به هدف نشست و حضرت چنین دعا کردند: «اللهم سدّد رمیته  و اجعل ثوابه الجنة» یعنی خدایا پرتاب او را محکم کن و پاداش آن را بهشت قرار بده. او با ابن سعد به کربلا آمد ولی وقتی ابن سعد شرایط امام(علیه السلام) را نپذیرفت به امام ملحق شد.او بعد از تیراندازی ۹ نفر دیگر را کشت و به شهادت رسید.

*حبیب ابن مظاهر(مُظهّر) اسدی: وی از اشراف، شجاعان و چهره های سرشناس کوفه از قبله بنی اسد است. رنگ رخسارش سرخ و سفید بود وی صحابی رسول خدا(صل الله علیه و آله) بوده و در زمان حکومت امام علی(علیه السلام) مقیم کوفه شد.در سه جنگ صفین و جمل و نهروان شرکت داشت.حبیب از اصحاب سرّ امیرالمومنین(علیه السلام) و از حاملان علم آن حضرت است و از واقعه کربلا مثل میثم تمار و رشید هجری باخبر بود.حبیب و مسلم ابن عوسجه روزها مخفی می شدند و شبها حرکت می کردند تا خود را به کربلا رساندند.حبیب در کربلا از امام(علیه السلام) خواست تا اجازه دهد طایفه بنی اسد را به کمک بطلبد.امام پذیرفت. ۹۰ نفر به حبیب لبیک گفتند اما در راه کربلا با سپاه ۴۰۰ نفره ازرق درگیر شدند، تعدادی از آنان شهید شدند و بقیه گریختند پس حبیب به تنهائی بسوی امام(علیه السلام) برگشت.حبیب در شب عاشورا بسیار شادمان بود و می گفت: به خدا قسم اگر فرمان امام نبود همین امشب به آنها حمله می کردم تا نفس را پاک و چشم را روشن می کردم.در شب عاشوراء حبیب و یاران امام(علیه السلام) برای تصلی دل زینب کبری(علیها سلام)درب خیمه جمع شدند و گفتند: ای حریم رسول الله! این شمشیرهای جوانان شماست که به غلاف نخواهد رفت تا این که گردن بدخواهان شما را بزند… زنان گریه کردند و گفتند: ای پاکان! از دختران رسول خدا(صل الله علیه و آله) و امیرالمومنین(علیه السلام) حمایت کنید. پس همگی گریستند گویا زمین با آنان می گریست.حبیب فرمانده چپ سپاه امام(علیه السلام) بود.

حبیب در میدان نبرد چنین رجز می خواند: من حبیبم و پدرم مظاهر پهلوان میدان نبرد و کارزار شعله ور گرچه گروه شما از ما فزونتر است اما ما حجتی والاتر و آشکارتر داریم. و اگر شما خائن به عهد خود هستید ولی ما وفادارتر از شما و شکیباتریم.

حبیب ابن مظاهر ۶۲ نفر را کشت و سرانجام به دست بُدیل ابن صُریم به شهادت رسید. امام(علیه السلام) بالای سر او آمد و فرمود: خود و اصحابم را در نزد خدا احتساب می کنم و مرتب می فرمود: انا لله و انا الیه راجعون. و سپس فرمود: «لله درُک یا حبیب لقد کنت فاضلا تختم القرآن فی لیلة واحده» یعنی آفرین بر تو ای حبیب تو مرد فاضلی بودی که یک شبه قرآن را ختم می نمودی.

*حر ابن یزید ریاحی تمیمی: حرّ از فرماندهان و شجاعان بود.ابن زیاد به او گفت بدون این که حتی آب برداری با ۱۰۰۰ نفر راه را بر حسین ببند.حرّ گوید: وقتی به سوی کاروان امام رهسپار شدیم صدائی را شنیدم که مرا به بهشت بشارت داد.گفتم: به خدا قسم که این بشارت نیست در حالی که مجبور به جنگ با حسینم.هنگامی که به کاروان امام(علیه السلام) رسید امام به لشکر حر و حتی اسبان آنها آب داد.حر جلوی امام را به سوی کوفه بست امام فرمود: «ثکلتک(ثکلتک بکسر الکاف أی فقدتک وهو دعاء علیه بالموت على ظاهره ولا یراد وقوعه بل هو تأدیب وتنبیه من الغفلة وتعجیب وتعظیم للأمر) امک ما ترید؟» یعنی مادرت به عزایت بنشیند چه می خواهی؟ حر گفت: اگر مادرت فاطمه(سلام الله علیها) نبود من نیز جواب می دادم اما سزاوار نیست که مادر شما را یاد کرد مگر به نیکوترین وجه. روز عاشورا حر با خطبه امام متنبه شد.امام فرمود: «الا حرّ یدع هذه اللّماظة من دنیاکم» یعنی آیا آزاده ای هست که این ریزه غذای داخل دهان را برای اهلش واگذارد؟شاید این سخن امام بود که طوفان ظلمت براندازی را در جان حر به پا ساخت.لذا حر به عمر ابن سعد گفت: آیا پیشنهاد حسین مورد پسند شما نیست؟ ابن سعد گفت: چرا ولی فرمان امیر تو جنگ است. سرانجام ادب و تفکر دست او را گرفت. در حالی که بدنش می لرزید و خود را بین بهشت و جهنم مخیر می دید آهسته از لشکر فاصله گرفت شرمنده و سرافکنده خدمت امام رسید. امام(علیه السلام)فرمود: «ارفع راسک یا حر!» حر گفت: گمان نمی کردم کار به اینجا بکشد که قصد جانتان را بکنند.آیا برای من راهی به توبه هست؟امام(علیه السلام) فرمود: آری خدا به تو رو می کند.حر شاد شد و قصه بشارت هاتف را برای امام بازگو کرد.امام(علیه السلام) فرمود: تو به واقع به پاداش و نیکی راه یافته ای.حر و با زهیر با هم به جنگ رفتند.حر ۴۰ نفر را کشت.هنگام شهادتش امام به او فرمود: «انت الحر کما سمّتک امّک و انت الحر فی الدنیا و الاخرة» .

*سعید ابن عبدالله حنفی: سعید اهل کوفه، شجاع و عابد بود.او نامه های کوفیان را از کوفه به مکه برد و امام با جواب او را بسوی کوفه فرستاد.پس مسلم ابن عقیل توسط او نامه ای برای امام فرستاد.او نامه را در کربلا به دست امام رساند.روز عاشورا سعید به امام عرض کرد: اگر هفتاد بار کشته شوم و خاکسترم را به باد دهند باز هم دست از شما برنمی دارم و حال این که کشته شدن یکبار بیش نیست ولی کرامت آن بی نهایت است. سعید و زهیر روبروی امام(علیه السلام) ایستادند تا نماز امام(علیه السلام) تمام شود آنان به قدری تیرها را بجان خریدند که با سلام نماز امام(علیه السلام) هر دو به شهادت رسیدند.سعید گفت: «اوفیت یابن رسول الله؟» وفا کردم؟ امام(علیه السلام) فرمود: «نعم انت امامی فی الجنة» بله تو در بهشت با من هستی.امام زمان(عج) بعد از اینکه در ناحیه مقدسه به سعید سلام داده آرزو نموده که خداوند او را با شهدای کربلا محشور گرداند و از مقامات آنان برخوردار گرداند.

*عمرو الصائدی: وی عمرو ابن عبدالله ابن کعب صائدی است و کنیه اش ابوثمامة است.او در بسیاری از جنگ ها امام علی(علیه السلام) را یاری نمود.او بعد از امام علی(علیه السلام) امام حسن(علیه السلام) را یاری نمود.او با مسلم ابن عقیل بیعت کرد و مسئول امور مالی او شد تا سلاح تهیه کند.بعد از مسلم، ابن زیاد دنبال او بود ولی او به همراه نافع ابن هلال حملی خود را به امام حسین(علیه السلام) رسانید.ابوثمامه همان کسی است که نزد امام(علیه السلام) از نماز اول وقت یاد کرد و امام(علیه السلام) او را دعا کرد.ابوثمامه به امام(علیه السلام) عرض کرد: یا اباعبدالله! من در الحاق به دوستانم عجله دارم و از طرفی دیدن تنهایی شما برای من مشکل است.امام(علیه السلام) فرمود: «تقدّم فانا لاحقون بک عن ساعة». پس ابوثمامة با دشمن جهاد کرد و سرانجام به دست پسرعمویش قیس ابن عبدالله صاعدی به شهادت رسید.

*سلمان ابن مُضارب ابن قیس انماری بَجَلی: او پسر عموی زهیر ابن قین ابن قیس انماری بَجَلی است.او همراه زهیر به حج رفته بود و با دعوت زهیر به امام(علیه السلام) پیوست.

*زُهیر ابن قین ابن قیس انماری بجلی: وی اهل کوفه است و به شجاعت شهره است.از یاران رسول خدا(صل الله علیه و آله) اما بعد از رسول اکرم در اثر تبلیغات سوء معاویه، امام علی(علیه السلام) را در قتل عثمان سهیم دانست و به عثمان مودت ورزید.در مسیر بازگشت از مکه به کوفه با امام(علیه السلام)هم مسیر شدند وی سعی می کرد با امام(علیه السلام) ملاقات نکند اما در یکی از منازل بالاجبار با امام(علیه السلام) هم منزل شدند امام(علیه السلام) به دنبال او فرستاد.او ندانست چه جوابی بدهد اما همسرش بنام دلهم به او تشری زد که او را به خود آورد پس با امام(علیه السلام) ملاقات کرد امام(علیه السلام) به او فرمود: به یاد آور که در غزوه بلنجر(از شهرهای امروز ترکستان و بلا روم قدیم) غنیمت فراوان به دست آوردید و خوشحال بودید پس سلمان گفت اگر سرور جوانان اهل بهشت را درک کردید برای جهاد در رکاب او شادمانی کنید چرا که بهره های بیشتری به دست خواهید آورد.او بعد از ملاقات شادمان به امام(علیه السلام) پیوست و فرماندهی جناح راست را عهده دار شد.زهیر هنگام نماز جماعت روبروی امام(علیه السلام) ایستاد و تیرها را به جان خرید و بعد از کشتن ۱۲۰نفر از لشکر ابن سعد به دست کثیر و مهاجر به شهادت رسید.امام(علیه السلام) در شهادت او فرمود: ای زهیر! خدا تو را از رحمتش دور نکند و خداوند کشندگان تو را لعنت کند، که همچون بنی اسرائیل به شکل بوزینگان و خوکان درآمدند.

*عمرو ابن قُرظه خزرجی انصاری کوفی: وی پسر کعب ابن عمرو ابن عائذ ابن مناة است.پدرش از اصحاب رسول خدا(صل الله علیه و آله) بود و با امام علی(علیه السلام) به کوفه آمد، در جنگ های حضرت حضور داشت و از طرف امام(علیه السلام) والی فارس بود.وی در سال ۵۱ ه.ق وفات کرد.عمرو با بدنش تیرهایی را که بسوی امام می آمد می گرفت.پس از این که زخم های بسیار بر بدنش نشست رو به امام کرد و گفت: آیا به عهد خود وفا کردم؟ امام(علیه السلام) فرمود: آری شما در بهشت پیش روی من هستید.از من به رسول خدا سلام برسان و به ایشان خبر ده که من نیز خواهم آمد.

*نافع ابن هلال الجَمَلی: وی از قاریان قرآن و مردی جنگجو، شجاع و از نویسندگان حدیث بود.در هر سه جنگ امام علی(علیه السلام) را یاری نمود.وی در عذیب الهجانات به امام حسین(علیه السلام) ملحق شد.او روز عاشورا به امام عرض کرد: ما از ملاقات با خدا کراهت نداریم.ما دوست داران شما را دوست داریم و با دشمنان شما هر کس که باشد دشمنیم.نافع در کربلا هم سقا بود هم تیرانداز.سرانجام پس از کشتن ۱۲ نفر او را با سنگباران کردن و شکستن بازوانش به اسارت درآوردند. وی به ضربت شمر به شهادت رسید.

*واضح ترکی: وی غلام حرث سلمانی مذحجی است و از نژاد ترک بوده.مردی شجاع و پاکدامن.او با همراهی جنادة ابن حرث خود را به امام رساند. هنگام شهادت امام را خواند حضرت او را در آغوش گرفت و گونه اش را بوسید.واضح گفت: کجا چون منی با فرزند رسول خدا این گونه باشد که او گونه بر گونه ام نهد پس جان به جان آفرین تسلیم نمود.

*اسلم(مسلم) ابن عمرو: وی از نژاد ترک بود و افتخار کاتب بودن سیدالشهداء را داشت ونیز قاری قرآن بود.امام او را نیز در آغوش گرفت و گونه بر گونه اش نهاد.او گفت: چه کسی مثل من است که پسر رسول خدا گونه بر گونه اش نهد؟

*بُریر ابن خُضیر همدانی کوفی: از بزرگان و قاریان و پرهیزگاران مسجد کوفه است.وی چهل سال نماز صبح خود را با وضو نماز عشاءش به جا می آورد و هر شب یک ختم قرآن می نمود.در زمان او کسی عابدتر از او نبود.وقتی خبر حرکت امام(علیه السلام) از مدینه به مکه را شنید خود را در مکه به امام رساند.شب عاشورا بریر با عبدالرحمن شوخی می کرد و می گفت: قوم و تبار من می دانند که من حتی در جوانی بذله گو نبوده ام اما من واقفم بر آنچه که بزودی ملاقاتش خواهم نمود.به خدا سوگند تنها فاصله ما و بهشت حمله این قوم با شمشیرهایشان است چقدر مایلم که آن حمله هم اکنون باشد.                                                             بریر صبح عاشورا با کوفیان سخن گفت و مزد رسالت و کار زشت کوفیان را در بستن آب به رخشان کشید.اما کوفیان گفتند: ما نمی دانیم تو چه می گویی! و بریر را تیرباران کردند.

یزید ابن معقل بریر را گمراه خواند بریر او را به مباهله دعوت نمود آنها یکدیگر را لعن کردند پس به هم حمله نمودند و بریر مغز او را متلاشی کرد.پس کعب از پشت او را با نیزه زد و به شهادت رساند. نوار همسر کعب با کعب برخورد تندی کرد و او را به قتل سیّد القرّاء سرزنش نمود.

*حنظلة ابن سعد(اسعد) شبامی: او مردی فصیح و بلیغ و شجاع بود.او به کوفیان گفت: حسین را نکشید که بر شما به عذابی همانند عذاب قوم نوح و عاد و ثمود بیمناکم.پس به امام(علیه السلام) گفت: آیا بسوی آخرت شتاب نکنم؟ امام فرمود: بشتاب بسوی حکومتی که کهنه نگردد.پس حنظلة گفت: سلام بر تو و اهل بیتت خداوند بین ما و شما در بهشت آشنایی برقرار کند.امام فرمود: آمین آمین.پس کارزار نمود تا شهید شد.

*عبدالرحمن ابن عبدالله اَرحبی: از یاران امام علی(علیه السلام)، شجاع و صاحب نفوذ بود.وی از جمله کسانی است که نامه های کوفیان را در مکه به امام تحویل داد.او به همراه مسلم ابن عقیل به کوفه فرستاده شد اما دوباره به مکه برداشت و تا شهادت امام(علیه السلام) را همراهی نمود.او در میدان نبرد چنین رجز می خواند: من بر دین حسن و حسینم ای نفس بر نیزه و شمشیر شکیبایی کن تا وارد بهشت شوی.

*شَوذب ابن عبدالله: زمانی غلام شاکر پدر عابس بود.خانه او محل تدریس شیعیان بود.در خانه او از فضل اهل بیت سخن گفته می شد.قاری و حافظ حدیث بود.شوذب همچنین سفیر مسلم ابن عقیل از کوفه به مکه بود.وی امام را از مکه تا کربلا همراهی نمود.

*عابس ابن ابی شبیب شاکری: امیر المومنین(علیه السلام) در جنگ صفین قبیله بنی شاکر را چنین ستود: اگر تعداد شما به هزار می رسید خداوند آنگونه که سزاوار بود پرستش می شد. او مردی اهل کمال، زهد و ورع بود.بسیار زنده دل و شب زنده دار بود.هنگامی که مسلم نامه امام(علیه السلام) را خواند عابس گفت: من نمی دانم در دل دیگران چه می گذرد و وعده فریبنده نمی دهم اما اگر دعوتم کنید اجابت می کنم و با دشمنان شما می جنگم. روز عاشورا در برابر امام(علیه السلام) ایستاد و گفت: نزد من کسی عزیزتر از تو نیست.اگر قدرت داشته باشم که ظلم را با چیزی عزیزتر از جان و خونم دور کنم چنین خواهم کرد.سلام بر تو ای اباعبدالله من شهادت می دهم بر هدایت شما و پدرتان استوارم.پس به میدان آمد و می گفت: الا رجل الا رجل: آیا مرد رزم نیست.کسی جرات میدان او را نداشت پس به دستور ابن سعد او را سنگباران کردند.پس عابس زره از تن بیرون آورد و حمله نمود پس ۲۰۰نفر را بکشت.دیگر طاقتی برای او نمانده بود.محاصره اش نمودند و سر از تنش جدا نمودند.همه می گفتند من او را کشتم پس ابن سعد برای خواباندن نزاع گفت: او را یک نفر نکشته است.پس سر او را بسوی خیمه امام(علیه السلام) پرتاب کردند.

*جَون ابن حویّ: وی غلام ابوذر غفاری است.او اهل نوبه و از شیعیان است.وی پیوسته بعد از ابوذر با اهل بیت(ع) بوده است و امام حسین(ع) را از مدینه تا کربلا همراهی نمود.جون در ساخت سلاح جنگ مهارت داشت و در شب عاشورا اسلح سپاه امام را تعمیر کرد.امام(ع) به او اذن میدان نمی داد لذا او زینب(س) را واسطه قرار داد و به پای امام افتاد و می گفت: ای فرزند رسول خدا! من خود می دانم که بوی خوشی ندارم رنگم سیاه و نسبم پست است اما به خدا از شما جدا نخواهم شد تا خونم با خون شما مخلوط گردد.امام شفاعت زینب(س) و التماس های او را پذیرفت و او وارد میدان نبرد شد.او ۲۵نفر را کشت و در آخرین لحظات عمرش اباعبدالله بالای سر او رفت و فرمود: «اللهم بیّض وجهه و طیّب ریحه و احشر مع الابرار و عرّف بینه و بین محمد و آل محمد». امام زین العابدین(ع) می فرماید: بعد از سه روز که برای دفن اجساد آمدیم بوی خوشی از او متصاعد بود.

*اَنس ابن حرث کاهلی اسدی: او و پدرش حرث از صحابه رسول خدا(ص)بودند و در غزوه بدر و حنین در رکاب رسول الله جنگیدند.وی از راویان معتبر حدیث نزد شیعه و سنی است از جمله روایات او: انّ ابنی هذا الحسین یُقتل بارض یُقال لها کربلا فمن شهد ذالک فلیَنصَرُه.او از اهالی کوفه بود.او موفق شد شبانه در کربلا خود را به امام(ع) برساند.امام از او خواست علت حضور عمر ابن سعد را در کربلا جویا شود.انس وقتی به نزد ابن سعد رسید سلام نکرد.عمر گفت: مگر ما را مسلم نمی دانی که سلام نمی کنی؟ انس گفت: مگر به کسی که در برابر فرزند رسول خدا ایستاده باید سلام کرد؟

عصر عاشورا انس در حالی که با عمامه اش کمرش را بسته بود و ابروان بلندش را با دستمالی بر پیشانی بسته بود اذن میدان خواست.امام به چهره او نگاه کرد و گریان فرمود: ای پیرمرد! خداوند سپاس گذار تو باشد. او ۱۸ نفر را کشت و به شهادت رسید.

*حجاج ابن مسروق(مسرور) جُعفیّ مُذحجی: او از صحابه علی(ع) بود و در کوفه زندگی می کرد.در راه مکه به کربلا به امام ملحق شد.وی موذن امام بود.در بیستمین منزل (قصر بنی مقاتل) عبید الله ابن حر جعفی خیمه ای برافراشته بود.امام به حجاج ابن مسروق امر فرمود که او را دعوت کند.حجاج به او گفت: برای تو هدیه و گرامی داشتی دارم اگر بپذیری چه بکشی چه کشته شوی ماجوری.گفت: مایل نیستم او را ببینم و او مرا ببیند.

روز عاشورا حجاج نبردی سخت کرد و در حالی که چهره اش از خون رنگین بود خدمت امام آمد و گفت: تو امامی هدایت یافته هستی که دیگران را دهدایت می کنی.پدرت صاحب جود و فضل و احسان بود آن عزیزی که ما او را وصی و جانشین بر حق رسول خدا می دانیم.امام فرمود: آری من نیز آن دو بزرگوار را بعد از شما ملاقات خواهم نمود.او بار دیگر به میدان رفت تا به شهادت رسید.

*ضرغامة ابن مالک تَغلبی: او شیر میدان نبرد بود.شیعه شناخته شده مولا بود.با سپاه ابن سعد بیرون آمد و به لشکر امام(ع) پیوست.بعد از نماز ظهر با اذن امام به میدان رفت و بعد از نبردی خونین به شهادت رسید.

*عمر ابن عبدالله الجندعی: وی در کربلا زخمی شد و بعد از یکسال به شهادت رسید.

*ابوعمرو نهشلی: او چون صاعقه ای شرربار به هر طرف می تاخت بگونه ای که هیچ کس تاب برابری با او نداشت.سرانجام توسط عامر ابن نهشل به شهادت رسید.

*سُوید ابن عمرو ابن ابی مطاع : آخرین یاور امام(ع) است.او مردی شجاع، زاهد وعابد بود.وی در میدان با صورت به زمین خورد و از هوش رفت اما دشمن گمان کرد او کشته شده است. بعد از شهادت امام به هوش آمد و با دشمن جنگید تا به فوز شهادت نائل آمد.

*هفهاف ابن مُهنّد راسبی ازدی بصری: وی ساکن بصره بود.از فرماندهان امام علی(ع) در جنگ صفین بود.بعد از شهادت امام حسن(ع) به بصره آمد و سپس به کربلا رفت اما امام به شهادت رسیده بود پس شمشیر کشید و جنگید تا به شهادت رسید.

*بَکر ابن حیّ:  او ابتدا در لشکر ابن سعد بود ولی به امام(ع) ملحق شد و پایش قطع و به اسارت درآمد و در زیر شکنجه به شهادت رسید.

*سِوار ابن ابی حِمیر فهمیّ همدانی: او در کربلا مجروح شد و با وساطت خاندانش تا ۶ماه مجروح بود و در اثر جراحات به شهادت رسید.

*عمرو ابن عبدالله الجندعیّ: ضربتی به سر او زدند و بیهوش شد و بعد از یکسال به شهادت رسید.

ج) زنده کنندگان خون شهدای کربلا:

امام سجاد(ع)

زینب کبری(س)

ام کلثوم بنت علی(ع)

سکینه بنت الحسین(ع)

فاطمه بنت الحسین(ع)

۸) زنان هاشمی در کربلا:

*زینب کبری(س): حضرت در کربلا ۵۵ ساله بود.محل تدفین او را مدینه، شام و مصر ذکر کرده اند.وی در ۱۵ رجب ۶۲ ه.ق از شدت غصه درگذشت.

*ام کلثوم: وی دختر حضرت زهراء(س) است و در کربلا ۵۴ساله بود او ۴ ماه بعد از کربلا از شدت غصه درگذشت.

*زینب صغری: دختر امام علی(ع) و همسر محمد ابن عقیل ابن ابی طالب است برخی معتقدند آن که در شام مدفون است ایشان است نه زینب کبری(س)

*رقیه: دختر امام علی(ع) است.لقبش ام کلثوم صغری و مادرش ام حبیبه همسر مسلم ابن عقیل است.از وی دو پسر بنام عبدالله و محمد و یک دختر بنام عاتکه به شهادت رسیده اند.

*فاطمه بنت حسن ابن علی(ع): او مادر امام باقر(ع) و همسر امام سجاد(ع) است.این زن نخستین علویه ای است که فرزند علوی به دنیا آورده است.

*رمله: همسر امام حسن مجتبی(ع) است.او مادر قاسم و عبدالله ابن حسن(ع) است او را نفیله نیز گفته اند.

*فاطمه بنت الحسین(ع): بر سر مزار شوهرش حسن مثنی یکسال خیمه زد و مشغول نماز و روزه شد.

*سکینه: سکینه لقب اوست و نامش امینه، امیمه و آمنه ذکر شده است.

*ام کلثوم: دختر عبدالله ابن جعفر و همسر قاسم ابن محمد ابن جعفر و مادرش زینب کبری(س) است.

*رقیه: دختر امام حسین(ع) است.وی ۴ساله بود که در خرابه شام به شهادت رسید.

*رباب دختر امرو القیس: امروالقیس در زمان عمر ابن خطاب به مدینه آمد و مسلمان شد

*عاتکه: دختر زید ابن عمرو ابن نفیل یکی از همسران امام حسین(ع) است.او زنی صاحب جمال و دارای حسن خلق و وجاهت و عقلانیت بود او بعد از امام حسین(ع) ازدواج نکرد.

*سه تن از دختران امام علی(ع): برخی از مقاتل سه تن از دختران امام علی(ع) به نام های میمونه، خدیجه و ام الحسن که همسران سه تن از همسران عقیل ابن ابیطالب بوده اند را نام برده اند.

*دو تن از دختران امام حسن(ع): برخی از مقاتل نیز دو زن به نام های ام الحسن و ام الحسین از دختران امام حسن(ع) را نام برده اند که در کربلا به شهادت رسیده اند.




برچسب ها :

لیست شهدای کربلا
لیست شهدای کربلا

نويسنده: سید محسن امین
اسامی شهدای کربلا از یاران حسین علیه السلام طبق روایاتی که نگارنده از لابلای کتب تاریخ به دست آورده‏ام از بنی هاشم و غیر بنی هاشم بدین شرح ذکر شده است:

فرزندان امیرالمؤمنین (علیه السلام):

1ـ ابو بکر بن علی (که شهادت وی با شک و تردید ذکر شده است)
2ـ عمر بن علی
3ـ محمد الاصغر بن علی
4ـ عبد الله بن علی
5ـ عباس بن علی
6ـ محمد بن العباس بن علی
7ـ عبد الله بن العباس بن علی
8ـ عبد الله الاصغر
9ـ جعفر بن علی
10ـ عثمان بن علی
(فرزندان امام حسن):
11ـ قاسم بن حسن
12ـ ابو بکر بن حسن
13ـ عبد الله بن حسن
14ـ بشر بن حسن
(فرزندان امام حسین):
15ـ علی بن الحسین الاکبر
16ـ عبد الله الرضیع
17ـ ابراهیم بن الحسین (این نام را ابن شهر آشوب در کتاب خود آورده و تعداد دیگری نیز بدان اضافه کرده است) .

(فرزندان عبد الله بن جعفر):

18ـ محمد بن عبد الله بن جعفر
19ـ عون بن عبد الله بن جعفر
20ـ عبید الله بن عبد الله بن جعفر
(فرزندان عقیل بن ابی طالب):
21ـ مسلم بن عقیل
22ـ جعفر بن عقیل
23ـ جعفر بن محمد بن عقیل (نام وی را نیز ابن شهر آشوب ذکر کرده است) .
24ـ عبد الرحمن بن عقیل
25ـ عبد الله الاکبر بن عقیل
26ـ عبد الله بن مسلم بن عقیل
27ـ عون بن مسلم بن عقیل
28ـ محمد بن مسلم بن عقیل
29ـ محمد بن ابی سعید بن عقیل
30ـ احمد بن محمد الهاشمی (هر چند که در میان کتب تاریخی نامی از این شخص برده نشده و نه جزء فرزندان عباس و نه غیر او ذکری به میان نیامده اما وی را نیز ابن شهر آشوب آورده است).

یاران امام از غیر بنی هاشم که در واقعه کربلا به شهادت رسیده‏اند به ترتیب حروف الفبا

1ـ ابراهیم بن الحصین الاسدی
2ـ ابو الحتوف بن الحارث الانصاری
3ـ ابو عامر النهشلی
4ـ ادهم بن امیه العبدی
5ـ اسلم الترکی (آزاد شده حسین ع)
6ـ امیة بن سعد الطایی
7ـ أنس بن الحارث الکاهلی
8ـ أنیس بن معقل الاصبحی
9ـ بریر بن خضیر الهمدانی
10ـ بشر بن عبد الله الحضرمی
11ـ بکر بن حی التیمی
12ـ جابر بن الحجاج التیمی
13ـ جبلة بن علی الشیبانی
14ـ جنادة بن الحارث السلمانی
15ـ جنادة بن کعب الانصاری
16ـ جندب بن حجیر الخولانی
17ـ جون (آزاد شده ابی ذر)
18ـ جوین بن مالک التمیمی
19ـ الحارث بن امرئ القیس الکندی
20ـ الحارث بن نبهان (آزاد شده حمزه)
21ـ الحباب بن الحارث
22ـ الحباب بن عامر الشعبی
23ـ حبشی بن قاسم النهمی
24ـ حبیب بن مظهر الاسدی
25ـ الحجاج بن بدر السعدی
26ـ الحجاج بن مسروق الجعفی
27ـ الحر بن یزید الریاحی
28ـ الحلاس بن عمرو الراسبی
29ـ حنظلة بن اسعد اشبامی
30ـ حنظلة بن عمرو الشیبانی
31ـ رافع (آزاد شده مسلم الازدی)
32ـ زاهر بن عمرو الکندی (آزاد شده عمرو بن حمق)
33ـ زهیر بن لبشر الخثعمی
34ـ زهیر بن سلیم الازدی
35ـ زهیر بن القین البجلی
36ـ زیاد بن عریب الصائدی
37ـ سالم (آزاد شده بنی المدینه الکلبی)
38ـ سالم (آزاد شده عامر عبدی)
39ـ سعد بن الحارث الانصاری
40ـ سعد (آزاد شده علی بن ابی طالب ع)
41ـ سعد (آزاد شده عمرو بن خالد صیداوی)
42ـ سعید بن عبد الله الحنفی
43ـ سلمان بن مضارب البجلی
44ـ سلیمان (آزاد شده حسین ع)
45ـ سوار بن منعم النهمی
46ـ سوید بن عمرو بن ابی المطاع
47ـ سیف بن الحارث بن سریع الجابری
48ـ سیف بن مالک العبدی
49ـ شبیب (آزاد شده حارث جابری)
50ـ شوذب (آزاد شده بنی شاکر)
51ـ الضرغامة بن مالک
52ـ عائذ بن مجمع العائذی
53ـ عالبس بن ابی شبیب الشاکری
54ـ عامر بن حسان بن شریح بن سعد بن حارثه بن لام بن عمرو بن طریف بن عمرو بن بشامة بن ذهل بن جدعان بن سعد بن قطرة بن طی
55ـ عامر بن مسلم العبدی
56ـ عباد بن المهاجر الجهنی
57ـ عبد الأعلی بن یزید الکلبی
58ـ عبد الرحمن الارحبی
59ـ عبد الرحمن بن عبد ربه الانصاری
60ـ عبد الرحمن بن عروة الغفاری
61ـ عبد الرحمن بن مسعود التیمی
62ـ عبد الله بن ابی بکر (چنان که جاحظ در کتاب الحیوان آورده وی از کسانی است که در واقعه کربلا به شهادت رسیده است)
63ـ عهد الله بن بشر الخثعمی
64ـ عبد الله بن عروة الغفاری
65ـ عبد الله بن عمیر بن جناب الکلبی
66ـ عبد الله بن یزید العبدی
67ـ عبید الله بن یزید العبدی
68ـ عقبة بن سمعان
69ـ عقبة بن الصلت الجهنی
70ـ عمارة بن صلخب الازدی
71ـ عمران بن کعب بن حارثة الاشجعی
72ـ عمار بن حسان الطائی
73ـ عمار بن سلامة الدالانی
74ـ عمرو بن عبد الله الجندعی
75ـ عمرو بن خالد الازدی
76ـ عمرو بن خالد الصیداوی
77ـ عمرو بن قرظة الانصاری
78ـ عمرو بن مطاع الجعفی
79ـ عمرو بن جنادة الانصاری
80ـ عمرو بن ضبیعة الضبعی
81ـ عمرو بن کعب ابو ثمامة الصائدی
82ـ قارب (آزاد شده حسین ع)
83ـ قاسط بن زهیر التغلبی
84ـ القاسم بن حبیب الازدی
85ـ کردوس التغلبی
86ـ کنانة بن عتیق التغلبی
87ـ مالک بن ذودان
88ـ مالک بن عبد الله بن سریع الجابری
89ـ مجمع الجهنی
90ـ مجمع بن عبید الله العائذی
91ـ محمد بن بشیر الحضرمی
92ـ مسعود بن الحجاج التیمی
93ـ مسلم بن عوسجه الاسدی
94ـ مسلم بن کثیر الازدی
95ـ مقسط بن زهیر التغلبی
96ـ منجح (آزاد شده امام حسن ع)
97ـ الموقع بن ثمامة الاسدی
98ـ نافع بن هلال الجملی
99ـ نصر (آزاد شده علی ع)
100ـ النعمان بن عمرو الراسبی
101ـ نعیم بن عجلان الانصاری
102ـ واضح الرومی (آزاد شده حارث سلمانی)
103ـ وهب بن حباب الکلبی
104ـ یزید بن ثبیط العبدی
105ـ یزید بن زیاد بن مهاصر الکندی
106ـ یزید بن مغفل الجعفی
چنانچه سی تن از بنی هاشم را به این تعداد که ذکر شد اضافه کنیم.تعداد شهدای کربلا به 136 نفر می‏رسد و چون قیس بن مسهر صیداوی و عبد الله بن بقطر و هانی بن عروة را نیز جزء آنها قرار دهیم تعداد آنها به 139 نفر خواهد رسید. 
منبع: سیره معصومان



برچسب ها :

ارتفاع آب دریاچه ارومیه ۲۵ سانتیمتر افزایش یافته/ تاکنون حدود 84 درصد از آب دریاچه تبخیر شده

جامعه > محیط زیست - ایرنا نوشت:
 

مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی گفت: ارتفاع آب دریاچه ارومیه در پی بارندگی‌های مهرماه امسال، 25 سانتیمتر افزایش یافته است.

حسن عباس‌نژاد روز پنجشنبه در گفت‌وگو با خبرنگار ایرنا افزود: با وجود اینکه آب دریاچه ارومیه در اثر بارش‌های بسیار مطلوب سال آبی جاری، افزایش یافته ولی علیرغم این افزایش، نسبت به زمان مشابه در سال گذشته با 15 سانتیمتر کاهش همراه است.

وی گفت: در زمان حاضر ارتفاع آب دریاچه ارومیه از سطح دریاهای آزاد (تراز اکولوژیک) 45/1270 متر است.

عباس نژاد یادآور شد: بحران خشکسالی در این دریاچه باعث شده تا از مساحت دریاچه ارومیه هم اکنون تنها 15 درصد و از حجم آب آن نیز به میزان یک ششم باقی بماند.

وی اضافه کرد: برای جبران کاهش آب دریاچه ارومیه 27 پروژه مختلف تعریف شده است که بخشی از آن‌ها به ویژه در حوزه حفاظت محیط زیست اجرا شده و تعدادی از آن‌ها در حال اجرا و بخشی نیز در مراحل مطالعات و تامین اعتبارات لازم هستند.

عباس نژاد با اشاره به مصوب شدن 10 هزار میلیارد ریال اعتبار برای اجرای این طرح‌ها گفت: این میزان اعتبار هم اکنون در حال تخصیص است.

وی با انتقاد از نبود مجری مستقل برای احیای دریاچه ارومیه در سال‌های گذشته افزود: این مشکل با انتخاب یک مجری مستقل که هم اکنون با جدیت در حال پیگیری پروژه‌هاست مرتفع شده و روند اجرای طرح‌ها به خوبی در حال اجراست.

دریاچه ارومیه با پنج هزار کیلومترمربع وسعت، بزرگترین آبگیر فلات ایران است که در دو دهه اخیر به دلیل خشکسالی‌های ممتد، بهره‌برداری بی رویه از آب‌های زیرزمینی، ایجاد سدهای مخزنی بر روی رودخانه‌ها و افزایش متوسط دمای هوا با کمبود شدید آب رو به رو بوده و نزدیک به دو سوم از وسعت آن به شوره زار تبدیل شده است.

حجم آب دریاچه ارومیه در زمان‌های پرآبی حدود 37 میلیارد مترمکعب برآورد می‌شود که تاکنون حدود 84 درصد از این میزان تبخیر و جایگزین نشده است.

بر اساس برآوردهای کارشناسی، برای احیای دریاچه ارومیه و پیشگیری از خشک شدن کامل آن، سالانه به سه میلیارد مترمکعب آب نیاز است که مسوولان سعی دارند این میزان آب را از منابع مختلف تهیه و وارد این دریاچه کنند.

 




برچسب ها :

ارتفاع آب دریاچه ارومیه ۲۵ سانتیمتر افزایش یافته/ تاکنون حدود 84 درصد از آب دریاچه تبخیر شده

جامعه > محیط زیست - ایرنا نوشت:
 

مدیرکل حفاظت محیط زیست آذربایجان غربی گفت: ارتفاع آب دریاچه ارومیه در پی بارندگی‌های مهرماه امسال، 25 سانتیمتر افزایش یافته است.

حسن عباس‌نژاد روز پنجشنبه در گفت‌وگو با خبرنگار ایرنا افزود: با وجود اینکه آب دریاچه ارومیه در اثر بارش‌های بسیار مطلوب سال آبی جاری، افزایش یافته ولی علیرغم این افزایش، نسبت به زمان مشابه در سال گذشته با 15 سانتیمتر کاهش همراه است.

وی گفت: در زمان حاضر ارتفاع آب دریاچه ارومیه از سطح دریاهای آزاد (تراز اکولوژیک) 45/1270 متر است.

عباس نژاد یادآور شد: بحران خشکسالی در این دریاچه باعث شده تا از مساحت دریاچه ارومیه هم اکنون تنها 15 درصد و از حجم آب آن نیز به میزان یک ششم باقی بماند.

وی اضافه کرد: برای جبران کاهش آب دریاچه ارومیه 27 پروژه مختلف تعریف شده است که بخشی از آن‌ها به ویژه در حوزه حفاظت محیط زیست اجرا شده و تعدادی از آن‌ها در حال اجرا و بخشی نیز در مراحل مطالعات و تامین اعتبارات لازم هستند.

عباس نژاد با اشاره به مصوب شدن 10 هزار میلیارد ریال اعتبار برای اجرای این طرح‌ها گفت: این میزان اعتبار هم اکنون در حال تخصیص است.

وی با انتقاد از نبود مجری مستقل برای احیای دریاچه ارومیه در سال‌های گذشته افزود: این مشکل با انتخاب یک مجری مستقل که هم اکنون با جدیت در حال پیگیری پروژه‌هاست مرتفع شده و روند اجرای طرح‌ها به خوبی در حال اجراست.

دریاچه ارومیه با پنج هزار کیلومترمربع وسعت، بزرگترین آبگیر فلات ایران است که در دو دهه اخیر به دلیل خشکسالی‌های ممتد، بهره‌برداری بی رویه از آب‌های زیرزمینی، ایجاد سدهای مخزنی بر روی رودخانه‌ها و افزایش متوسط دمای هوا با کمبود شدید آب رو به رو بوده و نزدیک به دو سوم از وسعت آن به شوره زار تبدیل شده است.

حجم آب دریاچه ارومیه در زمان‌های پرآبی حدود 37 میلیارد مترمکعب برآورد می‌شود که تاکنون حدود 84 درصد از این میزان تبخیر و جایگزین نشده است.

بر اساس برآوردهای کارشناسی، برای احیای دریاچه ارومیه و پیشگیری از خشک شدن کامل آن، سالانه به سه میلیارد مترمکعب آب نیاز است که مسوولان سعی دارند این میزان آب را از منابع مختلف تهیه و وارد این دریاچه کنند.

 




برچسب ها :

تروریست قصاب به دام افتاد

بین الملل > خاورمیانه - ایرنا نوشت:
 

« احمد سلیم المیقاتی» معروف به « ابوالهدی» تروریست تکفیری که سر« علی السید » و« عباس مدلج» دو نظامی ربوده شده لبنانی توسط گروه تروریستی تکفیری داعش را بریده بود، به دام ارتش لبنان افتاد.
به گزارش ایرنا به نقل از خبرگزاری ملی لبنان، این تروریست تکفیری که از اهالی شهر طرابلس در شمال لبنان است، در جریان درگیری بامداد امروز (پنجشنبه) بین نیروهای ارتش لبنان با گروه تروریستی تکفیری مسلح وابسته به « داعش» در شمال لبنان به دام افتاد و بازداشت شد.

دراین درگیری که ساعت 5 و 30 بامداد امروز در شهرک عاصون در حوزه فرمانداری الضنیه در شمال لبنان رخ داد یک تروریست تکفیری سوری هم به هلاکت رسید و2 تروریست دیگر زخمی و بازداشت شدند.

ارتش لبنان که در تعقیب تعدادی از عناصر تروریست تکفیری تحت تعقیب قضایی بود به خانه ای که پناهجویان سوری در آن مستقر بودند، حمله کرد و درگیری با تیراندازی تروریست های تکفیری بسوی نیروهای ارتش شروع شد.

5252




برچسب ها :
سنگین ترین شکست داعش در عراق
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۰۹:۵۵
ارتش عراق اعلام کرد با کمک عشایر ضمن شکست دادن تروریست ها در العامریه، تکریت، بیجی و السینیه خسارت های سنگینی را به داعش وارد کردند.

گزارش ها ها حاکیست در عملیات های نظامی ارتش عراق روز چهارشنبه بیش از ۱۶۰ تروریست به هلاکت رسیدند و بیش از دویست و هفتاد نفر دیگر نیز مجروح شدند. گزارش شده در واکنش به پیروزی های بزرگ ارتش عراق ، گروه تکفیری داعش باردیگر به عملیات بمب گذاری روی آورده است براساس تازه ترین خبرها از بغداد در پی دو انفجار تروریستی شامگاه چهارشنبه در این شهر ۲۸ غیر نظامی کشته و دستکم ۶۶ نفر رخمی شدند .
----
خبرها از سوریه نیز همچنین از ادامه حملات تروریست های تکفیری داعش به شهر عین العرب در شمال این کشور حکایت دارد .در چند ساعت گذشته صدای تیراندازی و انفجار از این منطقه قطع نشده و نیروهای مردمی و تروریست ها با شدت به تبادل آتش ادامه می‌دهند.رییس شورای دادگاه های عمومی در شهر عین العرب از بروز بیماری های پوستی و عوارض داخلی غیر طبیعی در منطقه، بعد از استفاده عناصر داعش از سلاح شیمیایی و میکروبی خبر داده است.

با گذشت بیش از یک ماه از مقاومت نیروهای مردمی در عین العرب ، منابع خبری از کشته شدن صدهاتن از تکفیری های داعش در این شهر خبر می دهند. در بین کشته شدگان ۲۰ تن از فرماندهان داعش نیز دیده می شوند .

نیروهای ارتش سوریه همچنین در جدیدترین عملیات خود که آن را در ریف شرقی حمص به اجرا گذاشتند، موفق شدند، ۲ میدان نفتی و گازی این مناطق را که تحت اشغال گروه تروریستی تکفیری «داعش» بود، باز پس گیرند.



برچسب ها :

 

 
حرکتی غیراخلاقی و زشت تر از اسیدپاشی اصفهان
برخی جوان‌های موتورسوار به قصد شوخی، بطری آب بر روی صورت عابران دختر می‌پاشند که با توجه به ماجرای اسیدپاشی و پیش زمینه ذهنی دختران، شاید در لحظات نخست شوک به این دختران وارد می‌شود.
 
به این مطلب امتیاز دهید
94
17 نظر
[-] اندازه متن [+]
 

 

به گزارش جام نیوز به نقل از تابناک، همزمان با ماجرای اسیدپاشی در اصفهان، یک مزاحمت خیابانی بسیار تکان‌دهنده توسط برخی جوان‌ها تحت عنوان شوخی باب شده که آثار روانی‌اش در لحظات اولیه کمتر از اسیدپاشی نیست؛ اتفاقی که نشان می‌دهد ساحت اخلاق تا چه میزان نزد برخی تنزل یافته که شنیع‌ترین و ترسناک‌ترین اتفاقات را دستمایه تفریح می‌کنند.

 

اسیدپاشی‌‌ به برخی زنان در اصفهان و تکرار این حرکت غیرانسانی طی روزهای اخیر منجر به ایجاد نگرانی‌ها برای زنان و به طور زنان اصفهانی شده و طبیعتاً این نگرانی‌ها تا زمان دستگیری عامل یا عاملان اصلی این حوادث و مشخص شدن انگیزه عامل یا عاملان و هدایت‌گر یا هدایت گران این عملیات وحشیانه ادامه خواهد داشت.

 

این اتفاق بی‌سابقه واکنش‌های وسیعی در سطح افکارعمومی و همچنین در سطح مسئولان امر در پی داشته و مسئولان انتظامی و قضایی نسبت به برخورد شدید با عاملان این حادثه هشدار دادند و حتی وقوع این حوادث منجر به طرح مباحثی شد که آیا تلاش‌ها برای بخشش اسیدپاش‌های موردی سال‌های پیشین که عمدتاً با انگیزه‌های شخصی صورت می‌پذیرفت توسط قربانی، درست بوده یا باید قصاص صورت می‌گرفت؟

 

در این میان اما مطابق با رویه معمول، این موضوع نیز برای عده‌ای دستمایه شوخی شد و برخی در فضای مجازی اقدام به لطیفه‌سازی درباره این واقعه تلخ کردند تا چند صباحی با این موضوع خوش باشند که نهایت عدم درک فاجعه‌ای است که برای گروهی از دختران جوان رخ داده و چالشی بزرگ پیرامون رعایت حداقل اصول اخلاقی است؛ رویکردی که پیش این نیز در قبال برخی حوادث شاهدش بودیم و مشخصاً در ماجرای سقوط هواپیمای آنتونف نیز به شوخی گرفتن فاجعه رخ داده را به نظاره نشستیم.

 

این نوع رودررویی با حوادثی که تالم و تاثر خاطر عمومی را در پی دارد، البته به صورت موردی در قبال حوادث مشابه برخی کشورهای دیگر نیز مشاهده می‌شود اما معمولاً آنچه دستمایه نقد قرار می‌گیرد، عملکرد مسئولان است و نه خودِ فاجعه و در واقع این درک وجود دارد که حادثه دیدگان و وابستگانش نیز به فضاهای مجازی دسترسی دارند و چنین برخورد سبک‌سرانه‌ای با آنچه بر سر آنها آمده، روح آنها را بیش از گذشته خواهد آزرد.

 

با این حال در ماجرای اسید، ماجرا از لطیفه سازی فراتر رفت و اتفاق بدتری رقم خورد. مطابق با آنچه در فضای مجازی منتشر شده و ظاهراً در حال باب شدن است، این روزها برخی جوان‌های موتورسوار به قصد شوخی، بطری آب بر روی صورت عابران دختر می‌پاشند که با توجه به ماجرای اسیدپاشی و پیش زمینه ذهنی دختران، شاید در لحظات نخست که شوک به این دختران وارد می‌شود، عوارض روحی وارده، کمتر از یک قربان اسیدپاشی نباشد.

 

از این منظر این نوع مردم آزاری برخی موتورسوارها که به اشتباه برخی عنوان شوخی را بر آن گذاشته‌‍اند، یکی از بدترین رفتارهای ضداخلاقی است و مرزهای بی‌اخلاقی را به منتهی الیه ممکن سوق داده‌ و از این منظر باید برخورد جدی با چنین رفتارهایی داشت تا حداقل مسائل حساس و التهاب آور در جامعه بازیچه برخی برای خوش‌گذرانی قرار نگیرد و در واقع شاید بتوان گفت چنین حرکتی به ذات به اندازه اصل ماجرای اسیدپاشی غیراخلاقی است.

 

در این میان باید به این پرسش نیز پاسخ گفت که در ساحت اخلاقی‌مان چه اتفاقی افتاده که شاهد شوخی کلامی و نوشتاری در مواجهه با رفتارهایی نظیر اسیدپاشی برخی اشخاص مجهول الهویه و سپس تبدیل شوخی‌های کلامی به شوخی‌های فیزیکی شبیه به عمل اسیدپاشی هستیم و از «مرز سکته بردن مردم» خشنودیم؟ شاید باید این پرسش را همان روز پاسخ می‌دادیم که برخی در روزهای پایانی سال زیر پای مردم ترقه می‌انداختند.




برچسب ها :
روز 20 اکتبر امسال سومین سالروز مرگ معمر قذافی دیکتاتور وقت لیبی بود، دیکتاتوری که به دست افراد مسلح شهر مصراته کشته شد،اما تعداد زیادی از طرفداران قذافی معتقدند وی زنده است و فرد مقتول، تنها شبیه به قذافی بوده است.
به گزارش شریان نیوز روز 20 اکتبر امسال سومین سالروز مرگ معمر قذافی دیکتاتور وقت لیبی بود، دیکتاتوری که به دست افراد مسلح شهر مصراته کشته شد،اما تعداد زیادی از طرفداران قذافی معتقدند وی زنده است و فرد مقتول، تنها شبیه به قذافی بوده است.

سایت اورینت نوشت؛ یکی از طرفداران قذافی می گوید: ما مطمئن هستیم که قذافی زنده است و با لشکری بزرگ به کمک ما خواهد آمد و بار دیگر پرچم سبز را در لیبی برخواهد افراشت.

یکی دیگر از طرفداران قذافی گفت: فردی که کشته شد و جسدش برای مشاهده مردم به تماشا گذاشته شد، فرد دیگری بود که به وی شباهت داشت.

زنی به نام "جمیله المحمودی" که محافظ قذافی بود، می گوید: تصاویر مربوط به قتل قذافی واقعی نیست و من مدارکی دارم که نشان می دهد این تصاویر واقعی نیست. قذافی که در مخفیگاه خود مورد حمله قرار گرفته بود و پیش از رسیدن افراد مسلح توسط ناتو به مکانی نامعلوم منتقل شد. 

المحمودی افزود: اگر قذافی واقعاً کشته شده باشد، پس جسدش الآن کجاست؟

برخی رسانه ها نیز به نقل از کارشناسی روس اعلام کردند، فردی که به دست انقلابیون لیبی در شهر سرت کشته شد، قذافی نبود، بلکه این فرد مشابه قذافی بود و نامش احمید بود.

این کارشناس روس که نام وی فاش نشده است، برای اثبات ادعای خود می گوید: قذافی در روزی بارانی دستگیر شد اما فیلم دستگیر شدن وی وزش باد و بلند شدن گرد و خاک را نشان می دهد. موی سر قذافی سیاه بود ولی موی سر فرد بازداشت شده قهوه ای بود.

کارشناس روس افزود: جسدی که به بیمارستان منتقل شد، از ناحیه بالای گوش و شکم مورد اصابت گلوله قرار گرفته بود، اما فیلم منتشر شده در سایت های اینترنتی نشان می دهد که جسد از ناحیه پیشانی نیز مورد اصابت گلوله قرار گرفته است.

کارشناس روس گفت: قذافی یک عمل جراحی در ناحیه شکم انجام داده بود اما جسدی که نشان داده شد، فاقد محل و اثر این جراحی بود.

مرگ قذافی همچنان برای ناظران در داخل و خارج لیبی یک معمای حیرت آور است. روزنامه دیلی میل انگلیس پیشتر نوشت که یک مامور اطلاعاتی سری فرانسه به دستور نیکلا سارکوزی رئیس جمهوری سابق فرانسه، قذافی را کشته است زیرا قذافی اطلاعاتی داشت که باعث گرفتاری سارکوزی می شد.
برچسب: معمر قذافی



برچسب ها :

معاون هماهنگ‌کننده قرارگاه قدس جنوب‌شرق کشور به تسنیم خبر داد

آغاز پرواز‌ شبانه پرنده‌های نظامی بر مرز‌های سیستان و بلوچستان

خبرگزاری تسنیم: معاون هماهنگ‌کننده قرارگاه قدس جنوب‌شرق کشور گفت: با آغاز پروازهای شبانه پرنده‌های نیروهای نظامی و انتظامی کشور، خواب از اشرار و گروهک‌های تروریستی ربوده می‌شود.

علی خلیل‌آبادی در گفت‌وگوی اختصاصی با خبرنگار تسنیم در زاهدان، اظهار کرد: به‌دنبال تحرکات گروه‌های تروریستی، با توجه به اشراف اطلاعاتی نیروهای امنیتی و انتظامی و به‌منظور محدود‌کردن هر چه بیشتر تحرکات آنان از این پس پرواز شبانه پرنده‌های کشور در منطقه جنوب‌شرق کشور به ویژه استان سیستان و بلوچستان عرصه را بر خود فروختگان و گروهک‌های معاند تنگ‌تر می‌کند.

وی افزود: آغاز مانور عملیاتی پرنده‌های نیروهای نظامی کشور در منطقه سیستان و بلوچستان هشداری برای اشرار و گروه‌های خود فروخته است، نیروی‌های نظامی و امنیتی نظام مقدس جمهوری اسلامی هر جا که پای امنیت ملی کشور در بین باشد با اقتدار کامل ورود و توطئه را در نطفه خفه می‌کنند.

معاون هماهنگ‌کننده قرارگاه قدس جنوب‌شرق کشور خاطرنشان کرد: از این پس به‌طور متناوب، پروازهای شبانه برای کنترل و اشراف کامل‌تر مرزهای استان سیستان و بلوچستان انجام می‌شود.




برچسب ها :
سرویس: سیاسی ، تاریخ: ۰۱/آبان/۱۳۹۳ - ۰۸:۵۷ ، شناسه خبر: ۵۳۷۵۲۹
رهبریبا حضور مسئولان کشوری و لشکری و اقشار مختلف مردم

امام خامنه‌ای بر پیکر مطهر آیت‌الله مهدوی‌کنی نماز اقامه کردند

خبرگزاری تسنیم: رهبر معظم انقلاب اسلامی دقایقی پیش با حضور در دانشگاه تهران بر پیکر مطهر رئیس مجلس خبرگان رهبری نماز اقامه کردند.

به گزارش خبرنگار سیاسی خبرگزاری تسنیم، حضرت آیت‌الله العظمی خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی از ساعت 8:30 صبح امروز با حضور در دانشگاه تهران بر پیکر مطهر مرحوم آیت‌الله محمدرضا مهدوی‌کنی رئیس مجلس خبرگان رهبری نماز اقامه کردند.

آیت‌الله صادق آملی لاریجانی رئیس قوه قضائیه، حجت الاسلام حسن روحانی رئیس‌جمهور، علی لاریجانی رئیس مجلس شورای اسلامی، آیت‌الله اکبر هاشمی‌رفسنجانی رئیس مجمع تشخیص مصلحت نظام، مسئولان کشوری و لشکری، اعضای بیت مکرم مرحوم آیت‌الله مهدوی‌کنی، اساتید و دانشجویان دانشگاه‌ها و سایر اقشار مردم در این مراسم حضور دارند.

مراسم تشییع پیکر مطهر مرحوم آیت‌الله محمدرضا مهدوی‌کنی رئیس مجلس خبرگان رهبری قرار است پس از اقامه نماز بر پیکر آن مرحوم از سوی امام خامنه‌ای برگزار شود.

قرار است پیکر مطهر رئیس مجلس خبرگان رهبری در حرم حضرت عبدالعظیم حسنی در شهرری آرام گیرد.

شب گذشته نیز مراسم وداع با مرحوم آیت‌الله مهدوی‌کنی با حضور پرشور اساتید و دانشجویان در دانشگاه امام صادق(ع) برگزار شد.




برچسب ها :
ردی که آیت الله کنی وصیت کرد در کنارش دفن شود
پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۰۷:۳۰
مرجع : مشرق نیوز
حاج ملا علی کنی یگانه ملجأ مردم بود. ایشان با شجاعت تمام در مقابل سیاست های غلط دربار که سبب نابودی دین و وضع معیشت مردم می شد ایستادگی می کرد و با پشتیبانی ملت، دربار و سیاست های استعماری آن ها را به شکست می کشاند.
به گزارش افکارنیوز، پس از 5 ماه که آیت الله مهدوی کنی در تخت بیمارستان بستری بود، خبر فوت ایشان فوت ایشان در روز سه شنبه همه را غافلگیر کرد. یار دیرین امام و رهبری، یکی از روحانیون خاص در طول انقلاب محسوب می‌شد. در خبرهایی که در این روزها منتشر شده بوده به گوش می‌رسد که آیت الله وصیت کرده بود در کنار مزار ملا علی کنی در شاه عبدالعظیم حسنی دفن شود.
 
حال آنچه پیش روی شماست زندگی نامه "ملا علی کنی" یکی از مبارزین بزرگ تاریخ معاصر ایران است:

*تولد و کودکی ملاعلی

حاج ملا علی کنی در 1220 ق در قریه کن از روستاهای حومه غرب تهران به دنیا آمد. در کودکی نوشتن و خواندن را آموخت، به فراگیری علوم دینی علاقه داشت اما به دلیل مخالفت خانواده اش تا سن بیست سالگی نتوانست به آرزوی خود برسد ولی سرانجام با کسب رضایت آن ها عازم عتبات شد ودر درس اساتیدی چون صاحب جواهر، شیخ حسن کاشف الغطاء و شیخ مرتضی انصاری حاضر شد.

ملا علی کنی

ملا علی کنی

 

در سال 1224 ق به سبب شیوع طاعون در عراق مجبور شد دو سال آن جا ترک کند اما مجددا بازگشت و به تألیف کتب فقهی پرداخت ؛ در نهایت در سال 1262 پس از زیارت حرم اما رضا (ع) در مشهد راهی تهران شد و در این شهر مسکن گزید. به مرور زمان محبوبیت و نفوذ ایشان در بین مردم و دربار ناصرالدین شاه افزایش یافت و به عنوان عالم درجه اول تهران مطرح شد و تولیت مدرسه مروی نیز به ایشان سپرده شد.

حاج ملا علی کنی یگانه ملجأ مردم بود. ایشان با شجاعت تمام در مقابل سیاست های غلط دربار که سبب نابودی دین و وضع معیشت مردم می شد ایستادگی می کرد و با پشتیبانی ملت، دربار و سیاست های استعماری آن ها را به شکست می کشاند.

 

ملا علی کنی

ملا علی در برابر سیاست های غلط دربار ناصری ایستادگی می کرد

*فراموشخانه؛ نخستین تشکیلات فراماسونری در ایران

از جمله این موارد مبارزه با «فراموشخانه» ملکم خان و امتیاز «رویتر» بود.

ملا علی کنی

تشکیلات فراماسونری همگام با استعمار وارد کشورهای زرخیزی مانند ایران شد و از طریق عناصر مرموز خود فرهنگ منحط خود را وارد این کشورها کرد و منابع آن ها را به غارت برد. از جمله این عناصر و مجری سیاست های استعماری در ایران «میرزا ملکم خان» بود.وی ارمنی بود و بنابر مصلحت به ظاهر اسلام آورد .او اولین تشکیلات فراماسونری را در ایران دائر کرد به نام «فراموشخانه».

ملا علی کنی
 
ملکم خان

 

 

 

*اهداف تأسیس فراموشخانه

به طور کلی اهداف تأسیس فراموشخانه در ایران عبارت بود از:

1) از میان بردن اسلام یا پدید آوردن کجروی در اصول اسلامی از راه تک بعدی نشان دادن اسلام.

2) برکناری و نابودی روحانیون.

3) به زیر سؤال بردن چهره مردان نفوذ ناپذیر از راه برچسب های انگلیسی، روسی، ماسونی و ...

4) رواج فرهنگ منحط و اندیشه های غربی و فراخواندن مردم به غرب گرایی و ترویج فساد و فحشا در جامعه.

 

ملا علی کنی

 



5) پدید آوردن شکاف و جدایی میان روحانیان و مردم و دور ساختن مردم از آنان.

6) استواری اندیشه استعماری جدایی دین از سیاست.

ملا علی کنی

7) برانگیختن سرشت کاذب ناسیونالیستی و نژادپرستی.

8) هموار کردن راه رخنه و چیرگی استعمارگران در ایران در پوشش کسب امتیازات.

9) به دست گرفتن رهبری جامعه از راه طرح شعارهای انقلابی و آزادی خواهانه.

 

ملا علی کنی

جدایی دین از سیاست

 

*اومانیسم، آزادی، برابری، برادری

ملکم خان شعارهای فراماسونری را در ایران رواج می داد مثل اومانیسم (اصالت انسان)، آزادی، برابری، برادری که این ها همه با دین اسلام ضدیت داشتند. با بیان اومانیسم خدامحوری را کنار می گذاشت، منظورش از آزادی، آزادی از بند استبداد و ظلم و ستم شاه نبود بلکه آزادی از دین و قیود دینی و معارف الهی بود، با بیان کردن شعار برابری مسلمان را در کنار یهودی و مسیحی و زرتشتی و بهایی و ... می شمرد و فرقی بین آن ها قائل نمی شد.

ملا علی کنی

آزادی از معارف الهی نه استبداد!


*ملکم خان: اگر می خواهیم آدم شویم باید دویست سال خود را در اختیار انگلستان قرار دهیم!

وی برای این که با مخالفت علما مواجه نشود حرف های خود را در هاله ای از مطالب اسلامی می زد؛ حتی بیان می کرد که فراماسونری همان «حزب الله»! است و برای ادعا های خود متوسل به آیات قرآن می شد. وی همان کسی است که گفت اگر می خواهیم آدم شویم باید دویست سال خود را در اختیار انگلستان قرار دهیم!

 

ملا علی کنیملا علی کنی

ملکم خان: فراماسونری همان حزب الله است

 

حاج ملا علی کنی با این چهره ها و جریانات در داخل کشور به مقابله برخاست؛ در واقع این مبارزه، تقابل و رویارویی روحانیت بود با جریان استعمار.

*ملا علی کنی خطر ملکم خان را به ناصرالدین شاه گوشزد می کند

ایشان در نامه ای به ناصرالدین شاه قاجار وجود میرزا ملکم خان ارمنی را در دستگاه فراموشخانه موجب نابودی مذهب و ملت دانست و با شجاعت تمام نوک پیکان حملات خود را به سمت شاه نشانه گرفت و او را خائن خواند و نوشت:

«عرض می شود اگر علمای اعلام در مسائل دولتیه  خدای نخواسته  مشاهده فرمائید و به خاکپای مبارک برحسب رضای آقا، مخدوم عرض کنند، فضولی نکرده بلکه فضول باید کسی باشد که این را فضولی بنامد. بر علما و غیر علما لازم است عرض کنند، پسند خاطر مبارک شود یا نشود، در مقام اصلاح آن برآیند یا نیایند،... ما دعاگویان، بلکه عموم اهل ایمان عرض می کنیم که شخص میرزا ملکم خان را ما دشمن دین و دولت دانسته ایم و به هیچ وجه صلاحیت وکالت از دولت و سلطنت و انتظام ملک و مملکت ندارد که به خطاب ولقب ناظم الملکی مخاطب و ملقب باشد و هرکس باعث این امر شده است، خیانت کلی به دین و دولت نموده است که چنین دشمن جانی را مداخله در کارهای بزرگ دولت داده است. مدت زمانی نگذشته که در دارالخلافه ... مجلس فراموشی ترتیب داده بود و به این تزویر و شعبده، در خیال تصاحب ملک و دولت و اضمحلال وذهب و ملت بود و الزام مواسات و یک جهتی و هم عهدی [گرفته بود] که هر یک در پای دیگری در مقام تمام مال و جان بایستند و تا یکی آوازی برآورد همه حاضر و ناظر باشند و در دقت اجرای شروط و فرصت و جمع اسباب نهضت و حرکت، همگی یک دفعه حمله ور شوند و بر غیر هرکه باشند بتازند و هرچه بخواهند بگیرند و ببرند...»

*ملا علی: صاحب شریعت که چیزی را در امور زندگی فرو نگذاشته چرا وضع فراموشخانه را از خاطر محو می‌فرمود؟

ایشان در نامه دیگری به ناصرالدین شاه تعارض مرام فراموشخانه را با شریعت اسلام گوشزد می کند و می نویسد:

«پیروی احکام الهی که لازمه تدین است، هیچ احتیاجی به قواعد ملل و آداب دیگر ندارد. صاحب شریعت که چیزی را در امور زندگی فرو نگذاشته چرا وضع فراموشخانه را از خاطر محو می فرمود؟ اگر، مقصود اخوت است که فرموده اند: المؤمنون اخوه.

 

ملا علی کنی

اگر، مقصود اخوت است که فرموده اند: المؤمنون اخوه

اگر غرض، جماعت و جمعیت است که خمس و زکوه را مقرر داشته اند. اگر دفع ظلم و تعدی است که باید حدودات شرعی و تهدیدات اخروی را کافی بدانیم. اگر معنی اختیار و آزادی این است که تحت حکم دیگری نباشیم و خود بشخصه هرکاری بخواهیم بکنیم، این منافی اساس خداوندی است؛ چه امور دنیا مهمل و معطل خواهد ماند. اگر از اول خلقت، امتیازات برداشته و مرتفع می شد و همه مساوی بودند، هیچ کاری در دنیا پیشرفت نمی کرد.
ملا علی کنی

اگر از اول خلقت همه مساوی بودند
هیچ کاری در دنیا پیشرفت نمی کرد

 

[خلاصه آن که] آداب تعیش و زندگی و نزدیکی به حقیقت و تحصل ماحصل، هردو نشأت را کلام مجید فرموده [...] پس در این صورت پیروی به قواعد و قوانین الهی نکردن و به عقاید دیگر تأسی نمودن، کفر محض و محض کفر است.»

*به آتش کشیدن فراموشخانه

بنابراین آیت الله کنی به دلیل دین ستیزی فراماسون ها حکم به تکفیر آنان داد و در اقدامی شجاعانه حمله به مرکز آن ها را رهبری کرد و مردم مسلمان هم با شور و هیجان فراموشخانه  آن مرکز استعماری  را به آتش کشیدند.

با مقاومت ملا علی کنی و علما و مردم مسلمان، ناصرالدین شاه مجبور شد تا حکم به تعطیلی فراموشخانه بدهد.

*امتیاز رویتر؛ کودتای اقتصادی

در سال 1289 ق (1872 م ) قراردادی در تهران میان ناصرالدین شاه و نماینده رویتر به امضا رسید به در صورت اجرا تسلط کامل اقتصادی و به دنبال آن سیاسی انگلستان بر سرتاسر ایران برقرار می شد.

بارون ژولیوس دو رویتر یهودی آلمانی بود که به تابعیت انگلیس در آمده بود. او مؤسس خبرگزاری رویتر و از بزرگ ترین سرمایه داران بین الملل به شمار می رفت.

ملا علی کنی

بارون ژولیوس دو رویتر

 

اصول کلی این امتیاز عبارت بود از:

· امتیاز انحصاری ایجاد راه آهن سرتاسری ایران از دریای خزر به خلیج فارس، با حق تأسیس شعبه فرعی در داخل و اجازه وصل راه آهن سراسری به راه آهن های خارجی؛ سهم دولت 20% از منافع راه آهن.

· واگذاری اراضی خالصه مورد احتیاج رویتر به صورت مجانی.

· استفاده از مصالح مورد نیاز از قبیل سنگ و خاک و غیره به صورت مجانی.

· حق استخراج کلیه معادن ایران (نفت، زغال سنگ، آهن، سرب و مس) و هر معدن دیگر که خود کمپانی مایل به استخراج آن باشد، به استثنای معادن طلا و فیروزه و سایر جواهرات! سهم دولت 15%

· حق استفاده مطلق از جنگل های طبیعی ایران به هر نحو و به هر ترتیب که شرکت رویتر صلاح بداند. کمپانی مجاز بود درختان این جنگل ها را برای به کار بردن و ساختمان راه آهن سراسری قطع کند.

· دولت به گیرندگان این امتیاز حق انحصاری می داد که در طول مدت امتیاز (70 سال) در سرتاسر ایران برای تغییر مسیر رودخانه ها و انحراف آن ها به سایر نقاط کشور و هم چنین برای ساخت سدها و دریاچه های مصنوعی، کندن چاه عمیق، ایجاد کانال های مصنوعی به هر نحو و به هر قیمتی که صلاح بدانند، اقدام کنند. زمین هایی که در نتیجه این تأسیسات آباد می شد و هم چنین سود حاصل از فروش آن ها به زارعان ایرانی، جملگی به شرکت رویتر تعلق می گرفت، سهم دولت 15%

· دولت تحت این قرارداد تعهد می کند جمع آوری کلیه درآمدهای گمرکی ایران را به مدت 25 سال به رویتر واگذار کند، سهم دولت 60%

ملا علی کنی

 

 

· در صورتی که دولت تصمیم می گرفت امتیاز تأسیس بانک ملی را در ایران به یک نفر خارجی واگذار کند، این حق براساس قرارداد، به شخص رویتر تعلق می گرفت.

· دولت متعهد می شد برای هرنوع کارها و اقدامات عمرانی از قبیل احداث راه های شوسه، ایجاد چاپارخانه (پست خانه)، تأسیس خطوط تلگرافی، ایجاد کارخانه های آهن سازی و ذوب آهن، نصب چراغ های گاز، سنگ فرش کردن کوچه ها و خیابان ها و تزیین پایتخت، حق اولویت مطلق را به رویتر قائل گردد.

*کارگردان این خیانت بزرگ چه کسی بود

کارگردانان اصلی و پشت پرده این خیانت آشکار میرزا ملکم خان و میرزا حسین خان سپهسالار صدراعظم وقت بودند. در حدی که این امتیاز بدون هیچ گونه فشار خارجی و فقط بنابر اصرا زیاد سپهسالار به تصویب رسید.

این دو نفر تنها به خاطر غرب باوری و منافع شخصی خود، کلیه منابع طبیعی یک ملت فقیر را به یک سرمایه دار یهودی واگذار کردند و کشور را به سراشیبی هلاکت و سقوط کشاندند.

 

ملا علی کنی

میرزا حسین خان سپهسالار

رویتر برای کسب این امتیاز رشوه هایی را به برخی رجال ایرانی پرداخت کرد. اعتماد السلطنه در این زمینه می نویسد:

«مبلغ پنجاه هزار لیره به صدر اعظم (میرزا حسین خان مشیرالدوله) و در همین حدودها به ملکم خان ناظم الدوله، بیست هزار لیره به حاج محسن خان معین الملک، بیست هزار لیره به منیرالدوله، مبلغی به اقبال الملک و دیگران رسید و خلاصه کلام اینکه برای اخذ این امتیاز، بارون رویتر قریب دویست هزار لیره به رجال ایرانی رشوه داد.»

*غرب در حیرت فرو می‌رود

مفاد این امتیاز به گونه ای است که اروپاییان در بهت و حیرت فرو می روند.

لرد کرزن: «کامل ترین و غیر عادی ترین تسلیم تمام منابع صنعتی یک دولت به دست خارجی که شاید بتوان در خواب دید و در تاریخ کمتر نظیری دارد»

 

ملا علی کنی

لرد کرزن

 

 

کرزن در جای دیگری بیان می کند که «موقعی که متن این قرارداد منتشر گردید، نفس اروپا از حیرت بند آمد، زیرا تا آخر تاریخ در صحنه معاملات بین المللی چنین امری سابقه نداشت که پادشاهی تمام ثروت های زمینی، زیرزمینی و کلیه منابع طبیعی، پولی و اقتصادی کشورش را بدین سان مفت و دربست در اختیار یک سرمایه دار خارجی گذاشته باشد»

تی یر، سیاستمدار فرانسوی: «برای شاه، جز هوا، چیزی باقی نگذاشته اند»

الکساندر دوم (تزار روسیه) در ملاقات خصوصی با ناصرالدین شاه: «اعلیحضرت با اعطای این امتیاز بالا بلند، تقریبا تمام منابع و ثروت و هست و نیست کشورتان را دربست به بارون رویتر بخشیده اید. جز هوایی که ایرانیان برای نفس کشیدن لازم دارند که آن هم خوشبختانه قابل معامله نبوده است وگرنه مردم ایران ناچار می شدند حتی هوایی که از منخرین (دو سوراخ بینی) فرو می برند، از یک سرمایه دار بریتانیایی بخرند.»

ملا علی کنی

الکساندر دوم

 

ناصرالدین شاه: «بر پدر خائن لعنت!»

جالب است که با تمام این اوصافی که خود غربیان از این قرارداد ننگین دارند ناصرالدین شاه بسیار به آن علاقه مند بود و نگران به هم خوردن قرار بود. وی در نامه ای به سپهسالار صدر اعظم می نویسد:

«»جناب صدر اعظم، انشاءالله تعالی اگر این کار را خوب انجام بدهید خدمتی به دین و دولت کرده اید که مافوق ندارد (!) اما بسیار می ترسم آن اشخاصی که با این امتیاز مخالف اند  چه از داخل و چه از خارج  سرانجام عقیده کوت (نماینده تام الاختیار رویتر) را به هم بزنند و او را از این معامله منصرف سازند. این مردم را من خوب شناخته ام؛ در این چند روزه باید خیلی مواظب کوت باشید که با مردم ایرانی و فرنگی کمتر آمیزش کند.

تلگراف رویتر هم هروقت برسد فورا به عرض برسانید، خیلی مواظب باشید که کوت را نترسانند. بر پدر خائن لعنت!»

ملا علی کنی

ناصرالدین شاه: خدمتی به دین و دولت کرده اید که مافوق ندارد (!)

 

 

ملا علی : «کمپانی هند[شرقی] ، تمام هند به آن وسعت و مکنت را به خریداری و تملک یک جریب زمین مخصوص سکونت خود برد. کمپانی معاصر (رویتر) ،...چگونه ایران را نبرد و چرا نبرد؟»

حاج ملا علی کنی در نامه اعتراض آمیز خود به شاه، ضمن انتقاد شدید از سپهسالار و ملکم خان که بانیان انعقاد قرارداد بودند، زیان های قرارداد را برشمرد و بیان کرد که دولت (شاه) اصلا حق دخالت در اموال مردم را ندارد:

«... برای ما این اوقات از راه محکم دیگری که خیلی محکم تر و واضح تر و شدیدتر است در همان خیالات افتاد که احداث راه آهن بفرمایید با شروط و تعهدات و مواثیق چندی از قرار مسموع و مکتوب در عهدنامه، آنکه جمیع خلق مجبور بر تسلیم اموال و املاک خود باشند از قبیل جنگل ها و معادن و قنوات. بلکه سلطان با اقتدار نیز در این اجبار داخل باشد که املاک خالصه و زرخریدی و معادن و رودخانه ها را بتوانند به اجبار ببرند، به حدی که اگر پس از زمانی دولت بخواهد رفع آن ها را بکند، جمیع نقود خزانه عامره و نقود اجناس متداوله موجود در دست رعایا، وفا به اداء تاوان و زیان آن ننماید و اگر جسارت نباشد، گوینده را می رسد که بگوید و بپرسد دولت را چه تسلط است بر املاک و اشجار و آب و اراضی رعایا که حتما بفروشند؟

گمان ندارم در شرع خود بلکه سایر ادیان، تجویز این قسم اجبارها شده باشد ...»

ایشان در ادامه با اشاره به کمپانی هند شرقی قرارداد رویتر را به ضرر حکومت و سلطنت ایران معرفی می کند و می نویسد:

«... کمپانی هند[شرقی] ، تمام هند به آن وسعت و مکنت را به خریداری و تملک یک جریب زمین مخصوص سکونت خود برد. کمپانی معاصر (رویتر) ، با تصرف آن همه اراضی متعلقه به راه آهن، استحقاق انتفاع جمیع معادن و رودخانه ها و اراضی، با حق به کار واداشتن جمیع کارکنان از رعایا، چگونه ایران را نبرد و چرا نبرد؟

 

ملا علی کنی

 

خوب، پس از آنکه رعایا به رضا یا به حکم، کارکنان ایشان شدند و از دادن منال دیوانی معاف ماندند، آیا به خزانه عامره از کجا و کدام مالیات و کدام نسق از زراعات چیزی بیاید؟ یا اینطورها در عهدنامه نیست و یا هست و نخوانده اید و به مآل کار برنخورده اید؟ اگر خدای نخواسته کار لازم لازم افتد دفع طغیان و تعدی همجوار با اقتداری را از سرحدات خود نماییم اولا با کدام مال که عرض شد؟ کذلک، با کدام رجال؟ حکم جنگ به کدام فوجی داده شود که مواجب و جیره چند ساله ایشان نرسیده و هرچند فوجی که هستند دربست اند و اگر از همه مأیوس شده، در خیال اجماع و بلوا برآمده باشیم، کدام عالم محترم مسموع الکلام مانده با هجوم عموم فرنگیان در بلاد ایران از راه آهن؟ کدام عالمی در ایران خواهد ماند؟ و اگر بماند جانی و نفسی داشته باشد که یک دفعه وادینا واملتا بگوید از جانب میرزا ملکم خان یا سرکار کمپانی [رویتر] ، با این همه اموال و این همه رجال و داشتن راهی به این سهل به بلاد عظیمه ایران به خصوص به پایتخت سلطنت و دولت؟ به کدام قلب و اطمینان؟ چه اطمینان داریم که در طول یک ساعت پر نکند اطراف ما را از رجال و توپ و تفنگ و غافلگیر نشویم؟»

ملا علی کنی

نخستین پرچم کمپانی هند شرقی بریتانیا تا سال ۱۷۰۷ میلادی، با نشان سنت جرج سمبل انگلستان در گوشه چپ بالا

 

*کلمه قبیحه آزادی 

 

ملا علی کنی

 

ملا علی کنی در پایان این نامه خود دوباره خطر میرزا ملکم خان و افکار او را اشاره می کند و چنین می نویسد:

«... حال که متذکر شدم لازم دانستم که از آن خیانت نیز اشاراتی به نحو اجمال ، معروض دارد و آن فقره، کلمه قبیحه «آزادی» است که به ظاهر خیلی خوش نماست و خوب، و در باطن سراپا نقص است و عیوب. این مسئله برخلاف جمیع احکام رسل و اوصیا و جمیع سلاطین عظام و حکام والامقام است. به این جهت در نوشته دیگری نوشته بودم «وعلی الاسلام سلام» و دولت را وداع تام و تمام باید نمود به واسطه این که اصل شرایع و ادیان در هر زمان، خود قید محکم سخت و شدیدی بوده و می باشد که ارتکاب مناهی و محرمات ننمایند، متعرض اموال و ناموس مردم نشوند، و هکذا.

 
ملا علی کنی

 

برخلاف مقاصد و انتظام دولت و سلطنت است که هرکس هرچه بخواهد بگوید و از طریق تقلب و فساد، نهب (غارت) اموال نماید و بگوید:«آزادی است و شخص اول مملکت، همه را آزاد کرده است و در معنی به حالت وحوش برگردانیده». معلوم است نفوس، بالطبع طبیعت شیطانی، مایل به هوا و هوس و برآوردن مشتهیات خودند. همین، مایه بی نظمی و زیادی تاخت و تاز شده و هیچ کس نمی تواند چاره کند. این است که قاطبه علما و فضلا را به صدا درآورده، حکام و داروغه را خانه نشین و عاجز نموده.»

ملا علی کنی

شخص اول مملکت، همه را آزاد کرده است و در معنی به حالت وحوش برگردانیده

 

 

لغو امتیاز رویتر؛ نخستین ضربه بر پیکر استعمار

در نهایت با فشار علما و ملا علی کنی امتیاز رویتر نیز لغو شد. این اولین ضربه ای بود که این چنین از جانب روحانیت بر پیکر استعمار زده شدو دیگر تا زمانی که ملا علی در قید حیات بود ناصرالدین شاه جرأت تکرار چنین کاری را نداشت تا این که پس از رحلت ایشان داستان قرارداد رژی (تنباکو) بوجود آمد که آن نیز به رهبری مرجعیت شیعه میرزای شیرازی با شکست مواجه شد.

 
ملا علی کنی

 

ماده 23 قراردادرویتر کمپانی را متعهد می ساخت که تمام کارهایی را که به موجب این قرارداد به عهده گرفته است، همه را یکجا و همزمان با شروع ساختمان راه آهن آغاز کند و حد اعلان اهتمام را در پیشرفت این کارها مبذول دارد.

دولت ایران این ماده را بهانه لغو قرارداد در نظرگرفت تا امتیاز گیرنده را مقصر جلوه درهد و اعلامیه بطلان قرارداد را به صورت زیر منتشر کرد:

«هو»

اعلان رسمی

«چون بارون ژولیوس رویتر در موضوع قرارداد مربوط به راه آهن و سایر تعهدات که با دولت ایران منعقد کرده بود به وعده های صریح مندرج در آن قرارداد وفا نکرده و عملیات لازم را سرموعد معین شروع نکرده است، لذا دولت ایران به موجب حقی که به مدلول فصول قرارداد برای خود محفوظ نگاهداشته بود، قرارداد مزبور را ملغی و «کان لم یکن» اعلام نمود. تصمیم دولت علیه، عینا به وکیل بارون رویتر که فعلا مقیم دارالخلافه (تهران) است ابلاغ شد.»

*نفوذ و اقتدار حاج ملا علی کنی

نفوذ و قدرت ملا علی کنی به حدی بود که میرزا محمد مهدی لکهنوی می نویسد:

«اینک حکم محکم ایشان مشابهت ندارد از سلطان و شاهزادگان و امرا کسی را جرأت آن نیست که بی اذن ایشان اقدام بر تکلم نماید و یا بی مشورت ایشان اجرای مطلبی بنماید ... امرای عصر حتی ناصرالدین شاه قاجار از وی خائف می بودند و شاه مذکور مکرر به خانه اش به جهت ملاقات می آمد.»

 

ملا علی کنی

 

 

*سربازان سفارت خطاب به سفیر آمریکا: اگر حاجی ملا علی امر کند همه شما را می کشیم

همچنین اولین سفیر آمریکا در ایران درباره اقتدار ملاعلی در خاطرات خود چنین می نویسد:

«... حکام شرع ملا یا مجتهد نامیده می شوند که بزرگترین مجتهدهای حالیه که به منزله رئیس عدالتخانه حالیه ممالک فرنگ است، حاجی ملا علی کنی است ... حاجی ملا علی شخص مسنی است و ظاهرا مایل به تجمل نیست بلکه میل به سادگی زیاد دارد، اگرچه املاک او زیاد است، مع هذا نمی خواهد جلال و ظاهرسازی به خرج دهد. وقتی در کوچه ای راه می رود بر قاطر سفیدی سوار می شود و فقط یک نفر نوکر دارد، اما جمعیت از هر طرف کوچه به جلوی او ازدحام می کنند مثل این که وجودی ملکوتی است، اگر یک کلمه بگوید، می تواند اعلی حضرت شاه را از سلطنت خلع کند. وقتی به نزد اعلی حضرت شاه می آید پادشاه به جهت احترام او قیام تمام به عمل می آورد.

سربازهایی که در سفارت ممالک متحده آمریکا قراول می کشیدند به من گفتند که اگرچه ما برای حفظ وجود شما اینجا فرستاده شده ایم، اما اگر حاجی ملا علی امر کند همه شما را می کشیم!

 

ملا علی کنی

س، ج، بنجامين 
اولین سفیر آمریکا در ایران



شخصی که اکنون دارای چنین اقتدار فوق العاده ای است پیرمرد ملایم و خوش حالتی است و به واسطه تجربه ای در امور دارد می داند باید از اعمال خشونت حذر نمود. ولی باید دانست که در ایران هر اصلاح و نظمی را که بخواهند مجری سازند باید اول به لحاظ حاجی ملا علی برسد. در امور متعارف حکم مجتهدی از مجتهدهای متوسط جاری است، ولی در امور مهم باید مسئله را به لحاظ حاجی ملا علی برسانند یا تفصیلات را شفاها به عرض او می رسانند، یا سوال می کنند.»

برگشتن بهتر است

ناصرالدین شاه نیز از این قدرت و اقتدار ملا علی کنی بیمناک بود. نوشته اند روزی ناصرالدین شاه به منظور شکار، به همراه اطرافیان خویش از دروازه شهر خارج شد. هنوز مسافتی را طی نکرده بود که از دور نگاهی به پایتخت کرد و در فکر فرو رفت. پس از آن بی درنگ از شکار منصرف شد و به تهران بازگشت. یکی از درباریان سبب انصراف شاه را از شکار جویا شد، شاه در پاسخ گفت:

چون از دروازه بیرون رفتم، نگاهم به شهر و دروازه افتاد. این فکر در نظرم آمد که اگر حاجی ملا علی کنی امر نماید در دروازه را بر روی من ببندند و باز نکنند، من چه خواهم کرد؟ از این رو ترس و وحشت مرا فرا گرفت و گفتم برگشتن بهتر است.

ملا علی کنی

ناصرالدين شاه قاجار در حال کشيدن قليان به اتفاق جمعي از همراهان در شکارگاه دوشان تپه

 

 

*دفاع از آمر به معروف

هم چنین مشهور است که آیت الله شیخ جواد رشتی  شاگرد میرزای شیرازی  از کسانی بود که در انجام فریضه امر به معروف و نهی از منکر بسیار تلاش می کرد و از هیچ کس واهمه نداشت و بی پروا به وظیفه دینی خویش عمل می کرد.

ناصرالدین شاه زمانی او را به همین علت از رشت به تهران طلبید تا به خیال خود مجازاتش کند! همین که حاج ملا علی باخبر شد، به سرعت از شیخ جواد رشتی تجلیل فراوانی به عمل آورد. برخورد حاجی به گونه ای بود که شاه مجبور شد از شیخ جواد عذرخواهی کند و او را با کمال احترام به رشت بازگرداند.

*علماء امتی افضل من انبیاء بنی اسرائیل

روزی شاه از ملاعلی می پرسد که براساس حدیث شریف «علماء امتی افضل من انبیاء بنی اسرائیل» شما باید لااقل همان کارهایی را بکنید که آن پیامبران کردند، مثلا آیا شما می توانید مانند حضرت موسی عصایی را اژدها کنید؟!

حاجی بدون تأمل و درنگ در پاسخ می گوید:

آری، اگر شما ادعای خدایی بکنید، ما هم عصا را اژدها خواهیم کرد.

ملا علی: او ناصرالدین نیست، ناصرالکفر است

در نتیجه کردار ناشایست و ذلت بار ناصرالدین شاه با بیگانگان و کارنامه سیاه وی، حاجی ملا علی درباره او می گفت: «او ناصرالدین نیست، ناصرالکفر است.»

ملا علی کنی

ملا علی کنی

 

*اوضاع معیشتی و مالی ملا علی کنی

ملا علی کنی در ابتدا هنگامی که به تهران آمد در تنگدستی سختی قرار داشت اما با تألیف کتاب و فروش آن و هم چنین حفر قنات در زمین کم کم توانست ثروت خوبی به دست آورد و زندگی با شکوه و عظمتی را دارا شود. اما وی اموال خود را در خدمت به دین و مستمندان و محرومان مصرف کرد ولی کسانی بودند که فقط به ظاهر زندگی ایشان چشم دوختند و آگاهانه یا ناآگاهانه بر شیوه زندگی او خرده می گرفتند.

درباره وضع زندگی ایشان در دوران تحصیل در نجف آقای طباطبایی حائری چنین می گوید:

«در ایام طلبگی که به نجف اشرف آمده بودم من و آقای شیخ عبدالحسین شیخ العراقین و آخوند ملا علی کنی در یک حجره از مدارس حوزه علمیه در نهایت فقر و فاقه به سر می بردیم و فقیرتر از همه حاجی کنی بود که هر هفته یک شب به مسجد سهله می رفت و از گوشه و کنار مسجد  بدون این که کسی بفهمد  نان خشک جمع می کرد و به مدرسه می آورد و گذران هفته را از آن ها می کرد!»

*اگر ملا و مجتهد این است، پس حاجی ملا علی کنی چه می گوید؟

نوشته اند زمانی فرزند ناصرالدین شاه قاجار، در سفری به عتبات عالیات، در نجف اشرف اقامت کرد. او به منظور دیدار و زیارت شیخ مرتضی انصاری به منزل ایشان رفت. آثار زهد و ورع از در و دیوار و اثاث ناچیز خانه شیخ هویدا بود؛ سفره حصیری (خوص) به دیوار آویزان بود و یک پیه سوز سفالی درکنار منقل گلی، اتاق را روشن کرده بود و کمی سرگین به جای ذغال در منقل مشتعل بود. اینها اثاث خانه آن مجتهد و مرجع بزرگوار و استاد یگانه حوزه علمیه نجف اشرف به شمار می رفت.

شاهزاده چون وضع اتاق را برانداز کرد بسیار متعجب گردید و سپس لب به سخن گشود و گفت: اگر ملا و مجتهد این است، پس حاجی ملا علی کنی چه می گوید؟!

ملا علی کنی

میرزا محمد حسن شیرازی
صاحب فتوای تحریم تنباکو

 

سخن او هنوز تمام نشده بود که چهره شیخ انصاری دگرگون شد، از جا برخاست و فرمود: چه گفتی! این کلام کفرآمیز چه بود که به زبان راندی؟! خود را جهنمی ساختی، برخیز و از نزد من دور شو، حتی به قدر یک نفس کشیدن هم در اینجا تأمل نکن، زیرا می ترسم عقوبت تو مرا هم بگیرد!

شاهزاده از شیوه سخن خود بسیار متأثر شد و به گریه افتاد. پس از آن رو به شیخ کرد و گفت: آقا ... توبه کردم، نفهمیدم، مرا عفو کنید، دیگر از این غلط ها نمی کنم!

شیخ چون او را پشیمان یافت فرمود:

عالی جناب! حاجی کنی حق دارد آن طور زندگی کند، زیرا در مقابل پدر تو باید به همان قسم زندگی کرد. ولی من در میان طلاب هستم، باید حالم و امور زندگانی ام مانند همین طلبه ها باشد.

*آیت الله مهدوی کنی از ملا علی می گوید

آیت الله مهدوی کنی درباره اموال حاجی ملا علی کنی می نویسد که: «ایشان خیلی ثروتمند بوده و هم اکنون در کن، شهرری، ورامین، قزوین و تهران موقوفات زیادی از ایشان مانده است که بخشی از آن وقف خاص است که برای ورثه اش وقف کرده و بقیه وقف بر امور عام المنفعه می باشد.

البته بخشی از این اموال موروثی بوده است که از ماترک پدرش به ارث مانده است. آقای دکتر علینقی کنی از نواده های مرحوم حاج ملا علی می گفت که بخش مهمی از ثروت ایشان از جد اعلای وی که در مازندران ساکن بوده است به ارث رسیده است.

ملا علی کنی

آیت الله محمدرضا مهدوی کنی

 

آن بخش هایی که در کن است ظاهرا مال پدرشان بوده است. پدرم نقل می کرد که منشأ پیدایش این ثروت این بوده که ایشان چون کشاورز زاده بود قهرا به کارهای کشاورزی علاقه داشته است. در شهر ری روستایی به نام دولت آباد وجود دارد که آسیاب و قنات داشت. زمین های این روستا غالبا با قنات آبیاری می شد. می گفتند آن قنات به تدریج خشک شد و این ده هم تقریبا از بین رفته بود و آبادی خود را از دست داده بود.

مرحوم حاجی با قیمت مختصری اینجا را می خرد، بعد شروع به لایروبی قنات و آباد کردن آنجا می کند. به زودی آب در قنات به جریان می افتد و آسیاب شروع به کار می کند ... این اقدام سنگ اولیه ثروت ایشان بوده»

*موقوفات ملا علی کنی

موقوفات ملا علی کنی را می توان به پنج بخش تقسیم کرد:

الف. آبادی ها و روستاها:

شش دانگ قریه زمان آباد همراه با قلعه و بیوت رعیتی و غیررعیتی و طویله و بهاربند و انبار و باغ و سایر ملحقات و منضمات آن که در منطقه بلوک غار ری می باشد.
شش دانگ قریه اشرف آباد واقع در بلوک غار ری.
قریه کریم آباد که به دست خود ایشان احداث گردیده است و آب مورد نیاز آن از رودخانه قوری چاهی تأمین می گردد.
قریه کمال آباد واقع در بلوک غار ری.

ب. خانه ها، مغازه ها و کاروانسرها:

خانه جدید البناء که درب آن، در شارع خاصی که انتهای آن خانه نواب، شاهزاده حاجی فرهاد میرزا معتمدالدوله است، قرار دارد. همراه با دکان هایی که در جنب شرقی آن با دکان های روبه روی این ها در طرف شرق بازارچه به جمیع ابنیه و آلات آنها از در و تخته و غیرها به انضمام شانزده باب دکان که پشت آنها به چهار بازار و روی آنها به قبله، محاذی دو کاروانسرای وقفی کاروانسرای شاه و کاروانسرای حاجی ابوطالب که در این اواخر ضرابی هم گفته می شود.
کاروانسرای واقع در زیر جاده قزوین و بالای آن.
حیاط وقفی بزرگ با امکان و صلاح و جمیع ابنیه این حیاط حتی حمام کوچک که واقع در سمت غربی حیاط است.
نصف از عرصه و اعیان دو باب کاروانسرای واقع در زاویه مقدسه حضرت عبدالعظیم (ع) با بازارچه که در وسط این کاروانسرا است همراه با دکان های واقع در راسته بازار بزرگ زاویه مقدسه با جمیع متعلقات آنها با یک قطعه بهاربند و بارانداز، خارج از آنها که درب غربی آنها است.
کاروانسرای خاتون آباد در غرب بخش «خاتون آباد» در فاصله یکصد متری جنوب جاده اصلی تهران - خراسان واقع شده است. بنابر گفته اهالی، وی که قصد زیارت مرقد مطهر امام رضا (ع) را داشت چون به منطقه خاتون آباد رسید در آن محل مکانی جهت استراحت و اطراق کاروانیان نیافت و به همین دلیل با دارایی خود در این محل کاروانسرایی ساخت و وقف کاروانیان و زائران مشهد الرضا (ع) نمود. طرح این بنای تاریخی ارزشمند از نوع چهار دیواری ایوانی بوده و دارای ایوان ورودی، صحن وسیع، حجرات، اصطبل های ستوندار (در نوع خود بی نظیر) و... می باشد.
یکی از سراهای بازار تهران.


ملا علی کنی

ج. باغ ها و زمین ها:

شش دانگ باغ واقع در صحرای دزج کن که از راه مصالحه و ارث از مرحوم پدر به ایشان منتقل شده است؛ همراه با کافه ملحقات از اراضی و اشجار مثمره و احجار منصوبه و حیطان و سایر امکانات.
شش دانگ باغ که متصل به باغ فوق الذکر و واقع در خواجه همراه با کافه ملحقات از اراضی و اشجار مثمره و احجار منصوبه و حیطان و سایر امکانات می باشد.
شش دانگ مزرعه قلعه شیر علی واقع در بلوک غار ری.
یک دانگ و نیم از مزرعه لتمال کن، همراه با همه متعلقات آن از قنات و نهر رود آبی که از رودخانه کن آب بر می دارد.
سه قطعه باغ در کن، باغ حیاط، باغ پروک و باغ تخت این هر سه را هم با اشجار مثمره همراه با مجاری آب همه باغ ها وقف کرده است.
بنابراین وصیت ایشان از ثلث مالش ملکی خریداری و منافع آن همه ساله حبس شود.
زمین شهرک صنفی تولیدی خدماتی ولیعصر (عج) نیز از موقوفات مرحوم حاج ملاعلی کنی می باشد. این زمین به متراژ حدود 550000 متر مربع می باشد.
د. قنات‌ها و رودخانه‌ها:

شش دانگ قنات بزرگ، معروف به قنات حاجی آباد و شش دانگ قنات کوچک، معروف به قنات زمان آباد که در منطقه بلوک غار ری می باشد.
شش دانگ قنات که احیای آن توسط خود ایشان انجام گرفته است و در اراضی لتمان کن و میان کوهک قرار دارد. البته در زیر مظهر قنات، آبادانی قلعه، بیوت رعیتی، اربابی، باغ، سبزی کاری، بناء حمام و احیاء اراضی زراعت شده است؛ که این ها نیز جزء موقوفات می باشد.
حق مجری دو باغ واقع در صحرای دزج کن و خواجه از نهر بزرگ کن.
سه رشته قنات دائره و بائره در مزرعه قلعه شیر علی واقع در بلوک غار ری.
طاحونه واقع در اراضی موات شهر ری که محاذی طاحونه ظهیرآباد می باشد که زیر آب آن نیز تنقیه شده است.
نهری که از رودخانه قوری چاهی از قدیم آب بر می داشته است با تمام قلعه موجود در آنجا و تمام دو قطعه باغ مشجر و اشجار مغروسه در خارح از باغ.
دو طاحونه بالا و پایین که به وسیله آبهای قنات اشرف آباد دایره و قنات بزرگ و قنات کوچک می چرخند.

و. کتاب ها:

پنج جلد قرآن خوش خط که دو جلد آن بزرگ رحلی است؛ یکی مذهب تمام حتی بین السطور؛ دیگری محشی و مترجم است؛ یکی دیگر وزیری به خط آقا هادی؛ یکی نصف رحلی به خط ملا عبدالله رئنانی است و یکی دیگر هم بین وزیری و خشتی است و به خط آقا محسن است.
سه مجلد قرآن دیگر که یکی خشتی و ظاهراً به خط مرحوم میرزای تبریزی باشد و یکی کوچک بغلی تمام تذهیب حتی حواشی و یکی هم وزیری.

ی. وجوه نقدی:

تحت تکفل قراردادن بسیاری از یتیمان درمانده و بی سر پناه و در نظر گرفتن مقرری مناسبی برای آنها.
برای حل مشکل درمان بیمارانی که بنیه مالی ضعیفی داشتند، مکان هایی را برای پرداخت پول داروها در نظر گرفته بودند تا آنان با دریافت مبلغ آن، به درمان خود اقدام کنند.

با توجه به این موارد می توان حاجی ملا علی کنی را از پیشگامان جهاد اقتصادی در دوران ناصرالدین شاه قاجار دانست که علیرغم این که پس از زندگی تهیدستی به اموال فراوان رسید اما آن ها را نه در جهت مصرف شخصی بلکه در راه کمک به مستمندان و محرومان خرج کرد.
*اولین حاکم شرعی که در تهران جزیه گرفت

علاوه بر موارد درخشان فوق که در کارنامه حاجی ملا علی کنی دیده می شود باید دقت داشت که ایشان اولین کسی است که به عنوان حاکم شرع جزیه گیری از یهودیان و مسیحیان را در تهران آغاز کرد و عزت، اقتدار و سربلندی اسلام را نشان داد. هرچند که مال و جان و ناموس همه آنان در پناه اسلام محفوظ بوده، در امنیت کامل نیز قرار خواهند داشت.

*زهد مرتضی بود که علی را خانه نشین کرد

با این همه اوصاف و جایگاه والای فقهی و علمی و مقبولیت بالای ایشان در بین مردم، حاجی ملا علی از مطرح شدن خود در مقابل مرجعیت شیخ مرتضی انصاری خودداری می کرد و در جواب اعتراض کنندگان می فرمود:

«زهد مرتضی بود که علی را خانه نشین کرد.»

(منظور حاجی این بوده که زهد شیخ انصاری آن قدر زیاد است که من در مقابل او مطرح نیستم)

*در سوگ حاج ملا علی کنی

حاجی ملا علی کنی در روز پنج شنبه 27 محرم 1306 ق در هشتاد و شش سالگی در تهران درگذشت و در 3 صفر برحسب وصیت خودش در جوار حضرت عبدالعظیم (ع) دفن شد. به نوشته اعتماد السلطنه اهالی تهران از شهری و روستایی، حتی اقلیت های دینی در مراسم تشییع جنازه او شرکت داشتند.
ملا علی کنی

 

 

نوحه اهالی کن این بود:

رفتی تو ز دنیا ای نایب پیغمبر           شد جای تو خالی در مسجد و منبر

***

کندیان را خاک عالم بر سر است            این عزای نایب پیغمبر است

***

یهودی ها نیز می گفتند:

واویلا صد واویلا      ستون دین ناپید

 

ملا علی کنی

 

لوح قبر این عالم فرزانه چنین است:

وفدت علی الکریم بغیر زاد من الحسنات و القلب السلیم

و حمل الزاد اقبح کل شیء اذا کان الوفود علی الکریم

مرقد منور و مضجع مطهر عالم مجاهد

و فقیه مبارز مرجع تقلید شیعیان علی

حاج ملا علی کنی «قدس سره»

سرود مرتجلا مجد بهر تاریخش علی بنزد محمد بخلد کرد مقام

«1306 ق»

 




برچسب ها :

کلاهبرداری یک دختر از 840 نفر در فضای مجازی

سنندج - ایرنا - دختر دانشجو با همکاری یک مرد از 840 کاربر در فضای مجازی کلاهبرداری کرد.

 

به گزارش ایرنا‏، رییس پلیس فتا استان کردستان روز پنجشنبه در جمع خبرنگاران در سنندج گفت: پلیس فتا موفق به دستگیری دختر دانشجوی 23 ساله ای در فضایی مجازی شد که با کلاهبرداری از کاربران حدود 70 میلیون تومان پول به جیب زده بود.

سرهنگ فرامرز شاکری افزود: این متهم با قرار دادن عکس زن میانسال و بیماری که توان پرداخت هزینه های درمانی ندارد و دادن شماره حساب بانکی و استفاده از احساسات و عواطف مردم از 840 نفر در سراسر کشور کلاهبرداری کرده است.

وی ادامه داد: بر اساس تحقیقات پلیس فتا، این فرد که گرداننده اکانت های موبایل است با نام مستعار و همکاری مرد دیگری اقدام به این کار کرده است.

سرهنگ شاکری افزود: اکنون این دو متهم در بازداشت موقت به سر می برند و پرونده آنها برای رسیدگی و اجرای قانون به دستگاه قضایی ارجاع شده است.

وی با اشاره به اینکه در فضای مجازی هویت افراد پنهان است و شبکه های اجتماعی بستر مناسبی برای کلاهبرداری هستند، گفت: مردم هشدارهای پلیس فتا در فضای مجازی را جدی بگیرند و بدون آگاهی و اطمینان به حساب افراد ناشناس پول واریز نکنند.

رییس پلیس فتی استان کردستان اظهار کرد: میزان دستگیری ها در فضای مجازی در هفت ماه سال جاری در مقایسه با مدت مشابه سال گذشته هشت درصد افزایش یافته است.

وی اضافه کرد: پنج درصد متهمان زیر 17 سال، 40 درصد در رده سنی 18 و 25 سال و 55 درصد نیز 25 سال به بالا داشته اند.

رییس پلیس فتای استان کردستان با اشاره به دستگیری 120 کلاهبردار در سال گذشته در استان گفت: در سال جاری نیز پلیس فتا 135 مجرم در فضای مجازی دستگیر کرده که این تعداد نسبت به مدت مشابه سال گذشته هشت درصد افزایش داشته است.

سرهنگ شاکری بیشترین جرایم در فضای مجازی را کسب منافع مالی، موضوعات ضد اخلاقی و انتقام جویی عنوان کرد و گفت: در سال جاری 103 درصد پرونده های کشف وقوع افزایش یافته است.

وی اولویت پلیس فتا در سال جاری را پیشگیری از وقوع جرم بیان کرد و گفت: برگزاری همایش ها و کلاس های آموزشی در زمینه آگاه سازی مردم از جرایم حوزه مجازی از اقدام های پلیس فتا است.

شاکری با اشاره به اینکه جامعه هدف پلیس فتا بیشتر دانش آموزان، دانشجویان و اولیا و مربیان مدارس هستند، گفت: اطلاع رسانی، آگاه سازی و آموزش برای این اقشار اولویت کاری پلیس فتا است.

به گفته وی پلیس فتا هفته ای دو بار اقدام به برگزاری کلاس های آموزشی و اطلاع رسانی در زمینه جرایم فضای مجازی در سطح دانشگاه ها و مدارس می کند.

سرهنگ شاکری با اشاره به آسیب های اجتماعی حوزه فضای مجازی، فرهنگ سازی و اطلاع رسانی در زمینه استفاده درست از شبکه های اجتماعی را ضروری دانست.

رییس پلیس فتای استان کردستان تاکید کرد: شهروندان در صورت هر گونه مشکل و موارد مشکوک در شبکه های اجتماعی و فضای سایبری موضوع را به شماره تلفن 2185915 گزارش کنند.




برچسب ها :

 

کلاهبردار حرفه‌ای که با وعده‌های واهی زنان جوان را فریب می‌داد در مشهد دستگیر شد.
سرهنگ حسین بیدمشکی رئیس پلیس آگاهی خراسان رضوی در گفتگو با خبرنگار حوادث باشگاه خبرنگاران با اعلام این خبر گفت: در پی اعلام شکایت چند زن جوان مبنی بر اینکه مردی میان سال با وعده‌های واهی آنان را فریب داده و مورد سوء استفاده قرار گرفته‌اند تحقیقات پلیسی آغاز شد. 

رئیس پلیس آگاهی خراسان رضوی افزود: کارآگاهان مبارزه با جعل و کلاهبرداری پلیس آگاهی خراسان رضوی با توجه به اهمیت و حساسیت موضوع تحقیقات خود را در این باره آغاز و متهم پرونده را دستگیر کردند. 

وی افزود: متهم پرونده در ابتدا قصد منحرف کردن مسیر تحقیقات پلیسی را داشت اما در برابر شواهد و ادله موجود راهی جز بیان حقیقت نداشت و در اعترافات خود به طراحی نقشه‌ای مکارانه برای سوء استفاده از زنان و دختران جوان اعتراف کرد و اظهار داشت، با معرفی خود به عنوان فردی که با مسئولان استان ارتباط داشته و خود نیز دارای مسئولیت‌های مهم اداری هستم به طعمه‌های خود وعده حل مشکلات خانوادگی و استخدام می‌دادم و به این طریق تعدادی از آنان را به عقد موقت خود در می‌آوردم. 

رئیس پلیس آگاهی استان خراسان رضوی اظهار داشت: به دستور مقام قضایی تحقیقات کارآگاهان مبارزه با جعل و کلاهبرداری برای کشف دیگر اقدامات مجرمانه متهم آغاز شده است. 

سرهنگ حسین بیدمشکی خاطر نشان کرد: بار‌ها به شهروندان هشدار داده‌ایم درصورت مواجهه با افرادی که با تعریف و تمجید واهی از خود، ادعا می‌کنند می‌توانند مشکلات آنان را از طرق غیرقانونی حل و فصل کنند، مراتب را بلافاصله به فوریت‌های پلیسی ۱۱۰ اعلام کنند تا فرصت سوء استفاده برای افراد مجرم و خلافکار فراهم نشود.



برچسب ها :

قلیا یا اسید فقط با آب شست و شو داده می شود

تهران - ایرنا - متخصص سوختگی بیمارستان شهید مطهری اعلام کرد: تمام موارد قلیا یا اسید را فقط باید با آب فراوان شست و شو داد.

 

دکتر سیامک فرقانی در گفت و گو با خبرنگار اجتماعی ایرنا افزود: استفاده از جوش شیرین یا شیر برای مواردی که قلیا یا اسید بر روی پوست به هر علتی پاشیده شده باشد، کاملا اشتباه است.

وی اضافه کرد: چون مواد پاشیده شده معلوم نیست که قلیا باشد یا اسید، فقط باید با آب فراوان شست و شو داده شود.

وی تصریح کرد: استفاده از جوش شیرین یا شیر هنگام قلیا یا اسیدپاشی موجب گرمازایی و حرارت زایی شده و سوختگی را تشدید می کند.




برچسب ها :
وزیر بهداشت ادامه داد: اظهارنظر درباره عاملان اسیدپاشی بر عهده وزارت کشور و قوه قضاییه است و وزارت بهداشت موظف است مراقبت کند که کوتاهی در امر درمان صورت نگیرد.
وزیر بهداشت، درمان و آموزش پزشکی با اعلام عمل جراحی چشمان «سهیلا جورکش» دختر ۲۷ ساله قربانی اسیدپاشی در شب گذشته گفت: تعداد قربانیان اسیدپاشی چهارنفر است اما از ابتدای سال جاری تاکنون در مجموع ۹ نفر بودند.

به گزارش ایلنا، «سیدحسن هاشمی» روز پنجشنبه در جمع خبرنگاران در وزارت بهداشت گفت: همه این قربانیان در اصفهان بودند که سوختگی‌های آنها سطحی بوده و بطور سرپایی درمان شده‌اند و البته چهار نفر از آنان مرد بودند.

وی خاطرنشان کرد: نباید اجازه دهیم این اتفاقات بیافتد زیرا زیبنده ملت ما نیست.

وزیر بهداشت تصریح کرد: اکنون چهل هزار تخت بستری بیماران روانی در کشور کم داریم که این مساله به آن معنا است که این افراد (مبتلایان به اختلالات روان) در خانه و خیابان‌ها هستند و امیدواریم مجلس شورای اسلامی اعتبارات ویژه‌ای در این زمینه در نظر بگیرند.

هاشمی گفت: دو درصد مردم جامعه زمینه ابتلا به اسکیزوفرنی (نوعی بیماری روانی) را دارند که این مساله به مثابه کوه یخی است که بخش عمده‌ای از مشکلات آن مشاهده نمی‌شود.

وی تاکید کرد: مبتلایان به اختلالات روان باید در مراکز ویژه‌ای نگهداری شوند، البته شاید عاملان اسیدپاشی از این دسته افراد نباشند، اما اکنون فرصت مناسبی برای اعلام این مشکل در جامعه است.

وزیر بهداشت ادامه داد: اظهارنظر درباره عاملان اسیدپاشی بر عهده وزارت کشور و قوه قضاییه است و وزارت بهداشت موظف است مراقبت کند که کوتاهی در امر درمان صورت نگیرد.

وی گفت: بیماران قربانی اسیدپاشی زیادی داشته‌ام و درمان چشم اینگونه بیماران خیلی سخت است زیرا نیازمند جراحی‌های مکرر بوده و نتیجه آن ضعیف است.

هاشمی در مورد چشمان سهیلا جورکش دختر قربانی اسیدپاشی گفت: چشم راست او بطور جدی آسیب دیده و چشم چپ وی نیز ۵۰ درصد آسیب دیده است.

وزیر بهداشت افزود: در سوختگی‌های شیمیایی بویژه با اسید، نکته مهم و حیاتی‌‌ همان شست وشوی فراوان با آب در لحظات اولیه است.

وی ادامه داد: لباس فرد مصدوم باید کنده شده و با آب زیاد شست وشو داده شود، اگر این مساله رعایت می‌شد، خیلی از مشکلات کنونی برای قربانی اسیدپاشی اتفاق نمی‌افتاد.

هاشمی یادآور شد: اکنون دو چشم سهیلا جورکش قربانی اسیدپاشی عمل شده و البته کار درمانی او بسیار طولانی است که امیدواریم با موفقیت به پایان برسد.

وی ادامه داد: تامین هزینه‌های درمانی قربانی اسیدپاشی حداقل کاری است که دولت می‌تواند انجام دهد، اما مهمتر از آن اقدامات پیشگیری و داشتن قوانین و مقررات موثر در این زمینه است، زیرا خشونت آسیب‌های جدی به جامعه وارد می‌کند.

هاشمی از مسوولان خواست سریعا عاملان اسیدپاشی را شناسایی کنند.
وی افزود: هرچند روی قصاص این فرد تاکید می‌شود، اما مساله پیشگیری مهم‌تر از آن است.



برچسب ها :
فاجعه ای که در موبایل یک داعشی ضبط شده بود

فرماندهان داعش در شهر کوبانی با خیانت اعضای خود مواجه شده اند و این مسئله باعث شده تا بسیاری از پایگاه های خود را ترک کنند.

فرماندهان داعش در شهر کوبانی با خیانت اعضای خود مواجه شده اند و این مسئله باعث شده تا بسیاری از پایگاه های خود را ترک کنند.

به گزارش جنوب نیوز، روزنامه الدیار نوشت: نیروهای کردی موبایل یکی از تروریست های داعش را در پایگاه های متروکه آنها در کوبانی پیدا کردند که فیلم و تصاویر مربوط به سربریدن یک دختر بچه ای در آن ذخیره شده بود. 

این روزنامه لبنانی در ادامه نوشت: این موبایل که در جیب یکی از کشته های داعش پیدا شده است، فیلم دختر بچه ای را نشان می داد که بر زمین کشیده می شد و یکی از داعشی ها فریاد می زد این دختر را با چاقو سرببرید! نیروهای کردی می گویند تا الآن مشخص نشده که آیا این کودک زنده مانده یا اینکه واقعا کشته شده است.

   شایان ذکر است که فرماندهان داعش در شهر کوبانی با خیانت اعضای خود مواجه شده اند و این مسئله باعث شده تا بسیاری از پایگاه های خود را ترک کنند./




برچسب ها :
مراسم غسل و تکفین آیت‌الله مهدوی‌کنی رئیس فقید مجلس خبرگان رهبری صبح امروز انجام شد.
به گزارش شريان نيوز مراسم غسل و تکفین آیت الله مهدوی کنی،رئیس فقید مجلس خبرگان رهبری بعد از نماز صبح امروز در حوزه علمیه مروی انجام شد. غسل و تکفین آیت‌الله مهدوی کنی توسط حجت‌الاسلام و المسلیمن طباطبایی و با حضور برخی علما،فضلا و شخصیت‌های سیاسی صورت گرفت.

گفتنی است پیکر ایشان پس از غسل و تکفین به دانشگاه امام صادق (ع) منتقل گردید. 

عکس: غسل و تکفین آیت‌ الله مهدوی کنی

عکس: غسل و تکفین آیت‌ الله مهدوی کنی

عکس: غسل و تکفین آیت‌ الله مهدوی کنی

عکس: غسل و تکفین آیت‌ الله مهدوی کنی

عکس: غسل و تکفین آیت‌ الله مهدوی کنی

عکس: غسل و تکفین آیت‌ الله مهدوی کنی

عکس: غسل و تکفین آیت‌ الله مهدوی کنی

عکس: غسل و تکفین آیت‌ الله مهدوی کنی

عکس: غسل و تکفین آیت‌ الله مهدوی کنی

عکس: غسل و تکفین آیت‌ الله مهدوی کنی

عکس: غسل و تکفین آیت‌ الله مهدوی کنی

عکس: غسل و تکفین آیت‌ الله مهدوی کنی

عکس: غسل و تکفین آیت‌ الله مهدوی کنی

عکس: غسل و تکفین آیت‌ الله مهدوی کنی

عکس: غسل و تکفین آیت‌ الله مهدوی کنی

عکس: غسل و تکفین آیت‌ الله مهدوی کنی

عکس: غسل و تکفین آیت‌ الله مهدوی کنی

عکس: غسل و تکفین آیت‌ الله مهدوی کنی

عکس: غسل و تکفین آیت‌ الله مهدوی کنی

عکس: غسل و تکفین آیت‌ الله مهدوی کنی

عکس: غسل و تکفین آیت‌ الله مهدوی کنی



برچسب ها :
حضور حاج قاسم سلیمانی در یادواره فرماندهان شهید نیروی زمینی سپاه،که صبح امروز دوشنبه در تهران برگزار شد.




برچسب ها :
ادعای آمریکا در مورد اسیدپاشی در ایران
تاریخ انتشار : پنجشنبه ۱ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۲:۱۳
نماینده آمریکا در سازمان ملل روز چهارشنبه با انتشار پیامی در توئیتر موارد حمله با اسید در اصفهان را محکوم کرده و تلاش کرد این موارد را به بحث حجاب مرتبط کند.

«سامانتا پاور» نماینده آمریکا در سازمان ملل روز پنج‌شنبه در اقدامی که به نظر می‌رسد با هدف مرتبط کردن موارد اخیر اسیدپاشی در اصفهان با مسئله حجاب صورت گرفته، با انتشار پیامی در توئیتر، این مسئله را «به شدت محکوم» کرد و نوشت که گزارش شده است که این حملات به دلیل عدم داشتن حجاب صورت گرفته است.

به گزارش فارس، پاور در این پیام نوشته است: «ایالات متحده حملات غیرانسانی اسیدی را که بنا بر گزارش‌ها به دلیل عدم داشتن حجاب علیه زنان در ایران صورت گرفته، به شدت محکوم می‌کند. از دولت می‌خواهیم عاملان را شناسایی و تحت تعقیب قرار دهد».

پاور تجمع روز چهارشنبه در اصفهان را نیز که با درخواست شناسایی عامل این حادثه صورت گرفت، «نمایشی تأثیرگذار از همبستگی با زنان ایران» توصیف کرد.

این اظهارنظر در حالی مطرح می‌شود که رسانه‌های غربی نیز از ابتدای انتشار خبر اسیدپاشی در اصفهان، تلاش کردند تا آن را به مسئله حجاب ارتباط داده و مسئله‌ای قضایی را به موضوعی سیاسی بدل کنند. این در حالی است که مقامات قضایی ایران به شدت این حملات را محکوم کرده و اعلام کرده‌اند که عاملان آن به شدیدترین مجازات محکوم می‌شوند.



برچسب ها :
فارن افرز گزارش داد
آمریکا اشتباه خود را در خصوص تحریم ایران، این بار در روسیه تکرار کرد و باز هم آسیب‌‌ها مرتبط با آنرا خواهد دید.
به گزارش سرويس بين‌‌الملل باشگاه خبرنگاران به نقل از پایگاه خبری فارن افرز ؛ این خبرگزاری در مقاله ای به قلم "اریک لوربر و الیزابت روزنبرگ" نوشت : با آغاز اعمال تحریم های ضدروسی از سوی ایالات متحده، مسکو نیز ابتکار عمل اقتصادی تازه‌ای را شروع کرد . روسیه به منظور کاهش تاثیرات محدودیت هایی که غرب علیه بخش های مالی و انرژی این کشور اعمال کرده است موضع شراکت های اقتصادی خود را از غرب به شرکای غیرغربی تغییر داد . 
 
بر همین اساس طی همین چند روز اخیر روسیه و چین بیش از 40 توافقنامه را با یکدیگر امضا کردند که ارزشی بالغ بر میلیاردها دلار را برای شرکت های روسی فراهم می آورد . همچنین چنین توافقاتی همکاری های استراتژیک فراوانی میان این شرکا در بخش انرژی بوجود آورده است . 
 
از سوی دیگر ایالات متحده نیز به نوبه خود تلاش می کند بازی خود را پیش ببرد . سیاست گذاران این کشور دو راه را در مقابل کارخانجات و شرکت های بزرگ بین المللی قرار داده اند : یا همکاری های بلند مدت خود باشرکت های عظیم روسی را در بخش های مالی و انرژی متوقف کنند و یا از سوی سیستم مالی و اقتصادی آمریکا تحریم شوند . 
 
این اقدامات دقیقا همان سیاست هایی که سالها پیش ایالات متحده در قبال ایران اعمال کرده و می کند . این سیاست در قبال مسکو نیز همانند تهران نمی تواند موثر و جوابگو باشد . 
 
نویسنده در بخش دیگری از این مقاله مدعی شد : تحریم ها می تواند ابزاری موثر برای وادار کردن حکومتی به مذاکره وتعامل باشد اما زمان و نحوه اثربخشی آن بستگی به کشور مورد هدف دارد .  در تحریم های ضدایرانی ، واشنگتن این قدرت را داشت که شرکت ها و کارخانه های بین المللی را وادار به قطع همکاری با تهران نماید .
 
اما در مورد روسیه چنین وضعیتی امکان پذیر نیست . روسیه یک بازار مهم و استراتژیک در دنیا محسوب می شود. همچنین نکته مهم تر اینکه بسیاری از شرکت های بین المللی مایلند برای از دست ندادن بازار روسیه ، با بازار ایالات متحده قطع همکاری کنند . همین مسئله علاوه بر خنثی کردن اثر تحریم ها می تواند نتیجه ایمعکوس نیز برای واشنگتن ایجاد نماید. 
 
بطور کلی سیاست گذاران آمریکایی باید با احتیاط بیشتری نسبت به اعمال سیاست هایی اقدام کنند که منجر به کاهش یا توقف همکاری شرکت های بین المللی با ایالات متحده می شود . چرا که در چنین شرایطی باید همواره نتیجه دهی معکوس این سیاست ها را انتظار کشید . 
 
در برخی موارد شرکت های خارجی تصمیم به سرمایه گذاری یا انجام تجارت در بازار ایالات متحده را دارند اما به دلیل اینکه پیش بینی می کنند که در صورت تجارت در بازار آمریکا ممکن است از سوی دولت این کشور مورد تحریم واقع شوند به سادگی از آن می گذرند و سرمایه های خود را به بازارهای سایر کشورها اختصاص می دهند .
 
در چنین شرایطی اقتصاد آسیب دیده آمریکا بیش از پیش لطمه خورده و توانایی دولت این کشور را برای استفاده از اهرم اقتصادی در سیاست خارجی از بین میبرد .
 
فارن افیرز همچنین نوشت : از ماه مارس سال جاری ایالات متحده و اتحادیه اروپا تحریم هایی را بر ضد مسکو اعمال کردند تا ازاین طریق پوتین را وادار کنند هم از حمایت از معترضان در شرق اوکراین دست برداشته و هم کنترل شهر کریمه - که با برگزاری همه پرسی از اوکراین به روسیه ملحق شد _ چشم پوشی کند . 
 
مجموعه ای از تحریم ها از سوی غرب با هدف کاهش سودآوری مسکو از بخش های بانکداری ، انرژی و دفاعی خود اعمال شده که نه تنها تاثیرات موردنظر راایجاد نکرده بلکه به آرامی موجب قطع سرمایه گذاری های بین المللی در بازارهای آمریکا و اروپا گردیده است. اکنون بسیاری از شرکت های آمریکایی وادار شده اندکه ارتباط مالی و تجاری خود را با روسیه قطع کنند که همین مسئله موجب رکود مالی و زیاندهی آنان  شده است .
 
مسکو نیز از این فرصت نهایت بهره برداری را داشته ومشارکت های خود با کشورهای آسیایی از جمله چین افزایش داده است . بعنوان مثال شرکت " روس نفت " توسعه بخش های عظیمی از میادین انرژی چین را بر عهده گرفته و از این طریق به کسب و کار بین المللی خود رونقی بی سابقه بخشیده است . 
 
مقامات دولت اوباما از کشورهای آسیایی خواسته اند برای پرکردن جای خالی تجارت با روسیه ، از معامله و همکاری اقتصادی با بازارهای آمریکایی و اروپایی استفاده کنند اما دولت های آسیایی چنین پیشنهادی را نپذیرفته اند . واشنگتن نیز در مقابل به تشدید فشارها بر این شرکت ها به منظور عدم تجارت با مسکو مبادرت ورزیده اند . 
 
درانتهای این مقاله آمده است : به نظر می رسد سیاست گذاران آمریکایی بایدبرنامه ریزی دقیق تری برای حفظ شرکای اقتصادی آمریکا در سطح بین الملل داشته باشند چرا که اکثریت آنها همکاری اقتصادی و تجاری با پوتین را به معامله با اوباما ترجیح می دهند . 
 
بهتر از دولت آمریکا پیش از آنکه برای تشدیدتحریم ها بر ضد روسیه تصمیمی بگیرد به این مسئله توجه بیشتری داشته باشد که هرچه دایره فشار بر مسکو تنگ تر شود به همان میزان سرمایه گذاری و تجارت در بازارهای آمریکا و اروپا کاهش می یابد و نرخ رکود و ورشکستگی میان شرکت هایی که تن به اجرای تحریم ها داده اند بیشتر می شود . 
 
این بررسی دقیق می تواند به سیاست گذاران آمریکایی نشان دهد که آیا سیاست تحریم بر ضد روسیه به مسکو آسیب وارد می کند یا اقتصاد واشنگتن را بیش از پیش تضعیف می نماید . 
 



برچسب ها :


صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 16 صفحه بعد