++++++++++18++++++++++++++
عشق را تاوانی ایست که تنهایی را صدا کرد

چه دلی ای آشفته که دلدار نداری

 گر تو بیمار غمی از چه پرستار نداری؟
 

شب مهتاب همان به که از این درد  بمیری

 تو که با ماهرخی وعده ی دیدار نداری
 

شرح هجران مرا از من آزرده چه پرسی؟

 خود نبینی تو مگر دیده ی بیدار نداری؟
 

ای سر انگشت من این زلف سیه را ز چه پیچی؟

 که در این حلقه ی زنجیر گرفتار نداری
 

گرچه "سیمین" به غزلها سخن یار سرودی

 بخدا یار نداری بخدا یار نداری...
 
سیمین بهبهانی
 


برچسب ها :



"بنام خدایی که در این نزدیکیست..."

❣ ✿ܓ❇ ❣ ✿ܓ❇ ❣ ✿ܓ❇ ❣ ✿ܓ❇ ❣ 

دلم گرفته

دلم عجيب گرفته است

و هيچ چيز

نه اين دقايق خوشبو ،

که روي شاخه ی نارنج

می شود خاموش

نه اين صداقت حرفي ، 

که در سکوت ميان دو برگ

اين گل شب بوست

نه هيچ چيز مرا ازهجوم خالی اطراف

نمی رهاند

و فکر مي کنم

که اين ترنم موزون حزن تا به ابد

شنيده خواهد شد



برچسب ها :

 

 
حاج سيدمحمد الهي پسر حضرت آيت الله سيدمحمدحسن الهي طباطبائي مي گويد:
 
يک روحاني بنام اديب العلما در تبريز بود که به بنده نيز مانوس بود و درعلوم غريبه نيز سر رشته داشت که اخيراً فوت نموده است. يک روز آمده بود به خانه مان و من نيز آن موقع در کبريت سازي مشغول بکار بودم عصر که به خانه برگشتم والده ام فرمودند که والد بزرگوارم (آيت الله سيدمحمدحسن الهي طباطبايي)حال خوشي ندارد خانه مان آن موقع در دانشسرا قرار داشت طبقه دوم پيش پدرم رفتم و جوياي حالشان شدم فرمودند: چيزي نشده فقط حالم کمي منقلب شده بود که درست شد. بالاخره چيزي نگفتند و من هم نفهميدم .

چند روز بعد که جناب اديب العلما را ديدم ايشان از من در مورد اتفاقات آن روز پرسيدند گفتم بنده که بي خبرم .اديب العلما برگشت گفت آن روز که آمده بودم خانه تان ، پدرت در حالي که نشسته بود به اين فکر مي کرده که روح عمربن سعد را احضار نمايند ببينند که اين ظالم چگونه تيپ و قيافه اي داشته و اين غلط بزرگ غيرقابل بخشش را در مورد امام حسين(ع) و اهل بيت اش در صحراي کربلا مرتکب شده است.

اديب العلما مي گويد در يک لحظه خانه اي که در آن نشسته بودم به يک ظلمتکده تبديل شدو همه جاي خانه را تاريکي فرا گرفت من از ترس پا به فرار گذاشتم يک آن فهميدم که در پل منجم هستم بعداً برگشتم و در مورد ماوقع سوال پرسيدم آقا فرمودند که روح عمرسعد ترسيد و پا به فرار گذاشت.

مادر بنده نيز به خيال اينکه فرار اديب العلما از خانه به واسطه حال ناخوش پدرم بوده لذا با يکي از پزشکان تبريز به نام دکتر نقشينه براي مداواي پدرم تماس گرفته بود و دکتر پس از معاينه پدرم ، حال پدرم خوب شده بود و بدين صورت همه چيز در خانه بهم خورده بود.

در يکي از روزها يکي از اين افرادي که پدرم مي خواست در حضور وي يکي از ارواح را احضار نمايد حاج ميرستارآقا مير محمدي نامي بود. وي تعريف مي کرد که يک روز با پدرم تصميم گرفتند روح معاويه را احضار نمايند که در حين اين جريان يکي از دوستان از درب خانه مي خواست وارد شود خطاب به ما گفت که در اينجا چه خبر است اين بوي بد مشمئز کننده از کجا مي آيد چگونه در اين فضاي آلوده نشسته ايد؟ در اين حالت رفت و فوراً يکي از پنجره ها را باز نمود.در حاليکه در اتاق چيز خاصي نبود فقط بوي روح کثيف معاويه بود که بواسطه احضارش همه جا را دربرگرفته بود.

بله احضار ارواح يکي از کارهايي بود که پدرم مي توانست آن را انجام دهد. در برابر احضار ارواح انسانهاي ملعون ، پدرم روح انسانهاي بزرگ را نيز احضار مي نمود مثلا بارها خود شاهد بودم که چگونه روح مرحوم سيدعلي آقاقاضي را فرا مي خواندو از ايشان پاسخ برخي از سوالاتش را مي گرفت و با حاج سیدمحمد الهی طباطبائی فرزند حضرت آيت الله سيدمحمدحسن الهي طباطبائياحضار ايشان ، عطر و بوي خوشي در داخل اتاق مي پيچيد .

يکبار يک ضايعه اي پوستي روي پاي پدرم ظاهر شده بود به هر دکتر مراجعه نمود نتوانست براي آن چاره اي بيابد يکبار اراده نمود تا روح شيخ ابوعلي سينا را بخواند و از او بخواهد تا پايش را در ميان جمع مداوا نمايد 
.
ابوي مي گفت بنده سوالات علمي زيادي از ارواح علما و دانشمندان بزرگي همچون بوعلي سينا ، سقراط ، افلاطون ، ارسطو و... کرده ام سوالاتي که اصلاً در حد و اندازه آنها هم نبود ولي آنها به درستي به اين سوالات پاسخ داده و پدرم همه اين سوال و جواب ها را در يک دفترچه اي يادداشت نموده و ثبت کرده است و دانشگاه علامه طباطبايي هم اکنون بر روي سرگذشت پدرم حضرت آيت الله سيدمحمدحسن الهي طباطبائي برنامه ريزي جامعي انجام داده قرار بر اين شده است تا بصورت کتابي چاپ و منتشر گردد و بنده همه اين سوال و جواب ها را در اختيار اين عزيزان قرار داده ام و آقاي دکتر اسماعيل زاده از اروميه در اين مورد کار جامعي شروع نموده است.


برچسب ها :
عملیات رمضان؛
عکسی که پس از 31 سال منتشر شد
ﺷﺐ ﻋﻤﻠﯿﺎﺕ ﺭﻣﻀﺎﻥ ﭘﺸﺖ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﻣﯿﻦ، ﺭﺯﻣﻨﺪﻩ ﻫﺎ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﯿﺮ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ. ﺍﺯ ۱۵۰ ﻧﻔﺮ ﺩﺍﻭﻃﻠﺐ ۲۰ ﻧﻔﺮ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ ﺑﺎ ﮔﺬﺷﺘﻦ ﺍﺯﻣﯿﺪﺍﻥ ﻣﯿﻦ ﺭﺍﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺒﻮﺭ ﺑﻘﯿﻪ ﺑﺎﺯ ﺷﻮﺩ.
 
به این مطلب امتیاز دهید
759
 
 
 

سرویس مقاومت جام نیوز؛

ﺷﺐ ﻋﻤﻠﯿﺎﺕ ﺭﻣﻀﺎﻥ ﭘﺸﺖ ﻣﯿﺪﺍﻥ ﻣﯿﻦ، ﺭﺯﻣﻨﺪﻩ ﻫﺎ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﯿﺮ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ.

 

ﺍﺯ ۱۵۰ ﻧﻔﺮ ﺩﺍﻭﻃﻠﺐ ۲۰ ﻧﻔﺮ ﺍﻧﺘﺨﺎﺏ ﻣﯽ ﺷﻮﻧﺪ تا ﺑﺎ ﮔﺬﺷﺘﻦ ﺍﺯﻣﯿﺪﺍﻥ ﻣﯿﻦ ﺭﺍﻩ را ﺑﺮﺍﯼ ﻋﺒﻮﺭ ﺑﻘﯿﻪ ﺑﺎﺯ کنند.

 

۲۰ ﻧﻔﺮ ﻧﻮﺑﺘﯽ ﺭﻭﯼ ﺯﻣﯿﻦ ﻏﻠﺖ ﻣﯽ ﺯﻧند ﺗﺎ ﺭﺍﻩ ﺑﺎﺯ ﺷﻮﺩ ...

 

ﺍﯾﻦ ﻋﮑﺲ ﺻﺒﺢ ﻫﻤﺎﻥ ﺷﺐ ﺍﺳﺖ...

 

ﺍﯾﻨﻬﺎ ﮐﻪ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﻋﮑﺲ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﺁﺭﺍﻡ ﺧﻮﺍﺑﯿﺪﻩ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺍﯾﻨﮕﻮﻧﻪ ﻣﻌﺼﻮﻣﺎﻧﻪ ﺳﺮ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺯﻣﯿﻦ ﮔﺬﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ،

 

ﻧﻪ ﻧﺎﻥ ﺧﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﻭ ﻧﻪ ﻧﺎﻡ ﻭ ﻧﻪ ﻣﻨﺘﯽ ﺑﺮ ﮐﺴﯽ ﮔﺬﺍﺷﺘﻨﺪ؛

 

ﺟﺰ ﺁﻧﮑﻪ ﻧﺨﻮﺍﺳﺘﻨﺪ ﺑﺮﮔﺮﺩﻩ ﻣﺎﻥ ﻧﻘﺶ ﺗﺴﻤﻪ ﺍﯼ ﺑﻨﺸﯿﻨﺪ ...

 

روحشان شاد و ﯾﺎﺩﺷﺎﻥ ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺟﺎﻭﺩﺍﻥ

 

 

 

جهان نیوز



برچسب ها :
زوج های هنرمند معروف ایرانی که طلاق گرفته اند + عکس

همه طلاق های پر سرو صدای سینمای ایران که از گذشته تا به حال حاشیه های زیادی را هم در بر داشته است و حالا جدید ترین زوجی که به تازگی ازدواج کرده بودند متاسفانه و ناگهانی از هم جدا شدند. ازدواجی که در ظاهر بسیار خوب و عاشقانه شروع شده بود.
فهرست اسامی بازیگران معروف سینما و تلویزیون که پس از مدتی تشکیل زندگی مشترک از هم جدا شده ‌اند:
نیما بانکی و لیلی رشیدی
سوسن تسلیمی و داریوش فرهنگ
خسرو شکیبایی و تانیا جوهری
آیدین آغداشلو و شهره آغداشلو
ابوالفضل پورعرب و آناهیتا نعمتی
بابک ریاحی‌پور و مهتاب کرامتی
یوسف مرادیان و سارا خویینی‌ها
فریبرز عرب‌نیا و آتنه فقیه نصیری و عسل بدیعی
فرحناز منافی‌ظاهر و حسین محب‌اهری
بهروز بقایی و پرستو گلستانی
آفرین چیت‌ساز و علی دهکردی
اکرم محمدی و مجید جعفری
کوروش تهامی و شبنم طلوعی
امیر غفارمنش و شادروان پوپک گلدره
عاطفه رضوی و مهرداد شکرآبی
مینا لاکانی و امین زندگانی
شراره رخام و فرهاد قریب(استیون راش)
الهام چرخنده و فرشید نوابی
فرزاد حسنی و آزاده نامداری 
سحر قریشی و مهران اخوان ذاکری

1- طلاق خسرو شکیبایی و تانیا جوهری 
شاید خیلی‌ها ندانند که شکیبایی در دهه ۴۰ کار خودش را با دوبلوری شروع کرد و پس از ناکامی در این رشته به تئاتر رفت و سال‌ها گذشت تا دوباره با فیلم «خط قرمز» مسعود کیمیایی به سینما بازگشت. تانیا جوهری هم در همان سال‌های دهه ۵۰ بازیگر تئاتر بود. این رابطه که منجر به ازدواج شد، چندان خبرساز نبود؛ چون هیچ‌یک از این دو، آدم‌های معروفی نبودند و در سال‌های بعد در حرفه‌شان سرشناس شدند. 

طلاق خسرو شکیبایی و تانیا جوهری



2- طلاق سوسن تسلیمی و داریوش فرهنگ
فرهنگ و تسلیمی از طریق گروه تئاتر پیاده با همدیگر آشنا شده بودند، پس از مدت‌ها زندگی مشترک سرانجام فرصت پیدا کردند تا در فیلم «شاید وقتی دیگر» ساخته بهرام بیضایی، نقش زن و شوهر را بازی کنند. تسلیمی، پس از این فیلم، همراه فرزندش عازم سوئد شد و امروز یکی از چهره های سرشناس تئاتر سوئد است اما داریوش فرهنگ مانده و فیلمسازی و بازیگری را تا امروز ادامه داده است. 

طلاق سوسن تسلیمی و داریوش فرهنگ  

3- طلاق محمدرضا شریفی‌نیا و آزیتا حاجیان 
حاصل ازدواج محمدرضا شریفی‌نیا و آزیتا حاجیان دو دختر با نام‌های مهراوه و ملیکا است، هر دو بعد از جدایی‌شان ازدواج کردند،محمدرضا شریفی‌نیا با «رز رضوی» بازیگر جوان سینمای ایران ازدواج کرد و آزیتا حاجیان با یکی از هم‌کلاسی‌های دوران دانشگاه.

طلاق محمدرضا شریفی‌نیا و آزیتا حاجیان 

4- طلاق آیدین آغداشلو و شهره آغداشلو 
آیدین آغداشلو که نقاش، طراح، گرافیست و نویسنده ای تواناست، سال‌ها قبل، پس از یک ازدواج ناموفق و در حالی که دختری به نام تارا داشت، با شهره آغداشلو ازدواج کرد. شهره در فیلم‌های علی حاتمی (سوته‌دلان) و عباس کیارستمی (گزارش) بازی کرد و با تحسین مواجه شده بود و کم کم داشت به بازیگری توانا تبدیل می‌شد. شهره آغداشلو که با بازی در فیلم «خانه‌ای از شن و مه» و نامزدی اسکار، امروزه یک بازیگر معتبر در عرصه جهانی است، از آیدین جدا شد و مجددا ازدواج کرد و خدا دختری به او داده که ظاهرا او هم اسمش تارا است. شهره آغداشلو در تمام گفت و گوهایش همواره از آیدین آغداشلو به عنوان کسی یاد کرده است که دوران سعادتمندی را با هم سپری کرده اند.

طلاق آیدین آغداشلو و شهره آغداشلو  

5- طلاق ابوالفضل پورعرب و آناهیتا نعمتی
زمانی که ابوالفضل پورعرب با آناهیتا نعمتی ازدواج کرد، بازیگر بسیار معروفی بود. از آنطرف، آناهیتا نعمتی تازه با فیلم خوش ساخت «هیوا»، ساخته رسول ملاقلی پور، وارد سینما شده بود و به عنوان یک چهره جوان و با استعداد، اول راه بود. از طلاق این دو حدود ۸ سال می گذرد.

طلاق ابوالفضل پورعرب و آناهیتا نعمتی



6- طلاق مهتاب کرامتی و بابک ریاحی‌پور (آهنگ‌ساز)
بابک ریاحی پور یکی از معروف ترین نوازنده‌های ایرانی با ساز تخصصی گیتار باس است و در زمینه موسیقی راک فعالیت می کند. مهتاب کرامتی از سال ۱۳۷۷ با بازی در فیلم «مردی از جنس بلور» پایش به سینمای ایران باز شد. جالب اینکه ریاحی‌پور زودتر از کرامتی به سینما آمده بود. او در سال ۱۳۷۴ برای موسیقی فیلم «فاتح» نوازندگی کرده بود؛ کاری که بعدها ریاحی‌پور کمتر سراغ آن رفت ولی مهتاب کرامتی با جدیت، حضور در سینما و تلویزیون را ادامه داد و خیلی زود به ستاره سینمای ایران تبدیل شد. حالا مهتاب کرامتی تنها زندگی می‌کند و علاوه بر بازیگری و فعالیت در یونیسف، در یک موسسه طراحی و تولید لباس هم حسابی مشغول است. 

طلاق مهتاب کرامتی و بابک ریاحی‌پور (آهنگ‌ساز) 

7- طلاق یوسف مرادیان و سارا خویینی‌ها
این دو بازیگر که زمانی با یکدیگر زیر یک سقف زندگی می‌کردند، سرانجام از هم جدا شدند و امروزه به فعالیت قبلی‌شان که همان بازیگری در سینما و تلویزیون است، ادامه می‌دهند. 

طلاق یوسف مرادیان و سارا خویینی‌ها  

8- طلاق فریبرز عرب‌نیا از آتنه فقیه نصیری و عسل بدیعی
این ۳ بازیگر، معروف‌تر از آن هستند که بخواهیم معرفی‌شان کنیم. فریبرز عرب‌نیا به ترتیب با آتنه فقیه‌نصیری و عسل بدیعی ازدواج کرد و از آن‌ها جدا شد.عرب‌نیا که اغلب، او را با بازی‌های چشم‌گیرش در فیلم‌های مسعود کیمیایی، مانند«سلطان» و «ضیافت»، به خاطر می‌آورند، در فیلمی با موضوع طلاق نیز ایفای نقش کرده است. او در این فیلم (هزاران زن مثل من)، از همسرش (نیکی کریمی) جدا شده و مانع احقاق حق او برای تصاحب بچه می‌شود. آتنه فقیه‌نصیری نیز که در فیلم‌ها و سریال‌های متعددی ایفای نقش کرده است، با بازی خوبش در نقش «خاله سارا» در یک سریال تلویزیونی، نگاه‌ها را به خود متوجه کرد. درخشش عسل بدیعی نیز از بازی در فیلم «بودن یا نبودن»، ساخته‌ی کیانوش عیاری، شروع شد. 

طلاق فریبرز عرب‌نیا از آتنه فقیه نصیری و عسل بدیعی 

9- طلاق نیما بانکی و لیلی رشیدی
لیلی رشیدی و نیما بانکی چند سالی می‌شود که از یکدیگر جدا شده‌اند. نیما بانکی را اگر از «پراید تهران یازده» به یاد نداشته باشید، در آگهی‌های سامسونگ با لباس برزیل یا با کت و شلوار در حالی که پایش را از قاب ال سی دی بیرون گذاشته، دیده‌اید. حاصل زندگی مشترک این دو، پسری است که با مادرش پیش خانواده رشیدی زندگی می کند. 

طلاق نیما بانکی و لیلی رشیدی



10- طلاق فرحناز منافی‌ظاهر و حسین محب‌اهری

طلاق فرحناز منافی‌ظاهر و حسین محب‌اهری 

11- طلاق سیما تیرانداز و ناصر هاشمی

طلاق سیما تیرانداز و ناصر هاشمی 

12- طلاق بهروز بقایی و پرستو گلستانی

طلاق بهروز بقایی و پرستو گلستانی



13- طلاق علی دهکردی و آفرین چیت‌ساز

طلاق علی دهکردی و آفرین چیت‌ساز 

14- طلاق اکرم محمدی و مجید جعفری

اکرم محمدی و مجید جعفری



15- طلاق کوروش تهامی و شبنم طلوعی

کوروش تهامی و شبنم طلوعی 

16- طلاق امیر غفارمنش و شادروان پوپک گلدره

امیر غفارمنش و شادروان پوپک گلدره



17- طلاق عاطفه رضوی و مهرداد شکرآبی

طلاق عاطفه رضوی و مهرداد شکرآبی 

18- طلاق مینا لاکانی و امین زندگانی

طلاق مینا لاکانی و امین زندگانی



19- طلاق شراره رخام و فرهاد قریب (استیون راش نام آمریکایی اوست)

شراره رخام و فرهاد قریب



20- طلاق الهام چرخنده و فرشید نوابی
این زوج اندکی پیش از ایام نوروز 1393 تصمیم به جدایی و طلاق خود را عملی کردند.
این دو هنرمند به تازگی پس از سالها دوری از عرصه تصویر به فعالیت مجدد خود روی آورده‌اند و در بهار سال گذشته در سریال پروانه ساخته جلیل سامان با یکدیگر همبازی بوده اند.
چرخنده نیمه دوم سال 93 نیز با سریال آوای باران بازی قابل توجهی را در شبکه سه ارائه داد.

طلاق الهام چرخنده و فرشید نوابی



21- طلاق فرزاد حسنی و آزاده نامداری
آزاده نامداری بالأخره ماجرای طلاق از "فرزاد حسنی" را پس از حدود سه ماه رسانه‌ای کرد و در گفتگویی این موضوع را رسماً تأیید کرد.
از حدود سه ماه پیش خبری دهان به دهان در میان اهالی رسانه‌ای می چرخید. خبر مربوط بود به پرسر و صداترین ازدواج سال 92،‌ ازدواجی که سید حسن خمینی عاقد آن بود و دو تن از مجریان مطرح کشور، زوج و زوجه آن.«فرزاد حسنی» و «آزاده نامداری» با هم ازدواج کردند و این موضوع را رسماً و با حضور در کنسرت یکی از خوانندگان کشور اعلام کردند. 

فرزاد حسنی و آزاده نامداری



22- طلاق سحر قریشی و مهران اخوان ذاکری

سحر قریشی و مهران اخوان ذاکری 



برچسب ها :
 
از میان خطرناک‌ترین و مرگ‌بارترین مارهای موجود در جهان، در اینجا با نام و تصویر 10 نوع آنها آشنا شوید.
 
از میان خطرناک‌ترین و مرگ‌بارترین مارهای موجود در جهان، در اینجا با نام و تصویر 10 نوع آنها آشنا شوید.

در میان مرگبارترین مارهای موجود در کره زمین به 10 نوع اشاره می‌شود.

مرگبارترین مارها+تصاویر
کبرا هندی

مرگبارترین مارها+تصاویر
بیتیس اریتانس

مرگبارترین مارها+تصاویر
کبرا مصری

مرگبارترین مارها+تصاویر
بوتروپس جاراکا

مرگبارترین مارها+تصاویر
سی کریت

مرگبارترین مارها+تصاویر
رتل اسنک

مرگبارترین مارها+تصاویر
رازر لاچسیس

مرگبارترین مارها+تصاویر
افعی هندی

مرگبارترین مارها+تصاویر
شاه کبرا

مرگبارترین مارها+تصاویر
مارهای‌ سیاه زهردار مناطق‌ گرمسیر

 

 
 


برچسب ها :
 
3 آگوست 2014 زلزله‌ای در چین رخ داد که هفتصد کشته بر جای گذاشت.
 
نامه نیوز: 3 آگوست 2014 زلزله‌ای در چین رخ داد که هفتصد کشته بر جای گذاشت.

روزنامه یو اس ای تودی در گزارشی به مرگبارترین زلزله‌های دهه اخیر پرداخته است. در ادامه تصاویر و توضیحاتی از این وقایع مرگبار آمده است؛

مرگبارترین زلزله‌های جهان در یک دهه اخیر /از زلزله و سونامی ژاپن با 18 هزار قربانی تا 316 هزار کشته زلزله هائیتی +تصاویر
 25 آوریل 2015 :زلزله ای که در نپال به وقوع پیوست و بیش از 2500 نفر کشته بر جای گذاشت.

مرگبارترین زلزله‌های جهان در یک دهه اخیر /از زلزله و سونامی ژاپن با 18 هزار قربانی تا 316 هزار کشته زلزله هائیتی +تصاویر
3 آگوست 2014 : زلزله ای در چین که هفتصد کشته بر جای گذاشت.در این تصویر یکی از بازماندگان زلزله را می بینید که با چشمانی اشک بار و خون آلود به آسمان می نگرد.

مرگبارترین زلزله‌های جهان در یک دهه اخیر /از زلزله و سونامی ژاپن با 18 هزار قربانی تا 316 هزار کشته زلزله هائیتی +تصاویر
 24 سپتامبر 2013 : زلزله ای در پاکستان با 825 کشته. در تصویر روستاییان آسیب دیده از زلزله را می بینید که در میان آوار و خرابه های خانه هایشان در جستجوی متعلقاتشان هستند.

مرگبارترین زلزله‌های جهان در یک دهه اخیر /از زلزله و سونامی ژاپن با 18 هزار قربانی تا 316 هزار کشته زلزله هائیتی +تصاویر
 11 مارس 2011 : 18000 کشته و گمشده به دنبال زلزله و سونامی که در ژاپن به وقوع می پیوندد.در این تصویر خانه های شعله ور در آتش را می بینید که در سیلاب ناشی از سونامی غرق شده اند.

مرگبارترین زلزله‌های جهان در یک دهه اخیر /از زلزله و سونامی ژاپن با 18 هزار قربانی تا 316 هزار کشته زلزله هائیتی +تصاویر
 27 فوریه 2010 : 500 کشته در زلزله که در شیلی به وقوع پیوست.ماموران پلیس در جستجوی قربانیان زلزله.

مرگبارترین زلزله‌های جهان در یک دهه اخیر /از زلزله و سونامی ژاپن با 18 هزار قربانی تا 316 هزار کشته زلزله هائیتی +تصاویر
 12 ژانویه 2010 : 316000 کشته به دنبال زلزله ای در هائیتی. در این تصویر ماموران نجان را می بینید که در میان آوار به دنبال قربانیان هستند. 

 

 
 


برچسب ها :
 
چند کوهنورد چندی پیش در قله کوه آتشفشانی اوریزابا - مرتفع ترین قله مکزیک دو جسد مومیایی پیدا کردند.
 
رادیو چین: به گزارش روزنامه دیلی میل چاپ انگلیس، چند کوهنورد چندی پیش در قله کوه آتشفشانی اوریزابا - مرتفع ترین قله مکزیک دو جسد مومیایی پیدا کردند.

به گزارش رسیده، کوهنوردان یاد شده درارتفاع 5300 متری دهانه آتشفشانی این دو جسد را کشف کردند. بیشتر قسمت های بدن این دو جسد زیر برف بوده و تنها سر و دست چپ روی زمین دیده می شود.

فدراسیون کوهنوردی مکزیک بر این باورند که این دو جسد به احتمال متعلق به دو کوهنورد مکزیکی که در 55 سال پیش مفقود شدند. دولت محلی مکزیک نیز اعلام کرد که علل مرگ این دو نفر را بررسی خواهد کرد.

رییس فدراسیون کوهنوردی مکزیک گفت که 50 سال گذشته، هیچ کوهنوردی در این منطقه مفقود نشده است.

قله آتشفشانی اوریزابا با 5636 متر ارتفاع بلندارین ترین قله مکزیک و سومین قله آمریکای شمالی است.

کشف دو جسد در مرتفع ترین قله مکزیک

کشف دو جسد در مرتفع ترین قله مکزیک

کشف دو جسد در مرتفع ترین قله مکزیک

کشف دو جسد در مرتفع ترین قله مکزیک

کشف دو جسد در مرتفع ترین قله مکزیک

 

 
 


برچسب ها :
 
سقوط بهمن در قله اورست باعث کشته و مفقود شدن حدود 15 کوهنورد شد و بیش از 100 کوهنورد نیز در منطقه یخچالی این قله گرفتار شده‌اند.
 
فرارو: سقوط بهمن در قله اورست باعث کشته و مفقود شدن حدود 15 کوهنورد شد و بیش از 100 کوهنورد نیز در منطقه یخچالی این قله گرفتار شده‌اند.

تمامی فعالیت های صعود اورست در جبهه جنوبی و در خاک نپال به دلیل حادثه وقوع وحشتناک بهمن و مرگ چندین شرپا و کوهنورد به حال تعلیق درآمده است.

آنگ تشرینگ شرپا، رئیس فدراسیون کوه نوردی نپال به خبرگزاری فرانسه گفته است حادثه بهمن در حوالی ساعت 6:45 دقیقه صبح جمعه 18 آوریل به وقت محلی نپال در ارتفاع 5،800 متری درست در زیر کمپ 2 رخ داده است.

طبق اعلام سایت پیک فریکس (peak Freaks) تاکنون 6 شرپا کشته شده و 9 کوه نورد دیگر مفقود هستند. در حال حاضر هلیکوپترها در حال پرواز مداوم هستند تا کوهنوردانی که در بالای منطقه وقوع بهمن گیر افتاده اند را از محل انتقال دهند.این درحالی ست که اجساد شرپایان جان باخته نیز باید تخلیه شوند.

بر اساس گزارش‌ها بیش از 100 کوهنورد به دلیل شکسته شدن نردبان های یخچال «خومبو» و مسیر بین کمپ ها بالاتر از کمپ 2 گیر افتاده اند.

اخبار ناموثقی هم از کشته شدن 13 نفر و 3 مفقود یا حتی 12 کشته و 5 مفقود حکایت دارد. در همین حین شاهدان عینی خبر از مشاهده 11 جسد که به بیس کمپ آورده شده‌اند، می‌دهدکه به نظر می رسد که بیشترشان شرپاهای راهنما باشند.

این حادثه یکی از ناگوارترین و مرگبارترین حوادث اتفاق افتاده در اورست و قلل بالای هشت هزار متری به شمار می‌رود.

عظیم قیچی‌ساز کوهنورد مشهور ایرانی نیز در حال حاضر برای فتح قله «شیشاپانگما» در ارتفاع 6 هزار متری این قله قرار دارد. 









































 

 
 


برچسب ها :
 
هر کدام از حیوانات دارای سیستم دفاعی مخصوص خودشان هستند و این سیستم های دفاعی به آن ها کمک می کند تا در طبیعت وحشی جام سالم به در ببرند.
 
باشگاه خبرنگاران: هر کدام از حیوانات دارای سیستم دفاعی مخصوص خودشان هستند و این سیستم های دفاعی به آن ها کمک می کند تا در طبیعت وحشی جام سالم به در ببرند.

یکی از انواع سیستم های دفاعی در میان حیوانات آرواره های بسیار محکم برخی از آن هاست. این مهم البته در برخی از حیوانات بسیار جدی تر است و آن ها می توانند با یک "گاز گرفتن" یک انسان را به راحتی از پا در آورند.

اسب آبی

مرگبارترین آرواره ها میان حیوانات +عکس

این حیوان یکی از ترسناکترین موجودات در تمام دنیا است. اسب های ابی بسیار خشن و همچنین جنگ طلب هستند به طوری که ممکن است به افراد عادی هم حمله ور شوند. آرواره های این حیوان از جمله خطرناکترین آرواره های دنیا است چرا که می توانند فشاری معادل با 1821 پوند در هر اینچ مربع ایجاد کنند. زادگاه آن ها آفریقا است اما در آمریکای جنوبی نیز تعدادی از ان ها پیدا شده است. که مانند اقوام آفریقایی شان بسیار خشن هستند.

پلنگ خالدار امریکایی

مرگبارترین آرواره ها میان حیوانات +عکس

این حیوانات قوی ترین ارواره ها را در میان تمام گربه سان ها دارند و می توانند فشار زیادی را در هنگام گاز گرفتن به سوژه خودشان وارد کنند. فشار حاصل از ارواره ها پلنگ خال دار نزدیک به 2000پوند در هر ینچ مربع است. زادگاه این حیوان از مکزیک شروع می شود و تا ارژانتین نیز ادامه دارد. ارواره های این حیوان به قدری قوی است که می تواند هر پوششی بر روی حیوانات را از ببرد و حتی لاک پشت ها نیز از دست آن در امان نیستند.

تمساح آمریکایی

مرگبارترین آرواره ها میان حیوانات +عکس

این تمساح یکی از دونوع باقی مانده در دنیا است که بعد از تمساح چینی قرار دارد. این تمساح ها تماما در آمریکا قرار دارند و جمعیت آن ها نزدیک به 5 میلیون است. این تمساح ها غالبا از لاک پشت ها و دیگر موجودات کوچک رودخانه ها تغذیه می کنند. در تحقیقات جدیدی که انجام گرفته است فشار ارواره های این تمساح نزدیک به 2125 پوند در هر اینچ مربع است که هر چیزی را می تواند نابود کند.

کروکدیل آب های شور

مرگبارترین آرواره ها میان حیوانات +عکس

این کروکدیل در اسیا زندگی می کند و زیستگاه اصلی آن نیز از شرق هند تا جنوب اسیای غربی و همچنین در منطقه اقیانوسیه از ان به وقور دیده می شود. فشار ارواره های این هیولا نزدیک به 3700 پوند در هر اینچ مربع است. این تمساح ها یکی از وحشی ترین گونه های جانوری هستند و اصلا رابطه خوبی با انسان ها ندارند به طوری که بسیاری از حملات حیوانات به انسان ها را این گونه از جانوران انجام می دهند.

کروکدیل رود نیل

مرگبارترین آرواره ها میان حیوانات +عکس

یکی از وحشی ترین و همچنین خطرناکترین موجودات دنیا کروکدیل های رود نیل هستند. این حیوان به اندازه ای قوی است که می تواند به راحتی هر حیوان بزرگ یا کوچکی را با یک گار نابود کند. فشار ارواره های آن با ازمایشهای مختلف که انام گرفته است نزدیلک به 5000 پوند در هر اینچ بر اورد شده است. این کروکدیل عاشق ماهی است اما اگر هر حیوانی وارد حریمش شود امانش نمی دهد. این کروکدیل حتی اسب های ابی را نیز شکار می کند.

 



برچسب ها :
 
اگر جزو افرادی هستید که هیجان و وحشت را بالاترین لذت میدانید این مسیر ۱۱۰ ساله را به خاطر داشته باشید! این مسیر در سال ۱۹۰۵ برای کارگرانی ساخته شد که بین دو نیروگاه برقی هیدرولیکی در جنوب اسپانیا رفت و آمد داشتند.
 
تاپ ناپ: اگر جزو افرادی هستید که هیجان و وحشت را بالاترین لذت میدانید این مسیر ۱۱۰ ساله را به خاطر داشته باشید! این مسیر در سال ۱۹۰۵ برای کارگرانی ساخته شد که بین دو نیروگاه برقی هیدرولیکی در جنوب اسپانیا رفت و آمد داشتند. برای عبور از این مسیر نیازی به داشتن مهارت خاصی نیست تنها لازمه آن داشتن سنی بیش از ۱۲ سال و همچنین نترسیدن از ارتفاع است!

ال کامینیتو، یکی از خطر ناک ترین مسیر های دنیا +عکس

ال کامینیتو، یکی از خطر ناک ترین مسیر های دنیا +عکس

ال کامینیتو، یکی از خطر ناک ترین مسیر های دنیا +عکس

ال کامینیتو، یکی از خطر ناک ترین مسیر های دنیا +عکس

ال کامینیتو، یکی از خطر ناک ترین مسیر های دنیا +عکس

ال کامینیتو، یکی از خطر ناک ترین مسیر های دنیا +عکس

 

 
 


برچسب ها :
 
کوه نوردان بسیاری هر سال برای ثبت رکوردهای شخصی جدید تلاش می کنند تا تعدادی از بلندترین قله های جهان را فتح کنند، فعالیتی که بسیاری جان خود را در مسیر دست یابی به آن از دست می دهند.
 
بازارخبر - علیرضا عبداللهی: کوه نوردان بسیاری هر سال برای ثبت رکوردهای شخصی جدید تلاش می کنند تا تعدادی از بلندترین قله های جهان را فتح کنند، فعالیتی که بسیاری جان خود را در مسیر دست یابی به آن از دست می دهند.

کوه نوردی با اینکه در میان خطرناک ترین و دشوارترین فعالیت های ورزشی قرار دارد افراد علاقه مند بسیاری را جذب خود کرده است.یکی از بزرگ ترین اهداف کوه نودان حرفه ای فتح قله های بلند و خطرناک جهان است. در مسیر دست یابی به این هدف کوه نوردان بسیاری جان خود را از دست داده اند و با وجود این که خطرات این فعالیت هم چنان پا برجا است هنوز هم علاقه مندان بسیاری هر سال برای دست یابی به این هدف تلاش می کنند. در این گزارش نگاهی داریم به تعدادی از خطرناک ترین کوه های جهان که بیشترین آمار کشته شدگان را به خود اختصاص داده اند.

میزان مرگبار بودن این مکان ها را در این گزارش بر اساس درصد کوه نوردان کشته شده مشخص کرده ایم.

Broad Peak - پاکستان

خطر مرگ: 5 درصد


دوازدهمین  کوه بلند جهان توانسته است با درصد مرگ میر 5 درصدی در جایگاه دهم قرار گیرد. این کوه دو قله معروف دارد که هردو بیش از 8 هزار متر ارتفاع دارند.

اولین بار یک کوه نورد اتریشی توانست در سال 1957 به قله این کوه برسد. او در آن زمان این کار را بدون استفاده از کپسول اکسیژن انجام داد.

مرگبارترین کوه های جهان برای کوهنوردی+تصاویر

Shishapangma – نپال

خطر مرگ: 8 درصد


یکی از آخرین کوه هایی که با ارتفاع بیش از 8 هزار متر اولین بار توسط یک تیم چینی در سال 1964 فتح شد. با اینکه این کوه یکی از آخرین قله هایی بود که توسط انسان فتح شد اما در میان ساده ترین مسیرهای کوه نوردی شناخته می شود. با این وجود هرسال نزدیک به 8 درصد از افرادی که سعی می کنند به قله آن برسند جان خود را از دست می دهند.

مرگبارترین کوه های جهان برای کوهنوردی+تصاویر

Makalu – نپال/چین

خطر مرگ: 9 درصد


مسیر رسیدن به این کوه خود در میان یکی از خطرناک ترین مسیرهای جهان است. دست یابی به ارتفاع 8481 متری نیز که خود خطرات خود را به همراه دارد. این کوه پنجمین کوه بلند در جهان است و به عنوان سخت ترین قله برای کوه نوردی شناخته می شود.

هر سال نزدیک به 9 درصد از کوه نوردانی که تصمیم به صعود دارند جان خود را در این کوه از دست می دهند.

مرگبارترین کوه های جهان برای کوهنوردی+تصاویر

Gasherbrum I – پاکستان

خطر مرگ: 9 درصد


تنها دلیلی که باعث شده است تا این کوه آمار مرگ و میر بیشتری نداشته باشد تعداد کم کوه نوردانی است که جرات می کنند برای فتح آن تلاش کنند.

این کوه با ارتفاع 8 هزار متری اولین بار در سال 1958 توسط یک تیم 8 نفری آمریکایی فتح شد.

مرگبارترین کوه های جهان برای کوهنوردی+تصاویر

Manaslu – نپال

خطر مرگ: 10 درصد


هشتمین کوه بلند جهان در تمامی روزهای سال با خطر ریزش سنگ و بهمن مواجه است. این کوه اولین بار در سال 1956 توسط یک تیم ژاپنی فتح شد و پس از آن تا سال 1971 هیچ کس به سراغ آن نرفت.

مرگبارترین حادثه ای که در این کوه رخ داده است به صورت یکجا جان 5 کوه نورد را گرفت.

 مرگبارترین کوه های جهان برای کوهنوردی+تصاویر

Kanchenjunga – هند/نپال

خطر مرگ: 15 درصد

با این که تکنولوژی در سال های اخیر توانسته کمک بسیاری به افزایش امنیت کوه نوردی داشته باشد اما این کوه از سال های 1990 با افزایش میزان کشته شدگان رو به رو شده است.

هر فردی که تصمیم می گیرد از این کوه بالا رود خود را در معرض یکی از خطرناک ترین وضعیت های آب و هوایی کره زمین قرار می دهد. وضعیت هوایی در این کوه به شدت غیر قابل پیش بینی است و بهمن های ناگهانی به صورت روزانه رخ می دهند.

از زمانی که اولین کوه نوردان برای فتح این قله اقدام کرده اند، تنها 300 نفر موفق به این کار شده اند و در مسیر آن نیز 40 نفر جان خود را از دست داده اند.

مرگبارترین کوه های جهان برای کوهنوردی+تصاویر

Dhaulagiri I – نپال

خطر مرگ: 16 درصد

هفتمین کوه بلند جهان با ارتفاعی برابر با 8167 متر. این کوه در طول مدت زمانی که هدف کوه نوردان بوده است جان افراد بسیاری را گرفته است. بدترین حادثه رخ داده در آن نیز مربوط به تیمی 8 نفره می شود که به دلیل کم تجربی و انتخاب مسیر اشتباه گرفتار بهمن شدند و جان خود را از دست دادند.

مرگبارترین کوه های جهان برای کوهنوردی+تصاویر

Nanga Parbat – کشمیر

خطر مرگ: 21 درصد

اولین مسیر مناسب این کوه در سال 1953 کشف شد. قبل از سال 1953 گروه های کوه نوردی از سراسر جهان 31 بار تلاش کرده بودند به قله این کوه برسند اما هیچ گاه موفق به این کار نشدند و بسیاری از افراد این تیم ها جان خود را از دست دادند.

"Hermann Buhl” فردی بود که توانست این مسیر را کشف کند، او نزدیک به 40 ساعت به تنهایی از این کوه بالا رفت و رکورد اولین فتح بالای 8 هزار متر به صورت تنهایی را به خود اختصاص داد.

 مرگبارترین کوه های جهان برای کوهنوردی+تصاویر

K2 – پاکستان/چین

خطر مرگ: 29 درصد

کوهی با ارتفاع 8611 متر که با اختلاف 100 متر دومین کوه بلند جهان شناخته می شود.

بالا رفتن از این کوه به علت وضعیت بد برف و یخ های سطحی آن بسیار دشوار است و ریزش بهمن و سنگ از دلایل اصلی مرگ در آن شناخته می شود.

تا کنون 31 کوه نورد هنگام پایین آمدن از این کوه جان خود را از دست داده اند.

مرگبارترین کوه های جهان برای کوهنوردی+تصاویر

Annapurna I – نپال

خطر مرگ: 34 درصد

از هر سه نفر کوه نوردی که تلاش کرده است به قله این کوه برسد یک نفر جان خود را از دست داده است. بدترین حادثه مربوط به این کوه به سال گذشته بر می گردد، زمانی که 39 نفر در اثر ریزش چندین بهمن کشته شدند.

تا به امروز تنها 191 یک نفر موفق شده اند به قله 8091 متری این کوه برسند و در مسیر دست یابی به این رکورد 61 نفر جان خود را از دست داده اند.

مرگبارترین کوه های جهان برای کوهنوردی+تصاویر

 

 
 


برچسب ها :
 
تخته هایی باریک با سوراخ ها و پوسیدگی های بسیار که با کابل های زنگ زده سرپا نگه داشته شده و تا چشم کار می کند ادامه پیدا کرده است.
 
لاپلاس: تخته هایی باریک با سوراخ ها و پوسیدگی های بسیار که با کابل های زنگ زده سرپا نگه داشته شده و تا چشم کار می کند ادامه پیدا کرده است.  گذرگاه هایی که گاهی بر روی رودخانه ای خروشان و گاهی بر روی پرتگاهی عمیق قرار دارند و با هر حرکت باد این سو و آن سو می روند.

 با گذاشتن اولین قدم در خطرناک ترین گذرگاه ها می توان صدای ضربان قلب خود را شنید. کمتر کسی جرأت عبور از این گذرگاه ها را دارد به غیر از آن دسته ماجراجویانی که به دنبال خطر هستند. آنها قدم در راهی می گذارند که ممکن است هیچ بازگشتی نداشته باشد. تصاویر آنها را مشاهده کنید.

ال کامینیتو دل ری، اسپانیا


ترسناکترین گذرگاههای دنیا!!

 این گذرگاه در واقع مسیری متروک در امتداد دیوار ال چورو و دیوار بزرگ سنگی آلور است که به دستور پادشاه برای جابجایی کارگران، خدمه، نیروهای شاه آلفونسوی هشتم ساخته شد، به خاطر اینکه شاه نیز برای عبور از بین این دو آبشار دائما از این مسیر استفاده می کرد این مسیر به گذرگاه کوچک شاه معروف شد.

ترسناکترین گذرگاههای دنیا!!

عرض کل این مسیر کمتر از یک متر بوده و گاهی حتی به کمتر از 50 سانتی متر می رسد. این در حالی است که ارتفاع آن از سطح رودخانه گادالهورس 107 متر است. ال کامینیتو دل ری به خاطر اتفاقات بیشمار و تعداد کشته شدگان بسیار زیاد آن، یکی از خطرناک ترین گذرگاه های دنیا لقب گرفته است و به همین خاطر تا سال 2000 عبور از آن ممنوع اعلام شده بود اما ماجراجویانی که تنها به دنبال خطر هستند این هشدارها را جدی نگرفته و باز هم از آن گذر کردند تا اینکه مسیر دوباره ایمن سازی شده و بازگشایی شد. با این حال باز هم نمی توان آن را محلی مناسب برای عبور دانست.


پلکان مرگ، پرو

ترسناکترین گذرگاههای دنیا!!

پلکان مرگ یکی از مشهورترین و خطرناک ترین گذرگاه های به جا مانده از اینکاهای ماچوپیچو است که برای رسیدن به آن باید راهی طولانی و پرخطر را پشت سر گذاشت. اما مهمترین بخش سفر به ماچوپیچو عبور از این پلکان است.  

ترسناکترین گذرگاههای دنیا!!

 اینکاها محاسبه گران دانایی بوده و از اولین اقوامی هستند که برای بالا رفتن، از پله هایی که تنها یک سمت آنها داخل دیوار است و سمت دیگر روی هوا رها است استفاده کرده اند. این پله ها به خاطر شکل خاصشان به «پله های شناور» شهرت دارند، فقط کافی است تصور کنید در بالای کوهی با ارتفاع 2438 متر قرار دارید و برای رسیدن به قلعه اینکاها باید از پله های شناور هم بالا بروید. یک لغزش کوچک کافی است تا هرگز موفق به دیدن قلعته اینکاها نشوید.


پل کشوا چاکا، پرو

ترسناکترین گذرگاههای دنیا!!

بسیاری اعتقاد دارند که کشوا چاکا آخرین پل طنابی به جا مانده از اینکاها (ساکنان باستانی پرو) در پرو است. برای ساخت این پل، اینکاها از الیاف طبیعی و محلی استفاده کرده بودند که بسیار محکم بوده و تا به امروز به جا مانده است. با این حال هر سال ماه ژوئن مردم محلی جمع شده و این پل را بازسازی می کنند تا از بین نرود. 

ترسناکترین گذرگاههای دنیا!!

 در حالی که پل تازه تر و ایمن تری در نزدیکی پل کشوا چاکا ساخته شده است اما بیشتر بازدیدکنندگان مایلند از این پل گذر کنند حتی اگر جانشان هم به خطر بیفتد. این پل دست ساز 35 متر طول داشته و در ارتفاع 67 متری از رودخانه آپوریماک قرار گرفته است.


دروازه بهشت، چین

ترسناکترین گذرگاههای دنیا!!

دروازه بهشت که به «روح ژانجیاجی» نیز شهرت دارد، پلی با ارتفاع 1520 متر است که روی کوه تیانمن چین ساخته شده تا بازدیدکنندگان نمایی کامل از پارک جنگلی را پیش رو داشته باشند.  فقط ارتفاع این پل وحشتناک نیست بلکه تمام پل دروازه بهشت، از جنس شیشه ساخته شده است تا بتوان زیر پا را به خوبی تماشا کرد.

سخت ترین شرایط برای ساخت ترسناکترین گذرگاه دنیا

ترسناکترین گذرگاههای دنیا!!

همچنین بدترین بخش گذر از این پل، عبور از دستکم 999 پله است که از طریق آنها می توان به بلندترین قسمت پل رسید و این به معنی راه رفتن روی شیشه در ارتفاع 1520 متری با پاهایی است که پس از پیمودن این تعداد پله، لرزان هستند.

این پل تنها یک متر عرض دارد و برای جلوگیری از لیز خوردن بازدیدکنندگان به آنها پاپوش هایی داده می شود تا روی کفش های خود بپوشند. نباید فراموش کرد که این پل، ساخت چین است پس برای زنده ماندن نباید روی آن دوید و حرکات پرشی انجام داد.

گذرگاه فرشتگان، آمریکا

ترسناکترین گذرگاههای دنیا!!

قله فرشتگان که در گذشته به معبد «آئولوس» شهرت داشت، مسیری طولانی، صخره ای و بسیار باریک دارد که در پارک ملی یوتا قرار گرفته است.  

ترسناکترین گذرگاههای دنیا!!

مسیر 4 کیلومتری از داخل پارک و منطقه گروتو آغاز شده و تا ارتفاع 1762 متری ادامه پیدا می کند. این قله آنقدر بلند، دور از دسترس و بکر است که کوهنوردان معتقدند تنها فرشتگان به آنجا رفت و آمد دارند. «فردریک فیشر» کسی بود که در حدود 100 سال پیش این پارک را کشف کرد. او مسیر فرشتگان را کوتاه ترین و در عین حال خطرناک ترین مسیر رسیدن به قله توصیف کرده است که به خصوص 804 متر آخر آن فوق العاده باریک، با صخره های نوک تیز و لغزنده است.

در بعضی از نقاط باریکی مسیر به کمتر از 50 سانتی متر هم می رسد. همچنین در مسافت زیادی از مسیر هیچگونه نرده و تجهیزات ایمنی برای جلوگیری از سقوط کوهنوردان قرار نداشته یا بر اثر فرسودگی از بین رفته است.

گذرگاه یوسمیت، آمریکا

ترسناکترین گذرگاههای دنیا!!

در ارتفاع 1443 متری دره یوسمیت و 2696 متری از سطح دریا، گذرگاه یوسمیت قرار دارد. این گذرگاه تا سال 1865 متروکه اعلام شده بود و تا آن زمان هیچکس قدم در این راه نگذاشته بود. جورج اندرسون اولین کسی بود که در سال 1875 از گذرگاه یوسمیت عبور کرده و به قله رسید. البته به غیر از مسیر 13 کیلومتری، کوهنوردان باید از صدها پله گرانیتی نیز عبور کرده و کیلومترها راه را طی کرده تا بازگردند.

ترسناکترین گذرگاههای دنیا!!

آخرین مرحله صعود به قله، مسیری 121 و عمودی است که خطرناکترین بخش یوسمیت به حساب آمده و برای بالا رفتن از آن باید از دو کابل فلزی نصب شده در راه استفاده کرد. تا به حال تعداد کسانی که جان خود را در این مسیر از دست داده اند بسیار کم و انگشت شمار بوده است ولی سالانه صدها نفر از کوهنوردان در این مسیر دچار آسیب دیدگی های جدی می شوند.


پل تریف، سوئیس

ترسناکترین گذرگاههای دنیا!!

صعود به آلپ به خودی خود کار دشوار و بسیار خطرناکی است چه برسد به اینکه طنابی با ارتفاع 100 متری روی یک پرتگاه مرگ آور، تنها راه رسیدن به سمت دیگر کوه نیز باشد.

ترسناکترین گذرگاههای دنیا!!

پل تریف با طولی 170 متری طولانی ترین و تنها پل موجود در کوه آلپ است که روی دره تریف جورج قرار دارد. مکانی که بیشترین رفت و آمد را داشته و هر سال در حدود 20 هزار کوهنورد و توریست از روی آن عبور می کنند. با اینکه این پل دائما در حال مرمت است و چوب های شکسته آن با تکه های سالم تعویض می شوند اما با کوچکترین وزش باد به این سو و آن سو حرکت می کند. نگاه کردن به پایین از روی این پل، انسان را به لرزه درمی آورد و تنها راه گذر از روی آن نگاه کردن به روبرو یا مناطر باشکوه اطراف است. 


هوآشان، چین

ترسناکترین گذرگاههای دنیا!!

یکی از خطرناکترین گذرگاه های دنیا هوآشان نام دارد که در چین قرار دارد. این کوه در شهر هوآیین قرار دارد و آنقدر زیباست که به کوه بهشتی نیز معروف است. در این رشته کوه، پنج قله وجود دارد که تنها راه رسیدن به این پنج قله، فقط یک راه است که آن هم مسیری بسیار باریک و با سراشیبی شدید است.  

در کنار این جاده، نرده ای نیز ساخته شده بود که در گذر ایام بسیار فرسوده شده و حتی در بعضی نقاط قطع شده است. این گذرگاه یکی از مسیرهایی است که تا به حال بیشترین تعداد کشته شدگان را داشته و سطح ایمنی آن صفر است.

ترسناکترین گذرگاههای دنیا!!

 آمار کشته شدگان این مسیر تا 100 نفر در سال نیز اعلام شده است، عرض 30 سانتیمتری، تخته های پوسیده و زنجیرهای زنگ زده که در جاهایی پاره شده اند تنها راه صعود را آنقدر خطرناک کرده اند که شاید هر کسی جرأت رد شدن از آن را نداشته باشد. عبور از بین این همه خطر، تنها برای دیدن منظره ای بی نظیر از جنگل ها و کوه های سرسبز اطراف صورت می گیرد. وقتی از فاصله ای دور به این کوه نگاه کنید به دلیل داشتن پنج قله، آن را به صورت گل می بینید و به خاطر همین در زمان قدیم به این کوه «تای هوآشان» گفته می شد که به زبان چینی نام نوعی گل است. 


پل هوساینی، پاکستان

ترسناکترین گذرگاههای دنیا!!

پل طنابی هوساینی در پاکستان از آن دسته پل هایی است که تنها یک فرد با دل و جرأت می تواند از روی آن گذر کند اما باید بدانید که اهالی دهکده هونزا برای رفتن به شهرها و دهکده های اطراف مجبور هستند تا هر روز و شاید روزی چند بار از روی این پل عبور کنند. این پل روی رودخانه خروشانه بوریت قرار گرفته است که اگر کسی در آن سقوط کند، زنده ماندنش امری محال خواهد بود.

ترسناکترین گذرگاههای دنیا!!

به دلیل فرو ریختن بیشتر چوب های پل اول، پل دیگری در کنار آن اما درست با همان مشخصات ساخته شد که باز هم از لحاظ ایمنی بهتر از پل اول نبود. حالا این پل ها با تمام خطراتشان به یکی از مکان های دیدنی پاکستان به خصوص برای افراد ماجراجو تبدیل شده است.


پلکان هایکو، هاوایی

ترسناکترین گذرگاههای دنیا!!

پس از طی 3923 پله آهنی می توان به ارتفاعی 853 متری و جایی در میان ابرها رسید. پلکان هایکو که در جزیره اوهایو هاوایی قرار دارد قبلا جزئی از سیستم ارتباطات رادیویی ارتش بوده که در سال 1943 ساخته شده است تا سربازان بتوانند به راحتی بالا رفته و آنتن هوایی را نصب یا تعمیر کنند.

ترسناکترین گذرگاههای دنیا!!

البته این پلکان امروزه دیگر مورد استفاده قرار نمی گیرد و به خاطر ارتفاع بسیار زیاد، فرسودگی استفاده از آن برای مردم ممنوع است، با اینحال افراد زیادی وجود دارند که بدون توجه به هشدارها و علامت های نصب شده اقدام به بالا رفتن از پله ها می کنند. تا سال 2012، هشت نفر در این مسیر جان خود را از دست داده و حداقل 42 نفر نیز به شدت زخمی شده اند. 

ترسناکترین گذرگاههای دنیا!!

 

 
 


برچسب ها :

تو را من چشم راهم

مرااز عصر دلتنگی نترسانید که عمری چشم در راهم

 

امیدم را ز یاس من نترسانید که عمری چشم در راهم

هم آواز شوید ذکری دعایی حاجتی خیری

بیاید آن سفر کرده که عمری چشم در راهم

گل گلدان عشق او دگر بال و پری دارد

بگو آید گلستانم که عمری چشم در راهم

کجاست آن موج نا آرام و آن دریای طوفانی

منم آن صخره ی سنگی که عمری چشم در راهم



برچسب ها :

گفتی می خوام بهت بگم همین روزا مسافرم 
«باید برم» برای تو فقط یه حرف ساده بود
کاشکی می دیدی قلب من به زیر پات افتاده بود
شاید گناه تو نبود، شاید که تقصیر منه
شاید که این عاقبتِ این جوری عاشق شدنه
***
سفر همیشه قصه رفتن و دلتنگیه
به من نگو جدایی هم قسمتی از زندگیه
همیشه یک نفر میره آدم و تنها می ذاره
میره یه دنیا خاطره پشت سرش جا می ذاره
همیشه یک دل غریب یه گوشه تنها می مونه
یکی مسافر و یکی این وره دنیا می مونه
***
دلم نمیاد که بگم به خاطر دلم بمون
اما بدون با رفتنت از تن خستم میره جون
بمون برای کوچه‌ای که بی تو لبریزه غمه
ابری تر از آسمونش ابرای چشمای منه
***
بمون واسه خونه‌ای که محتاج عطر تن توست
بمون واسه پنجره ای که عاشق دیدن توست!



برچسب ها :

گاهی از شدت علاقه فکر می کنی باید خودت رو از زندگی کسی که دوستش داری کنار بکشی

 فکر می کنی زندگی برای اون بدون تو بهتره، بدون تو خوشبخت تره.

 ولی با همه ی عشقی که بهش داری نمی فهمی که همه ی زندگیش تویی و باید کنارش بمونی

تا وقتی که عاشق نشدی نمی فهمی حتی به گرمی فشردن دستش می تونه اونو تا اوج ببره

التهاب یه عاشق رو نمی فهمی

پرسه زدنای شبونه ش تو کوچه پس کوچه های کابوس رو نمی فهمی

تا صبح جون دادناش رو نمی فهمی

از گریه های بی دلیلش که اصلا" سر درنمیاری !

کاش تنهاییش رو حس می کردی.........

غمی که رو دلش سنگینی می کنه ...........

بی خیال......



برچسب ها :

تنها در بي چراغي شب ها مي رفتم.
دست هايم از ياد مشعل ها تهي شده بود.
همه ستاره هايم به تاريكي رفته بود.
مشت من ساقه خشك تپش ها را مي فشرد.
لحظه ام از طنين ريزش پيوند ها پر بود.
تنها مي رفتم ، مي شنوي ؟ تنها.
من از شادابي باغ زمرد كودكي براه افتاده بودم.
آيينه ها انتظار تصويرم را مي كشيدند،
درها عبور غمناك مرا مي جستند.
و من مي رفتم ، مي رفتم تا در پايان خودم فرو افتم.
ناگهان ، تو از بيراهه لحظه ها ، ميان دو تاريكي ، به من پيوستي.
صداي نفس هايم با طرح دوزخي اندامت در آميخت:
همه تپش هايم از آن تو باد، چهره به شب پيوسته همه 
تپش هايم.
من از برگريز سرد ستاره ها گذشته ام
تا در خط هاي عصياني پيكرت شعله گمشده را بربايم.
دستم را به سراسر شب كشيدم ، 
زمزمه نيايش در بيداري انگشتانم تراويد.
خوشه فضا را فشردم،
قطره هاي ستاره در تاريكي درونم درخشيد.
و سرانجام 
در آهنگ مه آلود نيايش ترا گم كردم.

ميان ما سرگرداني بيابان هاست.
بي چراغي شب ها ، بستر خاكي غربت ها ، فراموشي آتش هاست.
ميان ما "هزار و يك شبجست و جوهاست.



برچسب ها :

من زنده ام ، به عشق تو ای یار، بعد مرگ

فرصت شمار،فرصت دیدار،بعد مرگ

گاهی بیا به دیدن من یا اگر نشد،

یاد مرا به خاطره بسپار،بعد مرگ

گاهی که نه ،همیشه مرا خوار می کنی

اما عزیز می شوم ای یار ، بعد مرگ

کاری مکن که زخم دلم بیشتر شود

شرمنده می شوی تو از این کار، بعد مرگ

روزی به جای سنگ، گلم هدیه می دهی

واحسرتا ز حرمت بسیار، بعد مرگ

با یاد من که مرده عشق تو بوده ام،

سر می زنی به سنگ و دیوار، بعد مرگ

این روح خسته را که ز دست تو خسته است،

دیگر به گریه نیز میازار،بعد مرگ



برچسب ها :
عشق يعني سالهاي عمر سخت                                    عشق يعني زهر شيرين بخت تلخ
عشق يعني خواستن له له زدن                                    عشق يعني سوختن پر پر زدن
عشق يعني جام لبريز از شراب                                     عشق يعني تشنگي يعني سراب 
عشق يعني لايق مريم شدن                                         عشق يعني با خدا همدم شدن 
عشق يعني لحظه هاي بي قرار                                    عشق يعني صبر يعني انتظار  
عشق يعني از سپيده تا سحر                                       عشق يعني پا نهادن در خطر  
عشق يعني لحظه ي ديدار يار                                       عشق يعني دست در دست نگار  
عشق يعني آرزو يعني اميد                                          عشق يعني روشني يعني سپيد 
عشق يعني غوطه خوردن بين موج                                عشق يعني رد شدن از مرز اوج
  


برچسب ها :


خداحافظ ای چشمه روشنایی
خداحافظ ای قربت و آشنایی
خداحافظ ای قصه ناتمامم
خداحافظ ای روح خواب و خیالم

خداحافظ ای خواب شیرین مــن
خداحافظ ای عشق دیرین من
خداحافظ ای سربـــه سر زندگی
خداحافظ ای دین و آیین مـــن

خداحافظ ای شادی لحظه هایم
خداحافظ ای مهربان خیالم
خدا حافظ ای راز پنهان قلبم
خداحافظ ای شادمانی هر دم
خداحافظ ای اشک جاری ز چشمم
خداحافظ ای عشق پاک سرشتم

خداحافظ خداحافظ ، عزيزِ مهربانِ من
تو اي تنها ستاره در تمامِ کهکشانِ من
خداحافظ خداحافظ سرآغازِ کتابِ من
تو اي مرموزِ راز آلود ، سوالِ بي جوابِ من

خداحافظ ای ناله های شبانه
خداحافظ ای عاشق بی بهانه
خداحافظ ای شور عشق و جدایی
خداحافظ ای لحظه ی آشنایی

خداحافظ خداحافظ ، اي عشقِ جاوِدانِ من
هميشه همدم و همراز ، تو ماهِ آسمانِ من
خداحافظ خداحافظ سيَه چشمِ سيه گيسو
تو که قلبِ مرا کردي به سحرِ چشمِ خود جادو

خداحافظ ای شوکت بودنـــــــــم
خداحافظ ای مهر زرین مـــن
خداحافظ ای خنده و گریــــــه ام
خداحافظ ای سوگ دیرین مـن

خداحافظ خداحافظ ، تو اي زيباتر از رويا
خداحافظ خداحافظ ، تو اي آبي تر از دريا
خداحافظ خداحافظ ، تو اي جاري مثالِ رود
خداحافظ خداحافظ ، هميشه تا ابد بدرود

خداحافظ ای برگ پاییزی راه
خداحافظ ای بودنت گاه و بی گاه
خداحافظ ای برده ی بیقراری
خداحافظ ای ساز ناسازگاری

خداحافظ ای اشک شبهای هجـــر
خداحافظ ای رخنه در دین من
خداحافظ ای بیم و امیـــــــد دل
خداحافظ ای وهم رنگین مــــن

خداحافظ ای ناشر دفتر درد
خداحافظ ای دوری ام در دلت سرد
خداحافظ ای صاحب این دل من
تو را می سپارم به این خالق تن

خداحافظ ای ماه شب های تارم
خداحافظ ای درد جانسوز جانم
خداحافظ ای عشق روزای خوبم
خداحافظ ای شور و شوق حضورم



برچسب ها :

گشاده دست باش ،جاری باش ،كمك كن (مثل رود)

 

باشفقت و مهربان باش (مثل خورشید)

 اگركسی اشتباه كردآن رابه پوشان (مثل شب)

وقتی عصبانی شدی خاموش باش (مثل مرگ)

متواضع باش و كبر نداشته باش (مثل خاك)

بخشش و عفو داشته باش (مثل دریا )

اگرمی خواهی دیگران خوب باشند خودت خوب باش (مثل آینه ) مولانا

 

هر چه بیشتر به کسی عشق میورزیم ، بیشتر در اسرار هر چیز نفوذ می کنیم . مولانا

 

هین رها كن عشق های صورتی عشق بر صورت نه بر روی سطی

آنچه معشوق است صورت نیست آن خواه عشق این جهان خواه آن جهان

آنچه بر صورت تو عاشق گشته ای چون برون شد جان چرایش هشته ای

صورتش برجاست این سیری زچیست عاشقا واجو كه معشوق تو كیست

عاشقستي هر كه او را حس هست آنچه محسوس است اگر معشوقه است

تابش عاريتي ديوار يافت پرتو خورشيد بر ديوار تافت

واطلب اصلي كه تابد او مقيم بر كلوخي دل چه بندي اي سليم مولانا

  

ای برادر تو همان اندیشه ای    ما بقی خود استخوان و ریشه ای مولانا

 

بر هر چه همی لرزی می‌دان که همان ارزی     زين روی دل عاشق از عرش فزون باشد. مولانا

 

از کسي پرسيدند:« چند سال داري؟»
گفت:« هجده، هفده، شايد شانزده، احتمالا پانزده...! »
رندي گفت:« از عمر چرا مي دزدي؟ اين طور که تو پس  پس مي روي، به شکم مادرت باز مي گردي!» مولانا

 

در خود به طلب هر آنچه خواهی که توئی. مولانا

 

چون جواب احمق آمد خامشی      این درازی در سخن چون می‌کشی؟ مولانا

 

بگذار آبها ساكن شوند تا عكس ماه و ستاره ها را در وجود خود ببيني. مولانا

 

اندیشه کردن به این که چه بگویم، بهتر است از پشیمانی .مولانا

  

دراین خاک،دراین پاک،به جز عشق،به جزمهر،دگرهیچ نکاریم.مولانا

 

گر در طلب لقمه ناني ناني     گر در طلب گوهر كاني كاني 
اين نكته رمز اگر بداني داني     هر چيز كه اندر پي آني آني مولانا

 

در پي هر گريه آخر خنده اي است.مولانا

 

ما در این انبار گندم می کنیم *گندم جمع آمده گم می کنیم

می نیندیشیم آخر ما به هوش *کین خلل در گندمست از مکر موش

موش تا انبار ما حفره زدست *وز فنش انبار ما ویران شدست

اول ای جان دفع شر موش کن *و انگهان درجمع گندم کوش کن

گرنه موشی دزد در انبار ماست *گندم اعمال چل ساله کجاست 


ریزه ریزه صدق هر روزه چرا*جمع می ناید در این انبار ما مولانا

موش = نفس      گندم = جان – روح     انبار = جسم

 

بر قضاي عشق دل بنهاده‌اند    عاشقان در سيل تند افتاده‌اند مولانا

  

يكدمي بالا و يك دم پست عشق    گر به در انبانم دست عشق مولانا

 

سخن را چو بسیار آرایش کنند،هدف فراموش میشود. مولانا

 

کسی که ندای درونی خود را می شنود، نیازی نیست که به سخنان بیرون گوش فرا دهد. مولانا

 

علت عاشق زعلت ها جداست     عشق اسطرلاب اسرار خداست مولانا

 

هرکه بی‌باکی کند در راه دوست    رهزن مردان شد و نامرد اوست مولانا

 

آتشی از عشق در خود برفروز     سربه‌سر فکر و عبارت را بسوز مولانا

 

اگر دمی به قلب خود گوش فرا دهی سرمد همه بزرگان خواهی شد. مولانا

 

ای قوم به حج رفته کجایید کجایید*معشوق همین جاست بیایید بیایید

معشوق تو همسایه و دیوار به دیوار*در بادیه سرگشته شما در چه هوایید

گر صورت بیصورت معشوق ببینید*هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

ده بار از آن راه بدان خانه برفتید*هم خواجه و هم خانه و هم کعبه شمایید

آن خانه لطیفست نشانهاش بگفتید*از خواجه آن خانه نشانی بنمایید

یک دسته گل کو اگر آن باغ بدیدیت*یک گوهر جان کو اگر از بحر خدایید

با این همه آن رنج شما گنج شما باد*افسوس که بر گنج شما پرده شمایید مولانا 


برچسب ها :

بشنـو این نی چون شکــایت می‌کـــنـد
از  جـداییــهـــا  حکـــــایت  مـــی‌کــــنـد
کــــز نیستـــان تـــا  مـــــرا  ببریــــده‌انـد
در نفیــــــرم  مــــــرد و زن  نالیـــــده‌انـد
سینه خواهم شرحـــه شرحـــه از فراق
تـــا  بگـــویــم  شـــرح  درد  اشتیـــــاق
هـــر کسی کو دور ماند از اصل خویش
بـــاز جویـــد روزگــــــار وصـــل خـــویش
مــن بــــه هــــر جمعیتی نالان شـــدم
جفــت بــدحالان و خوش‌حالان شـــدم
هــر کســی از ظن خــود شــد یـار من
از  درون  مـن  نجســت  اســـرار  مــن
ســـر مــن از نالـــه‌ی مـــن دور نیست
لیـک چشم و گوش را آن نور نیست...
مولوی

 

ای یوسف خوش نام مـا خوش می‌روی بر بام مــــا
ای درشکـــسته جــام مـا ای بــردریـــــده دام ما
ای نــور مـا ای سور مـا ای دولت منصــور مـا
جوشی بنه در شور ما تا می‌شود انگور ما
ای دلبر و مقصود ما ای قبله و معبود ما
آتش زدی در عود ما نظاره کن در دود ما
ای یــار مـــا عیــار مـــا دام دل خمـــار مـــا
پا وامکــش از کار ما بستان گــــرو دستار مــا
در گل بمانده پای دل جان می‌دهم چه جای دل
وز آتـــــش ســودای دل  ای وای دل  ای وای مـــــا
مولوی

 

مــن  غلام  قمــرم ، غيـــر  قمـــر  هيــــچ  مگو 
پيش مـــن جــز سخن شمع و شكــر هيچ مگو 
سخن رنج مگو ،جز سخن گنج مگو 
ور از اين بي خبري رنج مبر ، هيچ مگو 
دوش ديوانه شدم ، عشق مرا ديد و بگفت 
آمـــدم ، نعـــره مــزن ، جامه مـــدر ،هيچ مگو 
گفتــم :اي عشق مــن از چيز دگــر مي ترســم 
گــفت : آن  چيـــز  دگـــر  نيست  دگـر ، هيچ  مگو 
من  به  گــوش  تـــو  سخنهاي  نهان  خواهم  گفت 
ســر بجنبـــان كـــه بلـــي ، جــــز كه به سر هيچ مگو 
قمـــري ، جـــــان  صفتـــي  در  ره  دل  پيــــــدا  شـــد 
در  ره  دل  چـــه  لطيف  اســت  سفـــر  هيـــچ  مگــو 
گفتم : اي دل چه مه است ايــن ؟ دل اشارت مي كرد 
كـــه  نـــه  اندازه  توســت  ايـــن  بگـــذر  هيچ  مگو 
گفتم : اين روي فرشته ست عجب يا بشر است؟
گفت : اين غيـــر فرشته ست و بشــر هيچ مگو 
گفتم :اين چيست ؟ بگو زير و زبر خواهم شد 
گــفت : مي باش چنيــن زيرو زبر هيچ مگو 
اي نشسته در اين خانه پر نقش و خيال
خيز از اين خانه برو،رخت ببر،هيچ مگو
گفتم:اي دل پدري كن،نه كه اين وصف خداست؟
گفت : اين  هست  ولـــي  جان  پدر  هيچ  مگو
مولوی

 

ای قـوم بــه حج رفتـه کجایید کجایید
معشــوق همیــن جـاست بیایید بیایید
معشــوق تــو  همسـایه و دیــوار به دیوار
در بادیه ســـرگشته شمـــا  در چــه هوایید
گــر صـــورت  بی‌صـــورت  معشـــوق  ببینیــد
هــم خـــواجه و هــم خانه و هم کعبه شمایید
ده  بـــــار  از  آن  راه  بـــدان  خـــانه  بـــرفتیــــد
یــک  بـــار  از  ایـــن  خانــه  بــر  این  بام  برآیید
آن  خانــــه  لطیفست  نشان‌هـــاش  بگفتیــد
از خــواجــــه آن خــــانـــــه نشانـــی بنماییـــد
یک دستـــه گــل کــو اگـــر آن بـــــاغ بدیدیت
یک گـــوهر جــــان کـــو اگـــر از بحر خدایید
با ایــــن همـه آن رنج شما گنج شما باد
افسوس که بر گنج شما پرده شمایید
مولوی

 

حیلت رها کن عاشقــا دیوانه شو دیوانه شو
و انـدر دل آتش درآ پــــروانـه شــو پروانــــــه شو
هــم خــویش را بیگـــانه کن هم خانه را ویرانه کن
و آنگه بیا با عاشقان هم خانـه شـو هم خانه شــو
رو سینــه را چـون سینه ها هفت آب شو از کینه ها
و آنگـــه شراب عشــق را پیمانـــه شــــو  پیمانــه شـو
باید  کـــه  جملــه  جــان  شــوی  تا  لایق  جانان  شوی
گـــر ســوی مستــان میــروی مستانه شـــو مستانه شو...
مولوی

 

هلـــه  نومیـــد  نباشی  کـــه  تـــو  را  یـــار  بــراند
گـــرت  امروز  بـــراند  نــه  کـــه  فـــردات  بخواند
در  اگر  بر  تو  ببندد  مرو  و  صبر کـــن  آن جا
ز پس صبر تـــو را او به ســـر  صـــدر  نشاند
و اگــر  بر تو ببندد  همه  ره‌ها  و  گذرهــا
ره پنهان بنماید که کس آن راه نداند...
مولوی

 

ای دوست قبولم کن وجانم بستان
مستــم کـــن  وز هر دو جهانم بستان
بـا هـــر چـــه دلم قـــرار گیـــرد بــی تـــو
آتش بــه مـــن انـــدر زن و آنـــم بستـان...
مولوی

 

یــار مرا غار مــرا عشق جگرخوار مرا
یار تویی غـــار تویی خواجه نگهدار مرا
نوح تویی روح تــویی فاتح و مفتوح تـویی
سینـــه مشــروح تــویی بـــر در اســرار مرا
نـــور تـــویی سـور تــویی دولت منصور تـویی
مـــرغ کـــه طــور تــویی خســته بــه منقار مرا
قطـــره تویی بحــر تویی لطـف تــویی قهــر تویی
قنــد  تـــویی  زهـــر  تــویی  بیــــش  میـــازار  مرا
حجره خورشید تویی خانه ناهید تویی
روضــه اومیــد تویـــی راه  ده  ای یــار مرا
روز تــویی روزه تـــویی حـاصل دریوزه تـویی
آب تــویی کــوزه تــویی آب ده این بـــار مـــرا
دانـــه تویــی دام تــویی بــاده تویی جام تـویی
پختـــه تویی  خـــام تــویی  خـــام  بمگـــذار  مرا
این  تن  اگـــر کـــم  تــندی  راه  دلــم  کــم  زندی
راه  شــدی  تــا  نبــدی  ایـــن  همـــه  گـــفتار  مرا
مولوی

 

عـــــالم همـــه دریــا شـــود دریـــا ز هیبت لا شـــود
آدم  نماند  و  آدمی  گــــر  خــــویش  بـــا  آدم  زند
دودی بـــرآید از فلك نــی خلق مـــاند نــی ملـــك
زان  دود  ناگــــه  آتشی  بر  گــــنبد  اعظم  زند
بشكافد آن دم آسمان نی كون ماند نی مكان
شوری درافتد در جهــان وین سـور بر ماتم زند
گـــه  آب  را  آتش  بــرد  گــه  آب آتش را خــورد
گــه مــوج دریای عــدم بـــر اشــهب و ادهـــم زند
خورشیـد  افتــد  در  كـــمی  از  نـــور  جان  آدمی 
كـــم پـرس از نامحـــرمان آنجا كـــه محرم كـم زند...
مولوی

 

من اگر دست زنانم نه من از دست زنانم
نـــه از اینم نــه از آنم مــن از آن شهر کـلانم
نـــه پـــی زمــــر و قمــارم نه پی خمر و عقارم
نـــه خمیـــرم نــــه خمـــارم نــه چنینم نه چنانم
مـــن اگـــر مست و خرابم نه چو تو مست شرابم
نه  ز خاکم  نه  ز آبم  نه  از  این  اهــــل  زمــــانم
خـــرد پـــوره  آدم  چـــه  خبـــر  دارد  از  ایــن  دم
کــــه مــن از جمــله عالــم به دو صد پرده نهانم
مشنـو این سخن از من و نه زین خاطر روشن
که از این ظاهر و باطن نه پذیرم نه ستانم...
مولوی

 

بـــی همگــــان بســـــر شـــــود  بی تـو  بســـــر  نمـــی شــــود 
داغ  تـــــو  دارد  ایــــن  دلـــــم  جــــای  دگـــــــر  نمــــی شـــود
دیـــده  عقــــل  مســـت  تــــو  چـرخــــه  چـــرخ  پســـت  تــــو
گــــوش  طـــرب  بــــه دســت تــــو بــی تـــو بســـر نمی شود
جـــان  ز تــــو  جــوش  مـــی کند  دل  ز تـــو  نـوش  می کند
عقـــل خـــــروش مــــی کنــد بـــی تــــــو بســـر نمـی شــود
خمـــــر مـــن  و  خمـــــار مـــن  بــــاغ  مـــن  و  بهـــار مــــن
خـــواب مـــن  و  خمــــار مــــن  بــی تـو  بســر ن می شود
جـــاه و جلال  مــن  تـــویی  ملکت  و  مــــال  مـــن  تـویی
آب  زلال  مــــن  تــــویی  بــــی  تــــو  بســــر  نمی شـود
گـــــاه  ســــوی  وفــــا  روی   گــــاه  ســوی  جفــــا  روی
آن  منــی  کـــجا  روی  بـــی  تــــو  بســـــر  نمی شـــود
دل  بنهنـــد  بــــر کنـــی  تـــوبـــــه  کــننـــــد  بشــکنــی
ایــن همــه خــود تـــو میکنی بــی تو بســر نمی شــود
بی  تـــو  اگـــر  بســـر  شدی  زیــر  جهــان  زبر  شدی
باغ  ارم  سقــر  شــدی  بــی تــو  بســر  نمــی شـود
گــــر تـــو ســری قــدم شـوم  ور تــو کفی  علم شوم
ور بــــروی عــــدم  شــــوم  بی تـو  بسـر  نمی شود
خــواب مــــرا ببستــــه ای  نقـــش مــرا بشسته ای
وز همـــه ام گسسته ای بــی تــــو بسر نمی شود
گـــر  تـــو  نباشی  یار من  گشت  خراب کــار مــن
مــونس و غمگـــسار مـــن  بی تو بسر نمی شود
بی تو نه زندگی خوشم بی تو نه مردگی خوشم
ســر ز غـم تو چون کشم  بی تو بسر نمی شود
هر چه بگویم ای صنم  نیست جـدا ز نیــک و بـد
هم تو بگو  ز لطف خود  بی تو بسر نمی شود
مولوی

وبلاگ جملات حکیمانه

 

 


برچسب ها :

باران برای تو می بارد

این برگ‌های زرد 
به خاطر پاییز نیست 
که از شاخه می‌افتند 
قرار است تو از این کوچه بگذری 

و آن‌ها 
پیشی می‌گیرند از یکدیگر 
برای فرش کردن مسیرت.. 

گنجشک‌ها 
از روی عادت نمی‌خوانند، 
سرودی دسته‌جمعی را تمرین می‌کنند 
برای خوش‌آمد گفتن 
به تو.. 

باران برای تو می‌بارد 
و رنگین‌کمان 
– ایستاده بر پنجه‌ی پاهایش – 
سرک کشیده از پسِ کوه 
تا رسیدن تو را تماشا کند. 

نسیم هم مُدام
می‌رود و بازمی‌گردد
با رؤیای گذر از درز روسری
و دزدیدن عطر موهایت!
زمین و عقربه‌ی ساعت‌ها
برای تو می‌گردند
و من
به دورِ تو!

یغما گلرویی

 

باران رنگین کمان رویا عطر پاییز
 


برچسب ها :

مهر پدری

مردی سالخورده با پسر تحصیل کرده‌اش روی مبل خانه خود نشسته بودند ناگهان کلاغی کنار پنجره‌شان نشست.
پدر از فرزندش پرسید: «این چیه؟» پسر پاسخ داد: «کلاغ».

پس از چند دقیقه دوباره پرسید: «این چیه؟» پسر گفت: «بابا من که همین الان بهتون گفتم، کلاغه.»
بعد از مدت کوتاهی پیر مرد برای سومین بار پرسید: «این چیه؟» عصبانیت در پسرش موج میزد و با همان حالت گفت: «کلاغه کلاغ!»
پدر به اتاقش رفت و با دفتر خاطراتی قدیمی برگشت. صفحه ای را باز کرد و به پسرش گفت که آن را بخواند. در آن صفحه این طور نوشته شده بود: امروز پسر کوچکم ۳ سال دارد. و روی مبل نشسته است هنگامی که کلاغی روی پنجره نشست پسرم ۲۳ بار نامش را از من پرسید و من ۲۳ بار به او گفتم که نامش کلاغ است. هر بار او را عاشقانه بغل می‌کردم و به او جواب می‌دادم و به هیچ وجه عصبانی نمی‌شدم و در عوض علاقه بیشتری نسبت به او پیدا می‌کردم.

 

پدر
 


برچسب ها :

آری آغاز دوست داشتن است

امشب از آسمان دیده‌ی تو 
روی شعرم ستاره می‌بارد 
در زمستان دشت کاغذها 
پنجه‌هایم جرقه می‌کارد 

 

شعر دیوانه‌ی تب‌آلودم 
شرمگین از شیار خواهش‌ها 
پیکرش را دوباره می‌سوزد 
عطش جاودان آتش‌ها 

آری آغاز دوست داشتن است 
گرچه پایان راه ناپیداست 
من به پایان دگر نیندیشم 
که همین دوست داشتن زیباست 

شب پر از قطره‌های الماس است 
از سیاهی چرا هراسیدن 
آنچه از شب به جای می‌ماند 
عطر سکرآور گل یاس است 

آه بگذار گم شوم در تو 
کس نیابد دگر نشانه‌ی من 
روح سوزان و آه مرطوبت 
بوزد بر تن ترانه من 

آه بگذار زین دریچه باز 
خفته بر بال گرم رویاها 
همره روزها سفر گیرم 
بگریزم ز مرز دنیاها 

دانی از زندگی چه می‌خواهم 
من تو باشم.. تو.. پای تا سر تو 
زندگی گر هزار باره بود 
بار دیگر تو.. بار دیگر تو 

آنچه در من نهفته دریایی ست 
کی توان نهفتنم باشد 
با تو زین سهمگین طوفان 
کاش یارای گفتنم باشد 

بس که لبریزم از تو می‌خواهم 
بروم در میان صحراها 
سر بسایم به سنگ کوهستان 
تن بکوبم به موج دریاها 

بس که لبریزم از تو می‌خواهم 
چون غباری ز خود فرو ریزم 
زیر پای تو سر نهم آرام 
به سبک سایه به تو آویزم 

آری آغاز دوست داشتن است 
گرچه پایان راه نا پیداست 
من به پایان دگر نیندیشم 
که همین دوست داشتن زیباست 

فروغ فرخزاد

 

آغاز اسیر دوست داشتن پایان
 


برچسب ها :


برترین هاآیا آخرین باری که می خواستید کاری را انجام دهید اما پشیمان شدید را به یاد دارید؟ چه چیزی مانع از انجام آن شد؟ چه چیزی تصمیم شما را تغییر داد؟ آیا صدای تفکرات درونی شما نبود؟ آیا تاکنون از خود پرسیده اید این ندای درونی کیست یا چیست؟ ترس. ترس تسریع کننده تنبلی است. ترس همیشه به ما می گوید اگر تلاش کنید، امکان شکست شما بیشتر از موفقیت هایتان خواهد بود. ترس به ما تلقین می کند که به جای پذیرفته شدن، طرد می شویم و کاری می کند که دست روی دست بگذاریم و هیچ کاری انجام ندهیم. 

پائولو کوئیلو در آخرین کتاب خود به نام «الف» می گوید، این شهامت نیست که انسان ها را به موفقیت سوق می دهد، بلکه اراده و عزم راسخ است. او می گوید، اراده به ما کمک می کند تا با تصمیم گیری درست در مسیر تحقق رویاها و اهداف خود گام برداریم.

اگر به همه مردم موفق سراسر دنیا و تاریخ نگاه کنیم، همچون گاندی، استیو جابز، ماندلا، دونالد ترامپ و ... متوجه می شویم همه آنها در مسیر رسیدن به اهداف خود بسیار شکیبا و بردبار بوده اند و هرگز دست از تلاش نکشیده اند. آنها نیز در این راه با مشکلاتی مواجه بوده اند و هرگز تصور نمی کردند که راهشان بسیار هموار و رسیدن به آرزوهایشان آسان است. بنابراین، با هر مشکلی که روبه رو می شدند از آن به عنوان فرصتی برای تلاش بیشتر استفاده می کردند. تفاوت مردم موفق با افراد عادی در این است که جاهایی که همه کم می آورند و ناامید می شوند، آنها با اراده قوی تر ادامه می دهند. آنها همیشه تلاش، مبارزه و آزادی را انتخاب می کنند.

5 راه برای غلبه بر ترس

در ادامه مطلب، نکاتی را یادآوری کرده ایم که می تواند به شما کمک کند تا بر ترس های خود غلبه کنید.

1.    ترس را حس کنید و به هر قیمتی آن را انجام دهید


دکتر جفرز می گوید: «برای موفقیت، باید بتوانید جرات و جسارت خود را تقویت کنید و با افکار منفی خود مبارزه کنید.» او همچنین اعتقاد دارد، افراد می توانند با خطر کردن در زندگی خود، استرس هایشان را کاهش دهند. در نتیجه باید گفت، تنها راه غلبه بر ترس، روبه رو شدن با آن است. سعی کنید ترس های خود را کنار بگذارید و کارهایی که در ذهن دارید را انجام دهید. 



2.    فراتر از دلیل 


گاهی ما از اصل یک اتفاق آگاه نیستیم و تا زمانیکه آن را پشت سر نگذاشته و به عقب باز نگردیم، نمی توانیم متوجه شویم چرا فردی را ملاقات کرده ایم، قطار را از دست داده ایم یا ... . این موانع ناخواسته و غیر قابل پیش بینی و چنین تاخیرهایی در واقع نوعی توفیق اجباری یا مقدرات گیتی هستند. می توان آنها را سرنوشت نامید اما به خاطر داشته باشید که همیشه برای هر اتفاقی که می افتد، دلیلی وجود دارد. حتی اگر ما دلیل اصلی آن را ندانیم. 

5 راه برای غلبه بر ترس



3.    خیلی کوچک، خیلی دیر


برای درک بهتر این آیتم داستانی را از نویسنده مطلب ذکر می کنیم: «8 سال پیش پزشکان تشخیص دادند پدر من رفلاکس دارد. پس از چند سال که معالجه نشد، او تصمیم گرفت تا دوباره پیش پزشک برود. اما دیگر خیلی دیر شده بود زیرا مشخص شد او سرطان پیشرفته کبد دارد و فقط دو ماه زنده خواهد ماند. پس از زمان موعد نیز درگذشت. هنگامی که من و خواهرم کاغذها و وسایل شخصی او را چک می کردیم، با تقاضای ویزا برای بورنو مواجه شدیم. پدر من 35 سال پیش از وطن خود نقل مکان کرده بود و تمایل داشته است به کشورش بازگردد. اما دیگر خیلی دیر شده بود. اگر پدر من سعی می کرد زودتر به پزشک مراجعه کند یا زودتر به وطن خود بازگردد، شاید چنین انتهای تلخی در انتظار او نمی بود.» 

نتیجه این داستان نشان می دهد باید همیشه به دنبال هدف ها رفت و هرگز از آغاز و انجام کارهای مورد علاقه خود نهراسید. اگر دوست دارید مسافرتی بروید، در کلاس زبان ثبت نام کنید یا ... حتما همین امروز فهرستی از تمایلات خود را تهیه و بر اساس آنها برنامه ریزی کنید.  



4.    حسرت خوردن


اگر با افرادی که سنشان از شما بیشتر  و تاحدی عاقل تر هستند، صحبت کنید بیشتر آنها می گویند که ما حسرت کارهایی که انجام نداده ایم را می خوریم نه حسرت کارهایی که انجام داده ایم را. اگر همیشه در زندگی امروز و فردا کنید، هرگز به نتیجه دلخواه نخواهید رسید. به یاد داشته باشید که هیچ نتیجه ای منفی نیست. بلکه چیزی است که شما با تجربه ها و  لحظات خود می سازید. مرد بزرگی در این رابطه می گوید: «بیشتر ما خود را میان دو سارق زندگی مصلوب می کنیم: حسرت گذشته را خوردن و ترس از آینده.»

5 راه برای غلبه بر ترس

 



5.    پیدا کردن موانع 

چند بار برایتان پیش آمده است که برای انجام ندادن کارهایتان عذر و بهانه آورده اید؟ مثلا، خیلی سخت است، خیلی خسته ام، زمان نداشتم و ... . این بهانه ها برایتان آشنا نیست؟ بیشتر ما درگیر محدودیت های ذهنی خود و امروز و فردا کردن کارها هستیم در حالیکه افرا موفق، حتی وقتی کاری را دوست ندارند نیز از همه زمان خود استفاده می کنند و همه تلاش خود را انجام می دهند. افرا موفق اصولا کارهایی را انجام می دهند که دیگران آنها را سخت و دشوار می نامند. آنها همه خطرات احتمالی را پیش بینی و برای کارهای خود برنامه ریزی می کنند. خلاقیت، جرات و شهامت دارند. آنها به طور ذاتی موفق و خوش شانس به دنیا نیامده اند، بلکه با اراده، سخت کوشی و نداشتن ترس به موفقیت های خود رسیده اند. آنها به جای پیدا کردن موانع، موقعیت ها را کشف می کنند. 



برچسب ها :


برترین هاآیا آخرین باری که می خواستید کاری را انجام دهید اما پشیمان شدید را به یاد دارید؟ چه چیزی مانع از انجام آن شد؟ چه چیزی تصمیم شما را تغییر داد؟ آیا صدای تفکرات درونی شما نبود؟ آیا تاکنون از خود پرسیده اید این ندای درونی کیست یا چیست؟ ترس. ترس تسریع کننده تنبلی است. ترس همیشه به ما می گوید اگر تلاش کنید، امکان شکست شما بیشتر از موفقیت هایتان خواهد بود. ترس به ما تلقین می کند که به جای پذیرفته شدن، طرد می شویم و کاری می کند که دست روی دست بگذاریم و هیچ کاری انجام ندهیم. 

پائولو کوئیلو در آخرین کتاب خود به نام «الف» می گوید، این شهامت نیست که انسان ها را به موفقیت سوق می دهد، بلکه اراده و عزم راسخ است. او می گوید، اراده به ما کمک می کند تا با تصمیم گیری درست در مسیر تحقق رویاها و اهداف خود گام برداریم.

اگر به همه مردم موفق سراسر دنیا و تاریخ نگاه کنیم، همچون گاندی، استیو جابز، ماندلا، دونالد ترامپ و ... متوجه می شویم همه آنها در مسیر رسیدن به اهداف خود بسیار شکیبا و بردبار بوده اند و هرگز دست از تلاش نکشیده اند. آنها نیز در این راه با مشکلاتی مواجه بوده اند و هرگز تصور نمی کردند که راهشان بسیار هموار و رسیدن به آرزوهایشان آسان است. بنابراین، با هر مشکلی که روبه رو می شدند از آن به عنوان فرصتی برای تلاش بیشتر استفاده می کردند. تفاوت مردم موفق با افراد عادی در این است که جاهایی که همه کم می آورند و ناامید می شوند، آنها با اراده قوی تر ادامه می دهند. آنها همیشه تلاش، مبارزه و آزادی را انتخاب می کنند.

5 راه برای غلبه بر ترس

در ادامه مطلب، نکاتی را یادآوری کرده ایم که می تواند به شما کمک کند تا بر ترس های خود غلبه کنید.

1.    ترس را حس کنید و به هر قیمتی آن را انجام دهید


دکتر جفرز می گوید: «برای موفقیت، باید بتوانید جرات و جسارت خود را تقویت کنید و با افکار منفی خود مبارزه کنید.» او همچنین اعتقاد دارد، افراد می توانند با خطر کردن در زندگی خود، استرس هایشان را کاهش دهند. در نتیجه باید گفت، تنها راه غلبه بر ترس، روبه رو شدن با آن است. سعی کنید ترس های خود را کنار بگذارید و کارهایی که در ذهن دارید را انجام دهید. 



2.    فراتر از دلیل 


گاهی ما از اصل یک اتفاق آگاه نیستیم و تا زمانیکه آن را پشت سر نگذاشته و به عقب باز نگردیم، نمی توانیم متوجه شویم چرا فردی را ملاقات کرده ایم، قطار را از دست داده ایم یا ... . این موانع ناخواسته و غیر قابل پیش بینی و چنین تاخیرهایی در واقع نوعی توفیق اجباری یا مقدرات گیتی هستند. می توان آنها را سرنوشت نامید اما به خاطر داشته باشید که همیشه برای هر اتفاقی که می افتد، دلیلی وجود دارد. حتی اگر ما دلیل اصلی آن را ندانیم. 

5 راه برای غلبه بر ترس



3.    خیلی کوچک، خیلی دیر


برای درک بهتر این آیتم داستانی را از نویسنده مطلب ذکر می کنیم: «8 سال پیش پزشکان تشخیص دادند پدر من رفلاکس دارد. پس از چند سال که معالجه نشد، او تصمیم گرفت تا دوباره پیش پزشک برود. اما دیگر خیلی دیر شده بود زیرا مشخص شد او سرطان پیشرفته کبد دارد و فقط دو ماه زنده خواهد ماند. پس از زمان موعد نیز درگذشت. هنگامی که من و خواهرم کاغذها و وسایل شخصی او را چک می کردیم، با تقاضای ویزا برای بورنو مواجه شدیم. پدر من 35 سال پیش از وطن خود نقل مکان کرده بود و تمایل داشته است به کشورش بازگردد. اما دیگر خیلی دیر شده بود. اگر پدر من سعی می کرد زودتر به پزشک مراجعه کند یا زودتر به وطن خود بازگردد، شاید چنین انتهای تلخی در انتظار او نمی بود.» 

نتیجه این داستان نشان می دهد باید همیشه به دنبال هدف ها رفت و هرگز از آغاز و انجام کارهای مورد علاقه خود نهراسید. اگر دوست دارید مسافرتی بروید، در کلاس زبان ثبت نام کنید یا ... حتما همین امروز فهرستی از تمایلات خود را تهیه و بر اساس آنها برنامه ریزی کنید.  



4.    حسرت خوردن


اگر با افرادی که سنشان از شما بیشتر  و تاحدی عاقل تر هستند، صحبت کنید بیشتر آنها می گویند که ما حسرت کارهایی که انجام نداده ایم را می خوریم نه حسرت کارهایی که انجام داده ایم را. اگر همیشه در زندگی امروز و فردا کنید، هرگز به نتیجه دلخواه نخواهید رسید. به یاد داشته باشید که هیچ نتیجه ای منفی نیست. بلکه چیزی است که شما با تجربه ها و  لحظات خود می سازید. مرد بزرگی در این رابطه می گوید: «بیشتر ما خود را میان دو سارق زندگی مصلوب می کنیم: حسرت گذشته را خوردن و ترس از آینده.»

5 راه برای غلبه بر ترس

 



5.    پیدا کردن موانع 

چند بار برایتان پیش آمده است که برای انجام ندادن کارهایتان عذر و بهانه آورده اید؟ مثلا، خیلی سخت است، خیلی خسته ام، زمان نداشتم و ... . این بهانه ها برایتان آشنا نیست؟ بیشتر ما درگیر محدودیت های ذهنی خود و امروز و فردا کردن کارها هستیم در حالیکه افرا موفق، حتی وقتی کاری را دوست ندارند نیز از همه زمان خود استفاده می کنند و همه تلاش خود را انجام می دهند. افرا موفق اصولا کارهایی را انجام می دهند که دیگران آنها را سخت و دشوار می نامند. آنها همه خطرات احتمالی را پیش بینی و برای کارهای خود برنامه ریزی می کنند. خلاقیت، جرات و شهامت دارند. آنها به طور ذاتی موفق و خوش شانس به دنیا نیامده اند، بلکه با اراده، سخت کوشی و نداشتن ترس به موفقیت های خود رسیده اند. آنها به جای پیدا کردن موانع، موقعیت ها را کشف می کنند. 



برچسب ها :

برای تازه گذشته گان  التماس دعا



برچسب ها :

 

http://axgig.com/images/15493983899792875716.jpg

 

مــعــلم گـفـت الــف

گـفـتـم او

گـفـت ب

گـفـتـم بـا او

گـفـت پ

گـفـتـم پـیـش او

گـفـت ج

خـواسـتـم بـگـم جــدایــی

گـفـت نــگــو

 



برچسب ها :
http://8pic.ir/images/48491282871720892010.jpg

عاشق نشو ای دل با تنهایی سر کن

حالم رو میبینی حرفامو باور کن

عاشق نشو ای دل عاشق شدن درده

میسوزی میمیری این دنیا نامرده



برچسب ها :


صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 32 صفحه بعد