++++++++++18++++++++++++++
عشق را تاوانی ایست که تنهایی را صدا کرد

باید کسی را پیدا کنم

که دوستم داشته باشد...

انقدر که یکی از این شبهای لعنتی...

اغوشش را برای من و یک دنیا خستگی ام بگشاید...

هیچ نگوید

هیچ نپرسد

فقط مرا در اغوش بگیرد...

بعد همانجا بمیرم...

تا نبینم روزهای اینده را...

روزهایی که دروغ میگوید...

روزهایی که دیگر دوستم ندارد...

روزهایی که دیگر مرا در آغوش نمیگیرد...

 

 

 

 

روزهایی که عاشق دیگری میشود...

 




برچسب ها :

هزار سال قبل مرد اولین نفر از ما دفن شد سالهای بعد از آن 900 سال قبل نواده او هم مرد 800 سال قبل نوه او هم مرد و مرد و مرد تا 16 سال قبل مادرم هم عمر اش را به پایان برد و حال به ما رسید نمی دانم شاید فردا شاید همین امشب شاید دیرتر یا زودتر و باز می ماند پسران من و پدران فردا این زندگی بد گونه در حرکت است و بدون دانستن ما عمرمان را با تیغ تیزاش می برد وای بر ما که بد غافل مانده ایم شاید روزی که مادرم را دفن می کردن هنگام پرپر کردن رز های زرد در دستم و ریختن آن در درون مزاراش قبل از اینکه خاکی بر رویش ریخته شود اصلا تصور بودن بدون او را نداشتم چشمانم پر از اشک بود و صدایم در نمی آمد احساس خفگی می کردم نمی دانم اما ماه ها گریه ام در نیامد و احساس خفگی همیشه با من بود تا شبی که کنارم امد بلی آمد اما نه در خواب بلکه در بیداری در شبی تنها مانده و جا مانده تا به یکباره بغضم از هم گسست و نفس گشیدم و او را خطاب به مهری دادم و از او نالان شدم که چرا تنهایم گذشت اما با آرامشی خاص دست بر سرم گشید و رفت و گفت فقط بدان خدایت خواست و اینک با توست حال اینکه اکنون 16 سال است که بر مزاراش می روم و هنوز زنده ام کاش نبودم اینک باید بدانم روزی من هم در ان جا و در کنار او و در قبر ای که 16 سال پیش خریده ام دفن می شوم قبلا نمی ترسیدم اما با گذشت زمان ترس بر تار و پودم نقش انداخته است چرا که ترس همان خواستن برای ماندن را تداعی می کند و این دنیا چه دامی ایست برای کسانی که همیشه قصد پرواز دارند .

عکس ‏‎Molaei Sa‎‏
عکس ‏‎Molaei Sa‎‏
عکس ‏‎Molaei Sa‎‏


برچسب ها :

داستان عشق اغلب ماجرایی کاذب است!

باخیال عشق،آدم در فضایی کاذب است!


هرکس از دوری عشقش گوشه گیری می کند

خوب وقتی بنگری در انزوایی کاذب است!


این خدای خشمگین که ساختند این واعظان

طبق تفسیری که من دارم خدایی کاذب است!


این زمان هرکس برای خود هنرمندی شده!

شرم زن های خیابانی حیایی کاذب است!


بر اساس تجربه ی شخصی من،عاشقان

اکثرا ترسی که دارند از »جدایی« کاذب است!


عشق هم تاریخ مصرف کمتر از یک سال داشت

خنده های سالگرد آشنایی کاذب است!


ای خدا نگذار من عاشق شوم از این به بعد!

گرچه میدانی که این حرفم دعایی کاذب است!



برچسب ها :

از قضا دست و دلش بر هیچ زلفی بند نیست

با نوازش های ما او را سر لبخند نیست


غصه را با قند سابیدند خوشبختی نشد

ظاهرا از بخت بد این سفره قندش قند نیست


کهنه شد ترفند قند و رسم شیرین عسل

نَقل ما شد دیگر این ترفندها ترفند نیست


در زمین صد دانه عاشق داشتی فصل بهار

ای بلایت بر سرم هر دانه ای اسفند نیست


خویش را با لعنت چشم حسود آتش زدم

بی سرو پایم دگر دستم به جایی بند نیست


مِهر می افتد مگر از سکه چشمان من؟

هیچ کس چون من نگاهت را ارادتمند نیست


شاخه هایی از نبات مهرتان می خواستم

هرچه شد،فرقی ندارد،بحث چون و چند نیست


حال دیگر خون بهایم را گران تر کرده اند

خاندان من در این ده کوره ثروتمندنیست


فقر دستم را گرفت و تا فنا با خویش برد

در ولایات دگر این رسم ها هرچند نیست


مرگ می گویند پایان بخش هر دلبستگی ست

عاشقان را مرگ آن طوری که می گویند نیست

 


برچسب ها :

ما ماهواره نداشتیم

ما خیلی قانع بودیم به خدا

صحنه دارترین تصاویر عمرمان عکس هندیهایی بود که 

یواشکی مدرسه میبردیم...

 زنهای فیلمهای تلوزیون ما توی خواب هم روسری سرشان

می کردند

حتی توی کتابهای علوممان هم با حجاب بودند

ما فکر می کردیم بابا مامان هایمان ما را با دعا کردن به

دنیا آورده اند

عاشق که می شدیم رویا می بافتیم

موبایل نداشتیم که اس ام اس بدهیم

ما خودمان خودمان را شناختیم

بدنمان را

جنسیتمان را یواشکی و در گوشی آموختیم

هیچکس یادمان نداد

و حال گیر افتاده ایم بین دو نسل

نسلی که عشق و حال هایشان را توی شهر نو ها و کاباره

های لاله زار کرده بودند

و نسلی که دارد با فارسی وان و من و تو و ایکس باکس و

فیس بوک بزرگ می شوند


و هیچکدامشان مارا نمی شناسند و نمی فهمن ...



برچسب ها :

مادرم روزی هشتصدهزاربارمیگوید ازدواج کنم!

و بی شک اگرمن روزی بامردی ازدواج کنم که

 باهم به مهمانی های احمقانه ای برویم که 

مردان یک طرف جمع شوندو ازسیاست و کاربگویند

وزنان یک طرف جمع شوند ازمانیکور و

انواع رژیم غذایی و ساکشن و پروتز و جُک های انچنانی 

و چگونگی شوهرشان وسریال های ترکیه ای ماهواره حرف بزنند،

خودم راآتش می زنم!

مادر ِمن

اگرمردی راپیداکردی که بامن به دوچرخه سواری

تئاتر دیدن

کنسرت رفتن

فیلم دیدن

آهنگ (غیر پاپ) دانلودکردن

شعرو کتاب خوان

کافه رفتن و

شب گردی های بی هوا

وسفر های بی هوا با کوله پشتی و

 عکاسی و سربه سرهم گذاشتن و

 دیوانه بازی هایی از این دست زد

و آنقدربه باهم بودنمان ایمان داشت که

 به زمین و زمان و هرپشه ی نَری که از دورو برم ردمیشود گیر نداد

و به من احساس"رفیق"بودن دادو نه تنهااحساس"زن"بودن

طوری که تمام دنیابه رفاقت و رابطه مان حسودی شان شد

ومجبور شدیم برای چشم نظرهایشان هروزاسفنددود کنیم

آن وقت شایدیک فکری برای رسیدنت به آرزویت کردم!

درایران ازدواج به جای اینکه سندباهم بودنِ "من"و"او"باشد

سندِ باهم بودن دو طایفه و حرفهایشان است...

احتمالا به ارزویت نخواهی رسید



برچسب ها :

بگذار زمــان روی زمین بند نباشد

حافظ پی اعطای سمرقند نباشد

بگذارکه ابلیس دراین معرکه یک بار

مطــرود ز درگـــــاه خداوند نبــاشد

بگذار گنــــاه هـــوس آدم و حــــــوّا

بر گردن آن سیب که چیدند نباشد

مجنون به بیابان زد و لیلا... ولی ای کاش

این قصـــه همــــان قصه که گفتند نباشد

ای کاش عذاب نرسیدن به نگاهت

آن وعده ی نادیده کـه دادند نباشد

یک بار تـــو درقصــه ی پرپیـــچ و خــم ما

آن کس که مسافر شد و دل کند نباشد

آشوب،همان حس غریبی ست که دارم

وقتـــی که بــه لب های تو لبخند نباشد

درتک تک رگهای تنم عشق تو جاریست

در تک تک رگــــهای تـــو هر چند نباشد

من می روم و هیچ مهم نیست که یک عمر...

زنجـــــیر  نگـــاه  تـــــو  کـــــه  پابند  نباشد...

وقتی که قرار است کنار تو نباشم

بگذار زمـــان روی زمین بند نباشد...



برچسب ها :

عاشق زنی مشو که می‌خواند ، 

 که زیاد گوش می‌دهد ،

 زنی که می‌نویسد ، عاشق زنی مشو که فرهیخته است ،

 افسونگر، وهم‌آگین، دیوانه ، عاشق زنی مشو که می‌اندیشد ،

 که می‌داند ، که داناست، که توانِ پرواز دارد ،

 به زنی که خود را باور دارد ،

عاشق زنی مشو که هنگام عشق ورزیدن می‌خندد یا می‌گرید ، 

که قادر است جسمش را به روح بدل کند ، 

و از آن بیشتر عاشق شعر است ،(اینان خطرناک‌ترین‌ها هستند) 

و یا زنی که می‌تواند نیم ساعت مقابل یک نقاشی بایستد ،

 و یا که توان زیستن بدون موسیقی را ندارد ، عاشق زنی مشو که پُر، 

مفرح، هشیار، نافرمان و جواب‌ده است ......

 پیش نیاید که هرگز عاشق این چنین زنی شوی ، 

چرا که وقتی عاشق زنی از این دست می‌شوی ،

 چه با تو بماند یا نه ، 

چه عاشق تو باشد یا نه از این‌گونه زن، 

بازگشت به عقب ممکن نیست هرگز

 

{ مارتا ریورا گاریدو}

شاعر معاصر جمهوری دومینیکن



برچسب ها :

عشق و دوست داشتن

دوست داشتن، عشق و اردات و ایمان دو روح آشنای خویشاوند است. 
دو انسانی که جز آن خمیره‌ی صمیمی و ناب و منزهی که منِ انسانی خالص هر کسی را می‌سازد، 
هیچ مصلحتی و ضرورتی آنان را به یکدیگر نمی‌پیوندد. 
پیوندی که نه طبیعت، نه خلقت، بلکه تنهایی میان دو تنهای خویشاوند، بسته است. 

دوست داشتن از عشق برتر است. 
عشق یک جوشش کور است و پیوندی از سر نابینایی؛ 
اما دوست داشتن پیوندی خودآگاه و از روی بصیرت، روشن و زلال. 

عشق بیشتر از غریزه آب می‌خورد و هرچه از غریزه سرزند بی‌ارزش است 
و دوست داشتن از روح طلوع می‌کند و تا هرجا که یک روح ارتفاع دارد دوست داشتن نیز همگام با آن اوج می‌یابد. 

عشق با شناسنامه بی‌ارتباط نیست و گذر فصل ها و عبور سال‌ها بر آن اثر می‌گذارد؛ 
اما دوست داشتن در ورای سن و زمان و مزاج زندگی می‌کند و بر آشیانه‌ی بلندش روز و روزگار را دستی نیست. 

عشق در هر رنگی و سطحی، با زیبایی محسوس، در نهان یا آشکار رابطه دارد؛ 
اما دوست داشتن چنان در روح غرق است و گیج و جذب زیبایی‌های روح که زیبایی‌های محسوس را به گونه‌ای دیگر می‌بیند. 

عشق در دریا غرق شدن است و دوست داشتن در دریا شنا کردن. 
عشق بینایی را می‌گیرد و دوست داشتن می‌دهد. 

عشق یک فریب بزرگ و قوی است و دوست داشتن یک صداقت راستین و صمیمی، بی‌انتها و مطلق. 
عشق همواره با شک‌آلوده است و دوست داشتن سراپا یقین است و شک ناپذیر. 

از عشق هرچه بیشتر می‌نوشیم، سیراب تر می‌شویم و از دوست داشتن هر چه بیشتر، تشنه تر. 
عشق هرچه دیرتر می‌پاید  کهنه تر می‌شود و دوست داشتن نوتر. 

دکتر علی شریعتی

دوست داشتن روح عشق مجموعه آثار 13
 



برچسب ها :

بیا متفاوت باشیم

همسفر! 
در این راه طولانی، که ما بی‌خبریم و چون باد می‌گذرد، بگذار خرده اختلاف‌هایمان باهم، باقی بماند. 
خواهش می‌کنم! مخواه که یکی شویم؛ مطلقاً یکی. 
مخواه که هرچه تو دوست داری، من همان را، به همان شدت دوست داشته باشم 
و هرچه من دوست دارم، به همان گونه، مورد دوست داشتن تو نیز باشد. 

مخواه که هر دو یک آواز را بپسندیم، یک ساز را، یک کتاب را، یک طعم را، یک رنگ را و یک شیوه‌ی نگاه کردن را. 
مخواه که انتخاب‌مان یکی باشد، سلیقه‌مان یکی و رویامان یکی. 
همسفر بودن و هم‌هدف بودن، ابداً به معنای شبیه بودن و شبیه شدن نیست 
و شبیه شدن، دال بر کمال نیست، بل دلیل توقف است. 

عزیز من!
دو نفر كه سخت و بی‌حساب عاشق‌ هم‌اند و عشق، آنها را به وحدتی عاطفی رسانده است، 
واجب نیست كه هر دو صدای كبک، درخت نارون، حجاب برفی قله علم كوه، رنگ سرخ و بشقاب سفالی را دوست داشته باشند!
اگر چنین حالتی پیش بیاید باید گفت كه یا عاشق زائد است یا معشوق. یكی كافی است.
عشق، از خودخواهی‌ها و خودپرستی‌ها گذشتن است؛ اما این سخن به معنای تبدیل شدن به دیگری نیست.
من از عشق زمینی حرف می‌زنم كه ارزش آن در «حضور» است نه در محو و نابود شدن یكی در دیگری.

عزیز من!
اگر زاویه دیدمان نسبت به چیزی یكی نیست، بگذار یكی نباشد، 
بگذار فرق داشته باشیم، بگذار در عین وحدت مستقل باشیم.
بخواه كه در عین یكی بودن، یكی نباشیم، بخواه كه همدیگر را كامل كنیم نه ناپدید.
بگذار صبورانه و مهرمندانه در باب هرچیز که مورد اختلاف ماست بحث کنیم؛ 
اما نخواهیم که بحث، مارا به نقطه‌ی مطلقاً  واحدی برساند.

بحث باید مارا به ادراک متقابل برساند نه فنای متقابل.
بیا بحث کنیم، بیا معلوماتمان را تاخت بزنیم، بیا کلنجار برویم؛ 
اما سرانجام نخواهیم غلبه کنیم و این غلبه منجر به آن شود که تو نیز چون من بیندیشی یا به عکس.
مختصری نزدیک شدن بهتر از غرق شدن است، تفاهم بهتر از تسلیم شدن است.
من و تو حق داریم در برابر هم قد علم کنیم 
و حق داریم بسیاری از نظرات و عقاید هم را نپذیریم بی‌آنکه قصد تحقیر هم را داشته باشیم.

عزیز من!
دونیمه، زمانی به راستی یکی می‌شوند و از دو «تنها» یک «جمع کامل» می‌سازند که بتوانند کمبودهای هم را جبران کنند، 
نه آنکه عین مطلق هم شوند، چیزی بر هم مضاف نکنند و مسائل خاص و تازه‌ای را پیش نکشند؛ 
پس بیا تصمیم بگیریم که هرگز عین هم نشویم.
بیا تصمیم بگیریم که حرکات‌مان، رفتارمان، حرف‌زدن‌مان و سلیقه‌مان، کاملاً یکی نشود 
و فرصت بدهیم که خرده اختلاف‌ها و حتی اختلاف‌های اساسی‌مان، باقی بماند 
و هرگز، اختلاف نظر را وسیله‌ی تهاجم قرار ندهیم…

عزیز من! بیا متفاوت باشیم!

 

تفاهم تفاوت عشق همسفر چهل نامه‌ی کوتاه به همسرم


برچسب ها :

ای دوست کجایی؟

من با همه‌ی درد جهان ساختم اما 
با درد تو هر ثانیه در حال نبردم 
تو دور شدی از من و با این همه یک عمر 
من غیر تو حتا به کسی فکر نکردم 

من خسته تن از این همه تاوان جدایی 
ای بی‌خبر از حال من امروز کجایی 
من صبر نکردم که به این روز بیفتم 
انقدر نگو صبر کنم تا تو بیایی 
ای دوست کجایی؟ 

انقدر که راحت به خودم سخت گرفتم 
از عشق شده باور من درد کشیدن 
گیرم همه آینده‌ی من پاک شد از تو 
با خاطره‌های تو چه باید بکنم من 

من خسته‌ام از این همه تاوان جدایی 
ای بی‌خبر از حال من امروز کجایی 
من صبر نکردم که به این روز بیفتم 
انقدر نگو صبر کنم تا تو بیایی 
ای دوست کجایی؟ 

 

احسان خواجه امیری جدایی خاطره درد دوری عشق
 



برچسب ها :

شب آخر

سکوتت را ندانستم، نگاهم را نفهمیدی 
نگفتم گفتنی‌ها رو، تو هم هرگز نپرسیدی 

شبی که شام آخر بود، به دست دوست خنجر بود 
میان عشق و آینه یه جنگ نابرابر بود 

 

چه جنگ نابرابری، چه دستی و چه خنجری 
چه قصه‌ی محقری، چه اول و چه آخری 

ندانستیم و دل بستیم، نپرسیدیم و پیوستیم 
ولی هرگز نفهمیدیم شکار سایه‌ها هستیم 

سفر با تو چه زیبا بود، به زیبایی رویا بود 
نمی‌دیدیم و می‌رفتیم، هزاران سایه با ما بود 

سکوتت را ندانستم، نگاهم را نفهمیدی 
نگفتم گفتنی‌ها رو، تو هم هرگز نپرسیدی 

در آن هنگامه‌ی تردید، در آن بن‌بست بی‌امید 
در آن ساعت که باغ عشق به دست باد پرپر بود 
در آن ساعت هزاران سال به یک لحظه برابر بود 
شب آغاز تنهایی، شب پایان باور بود 

 

 

تنهایی داریوش سکوت شب نگاه
 


برچسب ها :
خطر افزایش نابرابری با آزادسازی پول‌های بلوکه‌شده
 
اقتصاد ما امروز اسیر نظام بانکی فاسد است. اگر امروز دولت، بانک‌ها را به فروش املاکشان مجبور کند، قیمت ملک در کشور سقوط خواهد کرد. منابع ارزی بزرگی در بانک‌ها قفل شده و بانک مرکزی به خاطر منافع این بانک‌هاست که اجازه ارزان‌شدن قیمت دلار را نمی‌دهد.
  
 

طبیعی است هرکشوری در تمام اقدامات خود، به‌دنبال کسب منافع ملی خودش باشد. اصولا یکی از کارکردهای اصلی دولت‌ها پیگیری منافع ملی یک کشور است. از این‌رو است که در تحلیل هراقدام یک دولت، باید پیش از هرچیز جویای منفعتی بود که آن دولت دنبال می‌کند. حسین راغفر در سخنان خود در موسسه دین و اقتصاد به تحلیل این موضوع پرداخت که چرا غرب حاضر شد با ایران بر سر میز مذاکره بنشیند. او ضمن برشمردن پنج‌منفعت برای غرب، از این مسئله نگران است ما چگونه می‌خواهیم از فرصتی که مذاکرات برایمان فراهم می‌کند، استفاده کنیم. به بیان دیگر، غرب برای پیگیری منافع خود با برنامه وارد عمل شد اما آیا در ایران هم سیاست‌های اقتصادی به‌گونه‌ای تنظیم شده که با آزادشدن میلیاردهادلار دارایی، بتوان به‌نحو احسن از این دارایی‌ها بهره برد؟
نگرانی عمیق این اقتصاددان برجسته از این است که در نظام اقتصاد رانتی ایران، سرازیرشدن پول‌های نفتی به‌جای رونق‌بخشیدن به تولید و ایجاد اشتغال، تنها به نابرابری بیشتر اجتماعی دامن بزند. او هشدار می‌دهد چنانچه جلو واردات کالاهای مصرفی بعد از توافق گرفته نشود، کشور از برداشته‌شدن تحریم هیچ منفعتی نمی‌برد، بلکه با رونق‌گرفتن بیش‌ازپیش واردات، اندک توان تولیدی کشور نیز به نابودی کشیده می‌شود. متن سخرانی کامل راغفر در ادامه می‌آید:
من در همین ابتدا می‌خواهم نظر خودم را در مورد اینکه چرا غرب حاضر به مذاکره با ایران شد را شرح دهم. قبل از آن لازم است به این نکته توجه کنیم که چه کسانی این بحران را به وجود آوردند. از نظر من یکی از کارکردهای دولت‌های نهم و دهم براندازی سیاسی ایران بود. نشانه این حرف، در هزینه‌ای است که ایران بابت این تحریم‌ها پرداخت کرده است. خود آمریکایی‌ها برآورد کرده‌اند ایران از محل تحریم‌ها بالغ بر ٢٠٠میلیارددلار متحمل ضرر شده است. عقیده من این است که اقدامات دولت قبل در فراهم‌آوردن شرایط تحریم، آگاهانه و عامدانه بوده است. زمینه‌سازی برای تحریم‌های جهانی با تخریب بنیان‌های تولید در ایران توسط دولت نهم و دهم انجام شد.
به‌جز ایران تمام کشورهایی که پرونده آنها به شورای‌امنیت ارجاع داده شده، وارد جنگ شده‌اند. دلیل اول حاضرشدن غرب به مذاکره با ایران، اقتدار نظامی ما است. امروز بعد از گذشت چهارسال از آغاز جنگ سوریه، این تنها عزم سیاسی ایران است که مانع سقوط این کشور شده است. در عراق، کمتر از شش‌ماه پیش داعش به چندکیلومتری مرزهای ایران رسیده بود و نیروهای عراقی به سرعت با ناامیدی شهرها را یکی پس از دیگری تسلیم داعش می‌کردند. اما امروز با هدایت ایران این روند تغییر کرده است. یکی از اهداف غرب در ایجاد داعش در عراق محاصره ایران و مشغول‌کردن ما به مرزهای خودمان بود همان‌گونه که سیاست ایران مشغول‌کردن اسرائیل به مرزهای خودش است. از طرف دیگر افول قدرت نظامی و اقتصادی غرب سبب شده دوران لشکرکشی‌های غربی‌ها به پایان برسد. بعد از عنصر نظامی انگیزه دیگر غرب برای مذاکره با ایران انگیزه‌های اقتصادی است. افول اقتصادی آمریکا و اروپا مدتی است آغاز شده. بعد از یونان که مردمش زمینه‌های خروج این کشور از اتحادیه اروپا را فراهم کرده‌اند، نوبت کشورهای دیگری همچون پرتغال و اسپانیاست که برای فرار از چنگ گرفتاری‌های اقتصادی خودشان از این اتحادیه خارج شوند.
از طرف دیگر ظهور اقتصاد چین به‌عنوان ابرقدرت آتی اقتصادی، امروز مهم‌ترین دل‌نگرانی آمریکا است. نکته‌ای که در مورد اقتصاد چین وجود دارد، این است که امپریالیسم جدیدی در حال ظهور است که نفوذ خود را نه از اشغال نظامی که بر اثر رشد چشمگیر اقتصادی به دست می‌‌آورد. عامل سوم انگیزه‌های سیاسی است. یکی از این عوامل رقابت‌های سیاست درونی آمریکاست. اگر دولت کنونی آمریکا بتواند با ایران رابطه برقرار کند، این ضامن پیروزی دموکرات‌ها در انتخابات آتی ریاست‌جمهوری خواهد بود. از این‌جهت دموکرات‌ها بسیار امیدوارند که بتوانند با ایران رابطه برقرار کنند. از نظر من غرب به ایران به چشم یک متحد بلندمدت نگاه می‌کند. ظرفیت‌های اقتصادی، سیاسی، جمعیتی و نظامی ایران با هیچ‌جای منطقه قابل مقایسه نیست. این ظرفیت‌ها با تغییر سیاست‌های درونی خود ایران و نیز نحوه رابطه این کشور با غرب یقینا فزونی خواهد گرفت. صدهاهزار ایرانی ساکن خارج کشور ذخیره بزرگی برای نیروی انسانی کشور و صاحبان سرمایه‌های مالی بزرگ هستند. اگر زمینه حضور این افراد در کشور فراهم شود، کشور به‌راحتی می‌تواند تبدیل به یک ابرقدرت شود. بنابراین غرب در یک نگاه بلندمدت نمی‌تواند ایران را منزوی کند. انزوای ایران به ضرر غرب خواهد بود. از طرف دیگر تامین امنیت اسرائیل در گرو رابطه خوب ایران با غرب است. عامل بعد انگیزه‌های فرهنگی است. سلطه فرهنگی مهم‌ترین وسیله سایر اشکال سلطه است. اینکه در ایران عده‌ای فکر می‌کنند نفس رابطه با آمریکا باعث ایجاد توسعه در کشور می‌شود، نشان از سلطه فرهنگی آمریکا دارد. انگیزه فرهنگی این ارتباط حفظ هژمونی فرهنگی غرب است که زمینه‌های فرهنگی آن هم در کشور فراهم است. انگیزه آنها این است که این معنی را به جهان بقبولانند ایران هم نتوانست بدون همکاری با غرب به حیات خودش ادامه دهد. البته باید توجه داشت اینکه من می‌گویم غرب در حال افول است، به معنی نابودی و ازهم‌پاشیدن غرب نیست.
مثال این افول، دولت بریتانیاست که از اسب قدرت جهانی افتاد اما از چرخه سیاست جهانی کنار نرفت. عامل پنجم مذاکرات، ممانعت ایران از صنعتی‌شدن است. ایران تحت‌فشار و تحریم، ایرانی است که می‌تواند راه خودش را پیدا کند. در دوره جنگ، صنایع کوچک متعددی در کشور شکل گرفت اما با بازشدن درهای کشور همه اینها کنار گذاشته شدند. امروز در شرایط تحریم می‌بینیم حتی در مجلس این سوال مطرح می‌شود که ما چگونه بدون نفت زندگی کنیم؟ این فقط در سایه فشار شکل می‌گیرد. دسترسی به منابع ارزی بادآورده مانع شکل‌گیری تولید در کشور است. ایران فقط بدون درآمدهای نفتی است که می‌تواند راه توسعه صنعتی را پیدا کند. بهترین کاری که غرب می‌تواند بکند، این است که با بازکردن شیر پول‌های نفتی، جوانه‌های تولید در کشور را بخشکاند. این پنج‌عامل علل اصلی مذاکره غرب با ایران است.
من هنوز نگران توطئه‌های عربستان، اسرائیل و روسیه در به‌هم‌زدن توافق هسته‌ای هستم. اصلی‌ترین مخالفان شکل‌گیری این توافق چین، روسیه، کره‌جنوبی و هند هستند که بیشترین سودها را از این تحریم‌ها برده‌اند.
به هرحال این قرارداد در صورت نهایی‌شدن پیامدهایی خواهد داشت که با توجه به شرایط کشور، نگران‌کننده است. اولین دلیل این نگرانی فقدان یک استراتژی توسعه در ایران به صورت تاریخی است. دولت کنونی هنوز بعد از نزدیک دوسال، تصویر روشنی از سیاست‌های اقتصادی خود ارائه نکرده است.
در ٦٠سال گذشته همواره شاهد بوده‌ایم سهم تشکیل سرمایه ثابت ناخالص در بخش صنعت که می‌تواند اصلی‌ترین عامل توسعه صنعتی و اقتصادی ایران باشد، بسیار پایین‌تر از این سهم در بخش خدمات بوده است. در بخش خدمات هم سهم واردات بسیار بیشتر از صادرات است. علت این مسئله یکی درآمدهای هنگفت و بادآورده نفتی و دیگری فساد اقتصادی گسترده است. کشور ما در شرایط کنونی گرفتار دوشبکه فاسد قدرت و ثروت است. این شبکه یک اقتصاد رفاقتی در ایران ایجاد کرده است. در تاریخ معاصر ایران تنها در دوره‌های کوتاهی ما شاهد این بوده‌ایم که اقتصاد ایران به گونه دیگری عمل کرده است. یکی از این دوره‌ها، دوره ملی‌شدن صنعت نفت و دیگری هم دوران جنگ تحمیلی است.
اصلی‌ترین دلیل سقوط اقتصاد آمریکا و افول این کشور این بود که صاحبان سرمایه وارد عرصه قدرت شدند. تمام کسانی که در بانک‌های خصوصی یا شرکت‌های بزرگ آمریکا فعالیت می‌کردند، وارد عرصه قدرت شدند و برای حفظ منافع این بنگاه‌ها اقدام به تنظیم مقررات جدید کردند. این مسئله مشکل مشترک ایران و آمریکاست. فرق ما این است که در ایران عده‌ای از قدرت به ثروت آمده‌اند نه از قدرت به ثروت. دسترسی این افراد به منابع بانکی به آنها این امکان را داده است که یک‌شبه ره صدساله را طی کنند. گواه این نکته وجود بیش از صدهزارمیلیاردتومان معوقات بانکی است.
دولت تاکنون هیچ تصویری از استراتژی توسعه خود نداده است. شاید ادامه سیاست‌های آزادسازی که از بعد از جنگ هیچ تغییری نداشته است، سیاست دولت کنونی هم باشد. اسم دولت‌ها و شدت و ضعف اعمال سیاست‌ها بسته به تغییرات قیمت نفت در این سال‌ها تغییر کرده اما اصل این سیاست‌ها همواره ثابت بوده است. بخش خصوصی واقعی‌مان همین تولیدکنندگان خرد و متوسط ما، امکان دسترسی به منابع بانکی ندارند درحالی که اینها تنها بخش در کشور هستند که می‌توانند واقعا تولید شغل کنند. با این‌حال، ما هنوز از اینکه دولت می‌خواهد چه خدمتی به اینها دهد، اطلاع نداریم.
اینکه می‌بینیم درست بعد از تفاهم، جلو ریزش قیمت ارز به اسم صادرات گرفته می‌شود، به این معنی است که مردم ایران از جیب خود به عده‌ای یارانه دهند تا آنها بتوانند سنگ معدن و پسته صادر کنند و پول هنگفتی به جیب بزنند. اقتصاد ما امروز اسیر نظام بانکی فاسد است. اگر امروز دولت، بانک‌ها را به فروش املاکشان مجبور کند، قیمت ملک در کشور سقوط خواهد کرد. منابع ارزی بزرگی در بانک‌ها قفل شده و بانک مرکزی به خاطر منافع این بانک‌هاست که اجازه ارزان‌شدن قیمت دلار را نمی‌دهد. این بانک‌ها در دولت قبل بخش بزرگی از سرمایه خود را به ارز تبدیل کرده‌اند و امروز حاضر نیستند ارزشان را وارد بازار کنند. ما نگرانیم کل پولی که بعد از توافق آزاد می‌شود، توسط واردات کالاهای بنجل مجددا به جیب غربی‌ها برود. نابرابری‌های کنونی با آزادشدن دارایی‌های کشور و واردات بیشتر فزونی خواهند یافت.
ما حتی اگر قراداد کاملا روشنی را امضا کنیم، به عقیده من در سال٩٤ اتفاق چندانی نخواهد افتاد. اجرای تعهدات ما و راستی‌آزمایی آنها تا پایان سال٩٤ طول خواهد کشید و جز یک خوشبینی نسبی در فضای اقتصاد چیز دیگری در عرصه اقتصاد اتفاق نخواهد افتاد.
انتظار مردم این است که بعد از این توافق، قیمت‌ها کاهش پیدا کند چراکه امروز برای واردات کالاها هزینه‌های مبادلاتی زیادی برای دورزدن تحریم‌ها خرج می‌شود. انتظار منطقی مردم این است که با برداشته‌شدن تحریم‌ها و ازبین‌رفتن این هزینه‌ها، قیمت‌ها کاهش پیدا کند. با این‌حال، اظهارات مسئولان نشان می‌دهد که قرار نیست این اتفاق بیفتد چون در اینجا سود زیادی انتظار سرمایه‌دارها را می‌کشد.
در کشوری که دولت بر سر منابع نفتی نشسته، رابطه دولت با بخش خصوصی، مردم و دیگر نهادهای اجتماعی با کشورهای متمدن به کلی متفاوت است. رئیس سازمان مالیاتی کشور در تلویزیون گفت ما بین ٢٠تا٢٥درصد تولید ناخالص داخلی کشور، فرار مالیاتی داریم. ما ٩٣٤هزارمیلیاردتومان تولید ناخالص داخلی داریم. ٢٠درصد آن معادل ١٨٠هزارمیلیاردتومان است که فرار مالیاتی است. ٧٠هزارمیلیاردتومان در سال٩٣ فرار مالیاتی داشته‌ایم. کل بودجه ١٣٩٣ معادل ١٧٥هزارمیلیاردتومان است. بنابراین کشور با مالیات می‌تواند بدون فروش یک قطره نفت اداره شود.

منبع: شرق



برچسب ها :
روزهای سیاه در انتظار یک رژیم؛
امریکایی ها می‌خواهند در منطقه باشند و منافع استعماری خود را تضمین و تأمین کنند ولی قسم نخورده اند که حتماً آن را از شیوخ فعلی و شاهزاده های کم خاصیت طلب کنند.
مدل مهار آل سعود
گروه بین‌الملل مشرق - مقام معظم رهبری در موضع گیری کم سابقه‌ای، با نگاه به وقایع دلخراش در یمن و خطای راهبردی آل سعود در آغاز حمله نظامی به یک کشور اسلامی، نسبت به ادامه وضعیت فعلی هشدار دادند. این هشدار علنی به مقامات سعودی، که خود را افسارگسیخته برای کشتار مردم منطقه و اکنون یمن، احساس می کنند و با کوبیدن به طبل جنگ ضدشیعی توسط آخوندهای فاسد درباری وهابی، به اجرای مطلوبیت‌های استعماری و صهیونیستی پرو بال می دهند، تأمل برانگیز است. 

شیشه عمر حامیان استعماری-غربی نفت و رژیم صهیونیستی است و اگر شیوخ وهابی تصور می کنند با شکم های قطورشان می توانند کوچکترین خطری تولید کنند در اشتباه هستند. حاکمان آل سعود اگر پس از هشتاد سال بندگی امریکا و غرب، درک نکرده باشند که پاشنه آشیل وقوع رفتار آنها در شرایط تهدید چیست و آیا دوستان و هم پیمانان خود را چگونه ترک می کنند، در جهل مرکب بسر می برند.

مدل مهار آل سعود

امریکایی ها و غربی ها با همه شوکت و اقتداری که دارند و یا آن را نمایش می دهند، وقتی در حلقه های ضعف خود آسیب می بینند، عقب نشینی فوری می کنند و هرگاه منافع راهبردی خود را در خطر بدانند، با هرکس و حتی دشمن خود کنار می آیند. اگر ابزار مدیریت آل سعود و شیوخ منطقه در دست امریکایی هاست، پس به خوبی درک می کنند که نباید با آتش بازی کنند، چرا که آتش افروزی در نزدیکی منابع نقش عربستان و یا مراکز اقتصادی-بورسی در امارات و یا مناطق راهبردی-آبراهی، عاقلانه نیست و هر لحظه می تواند با یک رخداد محاسبه نشده با شرایط جبران ناپذیر روبرو شوند.

امریکایی ها می خواهند در منطقه باشند و منافع استعماری خود را تضمین و تأمین کنند ولی قسم نخورده اند که حتماً آن را از شیوخ فعلی و شاهزاده های کم خاصیت طلب کنند.
 خصوصاً اینکه این شاهزاده ها و شیوخ از عقلانیت راهبردی، کم بهره هستند و نه تنها به اربابان خود در پنج سال گذشته خدمت مؤثری نکرده اند بلکه هم سرمایه های خود را به آتش کشیده اند و هم امریکا و غرب در منطقه را در شرایط باخت راهبردی و فرسایش قرار داده اند.

مدل مهار آل سعود

هشدار مقام معظم رهبری جدی است و سربازان گمنام مقاومت که قبلاً در عراق و سوریه و لبنان و فلسطین، طعم تلخ شکست را به آنها چشانده اند، از لحظه صدور هشدار راهبردی مهیا هستند و به قول «امام خمینی(ره)»، خانه عنکبوتی شاهزاده ها و شیوخ و منافع نفتی استعماری خوب «فقط با دو موشک» به هوا خواهند رفت. ژنرال های امریکایی در عراق از این موشک های گمنام زیاد دریافت کرده اند که قطار تابوت هایشان تا واشنگتن رسید


برچسب ها :

رستم در زمان حمله اعراب به ایران(جنگ رستم و سعد ابن ابی وقاص)

رستم در زمان حمله اعراب به ایران(جنگ رستم و عمرابن سعد)

 

تازيان به رستم پيشنهاد كرده بودند كه از قادسيه تا رود فرات را به ايرانيان ببخشند و از آن سو ايشان را باشد تا از شاه ايران فرمانبردارى كنند اما رستم مى‏انديشيد :رستم در نامه خود برادرش را به فرمانبردارى از يزد گرد و يارى دادن به وى سفارش كرد و افسوس خورد :رستم فرستاده‏اى نيز به نزد سعد فرستاد و آشتى جويى كرد ولى پاسخ سعد موافق خواست وى نبود بنابر اين تصميم به ادامه نبرد گرفت و براى سعد پيغامى ديگر فرستاد .

ادامه در ادامه نوشتار

 

پس سپاه آراست و سه روز با تازيان كه تنها در انديشه اشغال سرزمينهاي آباد و سرسبز ايران زمين بودند به نبردى سخت پرداخت آنچنانكه و سرانجام رستم با سعد به نبرد تن بتن پرداخت و اسب سعد را بكشت و سعد پياده شد و رستم براى آنكه كار وى بسازد از اسب خود فرود آمد ولى در ميان گرد و خاك نبرد ،لحظه‏اى از سعد غافل شد و سعد دشنه اي بر پيكر سردار دلاور ايران فرو برد و وي را بكشت :و با كشته شدن رستم ،شكست در سپاه ايران افتاد و لشكريان رستم به بغداد نزد يزدگرد رونهادند .

رستم در تمامي شخصيتهاي تاريخي ايران به عنوان نماد بزرگي و شكوه و قدرت ملي ايرانيان محسوب مي شود و به همين دليل است كه بعد از حمله اعراب آرامگاه شاهنشاهان هخامنشي در كوه مهر به نام نقش رستم شناخته شد . زيرا به باور ايرانيان آرامگاه داريوش بزرگ به عنوان نماد تبلور يافته در نام بزرگ رستم در طول تاريخ ايران بوده است .

به نــــــام خـداونــــد جــان و خـــرد

به کورش به آرش به جمشيد قسم

به نقش و نگـار تخت جمشيد قسم

که ايران همي قلب وخون من است

گرفتــه زجــان از وجــود مـــن است

 



برچسب ها :

و اما مشت محکم ایرانیان کمی مسئولین درک و فهم داشته باشند .
(پاسخ یزدگرد به عمر قبل از حمله اعراب به ایران)
ارسال شده توسط: شمشاد امیری خراسانی

(پاسخ یزدگرد به عمر قبل از حمله اعراب به ایران)

آنچه برای آگاهی دوستان ارجمند در ذیل می آید متن (ترجمه نامه عمر خلیفه دوم به یزدگرد سوم ساسانی) وپاسخ یزدگرد به عمر می باشد. نسخه اصلی این نامه ها در موزه لندن نگهداری می شود. زمان نگاشته شدن این نامه ها مربوط می شود به پس از جنگ قادسیه و پیش از جنگ نهاوند که حدوداً چهار ماه به طول انجامید . عمر نزدیک ۶۰ سال و یزدگرد حدود ۲۳ سال داشته.
نامه عمر :

بنام خدامند بخشنده مهربان
از عمر بن الخطاب خلیفه مسلمین به یزدگرد سوم شاهنشاه پارس
یزدگرد، من آینده روشنی برای تو و ملت تو نمی بینم مگر اینکه پیشنهاد مرا بپذیری و با من بیعت کنی. تو سابقا بر نصف جهان حکم می راندی ولی اکنون که سپاهیان تو در خطوط مقدم شکست خورده اند وملت تو در حال فروپاشی است. من به تو راهی را پیشنهاد می کنم تا جانت را نجات دهی.شروع کن به پرستش خدای واحد، به یکتا پرستی، به عبادت خدای یکتا که همه چیزرا او آفریده. ما برای تو و برای تمام جهان پیام او را آورده ایم، او که خدای راستین است.از پرستش آتش دست بردار و به ملت خود فرمان بده که آنها نیز از پرستش آتش که خطاست دست بکشند،بما بپیوند الله اکبر را پرستش کن که خدای راستین است و خالق جهان.الله را عبادت کن و اسلام را بعنوان راه رستگاری بپذیر. به راه کفر آمیز خود پایان بده و اسلام بیاور و الله اکبر را منجی خود بدان.با این کار زندگی خودت را نجات بده و صلح را برای پارسیان بدست آر. اگر بهترین انتخاب را می خواهیبرای عجم ها ( لقبی که عربها به پارسیان می دادند بمعنی گنگ و لال) انجام دهی با من بیعت کن.
الله اکبر ،خلیفه مسلمین ، عمربن الخطاب


پاسخ یزدگرد :

از شاه شاهان، شاه پارس، شاه سرزمینهای پرشمار، شاه آریایی ها و غیر آریایی ها
به نام اهورا مزدا آفریننده زندگی و خرد.
از شاه پارسیان شاه فرمانروایی پارس، یزدگرد سوم ساسانیبه عمربن الخطاب خلیفه تازیان ( لقبی که پارسیان به عربها می دهند به معنای سگ شکاری و وحشی )
تو در نامه ات نوشته ای می خواهی ما را به راه راست هدایت کنی، به راه خدای راستینت، بدون اینکه هیچگونه آگاهی داشته باشی که ما که هستیم و چه را می پرستیم.
این بسیار شگفت انگیز است که تو لقب فرمانروای عربها را برای خودت غصب کرده ای.آگاهی و دانش تو نسبت به امور دنیا به همان اندازه عربهای پست و سرگردان دربیابانهای عربستان و انسانهای عقب مانده بیابان گرد است.
تو به من پیشنهاد می کنی که خداوند یکتا را بپرستم در حالیکه نمی دانی هزاران سال است که ایرانیان خداوند یکتا را می پرستند و روزی پنج بار به درگاه او نماز می خوانند. هزاران سال است که در ایران، سرزمین فرهنگ و هنر این رویه زندگی روزمره ماست.
زمانیکه ما مهربانی و کردار نیک را در جهان می پروراندیم و پرچم پندار نیک، گفتار نیک، کردارنیک را در دستهایمان به اهتزاز درمی آوردیم تو و پدران تو سوسمار میخوردند و دخترانتان را زنده بگور می کردید.
شما تازیان که دم از الله می زنید برای آفریده های خدا ارزشی قائل نیستید ، شما فرزندان خدا را گردن می زنید، اسرای جنگی را می کشید، به زنها تجاوز می کنید، دختران خود را زنده به گور می کنید،به کاروانها شبیخون می زنید، دسته دسته مردم را می کشید، زنان مردم را میدزدید و اموال آنها را سرقت می کنید. قلب شما از سنگ ساخته شده است. ما تمام این اعمال شیطانی را که شما انجام می دهید محکوم می کنیم. 
حال با اینهمه اعمال قبیح که انجام می دهید چگونه می خواهید به ما درس خداشناسی بدهید؟
تو بمن می گویی از پرستش آتش دست بردارم، ما ایرانیان عشق به خالق و قدرت خلقت او را در نورخورشید و گرمی آتش می بینیم. نور و گرمای خورشید و آتش ما را قادر می سازد که نور حقیقت را ببینیم و قلبهایمان برای نزدیکی به خالق و به همنوع گرم شود. این بما کمک می کند تا با همدیگر مهربانتر باشیمو این نور اهورایی را در اعماق قلبمان روشن می سازد. خدای ما اهورا مزداست و این بسیار شگفت انگیز است که شما تازه او را کشف کرده اید و نام الله را بر آن گذارده اید.
اما ما و شما در یک مرتبه نیستیم، ما به همنوع کمک می کنیم ، ما عشق رادر میان آدمیان قسمت می کنیم، ما پندار نیک را در بین انسانها ترویج می کنیم، ما هزاران سال است کهفرهنگ خود را با احترام به فرهنگ های دیگر بر روی زمین می گسترانیم ، در حالیکه شما به سرزمینهای دیگر حمله می کنید، مردم را دسته دسته قتل عام می کنید، قحطی به ارمغان می آورید و ترس و تهی دستی به راه می اندازید، شما اعمال شیطانی را انجام می دهید. 
چه کسی مسئول اینهمه فاجعه است؟
آیا الله به شما دستور داده قتل کنید، غارت کنید و ویران کنید؟
یا اینکه پیروان الله به نام او این کارها را انجام می دهند؟ و یا هردو؟
شما می خواهید عشق به خدا را با نظامی گری و قدرت شمشیر هایتان به مردم یاد بدهید. شما بیابانگردها می خواهید به ملت ما درس خداشناسی بدهید. ما هزاران سال فرهنگ و تمدن در پشت سر خود داریم، 
تو بجز نظامی گری، وحشی گری، قتل و جنایت چه چیزی را به ارتش عربها یاد دادهای؟ 
چه دانش و علمی را به مسلمانان یاد داده ای که حالا اصرار داری به غیر مسلمانان نیز یاد بدهی؟ 
چه دانش و فرهنگی را از الله ات آموخته ای که اکنون می خواهی به زور به دیگران هم بیاموزی؟
افسوس و ای افسوس … که ارتش پارسیان ما از ارتش شما شکست خورد و حالا مردم ما مجبورند همانخدای خودشان را این بار با نام الله پرستش کنند و همان پنج بار نماز را بخوانند ولی اینکار با زور شمشیرباید عربی نماز بخوانند چون گویا الله شما فقط عربی می فهمد. من پیشنهاد می کنم که تو و همدستانت به همان بیابانهایی که سابقا عادت داشتید در آن زندگی کنید برگردید.آنها را برگردان به همان جایی که عادت داشتید جلوی آفتاب از گرما بسوزند، به همان زندگی قبیله ای ،به همان سوسمار خوردن ها و شیر شتر نوشیدنها.
من تو را نهی نمی کنم از اینکه این دسته های دزد را ( ارتش تازیان) در سرزمین آباد ما رها کنی ، در شهر های متمدن ما و در میان ملت پاکیزه ما.این چهار پایان سنگدل را آزاد مگذار تا مردم ما را قتل عام کنند، زنان و فرزندان ما را بربایند، به زنهای ماتجاوز کنند و دخترانمان را به کنیزی به مکه بفرستند. نگذار این جنایات را به نام الله انجام دهند،به این کارهای جنایتکارانه پایان بده.آریایها بخشنده، خونگرم و مهمان نوازند، انسانهای پاک به هر کجا که بروند تخم دوستی، عشق ،آگاهی و حقیقت را خواهند کاشت بنابراین آنها تو و مردم تو را بخاطر این کارهای جنایتکارانهمجازات نخواهند کرد.
من از تو می خواهم که در همان بیابانهای عربستان بمانی و به شهرهای آباد و متمدن مانزدیک نشوی ، بخاطر عقاید ترسناکت و بخاطر خوی وحشی گریت.

گردن زدن زنان در عربستان


چو بخت عرب بر عجم چیره شد همی بخت ساسانیان تیره شد 
پر آمد ز شاهان جهان را قفیز(پیمانه)نهان شد ز رو گشت پیدا پشیز 
همان زشت شد خوب، شد خوب زشت شده راه دوزخ پدید از بهشت 
دگرگونه شد چرخ گردون بچهر ز آزادگان پاک ببرید مهر 
به ایرانیان زار و گریان شدم ز ساسانیان نیز بریان شدم 
دریغ آن سر و تاج و اورنگ و تخت دریغ آن بزرگی و آن فرّ و بخت 
کزین پس شکست آید از تازیان ستاره نگردد مگر بر زیان 
چو با تخت، منبر برابر شود همه نام بوبکر و عمّر شود 
تبه گردد این رنجهای دراز نشیبی دراز است پیشش فراز 
نه تخت و نه دیهیم بینی نه شهر ز اختر همه تازیان راست بهر 
ز پیمان بگردند وز راستی گرامی شود کژّی و کاستی 
رباید همی این از آن، آن ازین ز نفرین ندانند بازآفرین 
نهانی بتر زآشکارا شود دل مردمان سنگ خارا شود 
شود بنده بی هنر شهریار نژاد و بزرگی نیاید به کار 
به گیتی نماند کسی را وفا روان و زبانها شود پر جفا 
از ایران و از ترک و از تازیان نژادی پدید آید اندر میان 
نه دهقان، همه ترک و تازی بود سخنها به کردار بازی بود 
نه جشن و نه رامش، نه گوهر نه نام به کوشش ز هرگونه سازند دام 
بریزند خون از پی خواسته شود روزگار بد آراسته 
زیان کسان از پی سود خویش بجویند و دین اندر آرند پیش 
ز پیشی و بیشی ندارند هوش خورش نان کشکین و پشمینه پوش 
چو بسیار از این داستان بگذرد کسی سوی آزادگان ننگرد 
یکی نامه ای بر حریر سفید نوشتند پر بیم و چندی امید 
به عنوان بر از پورِ هرمزد شاه جهان پهلوان رستم کینه خواه 
سوی سعد وقاص جوینده جنگ پر از رأی و پر دانش و پر درنگ 
به من بازگوی آنکه شاه توکیست چه مردی و آیین و راه تو چیست 
به نزد که جویی همی دستگاه برهنه سپهبد برهنه سپاه
به نانی تو سیری و هم گرسنه نه پیل و نه تخت و نه بار و بُنه
ز شیر شتر خوردن و سوسمار عرب را به جایی رسیده ست کار
که تاج کیان را کند آرزو تفو باد بر چرخ گردان، تفو! 
شما را به دیده درون شرم نیست ز راه خرد مهر و آزرم نیست 
بدین چهر و این مهر و این راه و خوی همی تخت و تاج آیدت آرزوی 
جهان گر به اندازه جویی همی سخن بر گزافه نگویی همی
فردوسی بزرگ



برچسب ها :

ای برادر ای که دنبال خدا می گردی
این چه کاریست که گرد جهان می گردی
نه در کعبه خدایی ایست ای بشر
این چه باشد که تو دنبال خدا می گردی
اوست که یابننده توست ای حمار گوش دار
این همه پول به دنبال خدا مخدوش دار
پول تو اینک اتشی ایست بر جان ماست
کرده کافر را غنی و دشمن زار ما
ای نگون بخت از خدا غافل شده
این همه پول را چه کردی حاجی شده
اینکه اکنون برایت دم نشانی کند
ان همان پول توست که اینک غوغا می کند
این همه مردم در فقر و گرسنه اه دار
رفتی و کردی شکم پاره چاقتر بیش از هر زمان
هر چه گفتیم و داد و فریاد که نکن زندانی شدیم
از بر این گفتن ها خون دادیم و اعدامی شدیم
حال که حرف ما اینگونه راست شد ای عزیز
جان بده اعدامی فریاد زن مفلوک را
هر چه گفتیم این عرب مرده خوار امت است
هر چه گفتیم روزی دشمن بی باک این ملت است
هی رفتید و فخر اوردید که حاجی شدید
ای افت بر شما ندانسته شیطانی شدید
حال که این نفرین گریبان ما را گرفت گوش دار
آن خدایی که می پنداشتی اکنون کجاست
از پول تو روزانه هزاران را مسلح و پاره کنن
ای وای بر ما دل زا زنده از پیکر بیرون کنند
سر بجنبانی سرت را زنده با تبر قطع اش کنند
ادمی زنده را چون ابراهیم در اتش زره زره اب اش کنند
ای مسلمان حاجی شده ننگ بر تو
هر چه اکنون گناه باشد پای تو
حال برو دنبال خدایت ای نگون
انچه که نفهمیدی همین بود ای زبور
آن خدا هر لحظه کنارت بود بیشتر از خودت
کاش می دانستی حج ات همین بود ای پسر
کاش می دانستی حج تو مادر تنها ماننده است
حج تو نان جویی از بر ان درمانده است
کاش می دانستی که ان مرد گرد خوابید و سنگ بست بر خوداش
تا که تک نانی که خرید سهم باشد برای فرزند گرسنه بی مادراش
ای خدا کاش بودی و می دیدی کفار امروزت
از پس نام تو اکنون نان می خورن ای افروز من
هر چه گفتند خدا هست و بزرگ است به خرج اش نرفت
رفت بت خانه ای را بشمارد گردش کند تا بیابد پیکرات
حال که اینک فهمید بت خانه زیارت کرده است
این گونه شد کافر اکنون جامعه رزم پوشیده است
آنکه ما را کافر و بی دین کرد او نبود
آنکه ما را کافر کرد پول گزاف دادن به وهابی اجنب بود
حال برو ان خدا و بت کده
هی برو حاجی بشو اینک توانی لازم است
آه آن کس که اکنون می رسد دامان توست
آن گناه میخانه و قمار خانه ها ست از پول توست
هی برو خدایت را بر سنگی رخ بنما و بیا
آن ندانی این است خدایت پیش ماست .
شاعر sa molaei
1394/1/21



برچسب ها :
هواپیمای ایرباس متعلق به شرکت مسافربری قشم ایر، که قصد بلند شدن از باند پرواز فرودگاه آتاتورک استانبول ترکیه به مقصد فرودگاه امام خمینی  تهران را داشت ،دچار سانحه شد.

به گزارش عصرخبر به نقل از پایگاه اینترنتی آوییشن هرالد، شب گذشته یک فروند هواپیمای ایرباس متعلق به شرکت مسافربری قشم ایر، که قصد بلند شدن از باند پرواز فرودگاه آتاتورک استانبول ترکیه به مقصد فرودگاه امام خمینی (ره) تهران را داشت دچار حادثه شد.

هنگام سرعت گرفتن هواپیما برای انجام عمل تیک آف، صدای مهیبی از موتور سمت راست این هواپیما منتشر شد و اشیایی از هواپیما روی باند پرواز افتاد.
انفجار موتور هواپیمای ایرانی در استانبول

تصویر رسانه های ترکیه از حادثه
پس از وقوع این حادثه، کادر پروازی، پرواز را لغو کردند و هواپیما در حالی که باد تایرهای اصلی سمت راستش خالی شده بود، توقف کرد. با متوقف شدن هواپیما، مسافران بر روی باند پرواز از هواپیما پیاده شده و به ترمینال فرودگاه منتقل شدند.

روزنامه دیلی صباح ترکیه نیز در این باره نوشت: موتور سمت راست هواپیمای قشم ایر ایران از نوع ایرباس ۳۰۰B۴‌ هنگام افزایش سرعت برای برخاستن از فرودگاه آتاتورک منفجر شد و همچنانکه قطعات آن در باند پراکنده شد چرخ های هواپیما نیز غیرقابل استفاده شد.

بر اساس این گزارش خلبان هواپیما توانست به موقع این هواپیما را متوقف کند و این در حالی بود که شعله های آتش به سرعت موتور آن را دربرگرفته بود.

 مسافران توسط یک هواپیمای دیگر به سمت تهران پرواز کردند.

از سوی دیگر ایرنا نیز گزارش داد:

حادثه انفجار موتور هواپیمای شرکت هواپیمایی قشم ایر در فرودگاه آتاترک استانبول هیچگونه آسیب جانی در بر نداشت.

به گزارش روز جمعه ایرنا از آنکارا، منابع خبری ترکیه شب گذشته اعلام کردند که هواپیمای قشم ایر روز پنجشنبه در فرودگاه بین المللی آتاترک به هنگامی که قصد پرواز به سمت تهران را داشت دچار سانحه شد.
انفجار موتور هواپیمای ایرانی در استانبول
به نوشته منابع خبری ترکیه این هواپیما که از نوع ایرباس و مدل 300 بی 4 بود بعد از سوار شدن مسافرین به هنگامی که قصد پرواز را داشت موتور آن منفجر و آتش گرفت ولی خلبان با موفقیت هواپیما را متوقف کرد.

مسافرین هواپیمای یاد شده توسط یک هواپیمای دیگر به تهران منتقل شدند.

منابع خبری ،زمان این حادثه را بامداد پنجشنبه اعلام کرده اند ولی زمان اعلام خبر این حادثه شب گذشته بود.


برچسب ها :
دروازه ای رو به جهنم نام حفره آتشینی است که یک روستایی اهل چین کشف کرده است، این حفره یک متر پهنا دارد و از آن آتش زبانه می کشد.

به گزارش شبکه خبر، ساکنان این محل دریافتند که زمین در این نقطه گرمتر از جاهای دیگر است و نکته جالب اینکه کارشناسان برای اطلاع از عمق دقیق این حفره حتی نتوانستند به آن نزدیک شوند.

دمای این حفره 792 درجه سانتیگراد از فاصله دومتری است و در شمال غربی چین قرار دارد.

«دروازه جهنم» کشف شد!

«دروازه جهنم» کشف شد!

«دروازه جهنم» کشف شد!
 
 
 

 



برچسب ها :
مردی که فیش حج را پاره کرد
 
مرجع : بویر نیوز
حسنعلی کریمی پیرمرد ۵۰ساله یاسوجی که در روستایی دور افتاده از توابع سی سخت زندگی میکند و مدتهاست در نوبت حج وسفر به خانه خدا قرار دارد بعد از شنیدن تجاوز سربازان عربستانی به دو جوان ایرانی در جلوی حج وزیارت یاسوج اقدام به پاره کردن تمامی مدارک اعزام خود کرد.
به گزارش افکارنیوز، این پیرمرد صادقانه می گوید با اجبار فرزندانم به همراه همسرم قصد زیارت به خانه خدا را کردیم و هیچ علاقه ای به این سفر ندارم چهار طرف خانه ای من کعبه وجود دارد. من دوست داشتم پولم را صرف زندگی این بنده خدا ها کنم.

وی اظهار داشت: من دوست دارم عمو حسنعلی اینها بمانم نه حاج حسنعلی.


برچسب ها :

پلیس سعودی

دو داستان متفاوت از مدینه، جده و ماشین‌های شاسی بلند آمریکایی

خبرگزاری تسنیم: جده ساعت‌ها با مدینه فاصله دارد اما به مکه نزدیک‌تر است. آب و هوای شرجی و خفه‌ای دارد که حقیقتا اعصاب خرد کن است. البته داخل فرودگاه شهر هوا بسیار خنک و عالیست، آنجا یک فرودگاه بین المللی است.

گزارش خبرنگار اعزامی خبرگزاری تسنیم از مدینه:

داستان مدینه همیشه دارای دو روایت متفاوت از یک شهر است. در شهری که در مسجد النبی و بقیع‌اش احکام سفت و سخت حکومتی در جریان است، در حاشیه شهر ماجرا چیز دیگریست.

زائران در عربستان با یک صحنه سازی نه چندان حرفه‌ای مواجهند، صحنه سازی‌ای که ممکن است در اولین سفر هر زائر به این کشور خودش را چندان نشان ندهد. موضوع مهم برای عربستان امنیت کامل حرمین شریفین است.

صدای اذان که می‌آید همه جا تعطیل می‌شود. مغازه‌دار‌ها از 10 دقیقه قبل از اذان مغازه‌ها را تعطیل می‌بندند و راهی حرم می‌شوند؛ یک اجتماع عظیم و اتفاقی که انگشت حسرت بر دهان زائران ایرانی می‌برد که «چقدر نماز اول وقت در اینجا مهم است».

چند کیلومتر دورتر از حرم؛ صدای اذان که می‌آید همه جا تعطیل می‌شود. مغازه‌دار‌ها از 10 دقیقه قبل از اذان مغازه‌ها را می‌بندند و راهی مسجد نمی‌شوند. ماشین شاسی بلند امر بمعروف و نهی از منکر در گردش است، مرد پارچه فروش با اضطراب مشتریانش را از مغازه بیرون می‌کند و کرکره را از داخل مغازه پایین می‌کشد. همسایه‌های او هم دقایقی پیش همینکار را کرده‌اند و داخل مغازه پنهان شده‌اند تا وقت نماز بگذرد و ماشین آمریکایی امر بمعروف از مقابل مغازه آنها عبور کند.

با فاصله از حرم، غلظت و شدت احکام سفت و سخت هم کمتر می‌شود. خدا نکند زائر خانمی در مسجد النبی کمی حجابش جا‌به‌جا شود و دل یک مامور سعودی را بلرزاند که ممکن است تا بازداشت چند روزه و چند ماهه پیش برود. اما اینجا در شهربازی حاشیه‌ای شهر، آقای محترم سعودی دست خانمش را گرفته و باهم برای تفریح به اینجا آمده‌اند. چشم‌های خانم بسختی پیداست اما وقتی نوبت بازی هاکی روی میز میرسد حجابش کمی تغییر می‌کند، پوشیه سر جایش است اما آستین را تا بازو بالا می‌زند که مشغول بازی شود. چند ماشین امر بمعروف مقابل در شهربازی هست اما دل کسی نمی‌لرزد. این دوگانگی به رسانه‌های سعودی هم رسیده است. مجری خانم شبکه دو سعودی با مجری خانم یک شبکه اروپایی تفاوت چندانی در ظاهر و پوشش ندارند.

جده ساعت‌ها با مدینه فاصله دارد اما به مکه نزدیک‌تر است. آب و هوای شرجی و خفه‌ای دارد که حقیقتا اعصاب خرد کن است. البته داخل فرودگاه شهر هوا بسیار خنک و عالیست، آنجا یک فرودگاه بین المللی است. ماموران گذرنامه انگشت‌نگاری می‌کنند و گذرنامه‌ها را مهر می‌زنند. پلیس‌های سعودی هم کناری ایستاده و تماشا می‌کنند و حواسشان به همه چیز هست! کار سختی ندارند و فقط نگهبانی می‌دهند. هیچ ماشین شاسی بلند آمریکایی در فرودگاه جده وجود ندارد؛ شاید آنجا فقط یک فرودگاه بین المللی است که این روزها اتفاقات عجیبی در آن افتاده است. اتفاقاتی که این دوگانگی را برملا کرده است.



برچسب ها :

هوتن قلعه نویی صاحب یک خودروی عجیب است که علامت تاکسی دارد. او هر چند وقت یک بار عکسی از خودروی خود منتشر می کند.



 
 
 


برچسب ها :

مادرم کاش بودی دل را قربانی کنم
کاش بودی رازی برایت فاش کنم
مادرم ای اسمان غربتم
مادرم ای شانه هایت قوتم
اینک اما نیستی ای بلبل ام
حال نیستی فدایت ای جان من
من ندادم گناهم چیست که اینک بی مادرم
راز گفتم ولی حال نیست صندقچه اسرار من
این روزها بلای جان من شد ای مادرم
نیستی و من تنها شدم سرورم
این روزها همه دنبال تو می گردند
گرد شمع اند و چون پروانه وار می گردند
وای بر این دلم پیدایت نیست
بغض امروزم بسی درد و دلم خاکستر است
من که بینم مادری دست بر پیشانی است
دل را چنگ زنم ای مادرم اینک دلم رسوایی است
اینک من ندارم عشقم تو را تا بگیرم برایت مروارید خلیج
کاش بودی و برایت می نوشتم دوستت دارم مادرم
از جمله دوستت داشتم من دلخورم
کاش بودی مادرم دوستت دارم را نثار کنم
حال که اینجا جان گرفت اسم زرین تو
دوستت دارم دوستت دارم به یاد گذشته زیبای من

sa molaei



برچسب ها :
مادر هندی در اقدامی شجاعانه پس از 600 ثانیه نبرد نا برابر ، موفق به نجات فرزندش از آرواره های مرگبار تمساح چهار متری شد.
به گزارش خبرنگار حوادث باشگاه خبرنگاران به نقل از اسوشیتد پرس،"دیوالینن وانکار" مادر58 ساله به همراه "کانتا" دختر 19 ساله خود در حالی که در کنار رودخانه "ویشوامیتری"در 40 کیلومتری وادودارا، در غرب هند سرگرم شستن لباس های خود بودند  که با حمله ناگهانی و دور از انتظار یک تمساح چهار متری غافلگیر شدند.

///////////////////محسنی

///////////////////محسنی

بنا براین گزارش در حالی که این مادر شجاع 58 ساله موفق به فرار شد، یک پای دخترش بین دندانهای اره ای تمساح عظیم الجثه 4 متری گرفتار شده بود.

نجات این دختر 19 ساله در حالی صورت گرفت  که تمساح از یک طرف باگرفتن پای قربانی خود قصد کشیدن وی به درون آب را داشت و از طرف دیگر مادر دختر جوان با گرفتن دست‌های وی در برابر هدف نهایی تمساح مقاومت می‌کرد.

دست و پا زدن" کانتا "نتوانست تمساح را از هدف خود منصرف کند و به ناچار مادر وی با مسلح شدن به سلاح چوبی پس از 10 دقیقه نبرد نفسگیر موفق به نجات فرزندش شد.

///////////////////محسنی

این مادر شجاع قهرمانانه توانست با وارد کردن ضربه های محکم توسط سلاح چوبی اش که یک تخته مخصوص شستشوی دستی لباس بود دخترش را از آرواره های تمساح  چهار متری در یک نبرد طولانی 10 دقیقه ای نفسگیر، نجات دهد.

به گفته" وانکار" به نقل از این خبرگزاری، "من با استفاده از تمام نیروی خود او را به جلو و عقب حرکت می‌دادم، اما تمساح چنان قدرتمند بود که تلاش من حتی برای جابجایی تمساح به اندازه یک اینچ هم کافی نبود. 

"من حتی برای یک لحظه احساس کردم تمساح دختر من را غرق و او را در مقابل چشمانم خواهد خورد و این تصور وحشتناک منجر به انتخاب اسلحه چوبی ام به عنوان آخرین تلاش برای نجات جان دخترم شد که در نهایت با ضربه های پی در پی به سر تمساح موفق به باز کردن دندانهای قفل شده تمساح و نجات جان دخترم شدم . 

///////////////////محسنی

///////////////////محسنی

به گفته "وانکار" خانواده های ساکن روستای وادودارا به دلیل کمبود آب و نداشتن برق قادر به استفاده از ماشین های لباسشویی نیستند وب رای شستن لباس باید به کنار این رودخانه بیایند. 

بعد از شنیدن هیاهوی این مادر و دختر ، روستاییان با عجله برای کمک در صحنه حاضر  و" کانتا" را به بیمارستان، منتقل کردند که به گفته پزشکان خطر جدی، محل گاز گرفته شده در پای راست این دختر را تهدید نمی‌کند.

///////////////////محسنی

یک افسر حیات وحش گفت: پیش‌تر به روستاییان از وجود تمساح در آب رودخانه هشدار داده بودیم و علایمی را مبنی بر هشدار تمساح نصب کرده ایم.

به گفته این افسر حیات وحش به نقل از این خبرگزاری، "'او به طور معجزه آسایی جان سالم به دربرده است. تمساح های این منطقه بزرگ و وحشی هستند.

سال گذشته، 6 نفر در حملات تمساح در سراسر وادودارا کشته شدند و بیش از 200 تمساح در رودخانه "ویشوامیتری"وجود دارد. 


برچسب ها :

در شرایطی که فرمانده نیروهای مسلح، فرمانده سپاه، رئیس مجلس و قریب به اتفاق بزرگان کشور حمایت علنی از تفاهم نامه لوزان سوئیس داشته‌اند، سایت بی‌باک متعلق به مجموعه آیت الله مصباح یزدی در ادعاهایی عجیب و قابل پیگرد، نوشت: «به هر حال یا تیم مذاکره کننده هسته‌ای کشورمان برخلاف توصیه‌ها و مطالبات حضرت امام خامنه‌ای و مردم شریف ایران، خواسته یا ناخواسته به منافع کشور ضربه زده است و ترکمنچای دیگری خلق کرده است (چنانچه از اظهارات صریح و سیاست اعلانی دو طرف چنین بر می‌آید) و باید در فرصت باقی مانده آن را جبران کنند که در چنین فرضی، انتقاد صریح و بدون رودربایستی (البته به دور از بازیهای سیاسی) نسبت به عملکرد تیم هسته‌ای به استناد ده‌ها آیه و روایت و فتاوای صریح مراجع عظام تقلید و ولی امر مسلمین جهان حضرت امام خامنه‌ای، و تصدیق همه عقول سلیم، واجب شرعی و عقلی می‌باشد.

و اگر فرض را بر بی‌عیب و نقص بودن توافق هم بگذاریم و چنین قضاوت کنیم که مسئولان هسته‌ای کشور به دلیل برخی مصالح و منافع و همچنین پیشگیری از سنگ اندازی‌ها و شیطنت های برخی دشمنان منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای قادر نخواهند بود، دستاوردهای مهم و اصلی این توافق را تا نهایی شدن اعلان کنند ـ که امیدواریم اینگونه باشد ـ باز هم انتقاد صریح و تند از تیم مذاکره کننده هسته‌ای تا امضای توافق نهایی به منظور تحقق اهداف سیاست اعلانی، برای بخشی از جامعه واجب شرعی و عقلی می‌باشد که باز هم تصریح می‌کنم؛ توضیح بیشتر این موضوع در شرایط حساس کنونی خلاف تدبیر است اما این مختصر بدین لحاظ تبیین شد تا به وجوب عقلی و شرعی انتقاد صریح از توافق لوزان از سوی بخشی از جامعه و رسانه‌ها تا زمان حصول توافقی خوب و نهایی برسیم.

بنابراین در هر دو صورت چه تیم هسته‌ای خیانت کرده باشد یا اسیر فریبکاری دشمن قرار گرفته باشد و چه غیر این باشد، حداقل بخشی از جامعه وظیفه دارد تا زمانی که توافقی کاملا مطابق با منافع ملی قطعی، نهایی و روشن نشده است، به انتقادات صریح و بدون رودربایستی خود ادامه دهد».



برچسب ها :
گزارشی دلخراش از فاجعه بارترین اردوگاه جهان؛
ارواح سرگردان در جنوب دمشق +عکس
بی شک از اردوگاه فلسطینی نشین «یرموک» واقع در سوریه، می توان به عنوان یکی از فاجعه بارترین مناطق جهان نام برد.
 

به گزارش سرویس مقاومت جام نیوز، یرموک نام آشنایی برای مسلمانان است، نامی که یادآور نبرد مسلمانان و مسیحیان روم شرقی در اوت 636 میلادی ( سال 15 هجری قمری ) است که در آن مسلمین در جنگی شش روزه موفق شدند مسیحیان را در مکانی به نام یرموک ( در نزدیکی مرزهای امروز سوریه و اردن ) شکست داده و پیروز میدان گردند.


این شکست به حکومت بیزانس در آناتولی برای همیشه پایان داد و به عنوان سرآغاز موج اول گسترش قلمرو اعراب در قلمرو مسیحی‌نشین بعد از وفات پیامبر اسلام شناخته می‌شود. یک سال پس از جنگ یرموک، مسلمانان موفق شدند بیت المقدس را به محاصره در آورند. در واقع جنگ یرموک اصلی ترین جنگ منطقه شام و فتح الفتوح آن سرزمین محسوب می شود.

 

 

اردوگاه یرموک در خلال بحران سوریه به تلی از خاک بدل شده است

 

اما نام یرموک این روزها در جنگ داخلی سوریه بارها بر سر زبان ها افتاده است. یرموک به اردوگاه آوارگان فلسطینی اطلاق می شود که در حوالی دمشق قرار داشته و در آن هزاران فلسطینی سکونت دارند. این منطقه یک «اردوگاه آوارگان غیررسمی» است که در سال ۱۹۵۷ تاسیس شد. در آن زمان این منطقه خارج از شهر دمشق قرار داشت اما اکنون در محدوده شهرداری دمشق و در فاصله حدود ۸ کیلومتر مرکز شهر است. یرموک ۲٫۱۱ کیلومترمربع مساحت و ۱۳۷٬۲۴۸ نفر جمعیت دارد که ۱۱۲٬۵۵۰ نفر از آنها آوارگان فلسطینی هستند.


با آغاز جنگ داخلی در سوریه و عدم حمایت جنبش حماس از دولت قانونی این کشور، بشار اسد رئیس جمهور سوریه کنترل این اردوگاه را به جبهه خلق برای آزادی فلسطین به رهبری احمد جبرئیل یکی از فلسطینی های حامی اسد سپرد.


با افزایش درگیری ها در حومه دمشق، یرموک نیز امنیت خود را از دست داده و به مامن امنی برای گروه های مسلح مخالف دولت تبدیل گردید تا جایی که این اردوگاه ماه ها از سوی نیروهای دولتی تحت محاصره قرار گرفت. در خلال ماه های فوق، مجامع حقوق بشری از وقوع اقدامات ناگوار انسانی در این منطقه ابراز نگرانی می کردند، گفته می شود که در آن ماه ها هزاران فلسطینی بدلیل عدم خوردن غذا بر اساس گرسنگی مفرط کشته شده اند.

 

 

فلسطینی های ساکن یرموک بشدت به حمایت های بین المللی محتاجند

 

نام یرموک اما دوباره این روزها بر سر زبان ها افتاده است، بنا بر گزارش ها تروریست های داعشی با همراهی جبهه النصره به این اردوگاه فلسطینی نشین حمله نمود و آن را به تصرف خود درآورده اند. واکنش احتمالی نیروهای دولتی و احتمال تشدید درگیری های خشونت بار موجب نارضایتی فزاینده جامعه بین المللی از اوضاع پیش روی فلسطینی ها شده است.

 

شکاف میان فلسطینی ها

گفته می شود که فلسطینی های ساکن یرموک به دو گروه مجزا حامیان اسد و مخالفین وی تقسیم شده اند. اوج تنش ها میان طرفین با حمایت حماس و رهبرانش از ارتش آزاد سوریه صورت پذیرفت.


از اواخر سال ۲۰۱۲ در آغاز جنگ داخلی سوریه این اردوگاه شاهد درگیری‌های شدید میان ارتش آزاد سوریه (مخالف دولت اسد) و متحدان فلسطینی آن در مقابل نیروهای جبهه مردمی برای آزادی فلسطین - فرماندهی کل با حمایت ارتش سوریه بود که باعث تخریب گسترده در آن شد. در ۵ دسامبر نبردی خونینی بین این دو گروه در یرموک درگرفت که در ۱۷ دسامبر به پیروزی شورشیان و فرار احمد جبرئیل رهبر سازمان به شهر طرطوس منجر شد. گزارش شده که بسیاری از نیروهای جبهه خلق نیز در جریان این حوادث از این سازمان جدا شده و به جمع شورشیان پیوسته‌اند.

 

حضور فعال گروه های تروریستی در یرموک و محاصره این منطقه توسط ارتش سوریه بر شدت فجایع انسانی بر علیه غیر نظامیان فلسطینی افزوده است

 

ارتش سوریه از ژوئیه ۲۰۱۳ به محاصره اردوگاه اقدام کرد و ۱۸ هزار آواره فسلطینی در آن به دام افتادند. رئیس آنروا (آژانس امدادرسانی سازمان ملل) که در اوایل ماه مه ۲۰۱۴ بعد از گذشت هشت ماه از آغاز محاصره برای توزیع کمک‌های بشردوستانه وارد اردوگاه شده بود در مورد حجم تخریب در این منطقه گفته بود: «ویرانی باورنکردنی بود. حتی یک ساختمان را هم ندیدم که مخروبه نشده باشد و همه آنها با دود سیاه شده بودند.» او از دیدن ساکنان اردوگاه بیشتر شوکه شده بود: «آنها شبیه ارواح شده بودند. آنها نه تنها به غذا، دارو و آب سالم دسترسی نداشتند بلکه دچار وحشت کامل بودند و به سختی می‌توانستند صحبت کنند».


محاصره اما در سال 2014 شکسته شد و نیروهای سوری موفق شدند بر اردوگاه چیره گردند. کوتاه زمانی پس از اشراف نیروهای دولتی، این بار تروریست های داعش در نبردی برق آسا توانستند بر این اردوگاه غلبه کرده و زمام امور را در دست گیرند، امری که اوضاع سکنه غیر نظامی این اردوگاه را بیش از پیش به مخاطره انداخته است.

 

 

سازمان ملل اوضاع انسانی در یرموک را فاجعه بار قلمداد کرده است

 

در اولین مرحله از حمله داعش به یرموک، این گروه تروریستی تکفیری بخش هایی از یرموک را به تصرف خود درآورده بود و در این بین گروه های فلسطینی مستقر در این اردوگاه تلاش کردند، مانع نفوذ بیش از پیش حمله ای را آغاز کرده بودند که به ظاهر در این امر ناکام ماندند.

 

فاجعه در یرموک

سقوط یرموک و تسلط تروریست های داعش بر این اردوگاه نگرانی فزاینده تمامی گروه های فلسطینی را نسبت به آینده ساکنین آن در پی داشته است.جنبش مقاومت اسلامی فلسطین «حماس» خواستار مداخله فوری برای نجات اردوگاه فلسطینی یرموک در سوریه شده است. اسماعیل رضوان یکی از اعضای ارشد حماس در این باره گفت: «یک فاجعه در یرموک که سالهاست در محاصره به سر می‌برد، رخ داده و باید این فاجعه را در سریعترین زمان ممکن پایان دهیم». وی از تشکیلات خودگردان و سازمان آزادیبخش فلسطین «ساف» و تمام نهادهایی که در دمشق نماینده دارند خواست برای نجات فوری اردوگاه مذکور اقدام کنند.

 

 

تروریست های داعش با ورود به یرموک مبادرت به جنایات گسترده نموده اند

 

آژانس امداد سازمان ملل متحد برای فلسطینی‌ها وضعیت این اردوگاه را بسیار وخیم توصیف کرده و سخنگوی آن گفته است که سطح غیر انسانی بودن شرایط به حد غیر قابل باور رسیده است.

 

 

بسیاری از سکنه یرموک به علت گرسنگی جان باخته اند

 

به گفته این آژانس در حالی که درگیری در کوچه و خیابان در جریان است، خانواده‌های ساکن اردوگاه یرموک که به شدت محتاج آب و غذا هستند، از ترس در خانه‌های ناامنشان پناه گرفته‌اند.


تروریست های داعش پس از ورود به اردوگاه تصاویری از سرهای بریده شده در یرموک را منتشر کردند و مدعی شدند آنها به جرم ارتداد کشته شده اند. یکی از سرها متعلق به یکی از اعضای حماس است که برای امدادرسانی در اردوگاه حضور داشته و در زمان اسارت حتی مسلح نبوده است.

 

 

احمدجبرئیل بر خلاف رهبران حماس به بشار اسد وفادار مانده است

 

گروه دیده بان حقوق بشر سوریه اعلام کرد تروریستهای داعش روز یکشنبه دست کم 13 نفر را در اردوگاه یرموک در جنوب دمشق اعدام کردند.


شماری از ساکنان ارودگاه یرموک در دمشق روز یکشنبه توانستند آن را ترک کنند اما هزاران نفر دیگر همچنان زیر گلوله باران و تبادل آتش طرفین درگیر در جنگ داخلی سوریه گرفتار آمده اند.

 

 

 یرموک در جنوب دمشق واقع شده است

 

هزاران تن از فلسطینی‌های ساکن در شهرهای غزه، رام‌الله و حیفا با برگزاری تظاهراتی حمایت خود را از آوارگان فلسطینی اردوگاه یرموک اعلام و جنایات داعش علیه این اردوگاه را محکوم کردند. یکی از رهبران فلسطینی در این تجمع تاکید کرد: «ای کسانی که خون فلسطینی ها را چه در یرموک و چه در دیگر جاها مباح کرده اید ، خون فلسطینیان سرانجام دامن شما را خواهد گرفت. خون فلسطینیان ارزان نخواهد بود و بسیار پر بها و با ارزش است».

 

 

تداوم بحران در سوریه جان هزاران فلسطینی ساکن یرموک را به خطر انداخته است

 

در همین راستا خالد مشعل، رئیس دفتر سیاسی جنبش حماس نیز تماس‌هایی را برای پایان محاصره این اردوگاه با طرف‌های ذی نفوذ برقرار کرده است.

 

یرموک نمادی از وضعیت پیچیده سوریه

اردوگاه یرموک، صحنه نبرد ارتش سوریه، داعش و گروه های مسلح رقیب و مخالف اسد، نمادی از پیچیدگی جنگ داخلی سوریه است و آنان که تاوان جنگ و تضاد منافع رقبای داخلی، منطقه ای و خارجی را در یرموک با جانشان می پردازند غیرنظامیان بی دفاع این اردوگاه هستند.


یک منبع میدانی فلسطینی مستقر در یرموک در خصوص حمله ی اخیر تروریست های داعش توضیح داد که داعش حمله خود را از کوی حجر الاسود که در نزدیکی یرموک قرار دارد، با حمایت جبهه النصره براساس توافق ضمنی که با آن رسیده بودند، آغاز کرد و پس از آن درگیری‌های شدیدی بین این دو گروه با گروه تروریستی موسوم به «اکناف بیت المقدس» که در اردوگاه مستقر است، آغاز شد.

 

 

موقعیت فلسطینی های ساکن یرموک اسفبار است

 

این منبع میدانی افزود: این درگیری‌ها کشته و زخمی شدن ده‌ها تروریست از هر دو طرف درگیر را درپی داشت، اما داعش موفق شد، بر محور غربی اردوگاه سیطره یابد و مقرهای گروه اکناف بیت المقدس در اطراف خیابان «سی‌ام» را محاصره کند و هم اکنون درگیری‌های شدیدی در این نقطه از اردوگاه جریان دارد.


ارتش سوریه در حال حاضر این اردوگاه را محاصره کرده و تروریست ها از رسیدن کمک های بشردوستانه به داخل اردوگاه جلوگیری می کنند. واکنش احتمالی ارتش سوریه و بمباران مناطق تحت تصرف تروریست های داعش بر میزان بحران موضوع و خسارات احتمالی به غیر نظامیان خواهد افزود.

 

 

خالد مشعل خواستار مداخله بین المللی جهت پایان خشونت ها در یرموک شده است

 

گروه داعش می گوید می خواهد نیروهایش به مرکز دمشق نزدیک باشند و مخالفان و رقبای این گروه می گویند این اردوگاه باید تحت سلطه گردان «اکناف بیت المقدس» و «زهره المدائن» که بیشتر اعضای آن فلسطینی هستند باقی بماند. اما جبهه النصره و گروه احرار الشام، دو گروهی که به همراه جیش الاسلام بر مناطق مجاور یرموک مسلط شده اند در این زمینه اعلام بی طرفی کرده اند. برخی ها معتقدند جبهه النصره که با جیش الاسلام دشمنی و رقابت دارد اجازه داده است داعش طرفداران آن را در این اردوگاه قلع و قمع کند. این اردوگاه همچنین هدف گلوله باران شدید و حملات هوایی ارتش سوریه نیز قرار گرفته است.


یک فلسطینی ساکن این اردوگاه گفت: «ملاحظه می کنید منازل ما تخریب شده است. ما دیگر سرپناهی نداریم. بسیار از این وضع می ترسیم و از سازمان آزادیبخش فلسطین می خواهیم ما را از این وضع نجات دهد. بسیاری از آوارگان فلسطینی براثر این اوضاع و حتی گرسنگی و تشنگی جان خود را از دست می دهند. ما هر چه مواد غذایی و دارویی داشتیم تمام شده است و دیگر چیزی نداریم. نابود شدیم..

 

جبهه النصره به داشتن ارتباط پنهان با رژیم صهیونیستی متهم است

 

اتحادیه عرب در بیانیه ای که کمیته فلسطین و اراضی اشغال شده عرب نشین این اتحادیه آن را صادر کرده گفته است با نگرانی اوضاع خطرناک و رو به وخامت بیش از 500 هزار آواره فلسطینی مقیم سوریه بر اثر تجاوزات غیر انسانی ناشی از کشیده شدن پای آنها به درگیریها، را پیگیری می کند. به ویژه آن که حملات دو روز گذشته گروههای تندرو به اردوگاه یرموک و تبدیل کردن آن به میدان جنگ، موجب فاجعه ای انسانی شده است.


بنابر برخی گذاره های منتشر شده از سوی شماری از گروه های سوری، رژیم صهیونیستی از اشغال یرموک توسط تروریست های سوری به ویژه النصره حمایت کرده است. روابط جبهه النصره و اسرائیل در طول ماه های گذشته افزایش یافته چنان که برخی گزارش ها حکایت از درمان نیروهای این گروه تروریستی در منطقه جولان اشغالی توسط صهیونیست ها حکایت دارد.

 

 

اردوگاه یرموک کاملا ویران شده است

 

اکنون و با اشغال اردوگاه فلسطینی نشین یرموک این سوال در ذهن شماری از آگان مسائل منطقه تداعی شده است که آیا بهای دریافت کمک النصره از صهیونیست‌‌ها در استان‌های درعا و قنیطره اشغال مجدد یرموک بود، اردوگاهی که همواره یکی از کانون‌های مقاومت در برابر رژیم صهیونیستی و حمایت از گروه‌های مقاومت فلسطینی و خاری در گلوی این رژیم بود.



برچسب ها :

هستی من ز هستی توست       تا هستم و هستی دارمت دوست

 

عرش خود را حق نموده فرش راهت مادرم
هستی و خلقت فدای یک نگاهت مادرم
تو همه بود و نبود و تار و پودی نازنین
من بمیرم تا نبینم اشک و آهت مادرم

 

مهر او مهر داورم باشد
دست او سایه سرم باشد
جان من را اگر پذیرد او
هدیه روز مادرم باشد

 

مادر ای تمام هستی
تو همه زندگی هستی
تو همه نور امیدم
تو شب سیاه و پستی
مادر ای چراغ خونه
کیه قدرت رو بدونه
کیه که به جز تو مادر
پای بچه هاش می مونه
مادر ای که نور عشق توی چشاته
همیشه کلی محبت تو صداته
بیخودی خدا نگفته
که بهشت زیر پاهاته

عصاره همه مهربانی ها را گرفتند و از آن مادر را ساختند. شکسپیر

مادر والاترین شاعر،چیره دست ترین نقاش،تردست ترین آهنگساز و ماهر ترین پیکرتراش است. اوشو

هیچ نغمه ای روح پرور تر و د لنشین تر از کلمه مادر وجود ندارد. جبران خلیل جبران

هیچ گلی عطر و رنگ و زیبایی مادر را ندارد. ارنست همینگوی

برای من مادرم با شکوه ترین زنی است که دیده ام. چارلی چاپلین

یک بوسه مادرم مرا نقاش کرد. رافائل

آنگاه که فرشتگان در آسمانها سر در گوش یکدیگر نهاده و نغمه های پر شور عشق را سر می دهند،هرگز نمی توانند کلمه ای آسمانی تر از کلمه مادر بیابند. ادگار آلن پو

 

مادر آسمانی

توئی مادر مثل جونم

ای همیشه مهربونم

تویی اون ستاره ای که

می تابی تو آسمونم

وقتی نگاهم می کنی

بهارو آغاز می کنم

وقتی صدای پات میاد

دوباره پرواز میکنم

حالا دیگه نوبت توست

سر روی شونم بذاری

تکیه کنی به دست من

منت به جونم بذاری

شکوفه سفید تو

قد کشیده مثل یک سرو

مادر میخوام سایه کنم

که تن به سایم بذاری

ولی افسوس…

 

مرا ببخش مادر

در خاطر دل من

چون باغ گل شکفتی

هر شب کنار مهد م

بنشستی و نخفتی

من هر چه با تو کردم

آن را به دل نهفتی

درد درون خود را

جز من به کس نگفتی

بردی ز یاد آنرا

دشنام اگر شنفتی

گر خشم با تو کردم

پاسخ مرا نگفتی

رفتی هزار افسوس

در زیر خاک خفتی

من را ببخش مادر

من را ببخش مادر

 

نباشد اگر سایه ات بر سرم

بگو مادرا بر که رو آورم

ره زندگی از تو آموختم

نباشد کسی غیر از تو رهبرم

زعطر دلاویز مهرت هنوز

دهد بوی گل بالش و بسترم

کنم کی فراموش مهر تو را

که تنها تو بودی بهین باورم

به مهر و به قهر و به صلح وستیز

تو پروردیم،گر که بار آورم

مرا تا تو باشی نظرگاه عشق

نباشد نظر جانب دیگرم

تو را مهر،آئین و کیش من است

مسلمان بخوانند یا کافرم

گرفته زتو طبع من بار شعر

نشانش همین شعر جان پرورم

شود زندگی تلخ در کام من

نباشی تو روزی اگر در برم

نباشد اگر سایه ات بر سرم

بگو مادرم بر که رو آورم

مهر و محبت مادری تقدیر و سرنوشت نیک بشر است و اثرات آن دائمی و عمومی است.

یاد ایامی که مادر داشتیم

 

افسری زیبنده بر سر داشتیم

 

زندگی با او مرا افسانه بود

 

روشنی بخش دلم در خانه بود

 

او چه خورشیدی فروزان در میان

 

خانه ما از وجودش آسمان

 

من جوان بودم جوانی نا شکیب

 

مادرم از لطف و مهرم بی نصیب

 

عشق و حال و سوز و دردی داشتم

 

قلب گرم و رنگ زردی داشتم

 

مادرم بیچاره محنت ها کشید

 

این زن دلداده حسرت ها کشید

 

لذتی از این پسر هرگز ندید

 

جانش از آزار من بر لب رسید

 

روز آخر روز رنج ودرد بود

 

مادرم افسرده و دلسرد بود

 

سوز و تب در بستر مرگش کشاند

 

زاشک ماتم دیده ام گوهر فشاند

 

دیگر او زین درد جانفرسا نرست

 

تا که پیوند دل از دنیا گسست

 

مادرم آن ناشکیب شام مهر

 

روزگارش خاک پوشانید چهر

 

جام جانش از تعب لبریز شد

 

در بهاران بود،کش پائیز بود

 

برگ زردی شد سبک خیز و روانی

 

با نسیمی پر کشید از بوستان

 

مادرم از زندگی خیری ندید

 

خفته تابوت تن،از غم رهید

 

مرغ ما از آشیانه پر کشید

 

لانه ما را رها کرد و پرید

 

ای دریغا مادرم از دست رفت

 

نیست بادا پیکرم تا هست،رفت

 

گرچه اکنون آن پسر مردی شدست

 

رنج دیرین تازه اش دردی شدست

 

 

گویند مرا چو زاد مادر

پستان به دهان گرفتن آموخت‏

شب‏ها بر گاهواره من‏

بیدار نشست و خفتن آموخت‏

لبخند نهاد بر لب من،

بر غنچه گل شکفتن آموخت،

دستم بگرفت و پا به پا برد

تا شیوه راه رفتن آموخت‏

پس هستى من زهستى اوست‏

تا هستم و هست دارمش دوست‏

 

مادرم شبنم گلبرگ حیات

پدرم عطر گل یاس بقاست

مادرم وسعت دریای گذشت

پدرم ساحل زیبای لقاست

مادرم آیینه حجب و حیا

پدرم جلوه ایمان و رضاست

مادرم سنگ صبور دل ما

پدرم در همه حال کارگشاست

مادرم شهر امیداست و هنر

پدرم حاکم پیمان و وفاست

مادرم باغ خزان دیده دهر

پدرم برسرما مرغ هماست

مادرم موی سپید کرده زحزن

پدرم نقش همه خاطره هاست

مادرم کوه وقار است و کمال
پدرم چشمه جوشان عطاست

 

روز مادر که بدون پدر نمی شه

پدرم روزت مبارک

روز پدر مییام کنار خاکت

سورمه چشمام میکنم صفاتو

مثل همیشه میبوسی چشامو

مثل همیشه می بوسم چشاتو

 

چهل روزه رفتی اما تا قیامت

برام بزرگ و خوب و آشنایی

هنوز شبیه اون قدیم ندیما

بازم خودت سنگ صبور مایی

 

روز پدر میرسه و دوباره

لبهای خندون تو دیدن داره

صدات تو گوش واژها میپیچه

حرفای خوب تو شنیدن داره

 

دستای با شکوه و پینه بستت

همیشه توی خاطرم میمونه

دستایی که شکسته و غریبه

دستایی که بزرگو مهربونه

 

 

 

داغ ما  در هجر یوسف کمتر از یعقوب نیست

او پسر گم کرده بود و ما پدر گم کرده ایم

 

ای پدر از آشیان خود پریدن  زود  بود        با دلی پرازآرزو درخاک رفتن زود بود

آخر ای یار همه ،ای مظهر مهر وصفا        در  دیارجاودان منزل گزیدن  زود  بود

 

سایه ای بود و پناهی بود و نیست

هستی ام را تکیه گاهی بود و نیست

سخت دلتنگم کسی چون من مباد

سوگ حتی قسمت دشمن مباد

گفتنش تلخ است و دیدن تلخ تر

(هست )ناگه (نیست )گردد از نظر

باورم شد این من ناباورم

روی دوش خویش او را می برم

می برم او را که آورده مرا

به پاس ایامی که پرورده مرا

می برم در خاک مدفونش کنم

از حساب خویش بیرونش کنم

راست می گویم جز این منظور نیست

چشم شاعر از حواشی دور نیست

مثل من ده ها تن دیگر به راه

جامه هاشان مثل دلهاشان سیاه

منتظر تا بارشان خالی شود

نوبت نشخوار و نقالی شود

هر یکی هم صحبتی پیدا کند

صحبت از هر جا به جز اینجا کند

گفتنش تلخ است و دیدن تلخ تر

خوش به حالت خوش به حالت ای پدر

 

می خوام از تو بنویسم تو که مَردِ روزگاری
توی این مرثیه بازار تو یه شعر تازه داری
تو شبیه احترامی نازنین مث یه حاجت
مث یه تندیس پاکی لحظه ناب عبادت
می خوام از تو بنویسم تنها تو نیستی غریبه
تو که یاد دادی به چشمام دنیا اندازه سیبه
با تو تو نوروز هر سال نَحسیِ سیزده به در شد
گُلا ون یکاد می خوندن وقتی اسم تو پدر شد
با تو از تموم شب ها بی ستاره رد شدم من
لهجه ناب بهارو به خدا بلد شدم من
تو یادم دادی شکوهِ معنیِ امَن یُجیبو
واژه واژه نمازو این قرائت نجیبو
دست تو تو باغچه هامون گلای اطلسی کاشته
توی آسمون سفره ماهِ کامل و گذاشته
«می خوام مث کودکی یام یه بچه بلا بشم
می خوام تو دستات بمونم تو دست تو قد بکِشم»
توی این شبای منحوس قصه هات معجزه گر بود
روی گلبرگای خونه واژه پدر پدر بود
تو هنوز از تیر آرش یه کتابچه قصه داری
از تو خاطراتِ کهنهَ‌ت قصه های نو می یاری
کاش که گرگ پیر قصه بره ها رو نمی خوردش
چل گیس قصهَ ت و ای کاش دیوِ بد دل نمی بُردش
هنوزم شبای یلدا بهترینِ لحظه هاتِ
درمونِ چشمای خستهَ‌ت حافظ و شاخه نباته
توی این ولوله شوم آغوش تو مث کوهه
امن ترین پناه قلبم تکیه گاهی باشکوهه
مرد بارونیِ خونه! تویی ناجی و بهانهَ‌م
پیش کشِ تموم دردات واژه واژه ترانهَ‌م
«می خوام مث کودکیام یه بچه بلا بشم
می خوام تو دستات بمونم تو دست تو قد بِکِشم»



برچسب ها :

روز مادر در ایران و جهان

 

به یاد آر چشمانی را كه بر تو نگران بودند

به یاد آر دستانی را كه شب ها با نوازش های خود دردهای تو را تسكین می دادند

به یاد آر دلی را كه به خاطر تو زخم ها خورده است

آن هنگام زانو بر زمین بگذار و موهبت مادر را سپاس دار

بیستم جمادی الثانی هر سال، روزی پر از خاطره و معنویت است؛ خاطراتی شیرین از مادران مهربان ، فرزندان با محبت و همسران با وفا ؛ این روز به یُمن ِ زاد روز بانوی نمونه اسلام ، فاطمه زهرا ( سلام الله علیها) ، روز مادر نام گرفته است ؛ بانویی كه گل سرسبد تمام بانوان عالم است ؛ تنها زنی كه پدرش معصوم ، شوهرش معصوم و خودش نیز معصوم بوده و پیامبر گرامی اسلام (ص) به او لقب " اُم ابیها "  داده است ، یعنی زنی كه برای پدرش همچون مادر بود.

اگرچه دوران زندگی حضرت زهرا (س) كوتاه بود در كتاب دكتر شهیدی روی این عدد بحث شده است . اما زندگانی پر بركت و درخشان وی ، آن بانوی بزرگوار را به الگویی بی نظیر برای تمام زنان عالم در طول تاریخ مبدل ساخته است؛ زنی كه كودكی اش را در خانه شخص اول اسلام – پیغمبر اكرم (ص) – و دوران بچه داری را در خانه دومین شخصیت ممتاز اسلام –علی (ع) – گذراند و دو امام معصوم - امام حسن (ع) و امام حسین (ع) - ،  و دو دختر فداكار و شجاع - زینب و ام كلثوم - را به جامعه تحویل داد.

زندگی و سیره ی حضرت زهرا( س) به قدری آموزنده و جذاب است كه هر زن آزاده ای در جهان او را چونان قدیسه ای تحسین می كند؛ زنی كه تولدش از دامن خدیجه كبری ، همسر پیامبر گرامی اسلام (ص) و در كانون نخستین خانواده اسلامی با نغمه های آسمانی و تسبیح قدسیان همراه شد و شب میلادش را عرشیان به بانگ تكبیر و تسبیح جشن گرفتند و خداوند لقب كوثر به او عطا كرد؛ زیرا وی سرچشمه ی تمام خوبی های جهان است.

و چه زیبا تولد این بانوی گرانقدر به ابتكار بنیانگذار جمهوری اسلامی – امام خمینی (ره) – روز زن و روز مادر نام گرفت ؛ " اگر روزی باید روز زن باشد ، چه روزی والاتر و افتخارآمیزتر از روز ولادت با سعادت فاطمه زهرا سلام الله علیهاست ؛ زنی كه افتخار خاندان وحی است و چون خورشیدی بر تارك اسلام عزیز می درخشد."

( از بیانات امام خمینی (ره) در تاریخ 15/ 2/ 59 )

نامگذاری یك روز از سال به نام مادر در فرهنگ و ملل مختلف سابقه ای طولانی دارد و هر ملتی سعی كرده است روزی را به تجلیل از مقام شامخ مادر اختصاص دهد.

در فرهنگ پر بار ایران اسلامی خجسته زاد روز بانوی گرانقدر اسلام ، دختر حضرت محمد (ص) روز مادر نام گرفته تا زنان  و مادران این مرز و بوم از او درس ایمان ، فداركاری و مهربانی بیاموزند.

ما نیز بر آن شدیم تا با مروری بر تاریخچه روز مادر در میان ملل دیگر ، سابقه این مناسبت را در سایر فرهنگ ها بررسی كنیم.

روز مادر در كشورهای مسیحی

یك خانم امریكایی به نام آناجارویس (Anna Jarvis ) پس از مرگ مادرش ، در هشتم ماه مه 1905 به این فكر افتاد كه از تمامی مادران در زمانی كه در قید حیات هستند ، قدردانی شود. به همین دلیل تمام تلاش خود را بر این گذاشت كه روزی از سال به مادران اختصاص داده شود. او در آغاز از كشیش منطقه شان خواست كه موعظه ای در زمینه نقش مادر در جامعه ایراد كند. سپس نامه هایی به مردان روحانی ، سیاسی و با نفوذ فرستاد . پس از آن با خرید یك آژانس تبلیغاتی ، پیغام خود را با مضمون " اختصاص دادن روزی برای ارج نهادن به مادران ، آنان را جاویدان می سازد " به گوش مردم رساند و سرانجام در سال 1907 روز یكشنبه ، دوم ماه مه – زمان مرگ مادر آنا جارویس – روز مادر نامیده شد.

پس از تلاش موفقیت آمیز جارویس ، با به پایان رسیدن جنگ جهانی اول ، روز مادر به كشورهای اروپایی نیز راه یافت . در سال 1917 روز مادر در سوئیس رایج شد و سپس به اتریش و جزایر اسكاندیناوی رسید. در آلمان برای اولین بار در سال 1922 این روز را جشن گرفتند. اما در زمان ناسیونالیست ها  روز مادر در این كشور دچار انحراف شد؛ زیرا آنان بر پایه این ایدئولوژی كه مادر ضامن دوام ِ نژاد آریایی است، این روز را جشن می گرفتند.

سمبل روز مادر برای مادری كه در قید حیات است یك شاخه میخك قرمز و برای مادری كه از دنیا رفته ، یك شاخه میخك سفید است. آنا جارویس با ارائه این طرح ، بردن گل برای مادران را رواج  داد .

آنا جارویس ، بانی روز مادر در كل جهان مسیحیت – زنی كه خود هیچ گاه مادر نشد- در سال 1948 در خانه سالمندان فیلادلفیا بدرود حیات گفت. جالب است بدانید كه تمام هزینه های نگهداری و اقامت او در خانه سالمندان را تاجران گل – افرادی كه بیشترین سود را از روز مادر می بردند- متقبل شدند.

روز مادر در میان ملل دیگر

فرزندانی كه نمی توانند در این روز در كنار مادر خود باشند، اغلب با یك تلفن ، ارسال كارت ، فرستادن گل یا هدیه ، عشق و محبت خود را ابراز می كنند؛ و افرادی كه در این روز لذت بودن در كنار مادر را تجربه می كنند ، با كمك در انجام كارهای خانه ، تهیه غذایی ویژه و گذراندن روز خود با مادرشان از محبت های او قدردانی می كنند.

كشورهایی چون تركیه ، دانمارك ، فنلاند ، ایتالیا ، استرالیا و بلژیك روز مادر را در دومین یكشنبه ماه مه جشن می گیرند. در نروژ دومین یكشنبه ماه فوریه و در سوئد و فرانسه نیز آخرین یكشنبه ماه مه ، این روز ، جشن گرفته می شود. مردم فرانسه این روز را همچون جشن تولد برگزار می كنند. تمام خانواده دور هم جمع می شوند و با یك وعده غذای ویژه و كیك ، روز مادر را جشن می گیرند. بعضی از كشورها این روز را در فصل بهار برگزار می كنند.

در لبنان در اولین روز بهار و در ژاپن دومین یكشنبه ماه مه با برگزاری نمایشگاه نقاشی از مادران تجلیل می شود. كودكان شش تا چهارده سال با كشیدن نقاشی درباره مادرانشان از آنها قدردانی می كنند. هر چهار سال یك بار نیز نقاشی های برگزیده در نمایشگاهی به نام " مادر من" به نمایش گذاشته می شود.

تاریخچه روز مادر در یونان به گذشته خیلی دور بر می گردد. 25 سال قبل از ظهور عیسی مسیح (ع) ، الهه های یونانی وجود داشتند كه برای آنها نوعی جشن مادر برگزار می شد.

مردم هنگ كنگ ، پاكستان ، قطر ، عربستان سعودی و امارات متحده ی عربی روز مادر را در ماه مه جشن می گیرند. مردم این كشورها كه عموماً مسلمان اند، در این روز به دیدن مادران خود می روند و با در دست داشتن هدایایی چون گل ، كیك ، اشیای زینتی و قیمتی از ایشان قدردانی می كنند.

در آرژانتین و هندوستان مراسم روز مادر در ماه اكتبر برگزار می شود. مردم آرژانتین در دومین یكشنبه این ماه از مادران قدردانی می كنند؛ اما هندوها ده روز را برای این منظور جشن می گیرند. این فستیوال بر اساس نام دورگا پوجا (Durga Puja) –  زن و مادر قدیسه هندو – " دورگا "  نامگذاری شده است. بنا بر افسانه ای ، این مادر الهی ده دست دارد و در هر دست اسلحه ای برای از بین بردن اهریمن ( شیطان ) .

در پرتقال و اسپانیا روز مادر ارتباط نزدیكی با كلیسا دارد. در هشتم دسامبر، این مردم نه تنها از مادران قدردانی می كنند ، بلكه مراسم شكر گذاری برای مریم مقدس ، مادر حضرت عیسی (ع) را نیز به جا می آورند.

عده ای از مردم یوگسلاوی سابق هم در ماه  دسامبر یك روز را  به نام " ماتریس " جشن می گرفتند. دو هفته بعد از كریسمس دختران و پسران جوان در سكوت و آرامش كامل دست و پای مادر خود را در حالی كه خواب بود، می بستند و مادر زمانی كه بیدار می شد با دادن هدایای كوچكی كه در زیر بالش خود مخفی كرده بود خود را آزاد می كرد.

اگر چه هر كشوری با فرهنگ خاص خود برای انتخاب روز مادر سمبل و دلیلی دارد. اما آنچه اهمیت دارد قدردانی و تشكر از مقام مادر است؛ و این مراسم بهانه ای است تا توجه بیشتری به مادران داشته باشیم و به آنها ثابت كنیم كه چقدر دوستشان داریم.

مادر!

همه ی  دنیا دوستت دارند



برچسب ها :

 

روز مادر, روز مادر 1392, تاریخ روز مادر

روز مادر 1394

مادر عزیزم ،وقتی چشم به جهان گشودم. قلب کوچکم مهربانی لبخند و نگاهت را که پر از صداقت و بی ریایی بود احساس کرد. دیدم زمانی را که با لبخندم لبخند زیبائی بر چهره خسته ات نشست و دنیایت سبز شدو با گریه ام دلت لرزید و طوفانی گشت. از همان لحظه فهمیدم که تنها در کنار این نگاه پرمهر و محبت است که احساس آرامش و خوشبختی خواهم کرد.

 

------------------------------------------

 

تاریخ روز مادر (تاریخ روز زن)

21 فروردین ( بیستم جمادی الثانی ) ولادت حضرت فاطمه زهرا سلام الله عليها و روز مادر ( روز زن ) بر تمامی مادران عزیز مبارک باد.

 

بیستم جمادی الثانی هر سال، روزی پر از خاطره و معنویت است؛ خاطراتی شیرین از مادران مهربان،فرزندان با محبت و همسران با وفا ؛ این روز به یُمن ِ زاد روز بانوی نمونه اسلام، فاطمه زهرا ( سلام الله علیها) ، روز مادر نام گرفته است ؛ بانویی كه گل سرسبد تمام بانوان عالم است؛ تنها زنی كه پدرش معصوم ، شوهرش معصوم و خودش نیز معصوم بوده و پیامبر گرامی اسلام (ص) به او لقب " اُم ابیها "  داده است،یعنی زنی كه برای پدرش همچون مادر بود.


زندگی و سیره ی حضرت زهرا( س) به قدری آموزنده و جذاب است كه هر زن آزاده ای در جهان او را چونان قدیسه ای تحسین می كند؛ زنی كه تولدش از دامن خدیجه كبری ، همسر پیامبر گرامی اسلام (ص) و در كانون نخستین خانواده اسلامی با نغمه های آسمانی و تسبیح قدسیان همراه شد و شب میلادش را عرشیان به بانگ تكبیر و تسبیح جشن گرفتند و خداوند لقب كوثر به او عطا كرد؛ زیرا وی سرچشمه ی تمام خوبی های جهان است.


روز زن و روز مادر نام گرفت؛"اگر روزی باید روز زن یا روز مادر باشد،چه روزی والاتر و افتخارآمیزتر از روز ولادت با سعادت فاطمه زهرا سلام الله علیهاست؛زنی كه افتخار خاندان وحی است و چون خورشیدی بر تارك اسلام عزیز می درخشد."

 

روز مادر, روز مادر 1392, تاریخ روز مادر

امروز  روز مادر است! روز زن
 مادر! چه کلمه سهل و ممتنعی. چه کلمه مقدسی و چه مفهوم زیبایی! جالب است که زبانهای مختلف برای مفهوم مادر کلماتی در همین حدود دارند. مادر - مامان - مام - ام و... برای گفتن آن لب حالت خاصی می گیرد! اوج احساس و عاطفه! اوج دوستی و محبت.


خدای من! مادر، اسطوره ای مقدس است در زندگی انسان. بزرگ و بلند. شاید نیمی از انسانها مادر شوند اما بازهم مادر بودن و مادری کردن مفهومی مقدس است.

 

از لحاظ جامعه شناسی، مادر نوعی نقش اجتماعی است. نقشی که معلوم نیست اکتسابی است یا ذاتی! فرزند بودن و دختر بودن نوعی نقش اجتماعی است با کارکردها و وظایف اجتماعی خاص خود که ذاتی است و هیچ کس نقشی در آن ندارد. اما شغل هر فرد، نقش اکتسابی اوست.


در این میان معلوم نیست مادر بودن نقش ذاتی است یا اکتسابی. شاید اکتسابی بودنش بچربد، اما شرایط اجتماعی و فیزیولوژیکی هر زنی را به مادر بودن و هر مردی را به پدر بودن می کشاند. نمی دانم به هرحال مادر و مادری به نظر من در حیطه تحلیل های جامعه شناختی نمی گنجد. نمی توانیم آن را تنها به عنوان یک فرد با نقشی خاص در نظر بگیریم.

 

روز مادر, روز مادر 1392, تاریخ روز مادر

مادر و فرزند رابطه ای متقابل و حیاتی دارند که بدون آن قوام جامعه شک برانگیز است! تجربه نیز نشان داده اقداماتی در مسیر کمونیستی کردن جوامع و دور کردن آنان از خانواده و زندگی خانوادگی، و به سر کار بردن مادران تبعات و نتایج غیر قابل باور و نامطلوبی به دنبال دارد. کیبوتص ها در اسرائیل و شوروی و... که در همین راستا آغاز به کار کردند، همگی طعم شکست را چشیدند.


لذا ما نیز مانند اکثر فرهنگ های دنیا مادر را می ستاییم و او را پاس می داریم. با اینکه در تمام جهان روز دیگری به این عنوان یعنی روز مادرشناخته میشود و گرامی داشته میشود. اما ما ایرانیان و شیعیان به احترام مادری بزرگ و مقدس که البته کمتر میشاسیمش و فقط از درد سینه او مطلعیم نه افکار و عقاید و رفتارش! روز ولادت او راگرامی می داریم، روز ولادت دختر نبی اکرم و همسرعلی مرتضی، مادر حسنین و زینب کبرا، حضرت فاطمه زهرا (س) .



برچسب ها :

 

یک روز بعد از ظهر وقتی اسمیت داشت از سرکار به خانه باز می‌گشت، سر راه زن مسنی را دید که ماشینش خراب شده و ترسان در برف ایستاده. اسمیت از ماشین پیاده شد و خودش را معرفی کرد و گفت من آمده‌ام کمکتان کنم. زن گفت صدها ماشین از روبروی من رد شدند، اما کسی نایستاد، این واقعاً لطف شماست.

وقتی اسمیت لاستیک را عوض کرد و درب صندوق عقب را بست که آماده رفتن شود، زن پرسید: من چقدر باید بپردازم؟
اسمیت پاسخ داد: شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در چنین شرایطی بوده‌ام؛ روزی شخصی پس از اینکه به من کمک کرد، گفت اگر واقعاً می‌خواهی بدهی‌ات را بپردازی، باید نگذاری زنجیر عشق به تو ختم شود.

چند مایل جلوتر، زن کافه کوچکی را دید و داخل شد تا چیزی میل کند و بعد به راهش ادامه دهد؛ اما نتوانست بی‌توجه از لبخند شیرین زن پیشخدمت باردار بگذرد، او داستان زندگی پیشخدمت را نمی دانست و احتمالاً هرگز نخواهد فهمید، وقتی پیشخدمت برگشت تا بقیه صد دلار  را بیاورد، زن بیرون رفته بود، درحالیکه روی دستمال سفره یادداشتی گذاشته بود. وقتی پیشخدمت نوشته را خواند اشک در چشمانش حلقه زد؛ در یادداشت نوشته بود: “شما هیچ بدهی به من ندارید. من هم در این موقعیت بوده‌ام؛ یک نفر به من کمک کرد و گفت اگر می‌خواهی بدهی‌ات را به من بپردازی، نباید بگذاری زنجیر عشق به تو ختم شود.”

همان شب وقتی زن پیشخدمت به خانه برگشت، درحالیکه به ماجرای پیش آمده فکر می‌کرد به شوهرش گفت: “دوستت دارماسمیت! همه چیز داره درست میشه..”

 

 

بدهی عشق لبخند محبت کمک
 


برچسب ها :


صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 28 صفحه بعد