منوی اصلی
لینک دوستان
پیوندهای روزانه
نویسندگان
درباره ما

به وبلاگ من خوش آمدید
جستجو

مطالب پیشین
آرشیو مطالب
لوگوی دوستان
ابزار و قالب وبلاگ
وصیت شهدا
وصیت شهدا
کاربردی

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 229
بازدید دیروز : 262
بازدید هفته : 1526
بازدید ماه : 12630
بازدید کل : 69065
تعداد مطالب : 490
تعداد نظرات : 607
تعداد آنلاین : 1



کد ورود به چت روم

باید کسی را پیدا کنم

که دوستم داشته باشد...

انقدر که یکی از این شبهای لعنتی...

اغوشش را برای من و یک دنیا خستگی ام بگشاید...

هیچ نگوید

هیچ نپرسد

فقط مرا در اغوش بگیرد...

بعد همانجا بمیرم...

تا نبینم روزهای اینده را...

روزهایی که دروغ میگوید...

روزهایی که دیگر دوستم ندارد...

روزهایی که دیگر مرا در آغوش نمیگیرد...

 

 

 

 

روزهایی که عاشق دیگری میشود...

 





برچسب ها :




برچسب ها :

نبرد کربلا

از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد
 
 

 

   

نبرد کربلا جنگی بود که در دهم محرم ۶۱ هجری قمری (۲۰ مهر ۵۹ خورشیدی[۲] برابر ۱۰ اکتبر ۶۸۰ میلادی[۳]) اتفاق افتاد. روز نبرد به عاشورا نیز معروف است. این نبرد میان سپاه کم تعداد حسین بن علی (نوه دختری پیامبر اسلام) و سپاه اعزامی از سوی یزید بن معاویه (دومین پادشاه دودمان اموی) در نزدیکی محلی به نام کربلا (در عراق کنونی) در گرفت. دلیل یزید بن معاویه برای جنگ، بیعت نکردن حسین بن علی با او بود. حسین بن علی (امام سوم شیعیان) نیز حکومت و زمامداری یزید بن معاویه را غیر شرعی و غیرقانونی می دانست که بر خلافپیمان صلح حسن بن علی و معاویه پسر ابوسفیان به شکلی مورثی به یزید اول رسیده بود.

حسین بن علی روز دوم محرم به کربلا رسید و روز سوم عمر بن سعد با ۴۰۰۰ نفر در کربلا اردو زد. در روز هفتم محرم آب را بر حسین بن علی و همراهانش بستند و در نهم محرم، شمر با ۴۰۰۰ نفر و نامه‌ای از طرف عبیدالله بن زیاد وارد کربلا شد، او در این نامه به عمر بن سعد دستور داده بود با حسین بن علی بجنگند و او را بکشد و اگر این کار از دست او برنمی‌آید، فرماندهی را به شمر واگذارد.

روز دهم محرم سپاهیان حسین بن علی و عمر سعد در مقابل هم قرار گرفتند. به روایت ابومخنف تعداد سپاه حسین ۳۲ سواره نظام و ۴۰ پیاده[۴] و به روایت محمد باقر چهل و پنج سوار و صد نفر پیاده[۵] بود. در مقابل او سپاه عمر بن سعد با حدود ۳۰۰۰۰ نفر قرار داشت.[۶] جنگ آغاز شد و حسین و یارانش کشته شدند. پس از جان باختن حسین، سپاه عمر بن سعد سر ۷۲ تن از لشکریان حسین به علاوه سر علی اصغر فرزند ۶ ماهه او را جدا کرده و بر بالای نیزه‌ها گذاشتند و بر اجساد کشته شدگان اسب تاختند.[۷]

خیمه‌ها تاراج و در نهایت آتش زده شد، ساربان شترهای کاروان حسین بن علی به‌نام بجدل بن سلیم برای بدست‌آوردن انگشتر حسین بن علی، انگشت وی را برید تا انگشتر را بدست آورد و در نهایت سپاه عمر بن سعد اجساد کشته‌شدگان کربلا را در بیابان رها کرد و این اجساد پس از سه روز توسط قوم بنی‌اسد دفن شدند.[۸]

پس از رویداد کربلا تعدادی از زنان و کودکان وابسته به سپاه حسین بن علی، اسیر و زندانی شده و آنان را بهشام محل زمامداری یزید بن معاویه فرستادند. از دیدگاه مسلمانان کشته شدگان در نبرد کربلا شهید تلقی می‌گردند. پس از این نبرد حسین بن علی ملقب به لقب سیدالشهداء (سرور و آقای همه شهیدان) گردید.

هر ساله شیعیان، علویان و بسیاری از سنیان در ۱۰ روز نخست ماه محرم هر سال با برگزاری مراسم‌های سوگواری از آن واقعه یاد می‌کنند. عزاداری‌ها با رسیدن روز دهم (عاشورا) به اوج خود می‌رسد.

هر چند به لحاظ نظامی ابعاد این نبرد بزرگ نبوده‌است اما اثر اعتقادی و سیاسی بزرگی داشته‌است. نیرد کربلا یک واقعه تاریخی و اساسی در سنت و رسم شیعیان و تاریخ این مذهب محسوب می‌گردد. این درگیری هر ساله و به تناوب با برگزاری یادمان‌ها و عزاداری‌ها روایت و حکایت می‌شود. این رویداد از یک سو سبب تضعیف مشروعت سیاسی حکومت بنی امیه شده‌است. به طوری که پس از آن قیام‌های فراوانی با شعار خونخواهی حسین بر ضد آن حکومت رخ داد و در نهایت منجر به سقوط آن شد. از سوی دیگر نقشی چشمگیر بر هویت اجتماعی و اعتقادی شیعیان طی سده‌های بعد تا به امروز داشته‌است.

شیعیان معتقد هستند فداکاری حسین بن علی و رسالت نبرد کربلا به فرمان الهی بوده است و این رخداد تاریخی را لازمه بیدار شدن و آگاه شدن امت اسلامی و توقف غصب خلافت مسلمین به وسیله یزید می‌دانند.

 

 

پیش‌زمینه[ویرایش]

حسین بن علی هنگام زمام‌داری پدرش، او را در جنگ‌های جمل و صفین و نهروان همراهی کرد. سال ۵۰ هجری قمری هنگام کشته‌شدن برادرش حسن بن علی، معاویه حدود ۱۰ سال به‌عنوان خلیفه باقی بود. بر پایه قرارداد صلح با حسن، طبق بند دوم صلح‌نامه معاویه نمی‌بایست برای خود جانشینی انتخاب کند.[۹]

به روایت سلیم پسر قیس یک سال پیش از مرگ معاویه در حج سال ۵۹ هجری قمری حسین بنی هاشم، دویست نفر از اصحاب پیامبر و پانصد نفر از تابعان را در مِنی در خیمه خود گرد آورد. احادیث پیامبر مشتمل بر نصب علی به خلافت در غدیر خم و شأن و جایگاه اهل بیت را به یادشان آورد و آنان بر آن اقرار کردند و نیز از معاویه و ستمش انتقاد کرد. سپس با آنان پیمان بست که این مطالب را به خاندان و قبایل خود برسانند. [۱۰]

معاویه در نیمه رجب سال ۶۰ هجری قمری مرد و پسرش یزید را به جانشینی برگزید. حسین بن علی از همان نخست بیعت وی را نپذیرفت. یزید نامه‌ای به حاکم ولید پسر عتبه حاکممدینه نوشت و به او دستور داد که از حسین بن علی، عبدالله پسر عمر و عبدالله پسر زبیر برای یزید بیعت بگیرد و اگر حاضر به بیعت نشدند آنها را بکشد. حاکم مدینه در اجرای فرمان سستی کرد و یزید عمرو پسر سعید پسر عاص را به جایش گماشت.[۱۱] حسین که حاضر به بیعت با یزید نبود با خانواده خود شب بیست و هشت رجب از مدینه به مکه رفتند.

در این هنگام مردم کوفه که از مرگ معاویه با خبر شده‌بودند نامه‌های زیادی برای حسین بن علی نوشتند و از او خواستند تا به عراق و کوفه بیاید. حسین بن علی نیز مسلم بن عقیلرا به کوفه فرستاد. ابتدا هزاران نفر از مردم کوفه با مسلم بن عقیل همراه شدند. اما با ورود عبیداللّه پسر زیاد که از سوی یزید به حکومت کوفه گمارده شده‌بود و مردم کوفه را تهدید کرده‌بود، مسلم را تنها گذاشتند.[نیازمند منبع] عبیداللّه، مسلم بن عقیل را دستگیر کرد و کشت. حسین با خانواده و یاران خود به‌سمت کوفه حرکت کرد و در نزدیکی کوفه بود که خبر پیمان‌شکنی مردم کوفه و کشته‌شدن مسلم را آوردند.

عبیداللّه که بر اوضاع کوفه مسلط شده‌بود حر پسر یزید ریاحی را برای دستگیرکردن حسین بن علی و همراهانش فرستاد و سپس عمر بن سعد را با ۳۰٬۰۰۰ نفر[نیازمند منبع] به کربلا فرستاد. این امر موجب شد تا شمار زیادی از افرادی که با حسین بودند او را رها کنند و تنها نزدیک به ۷۰ تن با او باقی بمانند. عبیداللّه به عمر بن سعد وعده داده‌بود که اگر حسین بن علی را بکشد، او را فرمانده ری خواهد کرد؛ اما پس از این ماجرا این کار را نکرد.

سپاه یزید[ویرایش]

تعداد سپاهیانی که ابن زیاد برای جنگ با حسین گسیل کرد در منابع مختلف گزارش شده‌است. این تعداد دست کم ۴۰۰۰ نفر و در برخی گزارش‌ها تا ۸۰۰۰۰ نفر برآورد است. اما مشهورترین تخمین حدود ۳۰۰۰۰ نفر است. طبق تحقیق سیدمجید پورطباطبایی[۱۲] ترکیب سپاه به شرح ذیل بوده‌است:

۱ـ ۴٬۰۰۰ نفر به فرماندهی عمر بن سعد

۲ـ ۴٬۰۰۰ نفر به فرماندهی شمر بن ذی الجوشن

۳ـ ۱٬۰۰۰ نفر به فرماندهی حربن یزید ریاحی

۴ـ ۲٬۰۰۰ نفر به فرماندهی یزید بن رکاب کلبی

۵ـ ۴٬۰۰۰ نفر به فرماندهی حصین بن نمیر تمیمی

۶ـ ۳٬۰۰۰ نفر به فرماندهی مغایر بن رهینه مازنی

۷ـ ۲٬۰۰۰ نفر به فرماندهی نصر بن حرشه

۸ـ ۳٬۰۰۰ نفر به فرماندهی کعب بن طلعه

۹ـ ۱٬۰۰۰ نفر به فرماندهی شبث بن ربعی

۱۰ـ ۱٬۰۰۰ نفر به فرماندهی حجّار بن ابجر

۱۱ـ ۴٬۰۰۰ نفر به فرماندهی عمر و بن حجاج زبیدی

۱۲ـ ۱٬۰۰۰ نفر به فرماندهی یزید بن الحرث بن رویم

۱۳ـ ۵۰۰ تیراندازان همراه حصین

۱۴ـ ۵۰۰ نفر به فرماندهی عزرة بن قیس

جمع کل: ۳۱٬۰۰۰ نفر

 

سپاه حسین بن علی[ویرایش]

به روایت ابومخنف تعداد سپاه حسین ۳۲ سواره نظام و ۴۰ پیاده[۱۳] و به روایت محمد باقر چهل و پنج سوار و صد نفر پیاده[۱۴] بود.

حسین زهیر بن قین را به فرماندهی جناح راست و حبیب بن مظاهر را به فرماندهی جناح چپ گماشت. میانه سپاه را نیز به برادرش عباس سپرد.

روز نبرد[ویرایش]

بنا بر نقل سید بن طاووس، در کتاب لهوف، صبح عاشورا ابتدا حسین بریر پسر خضیر از زاهدان نامدار کوفه را جهت موعظه جانب لشکر عمر سعد فرستاد، ولی آنان اعتنا نکردند. سپس خود به نزد آنان رفت تا اتمام حجت کند. او گفت مرا بین دو چیز مخیر کرده اند. یا بجنگم و یا ذلت پذیرم و با یزید بیعت کنم، ولی ذلت از ما دور است. لذا با شما می جنگم. [۱۵]

سپس سپاه عمر سعد جنگ را آغاز کرد. این حمله با تیراندازی عمر سعد به طرف اردوگاه حسین بن علی آغاز شد.[۱۶] شمر هم به نیروهای خود دستور داد که حمله‌ای گروهی بکنند و سپاه حسین را نابود کنند. همه گردان‌های سپاه کوفه در این حمله شرکت داشتند. یاران حسین هم در مقابل این هجوم تلاش کردند که از خود دفاع کنند[نیازمند منبع] و نیمی از یاران او (غیر از بنی هاشم) در این حمله نخست کشته شدند. شمار کشته‌شدگان این حمله را ۴۱ تن گفته‌اند. شماری از آنان (غیر از ۱۰ نفر از غلامان حسین و دودمانش و ۲ تن از غلامان علی)، عبارت‌اند از:

نعیم بن عجلان، عمران بن کعب، حنظله، قاسط، کنانه، عمرو بن مشیعه، ضرغامه، عامربن مسلم، سیف بن مالک، عبدالرحمان درجی، مجمع عائذی، حباب بن حارث، عمرو جندعی،حلاس بن عمرو، سوار بن ابی عمیر، عمار بن ابی سلامه، نعمان بن عمر، زاهر بن‌عمر، جبلة بن علی، مسعود بن حجاج، عبدالله بن عروه، زهیر بن سلیم، عبدالله و عبیدالله پسران زید بصری.

جنگ گروهی و تن به تن تا نماز ظهر ادامه یافت. هنگام نماز حسین به زهیر بن قین و سعید بن عبدالله حنفی دستور داد با نیمی از یاران در مقابل او صف بکشند تا بتواند به نماز بایستد. دشمن در هنگام نماز آنها را تیرباران کرد. سعید بدن خود را سپر قرار داد و به شهادت رسید. [۱۷]

صبح روز دهم محرم، حسین لشکریانش را که ۳۰ اسب سوار و ۴۲ پیاده بودند را آماده کرد. سمت چپ سپاه را به حبیب بن مظاهر، سمت راست را به زهیر بن قین و قلب را به عباس سپرد. وی همچنین دستور داد که دور تا دور خیمه‌ها، هیزم جمع آوری کنند و هیزمها را آتش بزنند. خود نیز به خیمه‌ای که قبلاً آماده کرده بود رفت و خود را معطر به مشک نمود و صورتش را اصلاح کرد. سپس در حالی که سوار بر اسب بود و قرآنی به دست داشت، مناجاتی زیبا با خداوند نموده و با مردم کوفه نیز سخن نمود و گفت که خدا ولی اوست و دین را محافظت خواهد کرد. به مردم سخنان محمد که وی و حسن را سرور جوانان بهشت خوانده بود و جایگاه خانواده اش را یادآوری نموده و از آنان خواست تا فکر کنند که آیا کشتن وی، امری مشروع است؟ سپس مردم کوفه را به خاطر اینکه پیشتر از وی خواسته بودند تا پیششان بیاید، سرزنش نمود و درخواست کرد تا اجازه دهند وی به یکی از سرزمینهای اسلامی برود که در آنجا امنیتش تامین باشد. اما دوباره به وی گفته شد که اول از همه باید تسلیم یزید گردد. حسین در پاسخ گفت که هیچگاه خودش را همانند یک برده تسلیم نمی‌کند. حسین از اسب پیاده شد و دستور داد تا مهار اسب را ببندند به نشانهٔ اینکه هرگز از معرکه جنگ فرار نخواهد کرد.[۱۸]حر بن یزید بن ریاحی تحت تاثیر قرار گرفت و به سپاه حسین رفت و کوفیان را به خاطر خیانت به حسین سرزنش کرد که البته تاثیری بر روی آنان به وجود نیامد و سر انجام حر در میدان نبرد کشته شد. حسین به اتکای یارانش تا موقعی که تمامی یارانش کشته نشده بودند، وارد جنگ نشد و نمی‌جنگید.[۱۹]

زهیر بن قین از مردم کوفه خواست که به حرف حسین گوش داده و وی را نکشند. اما آنها با دشنام و تهدید پاسخ وی را دادند و شروع به تیراندازی نمودند. جنگ شروع شد. بال راست سپاه کوفه به فرماندهی عمرو بن حجاج حمله برد اما با مقاومت لشکر حسین مواجه شده و عقب نشست. عمرو دستور داد که لشکرش تن به نبردهای تن به تن درنداده و تنها از دور اقدام به تیر اندازی کنند. بال راست سپاه کوفه به رهبری شمر بن ذی الجوشن حمله و محاصره‌ای بی نتیجه انجام داد و فرمانده سواران سپاه، از ابن سعد خواست که پیاده نظام و کمانداران را به کمک وی بفرستد. شبث بن ربیع که قبلاً از حامیان علی بود، حال در لشکر کوفه و تحت امر پیاده نظام ابن زیاد بود. وقتی به وی فرمان حمله داده شد، آشکارا گفت که هیچ میلی به انجام این کار ندارد و سواره نظام و ۵۰۰ کماندار این کار را انجام دادند. سواران لشکر حسین که پاهای اسبانشان قطع شده بود مجبور به پیاده جنگیدن شدند. حسین و هاشمیان تنها از جلو می‌توانستند پیش روی داشته باشند و ابن سعد دستور داد که لشکریانش از همه جهات به سمت خیمه‌های حسین رفته تا آنها را خلع سلاح کنند. اما برخی از حامیان حسین که در خیمه‌ها خوابیده بودند با آنها سرسختانه جنگیده و مقاومت کردند. ابن سعد دستور داد که خیمه‌ها را آتش بزنند. قبلاً حسین دستور داده بود که دور تا دور خیمه‌ها آتش زده شود تا از ورود سپاهیان عمر بن سعد جلوگیری شود. شمر به سمت خیمه‌های زنان حسین پیش روی نمود و می‌خواست خیمه‌ها را بسوزاند که همراهانش وی را سرزنش نمودند که شرمگین شد و از این کار منصرف گردید.[۱۸] در یک حمله، سپاهیان ابن زیاد، خیمه های حسین را آتش زدند که این آتش مانع از پیش روی سپاهیان ابن زیاد گردید.[۱۹]

در ظهر، حسین و یارانش نماز ظهر را به صورت نماز خوف به جا آوردند. بعد از ظهر، سپاهیان حسین، به شدت تحت محاصره قرار گرفتند. سربازان حسین پیش رویش کشته می‌شدند و کشتار هاشمیان که تا به حال راهشان برای ترک میدان جنگ باز بود نیز شروع گردید. اولین هاشمی ای که کشته شد علی اکبر پسر حسین بود. سپس پسران مسلم بن عقیل، پسران عبدالله بن جعفر، پسران عقیل و قاسم بن حسن کشته شدند. قاسم جوان و زیبا بود و به شدت زخمی شده و از عمویش حسین درخواست یاری کرد. حسین خشمگینانه برجست و با شمشیرش ضارب قاسم را ضربتی زد. آن شخص زیر سم اسبهای سپاهیان ابن زیاد افتاده و لگد مال شد. وقتی گرد و غبار ناشی از سم اسبها کنار رفت، حسین پدیدار شد در حالی که بدن قاسم را در آغوش داشت و به قاتلینش لعنت می‌فرستاد. حسین جسم بی جان قاسم را به خیمه‌هایش برد و در کنار دیگر قربانیان قرار داد.[۱۸]

جزئیات کشته شدن عباس در طبری و بلاذری نیامده‌است. تنها به این اشاره شده که حسین که تشنگی بر وی غالب گردیده بود، از عباس خواست تا به فرات رفته و آب بیاورد. عباس با ممانعت لشکریان ابن زیاد روبرو گردید و از خداوند درخواست کرد که لشکریان ابن زیاد را که مانع از رساندن آب به وی می‌شوند را از تشنگی بمیراند و دعایش مستجاب گردید. عباس از ناحیه دهان و فک ضربت خورد. او خونی که از این دو ناحیه جاری شد را در کف دستانش جمع کرد و به آسمان پاشید و به درگاه خداوند به خاطر مصائبی که بر حسین فرود آمده بود، شکایت کرد. باید روایات دقیقی در مورد کشته شدن عباس در کربلا وجود داشته باشد که شیخ مفید به آنها اشاره کرده و می‌گوید که حسین و عباس در کنار هم در کنار رودخانه فرات پیش روی نموده اما عباس از حسین جدا شده و توسط دشمن محاصره گردیده و شجاعانه جنگید و در مکانی که امروز مزارش در آنجا است کشته شد.[۱۸]

در این هنگام سپاهیان ابن زیاد به حسین بسیار نزدیک شده بودند اما کسی جرات نمی‌کرد به سوی حسین دست دراز کند. تا اینکه مالک بن نسیر کندی ضربتی به سر حسین زد و کلاه‌خودش از خون سرش پر گردید. حسین کلاه خودش را عوض نموده و سرش را با عمامه بست. مرد کندی کلاه دریده را غارت نمود. اما این سودی به حالش نکرد. چرا که بعد از آن پیوسته فقیر بود و با خواری زندگی می‌کرد. بخش حزن انگیز دیگر این لحظات، کشته شدن طفلی است که حسین وی را بر زانوانش قرار داده بود. بر طبق یعقوبی، این طفل، نوزاد بود. تیری گردن طفل را درید و حسین خون طفل را در کف دستانش جمع نمود و به آسمان پاشید و خشم خدا را از قوم پیرو شیطان خواستار گردید.[۱۸]

شمر با سپاهی به سمت حسین رفت، اما جرات ننمود به وی حمله کند و تنها درگیری لفظی بین آن دو شکل گرفت. حسین آماده جنگ شد. باید توجه داشت که حسین در آن زمان ۵۵ سال سن داشت و به اقتضای سنش نمی‌توانست مداوم بجنگد. به نقل از بسیاری از روایات ، عبدالله بن حسن بن علی (برادر زاده حسین) خود را سر راه حسین قرار داد و هر چه حسین و زینب به وی می‌گفتند که به خیمه‌ها برگردد، گوش نمی‌کرد. عاقبت دست عبدالله بر اثر ضربت شمشیر قطع شد و حسین به وی وعده بهشت داد و سعی در تسکین درد برادرزاده اش داشت. از یاران حسین، ۳ یا ۴ تن بیشتر نمانده بودند و حسین به سپاهیان ابن زیاد حمله برد. حسین چون بیم داشت که پس از مرگش عریان در صحرا رها شود، چندین جامه درخشان مرغوب پوشیده بود. اما بعد از کشته شدنش تمامی آن لباس‌ها را غارت نموده و بدنش عریان در صحرای کربلا رها شد. ابن سعد ظاهر گردید و زینب به او گفت: حسین دارد کشته می‌شود و تو تنها تماشا می‌کنی. ابن سعد اشکهایش با شنیدن این سخن جاری گشت. حسین شجاعانه می‌جنگید و یعقوبی و چند منبع شیعی دیگر می‌گویند که دهها تن را کشت. اما برخی منابع دیگر حاکی از آن هستند که سربازان ابن زیاد اگر می‌خواستند می‌توانستند حسین را در جا بکشند.[۱۸] حسین وقتی به طرف فرات می رفت تا آب بنوشد، تیری به چانه اش یا گلویش خورد.[۱۹] سرانجام حسین از ناحیه سر و بازو آسیب دیده و بر صورت به زمین افتاد. به خولی بن یزید اصبحی دستور داده شد که سر حسین را از بدن جدا کند، اما وی متزلزل شد و نتوانست این کار را بکند. از همین رو، سنان بن انس عمرو نخعی بعد از اینکه ضربتی دیگر به حسین زد، سر وی را از بدن جدا نمود. سنان سر حسین را به خولی داده و خولی سر را پیش ابن زیاد برد.[۱۸]

نبرد به پایان رسید و سربازان ابن زیاد رو به غارت آوردند. لباس‌های حسین، شمشیر و اثاثیه اش، کفشها و روپوش یمانی اش همگی غارت گردیدند. همچنین زیورآلات و چادر زنان نیز غارت گردید. زین العابدین علی بن حسین که بیمار بود در یکی از خیمه‌ها بود و شمر می‌خواست او را بکشد. اما ابن سعد مانع شد و اجازه نداد کسی به خیمهٔ وی وارد شود. صفوف عزاداران حسین به خاطر وجود علی بن حسین است و نام «شهدای کربلا و طف» با نام وی عجین شده‌است. ۷۲ تن یاران حسین که ۱۷ تن از آنان هاشمی بودند و بر طبق محسن الامین، از لشکریان ابن زیاد ۸۸ تن کشته شدند. حر بن زیاد ریاحی، ۴۰ نفر و بریر بن خضیر ۳۰ نفر، نافع ۱۲ یا ۱۳ نفر و حسین تعداد زیادی از لشکریان ابن زیاد را کشتند.[۱۸]

کشته‌شدن حسین بن علی[ویرایش]

پس از نبرد[ویرایش]عمر بن سعد دستور داد تا حسین بن علی و همراهانش را محاصره کنند و آب را به روی آنان ببندند. سرانجام حسین بن علی در روز عاشورا، ۱۰ محرم سال ۶۱ در کربلا کشته شد و همهٔ خیمه‌های خانواده و یارانش رابه آتش کشیدند.سپس بعد از کشته شدن تمامی یاران حسین بن علی تمامی سر های آنان به جز علی اصغر و حر را از بدنشان جدا کردند و بر نیزه کردند و به شام فرستادند زن ها و بچه ها را به اسارت در آمدند و تمامی اجساد را در صحرای کربلا رها کردند تا پس از سه روز توسط قبیله بنی اسد دفن شدند

پس از کشته‌شدن یاران و خانواده حسین بن علی در واقعه کربلا، عمر بن سعد دستور داد تا سرهای آنان را ببرند. پس از آن، سرها را بین قبایل قسمت نمود[نیازمند منبع] تا آنان بدین وسیله به ابن زیاد نزدیک‌تر شوند. قبیله کنده به ریاست قیس بن اشعث کندی ۱۳ سر، قبیله هوازن به ریاستشمر بن ذی الجوشن ۱۲ سر، تمیم ۷ سر و بنی اسد ۱۶ سر بر نیزه کردند و در مجموع با ۷۱ سر بریده وارد کوفه شدند.[نیازمند منبع]

هنگام طلوع آفتاب سرهای کشته‌شدگان و کاروان اسیران از باب‌الساعات وارد مسجد اموی شد. آنگاه به دستور یزید، تمامی سرها تا ۳ روز بر دروازه‌های شهر و مسجد اموی آویزان گردید. علی پسر حسین پس از گذشت چهل روز (در روز اربعین) موافقت یزید را گرفت تا سرها را به بدن‌ها ملحق کند و سر حسین و دیگر کشته‌شدگان را به کربلا برد و به اجسادشان ملحق کرد.

در عین حال چند سر را در باب‌الصغیر به خاک سپردند، که عبارت‌اند از:[نیازمند منبع]

  1. سر ابوالفضل العباس
  2. سر علی‌اکبر
  3. سر حبیب بن مظاهر

جستارهای وابسته[ویرایش]

پانویس[ویرایش]

  1. پرش به بالا تاریخ طبری
  2. پرش به بالا عاشورا سه‌شنبه بود، ۲۰ مهر ۵۹ هجری شمسی سایت خبرآنلاین| زمان انتشار: ۲۱ آذر ۱۳۸۹| بازدید: ۱۱ شهریور ۱۳۹۰
  3. پرش به بالا 10 October 680 دانشنامه ایرانیکا
  4. پرش به بالا قیام جاوید، گردانیده مقتل الحسین ابی مخنف، ترجمه و تصحیح حجت الله جودکی، موسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان، ۱۳۷۷، ص ۷۸
  5. پرش به بالا سید بن طاووس، ترجه عقیقی بخشایشی. لهوف. دفتر نشر نوید اسلام، ۱۳۷۷. ۱۲۵. شابک ‎۶-۳۱-۶۴۸۵-۹۶۴.
  6. پرش به بالا آینده روشن - تعداد لشکر یزید در مقابل لشکر امام حسین (ع)
  7. پرش به بالا قیام جاوید، گردانیده مقتل الحسین ابی مخنف، ترجمه و تصحیح حجت الله جودکی، موسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان، ۱۳۷۷، ص ۷۸
  8. پرش به بالا وب‌گاه حوزه
  9. پرش به بالا مرکز تحقیقات حضرت ولی‌عصر
  10. پرش به بالا آوینی، سید مرتضی؛ فتح خون؛ ۱۳۷۹؛ نشر ساقی؛ صص ۸-۱۰
  11. پرش به بالا آوینی، سید مرتضی؛ فتح خون؛ ۱۳۷۹؛ نشر ساقی؛ صص ۱۰-۱۲
  12. پرش به بالا آينده روشن - تعداد لشکر یزید در مقابل لشکر امام حسین(ع)
  13. پرش به بالا قیام جاوید، گردانیده مقتل الحسین ابی مخنف، ترجمه و تصحیح حجت الله جودکی، موسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان، ۱۳۷۷، ص ۷۸
  14. پرش به بالا سید بن طاووس، ترجه عقیقی بخشایشی. لهوف. دفتر نشر نوید اسلام، ۱۳۷۷. ۱۲۵. شابک ‎۶-۳۱-۶۴۸۵-۹۶۴.
  15. پرش به بالا سید بن طاووس، ترجه عقیقی بخشایشی. لهوف. دفتر نشر نوید اسلام، ۱۳۷۷. ۱۲۳ و ۱۲۵. شابک ‎۶-۳۱-۶۴۸۵-۹۶۴.
  16. پرش به بالا سید بن طاووس، ترجه عقیقی بخشایشی. لهوف. دفتر نشر نوید اسلام، ۱۳۷۷. ۱۲۷. شابک ‎۶-۳۱-۶۴۸۵-۹۶۴.
  17. پرش به بالا سید بن طاووس، ترجه عقیقی بخشایشی. لهوف. دفتر نشر نوید اسلام، ۱۳۷۷. ۱۳۷. شابک ‎۶-۳۱-۶۴۸۵-۹۶۴.
  18. ↑ پرش به بالا به:۱۸٫۰ ۱۸٫۱ ۱۸٫۲ ۱۸٫۳ ۱۸٫۴ ۱۸٫۵ ۱۸٫۶ ۱۸٫۷ Vaglieri، HUSAYN B. 'ALl B. ABl TALIB، ۶۰۷-۶۱۷.
  19. ↑ پرش به بالا به:۱۹٫۰ ۱۹٫۱ ۱۹٫۲ Madelung, Wilfred. “ḤOSAYN B. ʿALI”. InEncyclopædia Iranica. vol. 12, HAREM I – ILLUMINATIONISM. first ed. Bibliotheca Persica Press, 2004. 493-506.ISBN ‎1568590504. Retrieved ۲۸ June ۲۰۱۲.

منابع




برچسب ها :

 

عاشورا در آینه اعدادو ارقام


پدید آورنده : ، صفحه 194

 

آمار نهضت عاشورا

ـ مدت قیام امام سحین از روز امتناع از بیعت با یزید، تا روز عشاورا 175 روز طول کشید 12 روز در مدینه، 4 ماه و 10 روز درمه، 23 روز بینراه مکه تا کربلا و 8 روز در کربلا (2 تا 10 محرم)

ـ فاصله منزل ها با هم سه فرسخ و گاهی پنج فرسخ بود

ـ منزل های میان کوفه تا شام 14 منزل بودکه اهل بیت را در حال اسارت از آنها عبور دادند

ـ نامه هایی که از کوفه به امام حسین در مکه رسدی و او را دعوت به آمدن کرده بود 12000 نامه بود

ـ بیعت کنندگان با مسلم بن عقیل در کوفه 18000 نفر، یا 25000 نفر و یا 40000 نفر گفته شده است

ـ شهدای کربلا از اولاد ابی طالب که نامشان در زیارت ناحیه آمده است 17 نفر، شهای کربلا از اولاد ابی طالب که نامشان در زیارت ناحیه نیامده 13 نفر. سه نفر هم کودک از بنی هاشم شهید شدند، جمعا 33 نفر. این افراد به این صورت اند: امام حسین 1 نفر، اولاد امام حسین 3 نفر، اولاد علی علیه السلام 9 نفر، اولاد عقیل 12 نفر، اولاد جعفر 4 نفر، ـ غیر از امام حسین علیه السلام و بنی هاشم، شهیدایی که نامشان در زیارت ناحیه مقدسه و برخی منابع دیگر امده است 82 نفرند. غیر از آنان، نام 29 نفر دیگر در منابع متأخرتر آمده است.

ـ جمع شهدای کوفه از یاران امام 138 نفر. تعداد 14 نفر از این تعداد غلام بوده اند.

ـشهدایی که سرهایشان بین قبایل تقسیم شد و از کربلا به وفه بردند 78 نفر بودند. تقسیم سرها به این صورت بود قیس بن اشعث، رئیس بنی کنده 13 سر، شمر رئیس هوازن 12 سر، قبیله بنی تمیم 17 سر، قبیله بنی اسد 16 سر، قبیله مذحج 6 سر، افراد متفرقه از قبایل دیگر 13 سر.

ـ سیدالشهداء هنگام شهادت 57 سال داشت.

ـ پس از شهادت حسین علیه السلام 33 زخمی نیزه و 34 ضربه شمشیر، غیر از زخم های تیر بر بدن آن حضرت بود.

ـ شرکت کنندگان در اسب تاختن بر بدن امام حسین علیه السلام 10 نفر بودند.

ـ تعداد سپاه کوفه 33 هزار نفر بودند که به جنگ امام حسین علیه السلام آمدند. آنچه در نوبت اول آمد تعداد 22 هزار نفر بودند به این صورت: عمر سعد با 6000، سنان با 4000، عروة بن قیس با 4000، شمر با 4000، شبث بن ربعی با 4000، آنچه بعدا اضافه شدند: یزید بن رکاب کلبی با 2000، حصین بن نمیر با 4000 مازنی با 3000، نصر مازنی با 2000 نفر،

ـ سیدالشهدا، روز عاشورا برای 10 نفر مرثیه خواند و در شهادتشان سخنانی فرمود و آنان را دعا، یا دشمنان آنان را نفرین کرد. اینان عبارتند از: علی اکبر، عباس، قاسم، عبدالله بن حسن، عبدالله طفل شیرخوار، مسلم بن عوسجه، حبیب بن مظاهر، حر بن یزید ریاحی، زهیر بن قین و جون و در شهادت دو نفر بر آنان درودو رحمت فرستاد. مسلم وهانی.

ـ امام حسین علیه السلام بر بالین 7 نفر از شهدا پیاده رفت: مسلم بن عوسجه، حر، واصح رومی، چون، عباس، علی اکبر، قاسم.

ـ سر سه شهید را روز عاشورا به جانب امام حسین علیه السلام انداختند: عبدالله بن عمیر کلبی، عمرو بن جناده، عاس بن ابی شبیب شاکری.

ـ سه نفر را روز عاشورا قطعه قطعه کردند: علی اکبر، عباس، عبدالرحمن بن عمیر

ـ مادر 9 نفر از شهدای کربلا در روز عاشورا حضور داشتند و شاهد شهادت بودند، عبدالله بن حسین که مادرش رباب بود، عون بن عبدالله جعفر، مادرش زینب، قاسم بن حسن مادرش رمله، عبدالله بن حسن مادرش بنت شلیل جیلیه، عبدالله بن مسلم مادرش رقیه دختر علی علیه السلام ، محمد بن ابی سعید بن عقیل، عمرو بن جناده، عبدالله بن وهب کلبی مادرش ام وهب، علی اکبر

ـ 5 کودک نابالغ در کربلا شهید شدند: عبدالله رضیع شیرخوار امام حسین علیه السلام ، عبدالله بن حسن، محمد بن ابی سعید بن عقیل، قاسم بن الحسن، عمرو بن جناده انصاری.

ـ 5 نفر از شهدای کربلا، از اصحاب رسول خدا بودند: انس بن حرث کاهلی، حبیب بن مظاهر، مسلم بن عوسجه، هانی بن عروه، عبدالله بن بقطر عمیری.

ـ در رکاب سیدالشهداء، تعداد 15 غلام شهید شدند. نصر و سعد (از غلامان علی علیه السلام )، منحج (غلام امام مجتبی علیه السلام )، اسلم و قارب (غلامان امام حسین علیه السلام )، حرث غلام حمزه، جون غلام ابوذر، رافع غلام مسلم ازدی، سعد غلام عمر صیداوی، سالم غلام بنی المدیته، سالم غلام عبدی، شوذب غلام شاکر، شیب غلام حرث جابری، واضح غلام حرث سلمانی، این 14 نفر در کربلا شهید شدند. سلمان غلام امام حسین علیه السلام ، که آن حضرت او را به بصره فرستاد و آنجا شهید شد.

ـ 2 نفر از یاران امام حسین علیه السلام روز عاشورا اسیر و شهید شدند: سوار بن منعم و موقع بن ثمامه صیداوی

ـ 4 نفر از یاران امام در کربلا پس از شهادت آن حضرت به شهادت رسیدند: سعد بن حرث و برادرش ابوالخنوف، سوید بن ابی مطاع (که مجروح بود) و محمد بن ابی سعید بن عقیل

ـ 7 نفر در حضور پدرشان شهید شدند: علی اکبر، عبدالله بن حسین، عمرو بن جناده، عبدالله بن یزید، عبیدالله بن یزید، مجمع بن غائذ، عبن الرحمن بن مسعود.

ـ 5 نفر از زنان از خیام حسینی به طرف دشمن بیرون آمده و حمله یا اعتراض کردند: کنیز مسلم بن عوسجه ام وهب زن عبدالله کلبی، مادر عبدالله کلبی، زینب کبرا ، مادرعمرو بن جناده.

ـ زنی که در کربلا شهید شد مادر وهب (همسر عبدالله بن عمیر کلبی) بود

ـ زنانی که در کربلا بودند: زینب، ام کلثوم، فاطمه، صفیه، رقیه، ام هانی (این 6 نفر از اولاد امیرالمؤمنین بودند) فاطمه و سکینه (دختران سیدالشهدا) رباب، عاتکه، مدر محسن بن حسن، دختر مسلم بن عقیل، فضه نوبیه، کنیز خاص حسین، مادر وهب بن عبدالله.

ـ آخرین شهیدآل هاشم علی اصغر علیه السلام بود.

ـ شهیدی که با سنگباران دشمن به شهادت رسید «عابس بن شبیب» بود.

ـ شهیدی که به دست کوفیان اسیر شد و سپس به شهادت رسید، نافع بن هلال بود.

ـ چند نفر در کربلا از جمع همرزمان سپاه خود گریختند.

ـ حر بن یزید ریاحی، 2. ضحاک بن عبدالله مشرقی، 3. هرثمه بن ابی مسلم

ـ تعداید از شهدای کربلا که پیش از شهادت، داغ مرگ برادر نیز دیدند.

ـ امام حسین علیه السلام که پیش از شهادت داغ شهادت برادرانش از جمله عباس بن علی علیه السلام را با دل و جان پذیرفت.

ـ حضرت عباس بن علی و برادرانش عبدالله، جعفر و عثمان.

ـ قاسم و عبدالله بن حسن

ـ عون و محمد فرزندان عبدالله بن جعفر بن ابی طالب

ـ عبدالله و محمد بن مسلم بن عقیل

ـ سیف بن حارث سریع و مالک بن عبد بن سریع که پسر عمو و برادر مادری بودند.

افرادی که جزء یاران مسلم بودند و به امام پیوستند.

1. مسلم بن عوسجه، 2. حبیب بن مظاهر، 3. عابس بن ابی شبیب، 4. جابر یا(جنادة) بن حارث سلمانی.

2 شهید کربلا مظلوم خوانده شده اند.

1. حضرت عباس بن علی، حضرت علی بن الحسین، علی اکبر علیه السلام

تعداد افرادی که به دست امام حسین کشته شدند بین 1950 ـ 1800 نفر نقل شده است.

تعداد تخمینی زخم هایی که بر بدن حضرت امام حسین وارد شده است بین 300 تا 1300 عدد نقل می باشد ظاهر این است که درهنگام مبارزه، تا 70 زخم بر بدن حضرت وارد شده است و از آن هنگام که آن حضرت از اسب به روی زمین افتاد تا واپسین لحظات حیات، لشکر کوفه تا 1900 زخم بر بدن مجروح و خسته آن حضرت وارد ساخته باشند.

امام حسین علیه السلام به دو تن از اصحاب خود فرمود: «جانم فدایتان!»

حضرت قاسم بن الحسن؛ آن هنگام که به عمویش گفت: «مرگ از عسل نزد من شیرین تر است» حضرت امام حسین علیه السلام به او فرمود: «عمو به فدایت! تو از آنان هستی که پس از گرفتار شدن به بلایی سخت، کشته خواهی شد».

2. حضرت عباس بن علی، برادر بزرگوارش

عصر تاسوعا، آن هنگام که دشمن به خیمه های آل رسول، قصد هجوم کرد، امام به برادر خود فرمود: «بنفسی انت یا اخی!...» جانم به قربانت برادر جان! سوار شو و از آنان سبب حمله و هجومشان بر خیمه ها را سوال کن.

کسانی که بعد از امام حسین علیه السلام شهید شدند.

1. سوید بن ابی مطاع که بیهوش شده بود، چون به هوش آمد و خبر شهادت امام علیه السلام و فریاد کودکان آن حضرت را شنید، مقاتله کرد تا شهید شد.

2 و 3. سعد بن الحثر و برادر او و ابوالحتوف که در سپاه دشمن بودند، چون امام علیه السلام شهیدشد و فریاد اطفانل آن حضرت را شنیدند توبه کردند و روی به سپاه کوفه کردند و شمشیر زدند تا به شهادت رسیدند.

4. محمد بن ابی سعید بن عقیل که چون امام حسین علیه السلام بر روی زمین افتاد و فریاد عیال و کودکان بلند شد او هراسان به در خیمه آمد، او را لقیط یا هانی به شهادت رساند.

مواردی که امام حسین علیه السلام دست به سمت آسمان بالا بردند و...

1. صبح عاشورا، امام علیه السلام قرآن را در مقابل خویش نهاده، دو دست به سوی اسمان بلند کرده و دعا خواندند.

2. پس از شهادت گروهی از یاران

3. هنگام شهادت عبدالله بن الحسن، دست ها را به طرف آسمان بلند کرد و دشمنان را نفرین کرد.

4. هنگام عزیمت فرزند گرامی اش علی اکبر علیه السلام به میدان

5. در واپسین لحظات حیات

6. آن زمان که تیر سه شعبه زهرآلود به سینه مبارکش نشست.

امام، صورت به صورت سه شهید گذاشت.

1. اسلم بن عمرو ـ غلام اهود

2. واضح ـ غلام حرث سلمانی

3. فرزند گرامی اش حضرت علی اکبر علیه السلام

در چند مورد، امام حسین علیه السلام خون به آسمان پاشید

1. وقتی گلوی طفل شیرخوارش حضرت علی اصغر علیه السلام دریده شد امام، خون آن مظلوم را با کف دست گرفت و چون پر شد به آمان افشاند و فرمود: «بار خدایا! چنانچه اینک پیروزی ما مقدمه نیست، آن را توشه بهترین ما بساز!

2. در هنگام نبرد، سنگی به پیشانی امام اصابت نمود. امام، دامن خود را گرفت تا خون از پیشانی مبارکش پاک کند؛ که تیر سه شعبه و زهرآگینی آمد و در وسط سینه امام نشست. امام تیر را از قفا درآورد و دست بر زخم نهاد و چون دست از خون پر شد، آ خون را به آسمان افشاندو قطره ای از آن برنگشت.

3. در نزدیکی فرات، حصین بن نمیر تیری بردهان امام زد. امام با دست خود، خون را گرفته به آسمان افشاند.

4. مسلم به ریاح، غلام امیرمؤمنان می گوید: در روز عاشورا با امام بودم؛ تیری آمد و به صورت آن حضرت نشست و فرمود: مسلم! دستانت را نزدیک خون بگیر! من چنان کردم تا پر شد. فرمود: «آن را در ستانم بریز!» پس آن را به آسمان افشاند و فرمود: «خدایا! انتقام خون فرزند حضرت پیامبرت را بگیر!» و هیچ قطره ای از آن به زمین بازنگشت!

احتجاج های امام حسین در کربلا

آن حضرت، در هر موقیعتی، با دشمنان احتجاج می نمودند؛ تا حجت بر همگان تمام کرده باشند. از جمله احتجاج ها موارد زیر است:

1. خطاب عمومی؛ حداقلدو مرتبه، امام با جمع سپاه کوفه احتجاج نمودند که جانگدازترین و غریبانه ترین ان این احتجاج است.

2. خطاب خاص به شبث بن ربعی، هجار بن ابجر، قیس بن اشعث و...

3. هنگام عزیمت فرزندش علی اکبر علیه السلام به میدان، بارالها! بر این قوم گواه باش که به جانب ایشان نوجوانی رهسپار است که در صورت و سیرت و گفتار، شبیه ترین مردم به پیامبرت محمد صلی الله علیه و آله است...

4. احتجاج باعمر سعد: «وای بر تو! آیا از خدایی که بازگشت به سوی اوست نمی ترسی؟!» آیا با من ـ که خود می شناسی کیستم ـ می جنگی؟! اینان را رها کن و با من باش که این، تو را به خدا نزدیک تر می کند.

5. احتجاج باعمر سعد درباره جنگ: «فرمود: یکی از سه کار را انجام بده!» گفت: «چیست؟!» فرمود: بگار تا به مدینه، حرم جدم رسول خدا صلی الله علیه و آله برگردم! گفت: «نمی شود!»

فرمود: «آبی دهید که آل الله سخت تشنه اند» گفت: «نمی شود!»

فرمود: «پس تن به تن به جنگم آیید...»

6. احتجاج با کوفیان درباره علی اصغر علیه السلام

7. احتجاج در آخرین لحظات

فرمود: «آیا رحم کننده ای هست که آل پیغمبر برگزیده خدا را رحم کند؟ آیا یاوری هست، که نسل پاک پیغمبر را یاری کند؟ آیا برای فرزندان زهرای بتول، پناه دهنده ای هست؟ آیا کسی هست که از حرم پیامبر صلی الله علیه و آله پاس دارد؟

نفرین های امام حسین علیه السلام

بیش از 20 مورد نفرین از امام حسین علیه السلام در حادثه کربلا نقل شده که هر یک جایگاه خاصی دارد و به هر کدام به صورت گذرا اشاره می شود:

الف) نفرین به دشمنان

1. عبدالله بن حصین آن هنگام که گفت: «ای حسین! آیا این آب را نمی بینی، که همچون دل آسمان می درخشد؟ به خدا سوگند یک قطره از آن را نخواهی چشید تا تشنه کام بمیری!»

امام فرمود: «خدایا او را از تشنگی بمیران و هرگز او را نیامرز

2. مالک بن حوزه، آن هنگام که ایستادو گفت: ای حسین! مژده باد که آتش دنیا قبل از آخرت می سوزاندت»! و امام فرمود: «خدایا! او را در آتش بلا و پیش از آخرت در دنیایش بسوزان!» گفتنی است، اسب مالک در این هنگام او را در آتشی افکند که اصحاب امام در خندق ها روشن کرده بودند!.

3. نفرین امام بر شمر ذی الجوشن، آن هنگام که با نیزه بر خیمه امام کوبید و گفت: آتش بیاورید ه این خیمه را با اهلش بسوزانم!» در این هنگام، بانگ بانوان برخاست و از خیمهها بیرون آمدند. امام به شمر ندا داد. ای فرزند ذی الجوشن! آیا آتش می خواهی تا اشیانه اهلم را بسوزانی؟ خدا به آتشت بسوزاند!

ـ نفرین امام بر مردی از قبیله بنی دارم به نام زرعه، آن هنگام که میان امام و آب حائل شد و تیری افکند که بر چانه آن حضرت نشست.

ـ نفرین امام بر محمد بن اشعث، آن هنگام که جسورانه از امام پرسید: «میان تو و محمد صلی الله علیه و آله ه خویشی هست».

ـ نفرین امام هنگام جنگ با کوفیان

ـ نفرین امام بر مالک بن سرکندی که با شمشیر بر کلاهخود امام علیه السلام زد آن هنگامی که بدن امام، مجروح و رنجور و خسته بود.

ـ نفرین امام، هنگام شهادت یارانش

1. هنگام شهادت علی اکبر علیه السلام ، خطاب به عمر سعد فرمود: «تو را چه می شود به خدا نسلت را قطع کند و کارت را بی برکت سازد».

2. پس از شهادت قاسم علیه السلام فرمود: «خدایا! از شمارشان بکاه و با نیازمندی، ایشان را بکش و هیچ یک را باقی مگذار و آنان را هرگز نیامرز!

3. بعد از شهادت عبدالله بن مسلم بن عقیل. فرمود: «بار الها! کشندگان آل عقیل را بکش!»

4. هنگام شهادت عبدالله بن حسن

5. بعد از شهادت علی اصغر فرمود: «خدایا! باران آسمان را از ایشان باز دارد و برکاتت را از آنان دریغ دار! خدایا هرگز از ایشان راضی مشو!»

مواردی که دشمن بی رحم، با گفتار و رفتار خود، سعی در شکنجه روحی امام و آزردن قلب ایشان داشتند

1. آن هنگام که حضرت علیه السلام برای گزاردن نماز اول وقت، مهلت خواستند، حصین بن نمیر اسائه ادب نمودو گفت: «نماز شما پذیرفت نیست».

2. تمیم بن حصین فرازی از سپاه کوفه به میدان آمد و دراوج عطش امام علیه السلام فریاد زد: ای حسین! ای یاوران حسین! آیا این آب فرات را نمی بینید که هم چونس ینه مارها (یا طبق نسخه دیگر: مایهان) می درخشد؟! به خدا سوگند شما قطره ای از آن نخواهید نوشید، تا بمیرید!

3. پاسخ اهل کوفه به امام علیه السلام هنگام اجتماع ایشان که فرمود: «هرچه اساسی با من می جنید...»

گفتند: «با تو می جنگیم به سبب بغضی که به پدرت داریم و به آنچه در روز بدر و حنین با پدران ما کرد!»

4. در لحظات آخر، که تمامی بدن مبارک حضرت پر از آثار تیر و نیزه و شمشیر دشمن شده بود، تمیم بن قحطبه از فرماندهان شام ـ نزدیک آمد و گفت: «ای فرزند علی! تا کی مقاومت می کنی؟! فرزندان و یارانت همگی کشته شدند و تو باز می خواهی با شمشیر، با بیست هزار نفر بجنگی؟!»

5. گفتار شمر با امام علیه السلام و در پاسخ استغاثه ایشان که گفت: ای حسین کجایی؟! آیا از ما آب می خاهی؟! این محال است! آری به آتش سرخ و آب داغ... مژده ات باد!

6. در آخرین لحظات حیات امام علیه السلام «شمر» و «سنان» که لعنت ابدی خداوند نثارشان باد ـ نزد امام آمدند: شمر با جسارت، پا بر تن امام زده، گفت: «ای فرزند ابوتراب! آیا باور نداشتی که پدرت دوستانش را بر حوض پیامبر، سیراب می کند؟! اینک صبر کن تا از دست او آب بنوشی!

7. امام در روز عاشورا نیایش فرمود: «خدایا! ما خاندان و ذریه وخویشان پیامبر توأیم، ظالمان و غاصبان حق ما را درهم شکن؛ که تو شنوای نزدیکی!» دراین هنگام محمد بن اشعث به آن حضرت گفت: «میان تو و محمد چه خویشی است؟!» و با این سخن دل حضرت را آزرد و نفرین ایشان را بر خود خرید.

افرادی که به واسطه انتخاب صحیح جز شهدای کربلا قرار گرفتند:

ـ عمرو بن ضبیعه تمیمی:

از سواران دلیر کوفی و همراهیان سپاه عمر سعد بود که در کربلا به یاران امام حسین علیه السلام پیوست و در رکاب آن حضرت شهید شد و با انتخاب صحیح عزت ابدی، خلعت رعنای شهادت و نام نیک دنیا و آخرت را از آن خود کرد.

ضرغامة بن مالک

از اهالی کوفه بود که با سپاه کوفه به کربلا آمد و در آنجا به یاران امام حسین علیه السلام پیوست و در عاشورا به شهادت رسید.

بکر بن حی تمیمی

در سپاه عمر سعد بود و در روز عاشورا به سپاه امام حسین علیه السلام پیوست و در حمله اول شهید شد.

حر بن یزید ریاحی

اولین سردار سپاه کوفه و اسوه توبه نصوح در مکتب عاشورا بود و توانست خود را از حاکمیت طاغوت و شیطان برهاند و در لوای امامت و ولایت جرعه شهادت بنوشد.

اولین های عاشورا

اولین شهدا

اولین شهید آل هاشم، علی اکبر علیه السلام بود.

اولین شهید از اصحاب امام «مسلم بن عوسجه» بود.

اولین تیر

اولین تیر را عمر سعد در کربلا به عنوان شروع جنگ، پرتاب کرد.

اولین زائران

نخستین کسی که قبر مطهر سیدالهشدائ را زیارت کرد عبیدالله حر جعفی بود.

در نخستین اربعین شهادت امام حسین علیه السلام جابر بن عبدالله انصاری ـ یکی از صحابی جلیل القدر پیامبر صلی الله علیه و آله که توفیق زیارت 7 تن از معصومین همچون، پیامبر صلی الله علیه و آله ، حضرت علی علیه السلام ، حضرت فاطمه علیهاالسلام و امام حسن و حسین علیه السلام و امام سجاد علیه السلام و امام باقر علیه السلام را داشت و ناقل حدیث کساء بود ـ و عطیه کوفی به عنوان اولین زائران امام حسین علیه السلام موفق به زیارت تربت و قبر سیدالشهداء شدند.

پیشینه تخریب قبر امام حسین علیه السلام

اولین بار نشانه های قبرامام حسین علیه السلام که طبق برخی نقلها درخت سدری بوده که بر ان سایه افکنده بود، در زمان حکومت عباسیان و به دستور هاروالرشید از بین رفت و زمین آن شخم زده شد.

در زمان حاکمیت مأمون، دوستداران اهل بیت بر مقد امام حسین علیه السلام بنایی احداث کردند.

برای بار دوم به دستور متوکل عباسی قبر امام و خانه های اطراف آن را ویران کردند و زمین آن را شخم زدند و آب بر آن جاری کردند که آب در اطراف مرقد شریف به گردش درآمد و قبر را فرانگرفت.

مأمور این تخریب «ابراهیم دیزج» یک یهودی تازه مسلمان بود.

پس از مدتی بصریان و کوفیان قبر امام حسین علیه السلام را تجدید بنا کردند و زیارت آن را رونق بخشیدند و در سال 247 ه . ق متوکل دوباره دست به تخریب قبر امام زد، زمینش را شخم زده وزائران را تحت پیگرد قرار داد ولی پس از به روی کار آمدن پسرش منتصر، قبر امام بازسازی شد و عمارتی بر آن ساخته شد.

اولین کتاب

«ترجمة الامام لحسین من تاریخ مدینه دمشق» تألیف علی بن الحسن ابن عساکر متوفی 571 ه . ق برای اولین بار در بیروت منتشر شد.

اولین مقتل

قدیمی ترین مقتل، مقتل ابی مخنف تالیف لوط بن یحیی بن سعید بن محنف کوفی متولد 75 هجری قمری یعنی حدود 14 سال بعد از واقعه عاشورا است.

اولین نویسنده

در منابع شیعه اولین شخصی که کتابی درباره امام حسین علیه السلام نوشت اصبغ بن نباته بود. او از فرماندهان علی علیه السلام بود.

 

 

 

 

السلام علی الحسین الذی سمحت نفسه بمهجته

سلام بر حسین که جانش را تقدیم نمود.

اسلام علی من اطاع الله فی سره و علانیته

سلام بر کسی که اطاعت کرد خدا را در نهان و آشکار

اسلام لی من جعل الله الشفاء فی تربته

سلام بر آن کسی که خداوند شفا را در خاک مزارش قرار داد

السلام علی من الاجابة تحت قبته.

سلام بر آن کسی که اجابت دعا در زیر بارگاه اوست

السلام علی من الائمة من ذریته

سلام بر آن کسی که امامان از نسل اویند

السلام علی شهید الشهدا

سلام بر شهید شهیدان

السلام علی خامس اصحاب اهل الکساء

سلام بر پنجمین اصحاب اهل کساء

السلام علی ساکن کربلا

سلام بر ساکن کربلا

السلام علی من کبته ملائکة السماء

سلام بر آن کسی که فرشتگان آسمان بر او گریستند

السلام علی منازل البراهین

سلام بر آن جایگاه های دلایل

السلام علی الائمة السادات

سلام بر ائمه سادات

السلام علی الشفاه الذبلات

سلام بر آن لب های خکشیده

السلام علی الاسجاد العاریات

سلام بر آن پیکرهای عریان و برهنه

السلام علی الدماء السائلات

سلام بر آن خون های جاری

السلام علی الاعضائ المقطعات

سلام بر آن اعضای قطعه قطعه شده

السلام علی الغریب الغربا

سلام بر غریب غریبان

السلام علی المهتوک الخباء

سلام بر آن که حرمت خیمه گاهش دریده شد

السلام علی الروؤس المثالات

سلام بر سرهای بالا رفته بر نیزه ها

السلام علی النسوة البارزات

سلام بر آن بانوان بیرون آمده از خیمه ها

السلام علی اتقیل المظلوم

السلام علی اخیه المسموم

السلام علی الابدان السلبیه

سلام بر آن بدن های برهنه شده

السلام علی المجلدین فی الفلوات

سلام بر آن به خاک افتادگان در بیابان ها

السلام علی النازحین عن الاوطان

سلام بر آن دور افتادگان از وطن ها

السلام علی المدفونین بلا اکفان

سلام بر آن دفن شدگان بدون کفن

السلام علی المظلوم بلا ناصر

سلام بر آن مظلوم بی یاور

السلام علی صاحب اتقبة السامیه

سلام بر آن صاحب بارگاه عالی رتبه

السلام علی من افتخر به جبرئیل

سلام بر آن کسی که جبرئیل به او مباهات می کرد

السلام علی المقطوع الوتین

سلام بر آن که شاهرگش بریده شد

السلام علی الشیب الخضیب

سلام بر آن محاسن به خون خضاب شده

السلام علی الشغر المقروع بالقصیب

سلام بر آن دندان چوب خورده

السلام علی الخد التریب

سلام بر آن گونه خاک آلوده




برچسب ها :

واقعه کربلا



. نتیجه پیروزی بنی‌امیه، آغاز قیام‌های هواخواهان اهل‌بیت طرفهای درگیر بنی‌امیه بنی‌هاشم فرماندهان عمر بن سعدشمر بن ذی‌الجوشنعبیدالله بن زیادحر بن یزید ریاحی که بعدا" به سپاه حسین بن علی پیوست حسین بن علیعباس بن علیحبیب بن مظاهر توان ۳۰٫۰۰۰~۲۰۰٫۰۰۰ بین ۷۲ تا ۱۴۵ تن تلفات نامشخص ۷۲[۱] نبرد کربلا جنگی بود که در دهم محرم ۶۱ هجری قمری (مهر ۵۹ خورشیدی) اتفاق افتاد. روز نبرد به عاشورا معروف است. این نبرد میان سپاه حسین بن علی و سپاه یزید بن معاویه در نزدیکی محلی به‌ نام کربلا در گرفت. حسین بن علی روز دوم محرم به کربلا رسید و روز سوم عمر بن سعد با ۴۰۰۰ نفر در کربلا اردو زد. در روز هفتم محرم آب را بر حسین بن علی و همراهانش بستند و در نهم محرم، شمر با ۴۰۰۰ نفر و نامه‌ای از طرف عبیدالله بن زیاد وارد کربلا شد، او در این نامه به عمر بن سعد دستور داده بود با حسین بن علی بجنگند و او را بکشد و اگر این‌ کار از دست او برنمی‌آید، فرماندهی را به شمر واگذارد. روز دهم محرم سپاهیان حسین بن علی و عمر سعد در مقابل هم قرار گرفتند. به روایت ابومخنف تعداد سپاه حسین ۳۲ سواره نظام و ۴۰ پیاده[۲] و به روایت محمد باقر چهل و پنج سوار و صد نفر پیاده[۳] بود. در مقابل او سپاه عمر بن سعد با حدود ۳۰۰۰۰ نفر قرار داشت.[۴] جنگ آغاز شد و حسین و یارانش کشته شدند. پس از جان‌ باختن حسین، سپاه عمر بن سعد سر ۷۲ تن از لشکریان حسین به علاوه سر علی اضغر فرزند ۶ ماهه او را جدا کرده و بر بالای نیزه‌ها گذاشتند و بر اجساد گشته شدگان اسب تاختند.[۵] خیمه‌ها تاراج و در نهایت آتش زده شد، ساربان شترهای کاروان حسین بن علی به‌نام بجدل بن سلیم برای بدست‌آوردن انگشتر حسین بن علی، انگشت وی را برید تا انگشتر را بدست آورد و در نهایت سپاه عمر بن سعد اجساد کشته‌شدگان کربلا را در بیابان رها کرد و این اجساد پس از سه روز توسط قوم بنی‌اسد دفن شدند.[۶] هر چند به لحاظ نظامی ابعاد این نبرد بزرگ نبوده‌است اما اثر اعتقادی و سیاسی بزرگی داشته‌است. از یک سو سبب تضعیف مشروعت سیاسی حکومت بنی امیه شده‌است. به طوری که پس از آن قیام‌های فراوانی با شعار خونخواهی حسین بر ضد آن حکومت رخ داد و در نهایت منجر به سقوط آن شد. از سوی دیگر نقشی چشمگیر بر هویت اجتماعی و اعتقادی شیعیان طی سده‌های بعد تا به امروز داشته‌است. محتویات [نهفتن]  ۱ پیش‌زمینه ۲ سپاه یزید ۳ سپاه حسین بن علی ۴ روز نبرد ۵ کشته‌شدن حسین بن علی ۶ پس از نبرد ۷ جستارهای وابسته ۸ پانویس پیش‌زمینه [ویرایش] حسین بن علی هنگام زمام‌داری پدرش، او را در جنگ‌های جمل و صفین و نهروان همراهی کرد. سال ۵۰ هجری قمری هنگام کشته‌شدن برادرش حسن بن علی، معاویه حدود ۱۰ سال به‌عنوان خلیفه باقی بود. بر پایه قرارداد صلح با حسن، طبق بند دوم صلح‌نامه معاویه نمی‌بایست برای خود جانشینی انتخاب کند.[۷] به روایت سلیم پسر قیس یک سال پیش از مرگ معاویه در حج سال ۵۹ هجری قمری حسین بنی هاشم، دویست نفر از اصحاب پیامبر و پانصد نفر از تابعان را در مِنی در خیمه خود گرد آورد. احادیث پیامبر مشتمل بر نصب علی به خلافت در غدیر خم و شأن و جایگاه اهل بیت را به یادشان آورد و آنان بر آن اقرار کردند و نیز از معاویه و ستمش انتقاد کرد. سپس با آنان پیمان بست که این مطالب را به خاندان و قبایل خود برسانند. [۸] معاویه در نیمه رجب سال ۶۰ هجری قمری مرد و پسرش یزید را به جانشینی برگزید. حسین بن علی از همان نخست بیعت وی را نپذیرفت. یزید نامه‌ای به حاکم ولید پسر عتبه حاکم مدینه نوشت و به او دستور داد که از حسین بن علی، عبدالله پسر عمر و عبدالله پسر زبیر برای یزید بیعت بگیرد و اگر حاضر به بیعت نشدند آنها را بکشد. حاکم مدینه در اجرای فرمان سستی کرد و یزید عمرو پسر سعید پسر عاص را به جایش گماشت.[۹] حسین که حاضر به بیعت با یزید نبود با خانواده خود شب بیست و هشت رجب از مدینه به مکه رفتند. در این هنگام مردم کوفه که از مرگ معاویه با خبر شده‌بودند نامه‌های زیادی برای حسین بن علی نوشتند و از او خواستند تا به عراق و کوفه بیاید. حسین بن علی نیز مسلم بن عقیل را به کوفه فرستاد. ابتدا هزاران نفر از مردم کوفه با مسلم بن عقیل همراه شدند. اما با ورود عبیداللّه پسر زیاد که از سوی یزید به حکومت کوفه گمارده شده‌بود و مردم کوفه را تهدید کرده‌بود، مسلم را تنها گذاشتند.[نیازمند منبع] عبیداللّه، مسلم بن عقیل را دستگیر کرد و کشت. حسین با خانواده و یاران خود به‌سمت کوفه حرکت کرد و در نزدیکی کوفه بود که خبر پیمان‌شکنی مردم کوفه و کشته‌شدن مسلم را آوردند. عبیداللّه که بر اوضاع کوفه مسلط شده‌بود حر پسر یزید ریاحی را برای دستگیرکردن حسین بن علی و همراهانش فرستاد و سپس عمر بن سعد را با ۳۰٬۰۰۰ نفر[نیازمند منبع] به کربلا فرستاد. این امر موجب شد تا شمار زیادی از افرادی که با حسین بودند او را رها کنند و تنها نزدیک‌به ۷۰ تن با او باقی بمانند. عبیداللّه به عمر بن سعد وعده داده‌بود که اگر حسین بن علی را بکشد، او را فرمانده ری خواهد کرد؛ اما پس از این ماجرا این کار را نکرد. سپاه یزید [ویرایش] تعداد سپاهیانی که ابن زیاد برای جنگ با حسین گسیل کرد در منابع مختلف گزارش شده‌است. این تعداد دست کم ۴۰۰۰ نفر و در برخی گزارش‌ها تا ۸۰۰۰۰ نفر برآورد است. اما مشهورترین تخمین حدود ۳۰۰۰۰ نفر است. طبق تحقیق سیدمجید پورطباطبایی[۱۰] ترکیب سپاه به شرح ذیل بوده‌است: ۱ـ ۴٬۰۰۰ نفر به فرماندهی عمر بن سعد ۲ـ ۴٬۰۰۰ نفر به فرماندهی شمر بن ذی الجوشن ۳ـ ۱٬۰۰۰ نفر به فرماندهی حربن یزید ریاحی ۴ـ ۲٬۰۰۰ نفر به فرماندهی یزید بن رکاب کلبی ۵ـ ۴٬۰۰۰ نفر به فرماندهی حصین بن نمیر تمیمی ۶ـ ۳٬۰۰۰ نفر به فرماندهی مغایر بن رهینه مازنی ۷ـ ۲٬۰۰۰ نفر به فرماندهی نصر بن حرشه ۸ـ ۳٬۰۰۰ نفر به فرماندهی کعب بن طلعه ۹ـ ۱٬۰۰۰ نفر به فرماندهی شبث بن ربعی ۱۰ـ ۱٬۰۰۰ نفر به فرماندهی حجّار بن ابجر ۱۱ـ ۴٬۰۰۰ نفر به فرماندهی عمر و بن حجاج زبیدی ۱۲ـ ۱٬۰۰۰ نفر به فرماندهی یزید بن الحرث بن رویم ۱۳ـ ۵۰۰ تیراندازان همراه حصین ۱۴ـ ۵۰۰ نفر به فرماندهی عزرة بن قیس جمع کل: ۳۱٬۰۰۰ نفر سپاه حسین بن علی [ویرایش] نوشتار اصلی: فهرست کشته‌شدگان واقعه کربلا به روایت ابومخنف تعداد سپاه حسین ۳۲ سواره نظام و ۴۰ پیاده[۱۱] و به روایت محمد باقر چهل و پنج سوار و صد نفر پیاده[۱۲] بود. حسین زهیر بن قین را به فرماندهی جناح راست و حبیب بن مظاهر را به فرماندهی جناح چپ گماشت. میانه سپاه را نیز به برادرش عباس سپرد. روز نبرد [ویرایش] بنا بر نقل سید بن طاووس، در کتاب لهوف، صبح عاشورا ابتدا حسین بریر پسر خضیر از زاهدان نامدار کوفه را جهت موعظه جانب لشکر عمر سعد فرستاد، ولی آنان اعتنا نکردند. سپس خود به نزد آنان رفت تا اتمام حجت کند. او گفت مرا بین دو چیز مخیر کرده اند. یا بجنگم و یا ذلت پذیرم و با یزید بیعت کنم، ولی ذلت از ما دور است. لذا با شما می جنگم. [۱۳] سپس سپاه عمر سعد جنگ را آغاز کرد. این حمله با تیراندازی عمر سعد به طرف اردوگاه حسین بن علی ‏آغاز شد.[۱۴] شمر هم به نیروهای خود دستور داد که حمله‌ای ‏گروهی بکنند و سپاه حسین‏ را نابود کنند. همه گردان‌های سپاه کوفه در این حمله شرکت داشتند. یاران حسین هم در مقابل این هجوم تلاش کردند که از خود دفاع کنند[نیازمند منبع] و نیمی از یاران‏ او (غیر از بنی هاشم) در این حمله نخست کشته شدند. شمار کشته‌شدگان این حمله را ۴۱ تن گفته‌اند. شماری از آنان (غیر از ۱۰ نفر از غلامان حسین و دودمانش و ۲ تن از غلامان علی‏)، عبارت‌اند از: نعیم بن عجلان، عمران بن کعب، حنظله، قاسط، کنانه، عمرو بن مشیعه، ضرغامه، عامربن مسلم، سیف بن مالک، عبدالرحمان درجی، مجمع عائذی، حباب بن حارث، عمرو جندعی، حلاس بن عمرو، سوار بن ابی عمیر، عمار بن ابی سلامه، نعمان بن عمر، زاهر بن‌عمر، جبلة بن علی، مسعود بن حجاج، عبدالله بن عروه، زهیر بن سلیم، عبدالله و عبیدالله ‏پسران زید بصری. جنگ گروهی و تن به تن تا نماز ظهر ادامه یافت. هنگام نماز حسین به زهیر بن قین و سعید بن عبدالله حنفی دستور داد با نیمی از یاران در مقابل او صف بکشند تا بتواند به نماز بایستد. دشمن در هنگام نماز آنها را تیرباران کرد. سعید بدن خود را سپر قرار داد و به شهادت رسید. [۱۵] کشته‌شدن حسین بن علی [ویرایش] سوگواری محرم رویدادها نبرد کربلا · شام غریبان · اسارت در شام افراد حسین بن علیعلی‌اکبر پسر حسینعلی‌اصغر پسر حسینعباس بن علیزینب کبریسکینه بنت حسینمسلم بن عقیلفهرست کشته‌شدگان جای‌ها حرم حسینی · حسینیه · موزه محرم مناسبت‌ها تاسوعا · عاشورا · اربعین مراسم مرثیه · نوحه · تعزیه · روضه · تکیه · زنجیرزنی · سینه‌زنی · عَلَم · سقاخانه · دسته عزاداری ·طشت‌گذاری ن • ب • و عمر بن سعد دستور داد تا حسین بن علی و همراهانش را محاصره کنند و آب را به روی آنان ببندند. سرانجام حسین بن علی در روز عاشورا، ۱۰ محرم سال ۶۱ در کربلا کشته شد و همهٔ خیمه‌های خانواده و یارانش رابه آتش کشیدند.[نیازمند منبع] پس از نبرد [ویرایش] پس از کشته‌شدن یاران و خانواده حسین بن علی در واقعه کربلا، عمر بن سعد دستور داد تا سرهای آنان را ببرند. پس از آن، سرها را بین قبایل قسمت نمود[نیازمند منبع] تا آنان بدین وسیله به ابن زیاد نزدیک‌تر شوند. قبیله کنده به ریاست قیس بن اشعث کندی ۱۳ سر، قبیله هوازن به ریاست شمر بن ذی الجوشن ۱۲ سر، تمیم ۷ سر و بنی اسد ۱۶ سر بر نیزه کردند و در مجموع با ۷۱ سر بریده وارد کوفه شدند.[نیازمند منبع] هنگام طلوع آفتاب سرهای کشته‌شدگان و کاروان اسیران از باب الساعات وارد مسجد اموی شد. آنگاه به دستور یزید، تمامی سرها تا ۳ روز بر دروازه‌های شهر و مسجد اموی آویزان گردید. علی پسر حسین پس از چندی موافقت یزید را گرفت تا سرها را به بدن‌ها ملحق کند و سر حسین و دیگر کشته‌شدگان را به کربلا برد و به اجسادشان ملحق کرد.[نیازمند منبع] در عین حال چند سر را در باب الصغیر به خاک سپردند، که عبارت‌اند از:[نیازمند منبع] سر ابوالفضل العباس سر علی‌اکبر سر حبیب بن مظاهر جستارهای وابسته [ویرایش] مقتل‌الحسین شهید جاوید حسین بن علی و نبرد کربلا از دیدگاه دانشمندان مذهب سنی پانویس [ویرایش] ↑ تاریخ طبری ↑ قیام جاوید، گردانیده مقتل الحسین ابی مخنف، ترجمه و تصحیح حجت الله جودکی، موسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان، ۱۳۷۷، ص ۷۸ ↑ سید بن طاووس، ترجه عقیقی بخشایشی. لهوف. دفتر نشر نوید اسلام، ۱۳۷۷. ۱۲۵. شابک ‎۶-۳۱-۶۴۸۵-۹۶۴.  ↑ آينده روشن - تعداد لشگر یزید در مقابل لشگر امام حسین(ع) ↑ قیام جاوید، گردانیده مقتل الحسین ابی مخنف، ترجمه و تصحیح حجت الله جودکی، موسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان، ۱۳۷۷، ص ۷۸ ↑ وب‌گاه حوزه ↑ مرکز تحقیقات حضرت ولی‌عصر ↑ آوینی، سید مرتضی؛ فتح خون؛ ۱۳۷۹؛ نشر ساقی؛ صص ۸-۱۰ ↑ آوینی، سید مرتضی؛ فتح خون؛ ۱۳۷۹؛ نشر ساقی؛ صص ۱۰-۱۲ ↑ آينده روشن - تعداد لشگر یزید در مقابل لشگر امام حسین(ع) ↑ قیام جاوید، گردانیده مقتل الحسین ابی مخنف، ترجمه و تصحیح حجت الله جودکی، موسسه فرهنگی انتشاراتی تبیان، ۱۳۷۷، ص ۷۸ ↑ سید بن طاووس، ترجه عقیقی بخشایشی. لهوف. دفتر نشر نوید اسلام، ۱۳۷۷. ۱۲۵. شابک ‎۶-۳۱-۶۴۸۵-۹۶۴.  ↑ سید بن طاووس، ترجه عقیقی بخشایشی. لهوف. دفتر نشر نوید اسلام، ۱۳۷۷. ۱۲۳ و ۱۲۵. شابک ‎۶-۳۱-۶۴۸۵-۹۶۴.  ↑ سید بن طاووس، ترجه عقیقی بخشایشی. لهوف. دفتر نشر نوید اسلام، ۱۳۷۷. ۱۲۷. شابک ‎۶-۳۱-۶۴۸۵-۹۶۴.  ↑ سید بن طاووس، ترجه عقیقی بخشایشی. لهوف. دفتر نشر نوید اسلام، ۱۳۷۷. ۱۳۷. شابک ‎۶-۳۱-۶۴۸۵-۹۶۴.  [نهفتن] ن • ب • وواقعه کربلا کشته‌شدگان کربلا‏ حسین بن علی • ابوبکر بن حسن • ابوثمامه صیداوی • بریر بن خضیر همدانی • جعفر بن عقیل بن ابیطالب • جناده بن حارث سلمانی • حارث بن امری القیس کندی • حبیب بن عبدالله نهشلی • حجاج بن زید سعدی • حجاج بن مسروق جعفی • حر بن یزید ریاحی • حلاس بن عمر راسبی • حنظله بن اسعد شبامی • حنظله بن عمرو شیبانی • زهیر بن قین • عابس بن ابی شبیب الشاکری • عباس بن علی • عبدالرحمان بن عقیل • عبدالله بن مسلم بن عقیل • علی‌اصغر پسر حسین • علی‌اکبر پسر حسین • قاسم بن حسن • محمد بن مسلم بن عقیل • مسلم بن عوسجه • نافع بن هلال عاملان واقعه کربلا‏ حرمله • سنان بن انس نخعی • شمر • عبیدالله بن زیاد • عمر بن سعد • یزید مراسم‌ ماه محرم‏ زنجیرزنی • سنج و دمام • سوگواری محرم • شام غریبان • شاه‌حسین‌گویان • قمه‌زنی • مرثیه  • نوحه • تعزیه  • روضه جستارهای وابسته فهرست کشته‌شدگان واقعه کربلا • عاشورا • تاسوعا نبرد کربلا • اسارت در شام • اربعین • سقاخانه  • تکیه • عَلَم برگرفته از «_%*/ }

 

 



برچسب ها :

پرسش :

 آيا تعداد كشته شدگان از لشكر عمر بن سعد در تاريخ معلوم است و اينكه ميگويند: امام حسين(علیه السلام) در حادثه عاشورا 1950 نفر را به تنهايي به هلاكت رسانيدند، صحيح است يا خير؟

 

 

پاسخ :

 تعداد كشتهشدگان لشكر عمر بن سعد به طور دقيق روشن نيست، ولي در مقاتل چنين نوشته شده است كه حبيب بن مظاهر كه از ياران امام حسين(ع) بود، در روز عاشورا نبرد سختي كرد و شصت و دو مرد را كشت،[1] يا زهير بن قين ـ يكي ديگر از اصحاب امام حسين(ع) ـ در روز عاشورا صد و بيست نفر را كشت تا كثير بن عبدالله شعبي و مهاجربن‏اوس او را به شهادت رساندند.[2]

نافع بن هلال نيز كه نام خود را بر تيرهايش نوشته و آنها را زهرآلود كرده بود، دوازده ياسيزده تن از ياران عمر بن سعد را كشت تا هر دو بازويش را شكستند و اسيرش كردند و بعد شمر او را به شهادت رسانيد،[3] يا ابي الشعثاء كندي كه تيرانداز زبردستي بود، در روز عاشورا پنج نفر زا به درك واصل كرد.[4] و وهب بن عبدالله كه مادرش روز عاشورا با او بود، گفت: پسرم برخيز و زادهي دختر رسول خدا(ص) را ياري كن! او هم براي اطاعت سخن مادرش به ميدان رفت و نوزده سوار و دوازده پياده از لشكر عمر بن سعد را كشت تا اين كه هر دو دستش را برديدند، بازجنگيد تا كشته شد[5] و عبدالله بن عمر كلبي هفت يا هشت تن از آنها را كشت، سپس اسير شد و به دستور عمر بن سعد، گردنش را زدند[6] و قره بن ابي قره غفاري شصت و هشت تن و مالك بن انس چهارده و به قولي هجده تن از آنان را كشت؛ [7] جون بن ابي مالك ـ آزاد كرده ابيذر غفاري ـ بيست و پنج نفر را كشت و جنازه او را پس از ده روز يافتند كه بوي مشك از آن بلند ميشد[8] و انيس بن معقل اصبحي نيز بيش از بيست نفر را كشت و مؤذن امام حسين(ع) ـ حجاج بن مسروق جعفي ـ بيست و پنج نفر را كشت و به شهادت رسيد[9] و غلام تركي كه خادم امام حسين(ع) و حافظ قرآن بود، جماعتي را كه تا هفتاد نفر گفتهاند، كشت.[10] و علي اكبر(ع) هم جمع بسياري را كشت، در روايتي يكصد و بيست مرد را كشت و در مناقب گويد، هفتاد مرد را كشت و جنگ را ادامه داد تا به دويست تن رسانيد.[11] عبدالله پسر مسلم بن عقيل در سه حمله نود و هشت مرد را كشت تا اين كه به دست عمروبن صبيح صيداوي و اسد بن مالك شهيد شد؛[12] اما خوارزمي و ابن شهرآشوب ميگويند: در سه حمله جماعتي را كشت[13]. عون پسر عبداللهبن جعفر ـ فرزند زينب كبري(س) ـ هيجده پياده را كشت[14] و پسر ديگر زينب كبري(س)، به نام محمد، ده تن را كشت[15] و عبدالرحمن بن عقيل هفده سوار را كشت[16] و جعفر بن عقيل دو مرد و طبق نقلي پانزده سوار را كشت؛[17] قاسم بن حسن نيز سي و پنج مرد را كشت[18] و حسن بن حسن(ع) در روز عاشورا در خدمت حسين(ع) جنگيد و هفده نفر را كشت.[19]

در روز عاشورا وقتي امام حسين(ع) تنها شد، بعضي از راويان گفتند: «به خدا قسم! من شكسته بالي كه فرزند و خاندان و يارانش كشته شده باشند، دلاورتر از حسين(ع) نديدم؛ پهلوانان به او حمله ميبردند و او بر آنها حمله ميكرد؛ به سي هزار لشكر كامل حمله ميبرد و مانند ملخ از جلوي او ميگريختند و سپس به مركز خود برميگشت و ميفرمود:

لا حول و لا قوة الا بالله العلي العظيم.[20]

در «اثبات الوصية» روايتي نقل شده كه در آن روز، هزار وهشتصد جنگجو به دست خود كشت. در «بحارالانوار» آمده است كه ابن شهرآشوب در مناقب آل ابي طالب گفته است: پياپي جنگيد تا هزار ونهصد و پنجاه نفر را، جز زخميها، به قتل رسانيد و عمر بن سعد به لشكرش فرياد زد: واي بر شما! ميدانيد با چه كسي ميجنگيد؟ اين زادهي قتّال عرب است! از همه سو به او حمله كنيد، چهار هزار تيرانداز دورش را گرفتند و راه خيمهها را بر او بستند.[21]

دربارهي اين كه چگونه يك شخص ميتواند اين همه از افراد دشمن را به قتل برساند، بايد گفت كه چون لشكر عمربن سعد از هيبت و عظمت و شكوه شخصيّت جنگي امام حسين(ع) در هراس بود، در برابر حملههاي حضرت پا به فرار ميگذارند و در اين ميان بسياري از افراد بدون اين كه از حضرت بر آنها ضربتي وارد آيد، زير دست و پاي اسبها و فشار جمعيت از بين ميرفتند و اين گونه بود كه تعداد كشتههاي كربلا بسيار ميباشد.

پی نوشتها:

[1]. بحارالانوار، ج 45، ص 27.

[2]. نفس المهموم، ص 277 قم مكتبة بصيرتي، سال 1405 ق.

ـ همان، ص 271 و 277.

ـ مقتل الحسين(ع)، مقرم عد الرزاق، ص 244، چاپ پنجم، بيروت، دار الكتاب الاسلامي، 1399 ق.

[3]. وقعة الطف، ابي مخنف، تحقيق: استاد محمد هادي يوسفي غروي، ترجمه: داود سليماني، انتشارات موسسه آموزشي و پژوهشي امام خميني، قم، ص 173.

[4]. همان، ص 178.

[5]. همان، ص 159 و 160.

[6]. همان، ص 286.

[7]. همان، ص 288، مقتل الحسين(ع)، مقرم عبد الرزاق، ص 253.

[8]. همان، ص 291، مقتل الحسين(ع)، ص 252.

[9]. شيخ عباس قمي، همان مأخذ، ص 291.

[10]. همان مأخذ، ص 294.

[11]. همان مأخذ، ص 309، مقتل الحسين(ع)، ص 258، بحارالانوار، ج 45، ص 43.

[12]. همان مأخذ، ص 316.

[13]. مقتل الحسين(ع)، ص 262.

[14]. همان مأخذ، ص 317.

[15]. همان مأخذ، ص 318.

[16]. همان مأخذ، ص 319.

[17]. همان مأخذ، 319.

[18]. همان مأخذ، ص 321.

[19]. همان مأخذ، ص 328.

[20]. اللهوف، ص 105، تاريخ طبري، ج 6، ص 259، بحارالانوار، ج 45، ص 50.

[21]. بحارالانوار، ج 45، ص 50، مناقب آل ابي طالب، ج 4، ص 110.

منبع: نهضت عاشورا (تحريف‌ها و شبهه‌ها)، مركز مطالعات و پژوهش‌‌هاي فرهنگي حوزه‌ي علميه (1381)




برچسب ها :
   

حجم تلفات سپاه عمر بن سعد بسیار زیاد بود. یاران امام حسین علیه السلام با وجود عده‌ی کم شان، آنان را تار و مار کردند و ضربات مهلکی بر آنان وارد آوردند، به گونه ای که بعضی از مورخان گفته‌اند: خانه‌ای در کوفه نبود، مگر آنکه از آن صدای نوحه و گریه بلند بود. 


در بعضی از مقاتل، تعداد کشته های لشگر عمر بن سعد، هشت هزار و هشتاد نفر ذکر شده است. 

با توجه به شجاعت و از خودگذشتگی امام علیه السلام و برادران و فرزندان و اصحابش ، این رقم مبالغه آمیز به نظر نمی‌رسد. 
به عنوان نمونه، شخص امام حسین علیه السلام 1950 نفر به قتل رساند. 
همچنین حضرت عباس بن علی علیه السلام وقتی یک تنه به سوی فرات حمله کرد، چهار هزار نفر از محافظان فرات را از هم گسیخت و تا قبل از رسیدن به فرات، هشتاد نفر را به خاک انداخت. 
حضرت علی اکبر علیه السلام نیز با وجود جراحت و تشنگی، صد و بیست نفر، و به روایتی دویست نفر را به قتل رساند. 
سایر خاندان و اصحاب امام حسین علیه السلام نیز همین گونه جنگیدند و سپاهیان یزید را شجاعانه به خاک و خون افکندند. 

منابع:

  • قصه کربلا، ص 400.
  • حیاة الامام الحسین علیه السلام ،ج 3، ص 315.
  • مناقب ابن شهر آشوب، ج 4، ص 11.
  • مقتل الحسین مقرم، ص 268.
  • بحارالانوار، ج 45، ص 41.
  • نفس المهموم، ص 309.
  • مقتل الحسین مقرم، ص 259.



برچسب ها :
منطقه ای که حاج قاسم آزاد کرد/گزارش تصویری
پنجشنبه ۸ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۳:۱۴
در حالی که علی‌رغم هیاهوی بسیار آمریکا درباره ائتلاف ضد داعش، این ائتلاف تاکنون کاری علیه تروریست‌ها انجام نداده، سردار سلیمانی با هدایت نیروهای در صحنه عراق موفق به آزادسازی شهر استراتژیک جرف الصخر از اشغال تکفیری‌های داعش شد.
 
منطقه ای که حاج قاسم آزاد کرد/گزارش تصویری

 

 



برچسب ها :
آرامش خاص حاج قاسم در خط مقدم/ عکس
جمعه ۹ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۱۴:۳۴
تصویر زیر که به تازگی منتشر شده است، سردار فاتح سپاه اسلام حاج قاسم سلیمانی را در کنار یک قبضه ضدهوایی در منطقه ای نزدیک به سامرا نشان می دهد.




برچسب ها :
قاسم سلیمانی طراح عملیات آزاد سازی «جرف‌الصخر»
سه شنبه ۶ آبان ۱۳۹۳ ساعت ۰۶:۰۰
مرجع : کیهان
رهبر حزب دعوت اسلامي عراق در واکنش به آزادسازي منطقه «جرف‌الصخر» اعلام کرد اين پيروزي شمارش معکوس براي نابودي داعش را کليد زد.
 
قاسم سلیمانی طراح عملیات آزاد سازی «جرف‌الصخر»
به گزارش افکارنیوز،پيروزي بزرگ ارتش عراق در آزادسازي منطقه «جرف‌الصخر» که روز يکشنبه اتفاق افتاد آنچنان تاثيرگذار بود که واکنش‌هاي گسترده و مختلفي را برانگيخته است.

در همين ارتباط «وليد العلي» از رهبران حزب دعوت اسلامي در عراق پيروزي نيروهاي امنيتي و بسيج مردمي درمبارزه با داعش در اين کشور را آغازگر شمارش معکوس براي نابودي اين گروهک تروريستي درعراق توصيف کرد.

رهبر حزب دعوت اسلامي عراق تاکيد کرد پيروزي ارتش و نيروهاي مردمي در عمليات عاشورا براي آزادسازي «جرف‌الصخر» به جهانيان نشان داد که اين عمليات شروع پيروزي‌هايي است که به استان بابل محدود نمي‌شود و همه استان‌ها را در بر خواهد گرفت.

همچنين ۴۰۰ تن از شيوخ و بزرگان عشاير عراق با سفر به «جرف‌الصخر» درشمال استان بابل بر ادامه حمايت از نيروهاي امنيتي و بسيج مردمي تاکيد و به آنها در بيرون راندن تروريست‌هاي داعش از اين منطقه تبريک گفتند.

خبرگزاري انگليسي رويترز نيز در حالي که نمي‌توانست نسبت به اين پيروزي بزرگ ارتش عراق واکنش نشان ندهد سعي کرد ضمن تاکيد بر بزرگ بودن موفقيت حاصل از عمليات عاشورا، بيشتر بر اختلافات شيعه و سني در اين کشور دامن بزند.

از سوي ديگر آمريکا که رهبري ائتلاف بين‌المللي به اصطلاح ضدداعش را برعهده دارد و ائتلاف تحت امرش نتوانسته است تاکنون عليه تروريست‌هاي داعش اقدام مثبتي انجام دهد با تمجيد از اين پيروزي همچنان بر طولاني بودن جنگ با داعش تاکيدکرد.«برت مک‌گورک» معاون ژنرال «جن آلن» نماينده رئيس‌جمهور آمريکا در ائتلاف در اين مورد اعلام کرد: در طول ۷۲ ساعت گذشته، نيروهاي عراقي و کردي درچندين منطقه عراق پيروزي‌هاي مهمي در برابر تروريست‌هاي داعش به دست آوردند.

مک گورک تاکيد کرد که مبارزه‌اي طولاني و چالش‌برانگيز در پيش است، اما عراق اکنون با پشت‌سرگذاشتن دشوارترين مرحله در تابستان امسال، در حال حرکت رو به جلو است، داعش به دست عراقي‌ها، در تمام بخش‌هاي عراق، از جمله الانبار، نينوا و صلاح‌الدين شکست خواهد خورد.

عملکرد ضعيف ائتلاف ضد داعش در عراق و سوريه در حالي است که رسانه‌هاي منطقه‌اي از سردار حاج قاسم سليماني فرمانده نيروي قدس سپاه ايران به عنوان طراح عمليات عاشورا و تاثيرگذارترين شخص در آزادي «جرف‌الصخر» ياد کرده و از وي تمجيد کرده‌اند.شکست تروريست‌هاي داعش در «جرف‌الصخر» باعث شد که حيدر العبادي نخست‌وزير عراق اين پيروزي را الگويي براي آزادسازي ديگر مناطق در مبارزه با داعش بخواند.

العبادي که به اردن سفر کرده ضمن هشدار درباره خطر گروه تروريستي داعش اعلام کرد که اين گروه تلاش مي‌کند به بدنه همزيستي مسالمت‌آميز در عراق ضربه بزند. همچنين فواد معصوم رئيس‌جمهور عراق در بيانيه‌اي از موفقيت نيروهاي امنيتي در پاکسازي منطقه جرف‌الصخر درشمال استان بابل تقدير و ابراز اميدواري کرد اين موفقيت‌ها در همه شهرهاي تحت اشغال داعشي‌ها حاصل شود.
از سوي ديگر در جهت وحدت بين گروه‌هاي عراق در مقابل داعش شماري از رهبران قبايل سني عراق در ديدار با حيدرالعبادي در پايتخت اردن از دولت وي در مقابله با تروريسم حمايت کردند.

در جريان پيروزي ارتش عراق در جرف‌الصخر نيروهاي اهل سنت همگام با شيعيان عليه داعش حضور داشتند. مردم منطقه جرف‌الصخر پس از آزادسازي اين شهر به خيابان‌ها آمدند و به جشن و پايکوبي مشغول شدند و از ارتش عراق تقدير کردند.

پس از اين پيروزي بزرگ شبکه‌هاي اجتماعي عراق تصاويري را منتشر کردند که سردار سليماني را در حال زيارت حرم امام حسين(ع) نشان مي‌داد که به شکرانه اين پيروزي به پابوس سيد‌الشهدا(ع) رفته بود.
ارتش عراق روز يکشنبه (۴ آبان) پس از چهارماه کار شناسايي موفق شد منطقه «جرف‌الصخر» که به نوعي دروازه بغداد، کربلا و نجف بود را طي عمليات عاشورا از دست تروريست‌هاي داعش آزاد کند. دراين عمليات ۴۰ فرمانده اصلي داعش و اتاق فکر آنها از بين رفت و بيش از ۲۰۰ عنصر ميداني داعش نيز به هلاکت رسيدند.



برچسب ها :
حکایتی عجیب از اعتراض یک رومی به یزید
 
حادثه کربلا همیشه موضوع خوبی برای نوشتن بوده است. شاید چون هر چه نوشته اند نتوانسته اند حق مطلب را ادا کنند. یا شاید چون هر چه بنویسند هم نتوانند حق مطلب را ادا کنند. به هر صورت همیشه می شود از منظری به این ماجرا نگریست. گاهی یک جمله از زبان معصوم یا خاندان معصوم در ظهر عاشورا کافیست تا یک محرم بسوزی، و یا یک روایت از شاهد عینی کافیست تا بر اساس آن داستان هایی نوشته و یا فیلم هایی ساخته شود.
 
تاریخ انتشار : سه شنبه ۲۶ ارديبهشت ۱۳۹۱ ساعت ۰۹:۰۱
به گزارش الف به نقل از خبرنامه دانشجویان ایران، رمان "شمّاس شامی" نیز یکی از همین نوشته ها است. چرا که حادثه عاشورا نکته های ناگفته زیادی دارد. شاید بتوان گفت، همانهایی را هم که بسیار گفته اند هر بار که می گویند باز تازه تر است. شاید چون قطرات خون سیدالشهدا (ع) خشک شدنی نیست و می چکد تا نهالی که بدست پدرانش کاشته شد را آبیاری کند. و یا شاید این قطرات خون، خونابه های چشمان حسین اند. خونابه هایی که به دنبال کاروان هنوز از چشمان فرمانده جاری است.

"شمّاس شامی" نوشته مجید قیصری است. کسی که در مورد هدف نگارش این اثر می گوید: "من می خواهم بگویم ثمره این جنگ چیست؟ یک عده اسیر که همه زن هستند؟ خیلی بی معناست. یعنی هر آزاده یی، هر انسانی در هر شرایطی با خود می گوید این وحشی گری است." وی ادامه می دهد: "داستان اگر اجازه ندارد تاریخ را تحریف کند، اما این توان و ظرفیت را دارد که تاریخ را از زاویه‌ای نو روایت کند. گویی دوباره آن را می‌آفریند."

وی در این اثر به روایت یک محقق سوری می‌پردازد که به طور اتفاقی، کتاب کهن و ناشناخته‌ای را در شهر حلب به دست می‌آورد و اگر خواننده تا انتها با داستان همراه شود متوجه می‌شود که داستان به گونه‌ای معما گونه پیش می‌رود، درعین اینکه او بارها درباره کتاب اظهار کرده است که "شمّاس شامی" یک رمان است نه تاریخ. اين رمان، در واقع، گزارش مفصلي است كه به حوادث بعد از واقعه كربلا مي‌پردازد. مخاطب اين گزارش هم، فرستاده ويژه روم است كه در همان زمان به شهر شام سفر كرده بود تا جانشين جديد امپراتور روم را منسوب كند و آن‌چه باعث اهميت اين گزارش شده‌‌، جسارت نويسنده در پرداختن به موضوع جايه جايي سفيران است.

نکته جالب درباره شماس شامی این است که نویسنده هرگز اصراری بر اینکه مخاطب به طور قطع این اثر را باور کند، ندارد و دامنه دروغ یا حقیقت‌گونگی آن را بر عهده تخیل مخاطب می‌گذارد. چه بسا به این نکته نیز اشاره می‌کند که شماس شامی شخصیتی است که اساسا وجود خارجی نداشته است.

با این تفاسیر، نویسنده کوشیده است به زعم خود به شکل غیر مستقیم و از دریچه نگاهی تازه به واقعه عاشورا نگاه کند و اتفاقات را از زاویه دید خود به تصویر کشد. برخی از منتقدان ادبی درباره اثر معتقدند شماس شامی از نخستین سطحی که شروع می‌شود، دارای اضلاع مختلفی است، به طوری که ما تا پایان روایت، تخطی از نظرگاه نمی‌بینیم بویژه اینکه وقتی روایت از ۲، ۳ فصل جلوتر می‌رود، مخاطب را متوجه این قضیه می‌کند که ما اصولا با یک رمان جنایی- معمایی یا پلیسی- معمایی سر و کار داریم و وجود این معماگونگی را باید در هوشمندی نویسنده جست‌وجو کرد، زیرا تنها این مولفه است که منجر به ایجاد تعلیق و برخی گره‌ها در داستان می‌شود.

فارغ از موضوع و مضمون، اگر بخواهیم به شکل اجمالی نقش ساختار و فرم را در اثر بررسی کنیم، با خواندن بخشی از داستان متوجه داستانسرایی نیرومند می‌شویم، یعنی یک جور کشش داستان‌سرایی در متن که بیش از هرچیز مخاطب را پیش می‌برد. درباره کاربردهای زبانی در شماس شامی نیز می‌توان به این نکته اکتفا کرد که نویسنده برای تسهیل کار خود دست به انجام شگردهایی می‌زند و آنجا که متن را به زبان معیار نزدیک‌تر می‌سازد، می‌توان مابه‌ازای زبانی داستانی و امروزی به جای زبان فاخر را در اثر مشاهده کرد.

رمان "شمّاس شامی" گزارشی است از طرف "يوليوس"، نوكر "جالوت" - كارگزار امپراتوي روم در شام به سال ۶۱ ه.ق – فرستاده "تيموتائوس" امپراتو روم که در سراسر رمان، گزارش‎نويس یعنی "یولیوس"برآن است كه برخلاف روایت های موجود و خبر های رسیده به امپراطور روم، خائن بودن سرورش را با ذكر جزييات ماوقع، انكاركند و پرده از رازي كه گويا فقط نويسنده گزارش از همه ابعاد آن آ‎گاه است، بردارد.
ضمناً نمی‌توان طرحِ جلد خوبِ کتاب را هم نادیده گرفت. قیمتِ خوبش را هم.

در ذیل بخشی از مقدمه مترجم عربي کتاب آورده شده که خواندنی است:

"سه سال پيش سفري داشتم به شهر حلب. قصدم خريد قطعه‌زميني بود كه در آن دوران بازنشستگي را سر كنم. خاطرات خوشي با همسرم در ايام جواني از اين شهر داشتيم. گفتم براي ايام پيري شهر مناسبي است... در همان ايام با پيرمرد سمسار مسيحي آشنا شدم؛ اوايل با من به عنوان محققي كه در صدد خريد قطعه زميني هستم، سلام و عليكي مي‌كرد؛ در همان ديدار اول، دو جلد تاريخ شهر حلب، يك قلمدان نقره‌اي، يك سورمه‌دان براي همسرم از او خريدم.

به مرور زمان، وقتي كه با شغلم و دليل و علاقه‌ام نسبت به تاريح شهر حلب آشنا شد، دوستي‌اش مستحكم‌تر شد. گفت كتابي دارد كه بعيد مي‌داند نمونه‌اش را در دانشگاه بيروت يا جاي ديگر ديده باشم...به پاس ادب به پيرمرد اظهار تمايل كردم كتاب را در فرصتي مناسب مي‌بينم.

اقرار مي‌كنم كه از همان لحظه‌ي اول حدس مي‌زدم كه آمدن من به اين منطقه نه براي خريد زمين، كه ديدن اين كتاب بوده است. از آن طرف، فروشنده‌ زمين، وقتي علاقه‌ من و همسرم را براي خريد زمين فهميد، دندان‌گردي از خودش نشان داد. در يكي از روزهايي كه براي اتمام حجت با فروشنده زمين قرار گذاشته بوديم، كه البته باز قرارمان به روز ديگري موكول شد، فرصت را مغتنم شمرده، رفتم به سراغ دوست سمسارم. در خواست كردم كتابي را كه از آن حرف مي‌زد به من نشان دهد. قبول كرد، اما به اين شرط كه كتاب را از مغازه خارج نكرده و در كنج همان مغازه مطالعه كنم. قبول كردم. چند ساعتي با كتاب كلنجار رفتم.

كتاب به زبان لاتين نوشته شده بودم نام كتاب را اتفاقات بين‌النهرين گذاشته بودند. ديدن ورقه‌هاي زد و كهنه‌ كتاب؛ نشت جوهرهاي گونه‌گون بر كاغذها، تركيب جملات، رنگارنگي جوهرها كه گاه در يك فصل از سياهي به كبودي با شنگرفي مي‌زد، درشت‌نمايي‌هاي خاص كه با حروف لاجوردي صورت گرفته بود از بهترين لحظات عمرم بود كه در كنج آن مغازه سپري كردم. خستگي سفر با خواندن آن كتاب از تنم بيرون رفت. با مطالعه‌ بيش‌تر كتاب متوجه شدم كه متن اصلي گزارش به زبان لاتين توسط شخصي به نام يوليوس (كه در جاي جاي متن به آن اشاره مي‌شود) تحرير شده بود.

زمان دقيق تحرير متن معلوم نبود. حوادث بسياري را نويسنده‌ كتاب هم چون كشكولي زيباگردآوري كرده بود، مانند چگونگي سقوط شهر شام در سال‌هاي چهل هجري، چگونگي وضع آب و هوا و مسائلي از اين قبيل. اما حوادث مربوط به دربار بني‌اميه و شهر شام كه در سال شصت و يك هجري قمري مطابق با ۶۸۲ ميلادي مي‌گذشت از لون ديگري بود. اين اولين باري بود كه مي‌ديم حوادث بعد از واقعه‌ كربلا توسط شخصي بي‌طرف در حال روايت است. متن، بسيار خواندني بود، ترديدي ندارم كه كاتبان بعدي در اصل متن، مطابق با سليقه‌ خود جزئياتي بر متن اصلي افزوده‌اند؛ لازم به گفتن نيست كه در همان نگاه اول شيفته‌ كتاب شدم. البته پيرمرد سمسار از من زرنگ‌تر بود.

تمام راه‌هاي به دام انداختن مشتري‌اش را به خوبي مي‌شناخت. از او امتناع و از من خواهش سرانجام كتاب را به قيمت بسيار بالايي از او خريدم. به نحوي كه ديگر پول قابل توجهي كه بتوانم صرف خريد باغ و زمين بكنم برايم نمانده بود (وقتي كه فروشنده زمين فرستاد دنبام گفتم خريدم را كرده‌ام!) فرداي آن روز، علي رغم ميل باطني‌ام راهي آپارتمام كنه و فرسوده‌ام در شهر دمشق شدم. ترجمه‌ كتاب كاري نداشت بايد كمي روي اصطلاحات آن كار مي‌كردم و مواردي را كه به آن شك و ترديد داشتم با كتب تاريخي معتبري كه در اختيار داشتم تطبيق مي‌دادم. در نهايت كمي روي زبان گزارش كار كردم تا اندكي به زبان معيار امروز نزديك‌تر شود كم تر از سه هفته بخش مربوط به شماس، عالي جناب جالوت ترجمه شد. اميدوارم كه پس اين مهم برآمده باشم."



برچسب ها :
روایتی خواندنی از ناگفته‌های عاشورا

معرفی کتاب «آینه‌داران آفتاب»‌ دکتر محمدرضا سنگری

روایتی خواندنی از ناگفته‌های عاشورا

در طول تاریخ کتاب‌های بسیاری در روایت واقعة عاشورا به جای مانده است که هر کدام ویژگی‌های خاص خود را دارد. اما معمولاً استقبال مردم به آن دسته از کتاب‌هایی بیشتر بوده است که با زبانی ادبی و روایتی هنری به بیان این حادثة عظیم پرداخته‌اند.
 
در طول تاریخ کتاب‌های بسیاری در روایت واقعة عاشورا به جای مانده است که هر کدام ویژگی‌های خاص خود را دارد. اما معمولاً استقبال مردم به آن دسته از کتاب‌هایی بیشتر بوده است که با زبانی ادبی و روایتی هنری به بیان این حادثة عظیم پرداخته‌اند. استفاده از زبان شاعرانه و نثری روان در مقتل‌نویسی امری رایج است که نمونه‌های بسیاری از آن در گنجینة گهربار ادب فارسی به چشم می‌خورد؛ مقاتلی که حتی در لابه‌لای روایت تاریخ از چند بیت شعر نیز استفاده ‌کرده‌اند. «آینه‌داران آفتاب» مجموعه‌ای دو جلدی است که دکتر محمد‌رضا سنگری در آن به حوادث ناگفته‌ و یا کمتر شنیده شده از روز عاشورا پرداخته است؛ پژوهش و نگارشی نو از زندگی و شهادت یاران اباعبدالله الحسین‌(ع) که در آن داستان همة اصحاب امام حسین‌(ع) نقل می‌شود.
«آینه‌داران آفتاب» کتابی تحلیل است که صرفاً تاریخ را برای خواننده روایت نمی‌کند، بلکه تحلیلی از وقایع مرتبط با حادثة عاشورا نیز ارائه می‌کند و این تحلیل‌ها، با زبانی ادبی و به صورت داستان وقایع، شخصیت‌ها و نقش یاران اباعبدالله‌(ع) را در ظهور و بروز قیام عاشورا بازگو می‌کنند. دکتر سنگری پس از سال‌ها کار مطالعاتی و تحقیق‌ها و پژوهش‌های مختلف، سعی کرده است در نوشتن این کتاب حقیقت را سرلوحة کار خود قرار دهد و از وقایع غیر مستند سخن نگوید و اگر شخصیتی را هم نام می‌برد، به زندگی‌نامه و تاریخچة او اشاره می‌کند و در جدولی به بررسی سیر زندگی‌اش می‌پردازد. این جدول شامل تبار و نژاد، زمان پیوستن به اباعبدالله‌(ع)، نحوة شهادت، سن، ویژگی‌ها و فضایل، نام در زیارت‌نامه‌ها و منابع، رجز و اطلاعات دیگر اصحاب امام حسین (ع) می‌شود. اینچنین معرفی اصحاب شیوة نوینی است که باعث می‌شود خوانندة کتاب درک عمیقی از یاران و همراهان امام به دست بیاورد و تا زمان شهادت، زندگی آن‌ها را بشناسد و پی‌گیری کند. استفاده از ترکیبات بدیع و لطیف و در عین حال خیال‌پردازانه بر قوت این کتاب افزوده است و علاوه بر بالا بردن شناخت تاریخی مخاطب، احساسات و عواطف او را نیز تحریک می‌‌کند.
در جلد نخست «آینه‌داران آفتاب» چهار فصل آورده شده که به ترتیب در فصل اول با عنوان مباحث تحلیلی، جایگاه و فضائل اصحاب حسین‌(ع) به فضیلت‌ها و ویژگی‌های یاران آن امام اشاره شده است. نویسنده در فصل دوم به شهیدان پیشاهنگ و در فصل سوم به شهیدان نبرد نخستین پرداخته و فصل چهارم کتاب به شهیدان نبرد تن به تن اختصاص یافته است. جلد دوم با فصل پنج آغاز می‌شود. در این فصل دربارة دو تن از شهیدان هنگام نماز حضرت سیدالشهدا‌(ع) شرحی داده شده و در فصل ششم به نُه شهید پس از نماز اشاره می‌شود. فصل هفتم مفصل‌ترین فصل کتاب است و سنگری در آن به خاندان بنی‌هاشم می‌رسد و داستان بیست و چهار شهید این خاندان پاک و مطهر را شرح می‌دهد. فصل هشتم و پایانی کتاب هم اختصاص دارد به معرفی افرادی که پس از شهادت امام حسین (ع) به شهادت رسیدند. در سی صفحة آخر کتاب هم به ترتیب الفبا منابع و مآخذ مورد استفاده در گردآوری این مجموعه آورده شده است.
شرکت چاپ و نشر بین‌الملل در سال 1386 نخستین چاپ از«آینه‌داران آفتاب» را در 3000 نسخه منتشر کرده است. مجموع دو جلد این کتاب 1470 صفحه در قطع وزیری است و با قیمت 15000 تومان می‌توان آن را از بازار کتاب تهیه کرد.
با یکدیگر به صفحة 868 این کتاب نگاهی می‌اندازیم:
«می دانم جز شهادت فرجام این سفر نیست. می‌روم تا آیات قرآن را با خون بنویسم. می‌روم تا با حنجری خون‌فشان قرآن را تلاوت و تفسیر کنم. 

کمی درنگ کرد. صدای بُریر رنگی دیگر یافت. در سکوت مسجد تنها چشم‌های استاد پرواز می‌کرد؛ همهمة پرواز تا اعماق قلب‌ها را می‌لرزاند. اشک بدرقة مساف  پیر شد. قرآن‌ها بسته شد. قرآن راه می‌رفت. آیات در قامت استوارش، در نگاه روشن و سیمای زیبایش جلوه می‌یافت...» 




برچسب ها :

حجت الاسلام رفيعي

 

حجت الاسلام رفیعی: 
ناگفته های بسیاری در مکتب امام حسین و عاشورا نهفته است 

خبرگزاری رسا ـ استاد حوزه و دانشگاه، با تاکید بر اینکه نباید مکتب امام حسین(ع) و حادثه عاشورا را در بُعد احساسی و مصیبتی آن خلاصه کرد، ناگفته های این مکتب را فراوان توصیف کرد و از روحانیان و خطبا خواست در منابر و سخنرانی ها نسبت به تبیین آن اقدام کنند.


به گزارش خبرنگار خبرگزاری رسا، حجت الاسلام رفیعی، عضو هیات علمی جامعه المصطفی العالمیه، چهارشنبه شب در جمع عزاداران حسینی در شبستان امام خمینی(ره) حرم کریمه اهل بیت حضرت فاطمه معصومه(س) به تبیین حادثه عاشورا پرداخت و با تاکید بر اینکه مکتب و زندگانی امام حسین(ع) ناگفته های بسیاری دارد، گفت: باید در منابر و جلسات سخنرانی و مذهبی به این ابعاد توجه شود تا کربلا و عاشورا تنها در بعد مصیبتی آن خلاصه نشود.

حجت الاسلام رفیعی ابراز داشت: حادثه کربلا و مکتب عاشورا جلوه های بسیار زیبایی دارد که همان خطبه ها، رشادت ها و برخوردهای جانانه با دشمنان است و باید روی آن عنایت و توجه بیشتری صورت گیرد. 

وی در ادامه با اشاره به نامه هایی که به امام حسین(ع) به منظور منع ایشان از حرکت به سمت کوفه و کربلا نوشته شد، گفت: امام حسین(ع) به این گونه افراد چهار گونه جواب داده اند، یک دسته افرادی که دشمنان اهل بیت(ع) همچون مثل مروان و ولید در زمره آنها هستند می گفتند با یزید بیعت کنید، جواب امام حسین(ع) به این دسته تند و صریح است.

حجت الاسلام رفیعی تاکید کرد: حضرت سیدالشهدا(ع) به این دسته تاکید می کردند من اگر با یزید بیعت کنم فاتحه اسلام خوانده است، امام حسین(ع) همچنین به افراد خیرخواه نیز جواب خاص و کوتاه می دادند.

وی اضافه کرد: یک دسته از جواب های امام حسین(ع) نیز پاسخ به افراد خاص است مثل عبدالله بن جعفر، محمدبن حنفیه و سایر خاندان اهل بیت(ع)، امام برای تمام اینها این جواب را می دادند که این اتفاق می‌افتد و من هم به شهادت می رسم، به تعبیر دیگر امام آخر و نهایت کار را برای آنها نقل و بیان می‌کرد.

این استاد حوزه و دانشگاه خاطرنشان کرد: دسته چهارم سران و رؤسای قبایل بودند که پیروان و حامیانی داشتند، امام ریشه حرکت را برای آنها بیان می کرد، گاهی نامه هایی به آنها می نوشتند و تاکید می کردند که سنت پیامبر(ص) زیر پا گذاشته شده، امر به معروف و نهی از منکر ترک شده و ارزش ها مورد هجمه واقع شده و من برای احیای این امور تلاش و حرکت می کنم.

منظور از استخاره طلب خیر کردن از خدا در کارها استحجت الاسلام رفیعی در ادامه سخنان خود به بیان معانی استخاره پرداخت و گفت: معنای نخست استخاره طلب خیر کردن از خداوند تبارک و تعالی است، اکثر روایاتی که می گوید در کارهایتان استخاره کنید این معنا را بیان می کند نه استخاره با قرآن و تسبیح که امروز در جامعه متعارف است.

وی بیان داشت: صدها روایت وجود دارد که تاکید می‌کند در همه کارهایتان طلب خیر کنید، در روایتی نیز تصریح شده «شقاوت بنده این است که کاری را انجام دهد و استخاره نکند»، این به معنای استخاره کردن با قرآن و تسبیح نیست.

حجت الاسلام رفیعی یادآورشد: هدف امام حسین(ع) خیر بود، برخی متاسفانه این مساله را بد معنا کرده اند و می گویند آن حضرت برای رفتن به کربلا استخاره به معنای متعارف آن در جامعه کرده بودند درحالی که این گونه نبود و مقصود چیز دیگری است.

وی با اشاره به معنای استخاره قلبی افزود: در روایت آمده است در کارهایی که انسان تردید دارد هفت مرتبه ذکر «استخیر بالله» را بگوید و نخستین چیزی که به قلبش خطور کرد را انجام دهد.

حجت الاسلام رفیعی بیان کرد: قسم سوم استخاره، استخاره با قرآن کریم است، افراد اگر محیر هستند و نمی دانند چکار کنند می توانند با تمسک به قرآن استخاره کرده و خود را از تحیر و سرگردانی نجات دهند، قسم چهارم استخاره نیز استخاره ذات الرقاع است. 

هدف قیام امام حسین اصلاح دین پیامبر و امر به معروف و نهی از منکر بود

وی در ادامه خاطرنشان کرد: بعد از شهادت مسلم بن عقیل برخی ها به امام حسین(ع) گفتند به کوفه نروید، چراکه حداقل بعد از شهادت مسلم معلوم شد نامه های کوفیان پشتوانه نداشته است، اما امام(ع) به کوفه رفتند.

حجت الاسلام رفیعی تصریح کرد: اینها فکر می کردند تنها انگیزه قیام امام حسین(ع) نامه های کوفیان بوده است، درحالی که اگر این گونه بود بعد از شهادت حضرت مسلم وجهی برای این موضوع باقی نمی ماند.

این خطیب حوزه علمیه قم اظهار داشت: انگیزه قیام حضرت سیدالشهدا(ع) مبارزه با یزید و ظلم و ستم بود و کوفه با توجه به شرایطی که داشت تنها یک پایگاه بود و کسی نباید تصور کند انگیزه قیام تنها نامه های کوفیان بود.

حجت الاسلام رفیعی خاطرنشان کرد: در نامه های متعدد امام حسین(ع) از جمله نامه آن حضرت به محمدبن حنفیه نیز این مساله وجود دارد که ایشان برای اصلاح دین پیامبر(ص) و امر به معروف و نهی از منکر قیام کرد و کوفه نیز تنها یک بستر بوده است




برچسب ها :

۱- قیام حضرت امام حسین (ع) از روز خودداری از بیعت با یزید تا روز عاشورا 175 روز طول کشید.

 

2- قیام سالار شهیدان از مدینه آغاز و به کربلا ختم شد. این قیام یک هفته در مدینه، 4 ماه و 10 روز در مکه، 23 روز بین راه مکه تا کربلا (از دوم محرم تا دهم محرم) به طول انجامید.

 

3- از مکه تا کوفه منزل هایی وجود داشت که ما امروز به آنها کاروانسرا یا اقامتگاه می‌گوییم. کاروان سید الشهدا در مسیر حرکت خود از 18 منزل عبور کرد.

 

4- فاصله میان این منزل ها با همدیگر حدود سه فرسنگ و گاهی پنج فرسنگ بوده است.

 

5- اسرای اهل بیت امام حسین(ع) از کوفه تا شام از14 منزل عبور کردند.
6- زمانی که امام حسین (ع) در مکه حضور داشت حدود 12000 نامه ازکوفه برای آن حضرت فرستاده شدکه درآنها از آن امام دعوت کرده بودند تا به شهر کوفه برود و به یاری مردم آن دیار بشتابید.
7- زمانی که فرستاده امام حسین(ع) یعنی مسلم بن عقیل به کوفه رسید، تعداد 18هزار نفر با ایشان بیعت کردند. برخی هم تعداد بیعت کنندگان را 25 هزاریا40هزارنفر عنوان کردند.
8- در زیارت ناحیه نام 17نفر از فرزندان ابیطا‌ لب به عنوان شهدا کربلا ذکر شده است.

 

9- درجمع شهدای کربلا،3 کودک ازخاندان بنی هاشم وجوددارد. 
10- از خاندان بنی هاشم درمجموع 33نفر در واقعه کربلا به شهادت رسیدند. این مجموع عبارتند ازحضرت امام حسین(ع)، سه نفرفرزندان حضرت سیدالشهداء(ع)، 9نفرازفرزندان امام علی(ع)، چهارنفر از فرزندان امام حسن مجتبی(ع)، دوازده تن از اولاد عقیل و 4نفراز فرزندان جعفربن ابیطالب. البته درمنابع مختلف 18و30نفرهم ذکرشده است. 
 11- غیراز سالارشهیدان وخاندان بنی هاشم، نام82 نفراز شهدا نامشان درزیارت ناحیه مقدسه وبرخی منابع دیگرآمده است. غیرازشهیدان نام29 نفر دیگر درمنابع متأخرتر آمده است.                                                                                    
  12- جموع شهدای کوفه ازیاران امام حسین(ع)138نفراست. 
  13- درمیان شهدای کربلاتعداد 14غلام دیده می شود.

 

14- پس ازواقعه کربلا، دشمنان امام حسین، سرهای تعدادی ازشهدای کربلارا ازبدن‌های آنان جداکرده و با خود به کوفه بردند. آنان در این واقعه سرهای78 شهیدرا بین خودتقسیم کردند. دراین میان قیس بن اشعف، رئیس قبیله بنی کنده13 سر، شمررئیس هوازن12 سر، قبیله بنی تمیم17 سر، قبیله مذحج6 سر و افراد متفرقه ازقبایل دیگر13 سر را همراه خود بردند.

 

 

15 پس ازشهادت امام حسین(ع)تعداد33 زخم نیزه و34 ضربه شمشیرغیراز زخم های تیربر بدن مطهرآن امام به چشم می آمد. سیدالشهدا(ع) در هنگام شهادت 57 سال داشت. بعدازشهادت سیدالشهدا(ع) تعداد 10 نفر از دشمنان با اسب های خود بر بدن مطهر آن امام تاختند.

 

 16- سپاهیان کوفه با33 هزارنفربه جنگ با امام حسین(ع) وارد شدند. درمرحله اول22 هزار نفر شامل عمرسعد با6000 نفر و سنان،عروه بن قیس، شمرو شبث بن ربعی هرکدام با4000نفر برای نبرد آماده شدند. سپس در ادامه یزیدبن رکاب کلبی با2 هزارنفر، حصین بن نمیربا4000نفر، ما زنی با3000نفر و نصرمازنی با2000نفر پا به میدان مبارزه با سالار شهیدان گذاشتند.

 

 17- حضرت سیدالشهدا(ع)درروز عاشورا برای 10نفرمرثیه خواند و درشهادت آنان سخنانی ایراد فرمود و آنان را دعا و یا دشمنان آنان را نفرین کرد. این ده نفرعبارتند از: حضرت علی اکبر، حضرت ابوالفضل العباس، حضرت قاسم، عبدالله بن حسن، عبدالله طفل شیر خوار، مسلم بن عوسجه، حبیب بن مظاهر، حربن یزیدریاحی، زهیربن قین و جون

 

 18- امام حسین(ع)در شهادت دو نفر بر آنان درود و رحمت فرستاد. این دو تن مسلم بن عقیل و هانی بن عروه بودند.

 

 19- سیدالشهدا(ع) در واقعه کربلا بر بالین 7نفر از شهدا یعنی مسلم بن عوسجه، حربن ریاحی، واضح رومی، جون، حضرت ابولفضل(ع)، حضرت علی اکبر و حضرت قاسم با پای پیاده رفت.

 

 20- در روز عاشورا دشمنان سرهای سه نفر از شهدا یعنی عبدالله بن عمیر کلبی،عمروبن جناده وعابس بن ابی شبیب شاکری را به جانب امام حسین(ع) پرتاب کردند.

 

 21- پیکرهای سه نفر از شهدای واقعه کربلا یعنی حضرت ابوالفضل العباس(ع)، حضرت علی اکبر و عبدالرحمن بن عمیر توسط دشمنان سنگدل قطعه قطعه شد.

 

 22- در واقعه کربلا 5 کودک و نوجوان که هنوز به سن بلوغ نرسیده بودند، جام شهادت را نوشیدند. این افراد عبارتند از:

 

 1-عبدالله بن حسین، کودک شیر خوار امام حسین(ع)

 

2-عبدالله بن حسن

 

3-محمدبن ابی سعید بن عقیل

 

4-قاسم بن الحسن

 

5-عمروبن جناده انصاری

 

 23- تعداد 5 تن از شهدای کربلا از اصحاب حضرت رسول(ص) بودند.

 

انس بن حرث کاهلی

 

حبیب بن مظاهر

 

مسلم بن عوسجه

 

هانی بن عروه

 

عبدالله بن بقطر عمیری

 

24- در رکاب سالار شهیدان 15 غلام به درجه رفیع شهادت رسیدند.

 

نصروسعد- ازغلامان امام علی(ع)

 

منحج- غلام امام حسن مجتبی(ع)

 

اسلم و غارب- غلامان امام حسین(ع)

 

حرث- غلام همزه

 

جون- غلام ابوذر غفاری

 

رافع- غلام مسلم ازدی

 

سعد-غلامعمرصیداوی

 

سالم-غلام بنی المدینه

 

سالم- غلام عبدی

 

شوذب غلام شاکر

 

شیب-غلام حرث جابری

 

واضح-غلام حرث سلمانی

 

این چهارده نفر در کربلا به شهادت رسیدند. امام حسین (ع) غلام دیگری به نام سلمان داشت. آن حضرت او رابرای انجام مـأموریتی به بصره فرستاد که در آنجا به شهادت رسید.

 

25- دو نفر از یاران امام حسین (ع) روز عاشورا به اسارت دشمن در آمده و سپس به شهادت رسیدند. این دو تن سوار بن ثمامه صیداوی هستند.

 

26-چهار نفر از یاران امام حسین (ع) در کربلا پس از شهادت آن حضرت به درجه رفیع شهادت نایل آمدند. این افرادعبارتند از: سعد بن حرث و برادرش ابوالحتوف، سوید بن ابی مطاع که مجروح بود ومحمد بن ابی سعید بن عقیل

 

27- تعداد7 نفر از شهدای کربلا در حضور پدر بزرگوارشان به شهادت رسیدند. این افراد عبارتند از: حضرت علی اکبر،عبدالله بن حسین، عمرو بن جناده، عبدالله بن یزید، عبیدالله بن یزید، مجمع بن عائذ و عبدالرحمن بن مسعود.

 

28- تنها زنی که در کربلا به شهادت رسید ام وهب،همسر عبدالله بن عمیر کلبی بود.

 

29- در واقعه کربلا 5 نفر از زنان به دلایلی از خیمه ها بیرون آمده و به دشمن حمله ور شده و یا به آنها اعتراض کردند. این بانوان عبارتند از:

 

حضرت زینب کبری(س)

 

کنیز مسلم بن عوسجه

 

مادر عمرو بن جناده

 

ام وهب، همسر عبدالله کلبی

 

مادر عبدالله کلبی

 

30- حضرت علی اکبر (ع) فرزندسالار شهیدان، اولین نفر از خاندان بنی‌هاشم بود که در کربلا به شهادت رسید.آن حضرت به هنگام شهادت27 سال داشت.

 

31- در واقعه کربلا سرهای2شهید یعنی حضرت علی اصغر (ع) وحربن یزید ریاحی از پیکر آنان جدا نشد. 
پس از شهادت امام حسین (ع) ده نفر از یاران سپاه یزید وسایل آن حضرت را غارت کردند. پیراهن، زیرجامه، عمامه، کفش‌ها، زره، انگشتر، کلاه خود و شمشیر آن امام را با خود بردند.

 

32-  دهم محرم سال 61هجری برابر با روز جمعه بود. روز عاشورا در تاریخ معادل21 مهر ماه سال 59 شمسی می باشد.




برچسب ها :

چه کسانی از خانواده امام حسین(ع) با او همراه نشدند؟ / وقتی گفتن هر شنیده ای، دروغ گویی است

فرهنگ > دین و اندیشه - هماهنگی عشق و عقل در واقعه عاشورا، اطلاعاتی از منازل مورد توقف امام حسین(ع) در مسیر مکه تا کربلا و پوشیده شدن حق را در پرونده خبرآنلاین در روز چهارم محرم بخوانید.
 

 

گفت و گو با دکتر غلامحسین ابراهیمی دینانی، استاد فلسفه 

پرسش: حرکت امام حسین(ع) و آگاهی از کشته شدنشان در این مسیر را با قوه عقل می توان فهمید یا از منظر عشق باید به آن نگاه کرد؟

پاسخ: ببینید، عاشورا سالروز حادثه بزرگ تلاقی عشق و عقل است که عقل، عشق می‌شود و عشق، عقل. اگر انسان به اینجا برسد به کمال کافی رسیده است. کمال انسان اینجاست که عقلش به عشق و عشقش هم به عقل تبدیل شود. 
هماهنگی عقل و عشق مستقیم‌ترین راه وصول به حق تبارک و تعالی است که طریقت گفته می‌شود. طریقت بی‌واسطه‌ترین راه تقرب به خداوند است. در طریقت عشق و عقل از هم جدا نیستند. عشق بدون فهم و عقل بی‌معنی است و عقل بدون عشق متوقف است؛ مثل آبی که در یک جا راکد است و می‌گندد. در طریقت، عقل به عشق می‌رسد.

پرسش: پس سختی کشیدن امام و همراهانش در ماجرای کربلا نیز به همین طریقت برمی گردد؟

پاسخ: بله. سختی کشیدن در طلب معرفت و نور خود عین زیبایی است و اگر سختی نبود انسان در همان عقل اول باقی می ماند ولی آن وقت دیگر انسان نبود و حداکثر این بود که یک فرشته باقی می ماند. اگر این سختی ها نبود یک نقصی در او باقی مانده بود و مراتبی از هستی را امتحان نکرده بود. عبور از این مسیر یک تجربه است و بعد از این تجربه انسان کامل می شود و این از ویژگی های انسان است و تنها انسان است که این مسیر را طی می کند.

پرسش: سختی ها را عین زیبایی نامیدید، همانطور که حضرت زینب(س) نیز درباره واقعه عاشورا گفتنه اند که «به جز زیبایی چیزی ندیدم» اما خیلی ها این تعبیر زیبایی درباره سختی و رنج را درک نمی کنند. این تفاوت نگاه از چیست؟

پاسخ: اینكه چرا بعضي اين زيبايي را نمي فهمند و از آن آگاهي را ندارد به این دلیل است که جهل و جاهل هر دو زشت اند. مخالفت با انسان هاي كامل يعني رفتن به تاريكي و جهل. حضرت سيدالشهدا مظهر زيبايي است و در آن واقعه زشتي مطلق در مقابل زيبايي مطلق قرار گرفت و اين زيبايي از سنخ نور است و هميشه باقي است و هرگز قابل پنهان كردن نيست و اين نور هميشه روشن است.

 

 برگرفته از پژوهش های عاشورایی دکتر محمدرضا سنگری

نکات و اطلاعاتی از وضعیت حرکت کاروان امام در مسیر مکه تا کربلا/ چه کسانی از خانواده امام و دوستانش نتوانستند در قافله کربلا باشند؟

مقصد کاروان کوفه بود و هسته اصلی کاروان کاملا آشنا به اهداف، برنامه ها و اندیشه های اباعبدالله است. امام تصویری روشن از راه و حتی فرجام آن را بیان کرده بود.

شیوه حرکت: سریع و پرشتاب، پرهیز از درگیری، حرکت از مسیر اصلی، سنجیده و دقیق و با مطالعه مستمر (پرسش از مسافران و بررسی دقیق راه ها و منزلگاه ها).

روش های اطلاعاتی امام: آگاهی بخشی به هم سفران در هر منزل، به ویژه در زمان پیوستن همراهان جدید. امام سجاد (ع) می فرماید: پدرم در همه منازل با اشاره به ماجرای حضرت یحیی، از شهادت خویش می گفت. در طول راه از مسافران کوفه و ساکنان منازل اطلاعات لازم را دریافت می کرد.

وضعیت راه: راه چه از پیش و چه از پس ناامن است. در پشت سر تهدید عمروبن سعید بن عاص حاکم مکه است و در پیش رو نگهبانان و عناصر اموی. شیخ مفید می گوید: «بلافاصله پس از شنیدن خبر حرکت امام حسین (ع) از قادسیه تا خفان و میان قادسیه تا قطقطانه تحت مراقبت شدید حصین بن نمیر، سالار نگهبانان کوفه قرار دارد.»

عملکرد دشمن: مراقبت از راه های اصلی و فرعی خروجی و ورودی کوفه، محاصره کامل کوفه با حدود چهار هزار نفر برای جلوگیری از ورود کاروان امام، دستگیری و قتل مسافران مشکوک توسط گشتی های اطلاعاتی و حفاظتی عبیدالله زیاد.

نخستین برخورد نظامی: عمروبن سعید-حاکم مکه- برادرش یحیی بن سعید را برای بازگرداندن امام و همراهانش مامور کرد. این گروه راه را بر امام بستند و گفتند: ای حسین، آیا از خدا پروا نمی کنی! از جماعت بیرون می روی و در امت تفرقه می افکنی؟ امام به راه ادامه داد و درگیری با تازیانه اتفاق افتاد که یاران یحی، شکست خوردند. امام در پاسخ یحیی که قیام امام را محکوم کرد این آیه شریفه را قرائت کرد: عمل من از آن من است و عمل شما از آن شما. شما از عملی که می کنم بیزارید و من از عمل شما.

اقدام یزید:یزید به محض اطلاع از حرکت امام، به عبیدالله زیاد نوشت: شنیده ام از مکه قصد سرزمین تو کرده است.
1.در راه نگهبانان قرار بده.
2.جاسوسان بگمار تا مسائل را اطلاع دهند.
3.همه روزه اخبار را برای من بنویس.
4.هرکس با تو جنگ کند با او بجنگ.

بزرگانی که همراه نشدند: 1.محمد حنیفه برادر اباعبدلله الحسین (ع) که دلیل نپیوستن او را برخی عدم توفیق یا هم افق نبودن با شهدای کربلا دانسته اند نیز نوشته اند هنگام خروج امام بیمار بود و برخی گفته اند انگشتانش بر اثر پیچیدن زره، نقص برداشت و توانایی حمل شمشیر نداشت.

2.عبدالله بن عباس بن عبدالمطلب. وی امام را تایید کرد. در هنگام حرکت اباعبدالله چشمانش دچار کم بینی یا نابینایی شده بود. در هیچ روایتی امام او را دعوت به همراهی نکرد و هیچ معصومی وی را به سب شرکت نکردن در کربلا سرزنش نکرده است. قرائن تاریخی نابینا بودن وی و داشتن راهنما در هنگام حرکت را تصریح کرده است.

3.عبدالله بن جعفر همسر حضرت زینب (ع). وی نیز همچون محمد حنیفه و ابن عباس، موید و طرفدار اباعبدالله بود و فرستاد دو فرزندش برای شرکت در کربلا گواه این فهم و معرفت و تایید است. علت شرکت نکردن او را نابینایی یا کم بینایی نوشته اند.

4.فرزدق شاعر. در بستان بنی عامر نزدیک مکه با امام ملاقت کرد. وی همراه مادرش قصد شرکت در مراسم حج داشت. پس از دیدار با امام و توضیح درباره کوفه و بی وفایی مردم و طرح چند پرسش درباره مناسک حج، از امام جدا شد.

5.ابوسعید خدری. وی یار پیامبر بود و در دوازده غزوه شرکت داشت و در سال 64 یا 74 درگذشت شخصیت برجسته وی را همه ستوده اند. او از ولایت امیر مومنان دفاع کرد. عدم حضور وی در کربلا به درستی معلوم نیست. ائمه او را تایید کرده اند و معلوم می شود عذری مانند پیری و شکستگی، چشم کم سو و ... سبب عدم شرکت اوست.

تعداد منازل راه: تعداد منازل راه را از مکه تا کربلا گوناگون نوشته اند. در برخی منازل امام درنگ کوتاهی داشته و در برخی منازل اتراق کرده است. برخی منازل متعلق به یک وادی با هم ذکر شده است. مناطقی که امام و کاروانش از آن ها گذشته یا از آن حدود گذر کرده اند به ترتیب عبارتند از: 1.بستان بنی عامر(ابوعامر) 2.التنعیم 3.الصفاح 4.ذات العرق 5.غمره 6.مسلخ 7. افیعیه 8.معدن بنی سلیم 9.عمق 10.ماء السلیلیه 11. مغیثه الماوان 12.النقره 13.الحاجز من بطن الرمه 14.سمیراء 15.نوز 16.فید 17.الاجفر 18.الخزیمیه 19. زرود 20. الثعلبیه 21.بطان 22.الشقوق 23.زباله 24.القاع 25.بطن العقبه 26.واقصه 27.القرعاء 28.مغیثه 29.شراف 30.ذوحسم 31.البیضه 32.عذیب الهجانات 33.عین الرهیمه 34.قصر بنی مقاتل 35.نینوا 36. کربلا

در بسیاری از کتب تاریخی، درنگ در برخی از این منازل گزارش داده شده است. مثلا منازل 6،7،8،9،10،11،12،14،15،27 (ده منزل) گذرگاه و توقفگاه امام نبوده اند. منزلگاه ها، نقطه های آباد و آبگاه های مناسب در دل بیابان بوده اند.  فاصله نسبی هر منزل 4 تا 5 فرسنگ بوده ومیزان توقف در هر منزل از چند ساعت تا دو روز ذکر شده است.

نحوه برخورد با مسافران: معمولا امام با مسافران که عمدتا از کوفه عازم مکه بودند چند گونه برخورد داشتند:
1.کسب خبر از راه و وضعیت کوفه
2.طرح فساد و گمراهی و نیرنگ ها و جنایات بنی امیه.
3.دعوت به همراهی و یاری در حرکت و قیام
4.پاسخ به پرسش های دینی و شرعی آنان
5.ابهام زدایی و توضیح دلایل حرکت و قیام
6.دعوت به دوری و فاصله گرفتن از رزمگاه در صورت همراهی نکردن.(امام می فرمود هر کس همراهی نکند و صدای مظلومیت مرا بشنود با ستمگران و قاتلان من در دوزخ خواهد بود.)

فاصله مکه تا نینوا: 430 کیلومتر بود و میانگین حرکت روزانه امام تقریبا 18 کیلومتر بوده است.

تعداد پیوستگان و گسستگان: هیچ کدام به روشنی و درستی معلوم نیست. هفده تن از پیوستگان در مسیر در کربلا به شهادت رسیدند. اما برخی پیوستگان در منازل دیگر می گسستند و می رفتند. جمعی از پیوستگان در کربلا با اباعبدالله همراه شدند. برخی در یک منزل می پیوستند و در منازل بعد با آگاهی از فرجام کاروان، شبانه، از قافله جدا می شدند. در هیچ منبعی نام چنین کسانی ذکر نشده است.

برگرفته از درس های عاشورایی آیت الله آقا مجتبی تهرانی

حق و باطل / پرداخت پول برای ساختن حدیث های جعلی 
در تاریخ اسلام، از زمان پیامبر(ص) تا زمان امیرالمومنین و امام حسین بسیاری از مردم از حق روی گردان شدند و به سوی باطل رفتند. قیام امام حسین هم در همین رابطه بود که می خواست با باطل مقابله کند تا حق نمایان شود.

یکی از برنامه های دشمنان در این مسیر این بود که نگذارند نقل صحیح به دست توده مردم برسد. و بعد از پیامبر تا زمان عمربن عبدالعزیز نقل حدیث از ایشان ممنوع بود تا چند نسل از حق دور بمانند. بخش دوم برنامه ها هم این بود که احادیثی را جعل می کردند و کسانی بودند که کارشان جعل حدیث بود. معروف است که برخی از این ها از صحابه پیامبر بودند که قبلا بازخرید شده بودند و برای اربابان خود جعل حدیث می کردند. یک نمونه از اینها «سمره بن جندب» بود که معاویه از او خواست یک حدیث جعل کند و او برای این کار 400 هزار درهم گرفت.

مگر مردم حق را نمی شناختند که فریب این ها را خوردند؟

پاسخ این است که مردم در صدر اسلام، دچار یک فقر شدید و انحطاط فرهنگی بسیار عمیق بودند و دشمنان اسلام هم به آن دامن زدند. بنابراین چون افراد بینش و بصیرت دینی ندارند، هر چه بشوند را نقل می کنند کاری به راست و دروغ بودنش هم ندارند. دشمنان هم از این فرصت استفاده می کنند و اخبار دروغ را از این طریق دهان به دهان پخش می کنند تا حق پوشانده شود.

گفتن هر شنیده ای دروغ گویی است!

رسول خدا(ص) می گوید: «برای این که به یک نفر بگویی دروغ گو، کافی است که او هر چه می شنود را بگوید!» اگر هر چه را که شنیدی، فورا و بدون تحقیق نقل کنی، هم معلوم است که شعور دینی نداری و آلت دست دیگران شده ای و هم معلوم می شود که دروغ گو هستی! لذا وقتی هم که از حضرت علی(ع) پرسیدند فاصله حق و باطل چقدر است، فرمود چهار انگشت، فاصله دیدن و شنیدن!
حضرت همچنین در نامه ای به حارث همدانی نوشت: مواظب باش! هر چه که به گوشت خورد را برای مردم نگو! همین کافی است که به تو بگویند تو آدم دروغگویی هستی!

این هم راهی برای شایعه پراکنی و پوشاندن حق بود. از طرفی دیگر با ظاهرسازی موقت خود را خوب جلوه می دادند تا مردم را فریب دهند. بنابراین شخص متدین باید بصیرت دینی داشته باشد، خدا هم به تو عقل داده و هم برایت نقل صحیح فرستاده، برو شعور پیدا کن، نه شعار! چون خوب شعار دادن هنر نیست.

امام حسین(ع) هم برای حق قیام کرد و می خواست بفماند که این ها باطلند و حق ما هستیم. امام از همان جلسه با والی مدینه، حق را مطرح کرد. همان جا تاکید کرد که من پای حق می ایستم. وقتی هم که به مکه آمد، در نامه ای که برای مردم کوفه فرستاد همین مسائل را مطرح کرد حضرت همه جا همین مساله را مطرح می کند و می گوید: من حق را تشخیص داده ام که چیست، به سوی آن حرکت می کنم و برای اقامه آن حرکت کرده ام و پایش هم می ایستم.

برگرفته از نثرنوشته های عاشورایی چواد محدثی

اتمام حجت

امام حسین(ع): آیا به جنگ من برخاسته ای؟
آیا از خدا پروا نداری؟خدایی که بازگشت نو به سوی اوست؟
مرا که می شناسی و می دانی پسر کیستم؟
بیا با من باش و این گروه را رها کن، که این راه به خدا نزدیک تر است.
عمر سعد: می ترسم خانه ام ویران شود!
امام: آن را برایت می سازم.
عمر سعد: می ترسم زمین و مزرعه ام را بگیرند.
امام: بهتر از آن را از دارایی خودم، در حجاز به تو می دهم.
عمر سعد: در کوفه، زن و بچه دارم و می ترسم که ابن زیاد آنها را نابود کند ...

....

گفت و گویی پرمعناست ... اتمام حجت. امام می خواهد هیچ بهانه ای برای دشمن باقی نماند، نه ترس و نه طمع، هیچ یک مانعی سر راه پیوستن به اردوگاه حق، نیست.
آنکه می ترسد و آنکه طمعکار است، وابسته و اسیر است. آنکه اسیر شد، استقلال در رای و انتخاب و تصمیم گیری ندارد. می توان او را خرید، یا برده ساخت. وابسته ها، در مقابل تطمیع یا تهدید، خلع سلاح می شوند.

اما آنکه بنده حق است، از بردگی باطل آزاد است.
آنکه رضای خدا را برگزیند، در دوراهی ها و در برخورد با جاذبه ها تمایلات و وسوسه ها قاطع و مصمم است.
و از هر چیز در راه خدا، به آسانی می گذرد ...




برچسب ها :

 

 
آیا مردگان در عالم برزخ از خانواده خود مطلعند؟
خداوند فرشته‏اى را با او روانه مى‏ کند تا چیزهایى را به او نشان دهد که شاد شود و از وى چیزهایى را بپوشاند که او را غمگین می‌کند.
 
به این مطلب امتیاز دهید
22
0 نظر
[-] اندازه متن [+]
 

 

به گزارش سرویس دینی جام نیوز، یکی از سوالات مطرح در خصوص عالم برزخ اینکه آیا مردگان در عالم برزخ از خانواده خود اطلاعی دارند و نگران سرنوشت آنها هستند؟

پاسخ:

بر اساس روایاتی که در این زمینه از پیشوایان دین به ما رسیده، روح انسان‌ها پس از مرگ می‌توانند از مسائل دنیا آگاهی پیدا کنند و تا حدودی از احوال خانواده خود آگاه شوند.

در کتاب کافی در سرفصلی با نام «أَنَّ الْمَیِّتَ یَزُورُ أَهْلَه‏،» روایاتی در این موضوع وجود دارد که برای نمونه چند روایت را بیان می‌کنیم.

۱. راوی می‌گوید از امام کاظم(ع) پرسیدم: آیا مؤمن(بعد از مرگ) به دیدار خانواده‌اش می‏رود؟!

امام(ع) فرمود: آرى، گفتم: هر چند وقت یکبار؟!

فرمود: بر حسب فضایلشان؛ پاره‌‏اى از آنان هر روز و پاره‌‏اى هر سه روز.[1]

۲. اسحاق بن عمار مى‏ گوید: در اثناى کلام امام کاظم(ع) دریافتم که کمترین آنان هر جمعه (خانواده خود را زیارت مى‏ کنند)؛

پس گفتم: در چه ساعتى؟

فرمود: «هنگام زوال خورشید (یعنی هنگام ظهر) یا مثل آن، خداوند فرشته‏اى را با او روانه مى‏ کند تا چیزهایى را به او نشان دهد که شاد شود و از وى چیزهایى را بپوشاند که او را غمگین می‌کند».[2]

۳. امام صادق(ع) میفرماید: «به درستى که مؤمن به دیدار خانواده خویش می‌شتابد؛ پس آنچه را دوست دارد، می‏بیند و آنچه را ناخوشایند دارد، از او پوشیده میشود و به درستى که کافر به دیدار خانواده خود رفته؛ آنچه ناخوشایند او است را دیده و آنچه را دوست دارد از او پوشیده میشود.

امام(ع) می‏فرماید: پاره‏اى از ایشان هر جمعه[3] به دیدار خانواده خویش رفته و پاره‏اى دیگر (با زمان‌بندی های دیگر)بر حسب عمل خود».[4]

4. همچنین از امام صادق(ع) نقل شده است روز جمعه که می‌شود یا روز عید، خداوند به نگهبان جهنم می‌فرماید به ارواح مؤمنان اعلام کند که خداوند به شما اجازه داده است تا به دیدار خانواده و دوستان خود در دنیا بروید.[5]

5. در مورد چگونگی این دیدار راوی از امام هفتم پرسید که مرده در چه صورتى و شکلی نزد خانواده خود می‌آید؟ فرمود: در صورت پرنده لطیفى بر دیوارهاشان می‌نشیند و به آنها سرکشى می‌کند، اگر خوش باشند شاد می‌شود، و اگر بدشان ببیند و نیازمند، اندوهناک و غمگین می‌شود.[6] همچنین از امام کاظم(ع) نقل شده است به مرده به صورت گنجشک یا کوچک‌تر به دیدارشان می‌آید: «قَالَ فِی صُورَةِ الْعُصْفُورِ أَوْ أَصْغَرَ مِنْ ذَلِکَ».[7]

پی نوشت:

[1]. کافی کلینی، محمد بن یعقوب، کافی، محقق، مصحح، غفاری، علی اکبر، آخوندی، محمد، ج ‏3، ص 231، تهران، دار الکتب الإسلامیة، چاپ چهارم، 1407ق.

[2]. همان.

[3]. أرید بالجمعة الأسبوع لا الیوم المخصوص بقرینة معطوفیه. با توجه به قرائن منظور از جمعه هفته است نه فقط روز جمعه، همان، ج ‏3، ص 230- 231.

[4]. همان، ص 230.

[5]. عده‌ای از علماء، الأصول الستة عشر، المتن، ص 43، قم، دار الشبستری للمطبوعات، چاپ اول، 1363ش..

[6]. کافی، ج ‏3، ص 231.

[7] همان




برچسب ها :

 

امروز هم می توان جای انگشت های صاحب این مدال ها، را روی صورت شیطان بزرگ دید. بی شک، این مجاهد فی سبیل الله، خود مدالی است درخشان و پرشکوه بر سینه ی ملت شریف ایران. خدایش در پناه خود محفوظ دارد
به گزارش گروه جهاد و مقاومت مشرق ، قاسم سلیمانی ، سرداری که امروز آوازه اش گوش  ژنرال های چند ستاره آمریکایی را پر کرده است ، از اولین روزهای دفاع مقدس ، در جبهه های نبرد حاضر شد و پس از مدتی ، فرماندهی کارگرزاده گان کرمانی را در لشکری به نام «ثارالله» گرد آورد و سیلی های سختی به گوش صدام و صدامیان نواخت.
 قاسم سلیمانی، در سال 1379 همرزمان خود در لشکر 41 ثارالله را به مقصد سکانداری نیروی قدس سپاه پاسداران ترک کرد و  امروز هم می توان جای انگشت های  حاج قاسم را روی صورت شیطان بزرگ دید. ناز شستت سردار!

تصویر زیر ، سه «نشان فتح» سردار قاسم سلیمانی را نشان می دهد که توسط رهبر معظم انقلاب به وی اهدا شده است و در حال حاضر در موزه دفاع مقدس کرمان نگهداری می شوند. 
این نشان ها در زمان فرماندهی لشکر 41 ثارالله به سردار سلیمانی اعطا شده است. بی شک، صاحب این مدال ها، خود مدالی است درخشان و پرشکوه بر سینه ی ملت شریف ایران. خدایش در پناه خود محفوظ دارد:



 
 



برچسب ها :

نگاهی به ریشه ها و شخصیت های داعش و اختلافاتش با جبهه النصره

داستان گروهی نظامی که ادعا دارد «دولت » است و حالا می خواهد «خلافت » تشکیل دهد

چکیده داستان گروهی نظامی که ادعا دارد «دولت » است و حالا می خواهد «خلافت » تشکیل دهد :

سازمان «دولت اسلامی عراق و شام » (داعش) امروز توانسته است خود را به عنوان یک طرف اصلی در معادله پیچیده سوریه مطرح کند، آن هم در مدتی کوتاه از زمان تأسیسش. مدتی که برخی آن را یک «رکورد » می دانند. البته این حرف وقتی صحیح است که داعش را یک گروه جدید بدانیم. اما در حقیقتِ امر، تنها چیزی که اینجا جدید است، فقط اسم سازمان است. به همین جهت نمی توان دلایل تفوق «دولت اسلامی عراق و شام » بر دیگر سازمان های مخالف داخل سوریه را فهمید مگر آنکه به این نکته دقت کرد که این گروه نه تنها از بقیه سازمان های فعال در بحران سوریه قدمت بیشتری دارد، بلکه حتی از خود بحران سوریه هم قدمت بیشتری دارد.

داستان گروهی نظامی که ادعا دارد «دولت » است و حالا می خواهد «خلافت » تشکیل دهد
ریشه‌های داعش

ریشه‌های این سازمان به سال ۲۰۰۶ برمی‌گردد، زمانی که در پانزدهم اکتبر تأسیس «دولت اسلامی» عراق اعلام شد. دولت اسلامی عراق، سازمانی بود که از ادغام چند سازمان به وجود آمد، از جمله بارزترین آن سازمان ها می‌توان «سازمان القاعده‌ بین‌النهرین» به رهبری ابومصعب الزرقاوی و «مجلس شورای مجاهدین عراق» و «ارتش صحابه» را نام برد.
این سازمان تازه تأسیس یعنی دولت اسلامی عراق، بعقوبه‌ عراق را به عنوان مرکز و پایتخت خود برگزید و اعضایش با ابوعمر البغدادی به عنوان امیر بیعت کردند. نام اصلی ابوعمر البغدادی ۴۷ ساله، حامد داوود محمد خلیل الزاوی بود.
او که در ابتدا جزو نیروهای امنیتی عراق بود پس از آنکه در سال ۱۹۸۵ به تفکرات سلفی روی آورد از کارش خارج شد و تبدیل به یکی از تبلیغ کنندگان اصلی سلفی‌گری شد. با ابوعمر البغدادی ابتدا به عنوان امیر «ارتش طائفه‌ پیروز» بیعت شد، سپس با سازمان «القاعده در بین‌النهرین» بیعت کرد، سازمانی که چندی بعد به همراه چند گروه دیگر «مجلس شورای مجاهدین عراق» را ایجاد کرد.
در ابتدا، ابومصعب الزرقاوی در رأس این مجلس قرار داشت و پس از کشته شدن او، ابوعمر البغدادی به عنوان جانشین وی و با اسم ابوعبدالله الراشد البغدادی جانشین وی گردید و چندی بعد هم (چنانکه گفتیم) با او به عنوان امیر «دولت اسلامی عراق» بیعت شد.
در سال ۲۰۱۰ «وزارت هیأت‌های شرعی در دولت اسلامی عراق» خبر کشته شدن ابوعمر البغدادی را اعلام کرد و چندی بعد هم خبر بیعت با ابوبکر البغدادی به عنوان «امیر دولت اسلامی عراق» از طرف مجلس شورای مجاهدین؛ رسانه‌ای گردید.

19-daesh-1-609

«دولت اسلامی عراق» به سوریه امتداد می‌یابد

ابوبکر البغدادی نقشی اساسی در تأسیس «جبهه النصره لاهل الشام» ایفا نمود، هر چند که رهبر آن یعنی ابومحمد الجولانی را تابع خود محسوب می‌کرد و معتقد بود که اطاعت او بر جولانی واجب است. روی همین حساب بود که چندی بعد شخصاً «انحلال جبهه النصره و ادغام آن در دولت اسلامی عراق» و تشکیل «دولت اسلامی عراق و شام» را اعلام نمود.
البته رد این طرح از طرف جولانی هم نتوانست جلوی ظهور قدرتمند داعش در صحنه‌ میدانی را بگیرد:
داعش به سرعت اقدام به تأسیس مقرهای علنی نمود و مناطق وسیعی را بدون درگیری حقیقی به تصرف خود درآورد و در این مسیر از رزمندگان پیرو خود سود برد‌ که تا پیش از آن زیر پرچم جبهه النصره بودند و بعد از اعلام داعش به سرعت از آن جدا شده بودند.
برخی گزارش‌ها حاکی از آن است که نزدیک به شصت و پنج درصد نیروهای النصره به سرعت از آن جدا شده و از داعش اعلام تبعیت کردند. گفته شده که اکثر این افراد از «مهاجرین» یعنی جهادیون غیر سوری بوده اند.
برخی گروه‌های مسلح هم به صورت کامل اعلام وابستگی به داعش نمودند، از جمله مجلس شورای مجاهدین به رهبری ابوالاثیر (که سازمان هم او را به عنوان امیر حلب منصوب نمود) و «لشکر مجاهدین و انصار» به رهبری عمر چچنی.
به کمک همین «جدا شدن» ها بود که داعش توانست به جای جبهه النصره بر برخی مناطق و مقرها مسلط گردد که از مهم‌ترینشان می‌توان به رقّه و بخش‌هایی از ریف و داخل حلب اشاره کرد. داعش همچنین بر مقرهای برخی گروه‌های دیگر در منبج و الباب و اعزاز هم مسلط گردید. کما اینکه برخی نقاط کوچک که در دست النصره بود را تبدیل به مقرهایی بزرگ و باشکوه کرد.
داعش، بابِ پیوستن به خود را کاملاً باز گذاشته است. و از کیفیت کسانی که به او می‌پیوندند چندان پرس‌و‌جو نمی‌کند و به هر رزمنده حقوق ماهیانه‌ای در حدود دویست دلار می‌پردازد و همین موجب شده هزاران نفر در مناطقی که تحت سیطره‌اش قرار می‌گیرند به آن بپیوندند.

19-daesh-2-609

اختلافات جولانی و بغدادی

یک منبع «جهادی» در گفت‌وگو با روزنامه‌ السفیر می‌گوید که اختلافات بین این دو نفر «فکری محض» است چرا که «روشن شده است که روش بغدادی به صورت ریشه‌ای با روش جولانی متفاوت است».
بغدادی معتقد است که باید فوراً تشکیل امارت یا دولت اسلامی اعلام شود و یک امیر یا فرمانده برای آن تعیین گردد و همه تصمیم‌گیری‌ها در اختیار آن امیر باشد و برخی مجاهدین به عنوان والی از طرف این امیر تعیین گردند (فرقی ندارد سوری باشند یا نه). بغدادی همچنین هیأت شرعی‌ای که در آن قضاتی از دیگر گروه‌های مسلح اسلامی حضور داشته باشند را قبول ندارد و می گوید شرعی جز شرع مردان دولت اسلامی وجود ندارد و معتقد است که همه گروه‌های مسلح اسلامی دیگر باید با امیر داعش بیعت کنند وگرنه از حکمرانی خدا خارج شده اند.
بغدادی همه‌ همکاری نظامی‌اش فقط با گروه‌هایی است که اعلام بیعت کرده اند و معتقد است که «مردان دعوت» در دولت اسلامی (یعنی همان خطیبان و ائمه مساجد) حق دارند خودشان را به جای خطبای و علمای دینی محلی بنشانند. بغدادی معتقد است که همه غنائم و اموال به دست آمده حق بیت‌المال دولت اسلامی است و بقیه گروه‌های مسلح حقی در آن ندارند، خواه اسلامگرا باشند خواه نباشند.»
ولی یک منبع «جهادی» دیگر می گوید که « اختلاف روش را نباید چیزی بیش از یک دلیل غیر مستقیم دانست: جولانی و بغدادی بر سر استراتژی‌ای که النصرة می‌خواست در پیش بگیرد با هم توافق داشتند (هرچند که بغدادی کاملاً درباره‌ آن قانع نشده بود)
ولی در هر حال بغدادی بر اجرای آن به صورت موقت موافقت کرده بود چرا که جولانی تأکید کرده بود که این روش نزد اهل شام شدیدا مورد استقبال واقع خواهد شد.»
در ارتباط با همین نکته‌ این منبع «جهادی» توضیح می‌دهد که «دلیل اصلی اختلافات، اختلاف شخصی قدیمی بین جولانی و ابومحمد العدنانی بود،  کسی که به عنوان سخنگوی داعش شناخته می‌شد و سپس از طرف ابوبکر البغدادی به عنوان امیر داعش در شاخه‌ شام تعیین گردید.»
در همین راستا، این منبع به تعدادی از تصریحات العدنانی اشاره می‌کند که مثلا «جبهة النصرة را «افراد جداشده» از داعش توصیف کرد، کما اینکه جولانی و گروهش را طغیان گرانی توصیف کرد که به اصطلاح عصای اطاعت را تکه‌تکه کرده‌اند و بیعتی که از بغدادی بر گردنشان بود شکسته‌اند، او یک جای دیگر هم تأکید کرد که همه‌ی زمینه‌ها و دلایل جنگ بین جبهه النصره و داعش موجود است.»

19-daesh-3-609

داعش، جبهه النصره، القاعده

می‌توان پیروی از القاعده و پذیرفتن ولایت آن را بزرگترین فصل مشترک بین داعش و جبهه النصره دانست.
داعش از همان زمان تأسیس دولت اسلامی عراق زیر پرچم القاعده قرار داشت و بیش از هر چیز از روش ابومصعب الزرقاوی پیروی می‌کرد. طبق این «اصل جهادی» که «فرع از همان چیزی پیروی می‌کند که اصل از آن پیروی می‌کند»، تا وقتی که امیر داعش به صورت علنی بیعتش با رهبر القاعده را نشکسته است، باید داعش را تحت ولایت القاعده دانست.
هرچند که باید اشاره کرد که بغدادی چندی پیش فرمان رهبر القاعده مبنی بر انحلال «دولت اسلامی عراق و شام» و باقی ماندن جبهه النصره و دولت اسلامی عراق به همان حال قبلی‌شان را رد کرد.
اما جبهة النصره هم درست پس از اعلام بغدادی مبنی بر انحلال جبهه النصره، به صورت علنی بیعت خود با ایمن الظواهری رهبر القاعده را اعلام کرد، درست فردای صحبت البغدادی، جولانی تصمیم او را رد کرد و اعلام کرد که بیعتش «فقط و تنها فقط برای امیر سازمان القاعده ایمن الظواهری خواهد بود که فرمانده اعلی محسوب می‌شود.»
این اعلام بیعت جولانی هم ظاهراً گامی بود در جهت استفاده از الظواهری در نبردش با بغدادی.

19-daesh-4-609

پیام‌های ظواهری و رد آن توسط بغدادی

شاید همینجا بد نباشد نگاهی دقیق‌تر به اختلافات علنی شده‌ این مثلث (ظواهری، بغدادی، جولانی) در سطح رسانه‌ای و سیاسی بیندازیم.
به گزارش المانیتور، در ماه آوریل ۲۰۱۳ (یکسال پیش) بود که بغدادی در پیامی صوتی اعلام کرد که «جبهه النصره» «امتداد دولت اسلامی عراق و بخشی از آن» به حساب می‌آید و سپس «الغای اسم دولت اسلامی عراق و الغای اسم جبهه النصره و جمع آن دو ذیل یک اسم واحد، یعنی دولت اسلامی عراق و شام» را اعلام نمود. بغدادی در ادامه‌ی پیام افزود که برای اتخاذ تصمیم ادغام این دو سازمان با «اهل حل و عقد» ( یعنی رهبران و علما) مشورت کرده است و آنها از این طرح استقبال کرده‌اند.
اما پس از صدور این پیام، جولانی بیانیه‌ای داد و طی آن به پاسخگویی به بغدادی پرداخت و گفت که نه تنها با او در این زمینه مشورتی نشده است بلکه حتی به «علمای بزرگ جبهه النصره» خبر ادغام این دو سازمان را نداده بودند و آنها هم این خبر را از رسانه‌ها شنیدند.
جولانی بدین ترتیب گردن نهادن به فرماندهی بغدادی را رد کرد، مسئله‌ای که موجب ایجاد نوعی هرج و مرج بین «جهادیون سوریه» و ایجاد شکاف‌هایی در صفوف جبهه النصره (یعنی اصلی‌ترین نیروی مسلح در حال جنگ با نظام سوریه تا آن زمان) گردید. جولانی ضمن اعلام بیعت با ایمن الظواهری تأکید کرد که بیعت سابقش با بغدادی تنها به عنوان نماینده‌ ظواهری در عراق بوده است.
در اینجا بود که از طرف‌های مختلفی از ظواهری نظرخواهی شد تا آنکه ظواهری در ماه می ۲۰۱۳ طی نامه‌ای به جولانی و بغدادی دستور به انحلال داعش و باقی ماندن جبهه النصره و دولت اسلامی عراق در وضع سابقشان داد. این مسئله مورد پذیرش رهبران داعش قرار نگرفت واختلافات ادامه پیدا کرد.
حدود شش ماه بعد، پیام صوتی رهبر القاعده ایمن الظواهری در روز ۸ نوامبر ۲۰۱۳ منتشر شد و سر و صدای رسانه‌ای زیادی بپا کرد، پیامی که طی آن، ظواهری صریحاً خواستار انحلال دولت اسلامی عراق و شام (داعش) شده و تأکید کرده که جبهه النصره شاخه‌ رسمی القاعده در سوریه به حساب می‌آید، چیزی که وجهه‌ای «شرعی» به جبهه النصره می‌بخشید. در مقابل و به سرعت، داعش هم با پیام رهبرش ابوبکر البغدادی این صحبت‌های ظواهری را رد کرده و تأکید نمود «داعش»، هم در عراق و هم در سوریه باقی خواهد ماند و به فعالیت‌هایش ادامه خواهد داد.
ایمن الظواهری در پیام خود آورده بود: «از امروز دولت اسلامی عراق و شام منحل است و این گروه به همان اسم دولت اسلامی عراق به فعالیتش ادامه خواهد داد … جبهه النصره لأهل الشام یک شاخه‌ مستقل است [نه زیر نظر دولت اسلامی عراق] و مستقیما زیر نظر فرماندهی کل القاعده عمل خواهد کرد.» الظواهری در این پیام تأکید کرد: «ولایت مکانی دولت اسلامی عراق، بر عراق است و و ولایت مکانی جبهه النصره لأهل الشام بر سوریه.» بدین ترتیب ظواهری طرف رهبر جبهه النصره را گرفت که از او خواسته بود او را از بغدادی مستقل بداند و ولایت جبهه النصره بر سوریه و استقلالش از القاعده‌ عراق را اعلام نماید. الظواهری در ادامه‌ پیام صوتی‌اش آورده بود: «کار شیخ ابوبکر البغدادی الحسینی [او مدعی است نسبش به حضرت سیدالشهدا علیه السلام می‌رسد] که بدون دستورخواهی از ما و بدون مشورت با ما و حتی بدون اطلاع دادن به ما تشکیل دولت اسلامی عراق و شام را اعلام نمود، خطا بود. کار شیخ ابومحمد الجولانی هم که بدون دستورخواهی از ما و بدون مشورت با ما و حتی بدون اطلاع دادن به ما اعلام کرد که دولت اسلامی عراق و شام را نمی‌پذیرد و خود را با القاعده مرتبط دانست، خطا بود.»
جالب آنکه درست در همان روز ۸ نوامبر پیامی صوتی از بغدادی منتشر شد که در پاسخ به الظواهری تصریح می‌کرد: «دولت اسلامی در عراق و شام، کماکان باقی خواهد ماند … هرگز بر سر آن مذاکره و چانه‌زنی نمی‌کنیم و از آن کوتاه نمی‌آییم.»
درباره‌ چرایی انتشار این پیام صوتی از طرف ظواهری (که مضمونش درست همان چیزی است که حدوداً شش ماه قبلش و طی نامه به بغدادی و جولانی هم آن را اعلام کرده بود) موسی الغنامی از پژوهشگران موضوع گروه‌های اسلامی (بدون علنی کردن منابع صحبتش) می‌گوید: مسئولین رده‌بالای مذهبی و نظامی داعش جلسه‌ای با بغدادی داشتند و طی آن توافق کردند که نام دولت اسلامی عراق و شام ملغی شود و تشکیل خلافت اسلامی اعلام گردد. در همین راستا از برخی گروه‌های مرتبط با القاعده در تونس و لیبی و صحرای سینا و سومالی هم بیعت گرفته شد. قرار بود ابتدا تشکیل خلافت اعلام شد و سپس بیعت با بغدادی رسانه‌ای گردد و تعیین او به عنوان «امیرالمؤمنین» اعلام شود. در این بین، یاران بغدادی خواسته بودند از گروه انصار الشریعه در یمن و پیروان القاعده در مالی بیعت بگیرند ولی آنها این مسئله را نپذیرفته و موضوع را به اطلاع ایمن الظواهری رسانیده بودند. ظواهری هم به سرعت اقدام به انتشار آن پیامی صوتی کرده و مضمون آنچه در نامه‌ مکتوبش آورده بود را باز تکرار نموده تا بغدادی نتواند در صحت انتسابش به او تشکیک نماید.
از طرف دیگر و در تحلیل این اختلافات، کارشناس لبنانی موضوع گروه‌های اسلامگرا، دکتر محمد علوش در مصاحبه با المانیتور می‌گوید که پس از صحبت‌های صریح ظواهری و رد آن توسط داعش «ما در آستانه‌ یک مرحله‌ جدید از سلفی‌گری جهادی هستیم، مرحله‌ای که در آن رهبری‌های جدید ایجاد می‌شود و افراد بر رهبران قبلی‌شان می‌شورند. این می‌تواند نشانگر آغاز حالت جدیدی از تندروی باشد (در قیاس با القاعده‌ اصلی که در افغانستان متولد گردید).» علوش معتقد است که اختلافات بین ظواهری و بغدادی و بین داعش و جبهه النصره اختلافاتی فکری و سیاسی مرتبط با موضوع بیعت و زمان اقامه‌ دولت اسلامی و اختلاف درباره فهرست اولویت‌ها است، هرچند که همه‌ اینها در اهداف کلی‌ای که القاعده برای آن تشکیل شد اتفاق نظر دارند.

19-daesh-5-609

برخی شخصیت‌های اصلی داعش
ابوبکر البغدادی

نام اصلی او ابراهیم بن عواد بن ابراهیم البدری و از متولدین سامرای عراق به سال ۱۹۷۱ میلادی است. کنیه‌اش ابودعاء و ملقب به «کرّار» است. بغدادی در دانشگاه اسلامی بغداد تحصیل کرد و در آنجا مدرک کارشناسی ارشد و دکترا گرفت. گفته شده یکی از عوامل قدرت او انسابش به عشیره‌ بوبدری است.
طبق تصریحات یکی از مسئولین وزارت کشور عراق در دسامبر ۲۰۱۲، بغدادی «قبلا دستگیر شده و در زندان بوکا در بصره زندانی بود»
بغدادی در تأسیس بسیاری از گروه‌های جهادی نقش داشته است، از جمله «جیش اهل السنه و الجماعه» که در آن منصب «امیر بخش شرعی» را دارا بود. او همچنین به عنوان یکی از اعضای «مجلس شورای مجاهدین» تعیین گردید. او از نزدیکان ابوعمر البغدادی مؤسس دولت اسلامی عراق به حساب می‌آمد و پس از کشته شدن او به عنوان جانشینش انتخاب گردید و سازمان دولت اسلامی عراق در تاریخ ۱۶ می ۲۰۱۰ با او به عنوان امیر بیعت نمود.

19-daesh-6-609

19-daesh-7-609

ابومحمد العدنانی الشامی

در ابتدا اسم او به عنوان سخنگوی رسمی داعش در رسانه‌ها مطرح گردید و بعد از آن هم به عنوان امیر سازمان در «اقلیم شامی دولت» [شاخه‌ سوریه‌ داعش] معیین گردید.
درباره‌ او اطلاعات چندانی در دست نیست جز اطلاعاتی که یک منبع جهادی مطرح می‌کند و می‌گوید:
«شیخ العدنانی سوری الصل و از اهالی استان ادلب است. با آغاز حمله‌ صلیبی به عراق [حمله آمریکا و متحدینش در سال ۲۰۰۳] او جزو اولین مهاجرین به عراق [برای جهاد] بود.
او جزو کسانی است که هر سه دوره‌ گروه‌های جهادی در عراق را تجربه کرده است (یعنی دوره‌ گروه «التوحید و الجهاد» سپس «القاعده در سرزمین بین‌النهرین» و سپس «دولت اسلامی عراق») کما اینکه جزو اعضای مجلس شورای مجاهدین هم بود.»
از مشهورترین تصریحات عدنانی همانی است که گفت:
«هر کس شریعت خدا را می‌خواهد باید به سراغ سلاح و جهاد برود چرا که «مسالمت آمیز» رفتار کردن [اشاره به اصطلاح انقلاب مسالمت آمیز] اساساً در دین خداوند وجود ندارد.»

19-daesh-8-609

ابوالاثیر (برخی ها ابوالاسیر گفته اند)

او هم مثل ابومحمد العدنانی نام حقیقی‌اش مشخص نیست. یک منبع «جهادی» می‌گوید که «شیخ ابوالثیر اهل روستای تل عقبرین در نزدیکی دانا در استان ادلب است.» نام او پس از آنکه به عنوان «والی حلب» تعیین شد، رسانه‌ای گردید.
همان منبع می‌گوید: «شیخ ابوالثیر جوانی لاغر اندام است، سی و چند سال دارد، در دانشکده‌ مهندسی در حلب تحصیل کرده است و از سال ۲۰۰۷ در زندان صیدنایا زندانی بود و در عفو عمومی ژوئن ۲۰۱۱ آزاد گردید.
در ابتدا «تیپ شیران اهل سنت» را تأسیس کرد. این گروه پیش از بروز داعش، در پادگان شیخ سلمان در نزدیکی قلعه سمعان آموزش می‌دیدند که وابسته به جبهه النصره بود.
او پس از ظهور داعش، در رأس مجلس شورای مجاهدین داعش قرار گرفت و سپس به عنوان والی حلب تعیین گردید. او در یکی از نبردها در نزدیکی حلب مجروح شد، چندی بعد هم در یکی از پست‌های بازرسی «لواءالتوحید» [که با داعش مخالف است] مورد حمله‌ تیراندازان قرار گرفت که دو همراهش کشته شدند ولی او نجات پیدا کرد.»

19-daesh-9-609

ابوعبدالرحمن الکویتی

نام اصلی او محمد عبدالرحمن معروف به ابوعبدالرحمن الکویتی است و سی و چند سال دارد. اسم او هنگام امضای توافقنامه‌ مشهور بین داعش و «لشکر طوفان شمال» معروف شد. چندی بعد هم به عنوان والی داعش در شهر اعزاز تعیین گردید.
درباره او دو روایت متناقض وجود دارد. اولی می‌گوید که او کویتی است و حضورش در سوریه «اولین تجربه‌ جهادی واقعی» او محسوب می‌شود، در حالی‌که روایت دوم می‌گوید که «او از اهالی صحرانشین عراق است و به عنوان تیمن و تبرک نام مخلد العتیبی که به اسم ابوعبدالرحمن الکویتی معروف بود و جزو مجاهدینی بود که در بوسنی شهید شد را روی خود گذاشته است.»
راوی همین روایت دوم همچنین می‌گوید: «والی اعزاز تجربه‌ فعالانه‌ای هم در سازمان فتح الاسلام داشته است.» [فتح الاسلام یک گروه تکفیری بود که در لبنان فعالیت می‌کرد و توسط ارتش این کشور سرکوب گردید.] این منبع همچنین نقل می‌کند یک بار که مشکلی در بیمارستان اعزاز به وجود آمده بود ابوعبدالرحمن الکویتی در بی‌سیم اعلام کرد: «من امیر اعزاز هستم. کفار در اعزاز حضور دارند، از ریف اعزاز به کمک بیایید.»




برچسب ها :

چکیده مدافعان حرم و شهدای ایرانی جبهه مقاومت :

مناقشات سوریه که در روزهای ابتدایی در قالب اعترا ض های مردمی به وجود آمده بود، خیلی زود ماهیت صهیونیستی خود را نشان داد و گروهک های مختلف تکفیری و وهابی به پشتوانه جبهه ضد مقاومت غربی-عربی، سوریه را به میدان کار زاری بین المللی برای نشانه روی اسلام ناب محمدی(ص) و نابود کردن جبهه مقاومت تبدیل کردند. لیکن جوانان دلباخته سالار شهیدان(ع) و فرزندان معنوی امام خمینی(ره) که گهواره نشینان روزهای انقلاب بودند، در دفاع از جبهه جهانی مقاومت به سوی خط مقدم شتافتند و در جوار حرم شریف حضرت زینب کبری(س) به خیل شهدای کربلایی پیوستند؛ به برکت خون شهدای مدافع حرم بود که اکنون محور مقاومت هنوز پا بر جا مانده است.

مدافعان حرم و شهدای ایرانی جبهه مقاومت

17-haram-10-609

17-haram-1-609

17-haram-2-609

17-haram-3-609

17-haram-4-609

17-haram-5-609

17-haram-6-609

17-haram-7-609

17-haram-8-609

17-haram-9-609

 

تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر

مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
 
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
انتهای پیام
 

 




برچسب ها :




برچسب ها :

تشییع پیکر دو تن از شهدای مدافع حرم و دو شهید گمنام در اصفهان

تشییع شهدای گمنام در ابهر
اصفهان - خبرگزاری مهر: پیکر مطهر دو تن از شهدای مدافع حرم و دو شهید گمنام فردا صبح بر دستان مردم شهید پرور اصفهان تشییع خواهد شد.

به گزارش خبرگزاری مهر، صبح فردا همزمان با دومین روز از ماه محرم و ورود حضرت سیداشهدا(ع) به کربلا ، پیکر پاک و مطهر دو تن از شهدای مدافع حرم و دو شهید گمنام بر روی دوش مردم شهید پرور اصفهان تشییع خواهد شد.

مراسم تشییع پیکر این شهدا فردا صبح پس از برگزاری مراسم عزاداری سید و سالار شهیدان در محل ناحیه مقاومت امام صادق(ع) واقع در خیابان باغ گلدسته آغاز و به طرف میدان امام حسین(ع) ادامه خواهد یافت.

مراسم تدفین شهید حمیدرضا مرادی در فلاورجان و شهید روح الله مهرابی در کوشک برگزار خواهد شد.

این دو شهید والامقام به جهت دفاع از حرم اهل بیت (ع) عازم کشور عراق شده بودند و چند روز گذشته به شهادت رسیدند.

همچنین پیکر مطهر دو شهید گمنام نیز در شهر ورزنه تشییع و به خاک سپرده خواهد شد.




برچسب ها :
مادر شهید مدافع حرم: تهنیت پسرم که در بهشتی...
وعده امام حسین(ع) به شهید مدافع حرم
چهارشنبه ۹ بهمن ۱۳۹۲ ساعت ۱۴:۰۴
 
منابع خبری لبنانی چندی پیش گزارش داده‌ بودند که نیروهای حزب الله توانستند پیکر شهید ذوالفقار حسن عزالدین را که تروریست‌‌های تکفیری پس از به شهادت رساندن وی با خود برده بودند پس بگیرند. اما این خبر از سوی خانواده این شهید و حزب‌الله و مقاومت اسلامی تایید نشده است و بدون شک پیکر شهید کماکان در تصرف تکفیری‌های داعش قرار دارد.
به گزارش پایگاه خبری انصارحزب الله، گروهک تروریستی موسوم به دولت اسلامی عراق و "داعش" سر «ذوالفقار حسن عزالدین» رزمنده ۱۷ ساله حزب‌الله که در منطقه الغوطه شرقی دمشق به اسارت این گروه تکفیری درآمد از بدن جدا کردند.

شهید عزالدین از اهالی منطقه "صور" لبنان بود که در اولین روزهای درگیری‌های منطقه غوطه توسط مین زخمی شد و به اسارت تکفیری‏ها درآمد.

براساس این گزارش، شهید عزالدین هنگام اسارت بیهوش شده و بعد از به هوش آمدن و سؤال‌های پیاپی تروریست‌ها از وی؛ او را مانند سرور و سالار شهیدان به شهادت رساندند.



در ویدیویی کوتاه که پایگاه‌های وابسته به تروریست‌ها تکفیری از زمان به اسارت درآمدن این رزمنده‌ حزب‌الله منتشر کرده‌اند شهید عزالدین به سوالات پیاپی تروریست تکفیری به شرح زیر پاسخ داده است:

تروریست‌ تکفیری: اسمت چیه؟
ذوالفقار حسن: محمد
ــ : اهل کجایی؟
ذوالفقار حسن: از زهیران
ــ : لبنانی؟
ذوالفقار حسن: آره لبنانیم
ــ : جز ارتش حزب‌الله هستی؟
ذوالفقار حسن درحالی که به آنان نگاه می‌کند سخنی نمی‌گوید...
ــ : برای چی آمدی اینجا؟
ذوالفقار حسن با تأخیر می‌گوید: ما در راه خدا اینجا هستیم
ــ : تو برای چی اینجا هستی؟ در راه حزب خدا؟ به خاطر بشار اینجا هستی؟
ذوالفقار حسن: نه به خاطر بشار نیست
ــ : به خاطر چی اینجا هستی؟
ذوالفقار حسن: به خدا به خاطر مقدسات آمده‌ام
ــ : به خاطر زینب(س)؟
ذوالفقار حسن از درد به خود می‌پیچد و دو بار آه بلندی می‌کشد و در پایان وقتی تروریست‌ تکفیری بار دیگر می‌پرسد: برای چه کسی آمدی؟ ذوالفقار حسن چیزی نمی‌گوید...



گفتنی است منابع خبری لبنانی چندی پیش گزارش داده‌ بودند که نیروهای حزب الله در سوریه توانستند پیکر شهید ذوالفقار حسن عزالدین را که تروریست‌‌های تکفیری پس از به شهادت رساندن وی با خود برده بودند پس بگیرند. اما این خبر از سوی خانواده این شهید و حزب‌الله و مقاومت اسلامی تایید نشده است و بدون شک پیکر شهید کماکان در تصرف تکفیری‌های داعش قرار دارد.

خانواده این شهید والامقام از دوستانش روایت کردند که وی در خواب دیده که سرش گوش تا گوش بریده می‌شود، با ترس از خواب بیدار شده و بار دیگر به خواب می‌رود. این‌بار حضرت امام حسین(ع) را در خواب دیده که به وی می‌فرماید: عزیز من! سر تو را خواهند برید همانطور که بر سر من در واقعه کربلا گذشت. اما دردی حس نخواهی کرد، چون فرشتگان از هر طرف تو را دربر خواهند گرفت.



شایان ذکر است سردار حاج قاسم سلیمانی در مراسم چهلمین روز درگذشت مادر شهیدان حسین و اصغر ایرلو که با عنوان سنگ صبور برگزار شد، در بیان مصداق و مثال عینی درباره قدرت ایدئولوژی مبتنی بر وحی خاطره‌‌ای گفت که بغض گلویش خود و حاضرین در مراسم را گرفت و به احتمال زیاد این خاطره از شهید عزالدین باشد:



«نوجوان ۱۷ ساله ای که اخیراً(در سوریه) شهید شد، به مادرش می‌گوید، با توجه به خوابی که دیده‌ام این آخرین ناهاری است که باهم می‌خوریم، مادر اجاره تعریف خواب را نمی‌دهد. برای دوستانش اینگونه تعریف کرده بود. ۲ شب است که خواب می‌بینم که روی سینه‌ام نشسته‌اند تا سرم از تنم جدا کنند، فریاد می‌زنم و آنوقت است که امام حسین(ع) می‌آید و می‌گوید، نترس درد، ندارد... را هم بریدند، درد نداشت.»



نامه‌ای از مادر شهید «ذوالفقار حسن عزالدین» به فرزندش


فرزندم ذوالفقار..خدا تو را رو سفید بگرداند همینطور که مرا در مقابل زهرا(س) روسفید کردی...من روز قیامت با افتخار می‌ایستم در حالی‌که سر خونی تو را در بغل دارم و با دست خودم خون تو را به آسمان پرتاب می‌کنم تا فرشتگان با خون تو بال‌های خود را آراسته کنند...شکایت خود را از قومی که با بریدن سر فرزندم قلب مرا شکستند و مرا از شرکت در عروسیش(تشییع جنازه) محروم کردند به امیرمؤمنان(ع) خواهم کرد..فرزندم خون تو ضامن من نزد خدا خواهد بود و باعث افتخار من است..

فکر نکنید که با کشتن فرزندم طاقت مرا می‌گیرید...
فکر نکنید که با بریدن سر فرزندم قلب زینبی مرا پاره می‌کنید...

به خدا قسم که من منتظر بازگشت پیکر فرزندم هستم تا عطر سرورم زینب(س) را از آن استشمام کنم...



می‌خواهم او را در سینه خود فشار بدهم و عطر شهادت را استشمام کنم...

می‌خواهم بایستم و با صدای بلند بگویم خداوندا این قربانی را از ما بپذیر...

و خون تو را بر آسمان بریزم تا زهرا(س) خون تو را بگیرد...

پسرم قلب من برای تو بی‌تابی می‌کند ولکن زینب(س) با صبر خود بر قلب من دست کشید...

پسرم ما هر روز منتظر بازگشت تو هستم تا با ریختن گل روی پیکرت عروسی تو را بگیرم...

منتظر تو هستم و اشکها مرا آتش می‌زنند..تهنیت پسرم که در بهشتی...تهنیت...




برچسب ها :
پیکر شهدا مدافع حرم حضرت زینب (س) که به دست گروههای تکفیری و وهابی در سوریه به شهادت رسیده بودند، تشییع شد.

شهید سیدجواد
 سجادی - شیراز 

تشییع شهدا مدافع حرم حضرت زینب (عکس)

تشییع شهدا مدافع حرم حضرت زینب (عکس)

تشییع شهدا مدافع حرم حضرت زینب (عکس)

تشییع شهدا مدافع حرم حضرت زینب (عکس)

تشییع شهدا مدافع حرم حضرت زینب (عکس)


تشییع پیکر دو شهید مدافع حرم - مشهد 

تشییع شهدا مدافع حرم حضرت زینب (عکس)

تشییع شهدا مدافع حرم حضرت زینب (عکس)

تشییع شهدا مدافع حرم حضرت زینب (عکس)

تشییع شهدا مدافع حرم حضرت زینب (عکس)

تشییع شهدا مدافع حرم حضرت زینب (عکس)



برچسب ها :




برچسب ها :
ادعای اسارت یکی از نزدیکان سردار سلیمانی توسط داعش

گزارش رسانه‌ها حاکی از آن است که یک سرباز ایرانی نزدیک به قاسم سلیمانی توسط داعش به اسارت گرفته شده است

پیروزی نیروهای عراقی به رهبری و به کمک سردار قاسم سلیمانی در منطقه جرف‌الصخر تیتر بسیاری از رسانه‌های داخلی و خارجی شده است.

 

به گزارش جنوب نیوز، افکارنیوز نوشت: پیروزی در جرف‌الصخر بدون حضور نیروهای ائتلاف و با حضور سردار سلیمانی در کنار نیروهای کشور عراق به دست آمده است. این برای چندمین بار است که داعش شکست تلخی را از ژنرال ایرانی تجربه می‌کند. 

حضور حاج قاسم سلیمانی و همچنین خوشحالی حیدرالعبادی از شکست داعش در جرف‌الصخر حکایت از روابط محکم ایران و عراق دارد. در همین حال داعش برای تضعیف روحیه نیروهای حاضر در این نبرد به انتشار اخبار کذب روی آورده است؛ اخباری که به نظر می‌رسد انتشار آنها پایه و اساس محکمی ندارد.

 

یک سایت خبری عراقی ادعا کرده است: گزارش رسانه‌ها حاکی از آن است که یک سرباز ایرانی نزدیک به قاسم سلیمانی توسط داعش به اسارت گرفته شده است. نیروهای داعش مدعی هستند که وی یکی از نزدیکان فرمانده سپاه قدس ایران، قاسم سلیمانی است و داعش او را هم‌اکنون به یک مکان امن منتقل کرده است!

 

داعش در حالی این ادعا را مطرح کرده که نامی از این سرباز ایرانی منتشر نکرده است و می‌توان گفت تنها هدف داعش از این اقدام، تضعیف روحیه مردم و نیروهای مبارز عراقی است و داعش اقدامی تلافی‌جویانه‌تر از انتشار اخبار کذب در برابر اقدامات ژنرال قاسم سلیمانی نیافته است.




برچسب ها :

سردار قاسم سلیمانی کردها آمرلی عراقفرمانده کل پیشمرگ‌های کُرد در جنگ داعش:

سردار سلیمانی مایه افتخار کُردهاست/ ایران دوست و هم‌پیمان قدیمی کُردهاست

خبرگزاری تسنیم: فرمانده کل نیروهای پیشمرگه اقلیم کردستان عراق تأکید کرد که کُردها به کمک‌های سردار قاسم سلیمانی افتخار می‌کنند و ایران دوست و هم‌پیمان قدیمی کردها بوده و خواهد بود.

به گزارش خبرنگار خبرگزاری تسنیم در بغداد، "شیخ جعفر شیخ مصطفی" وزیر سابق پیشمرگه کردستان و فرمانده فعلی نیروهای کُردی در گفت‌وگو با روزنامه کُردزبان آوینه، از  کمک‌های ایران و قاسم سلیمانی فرمانده نیروی سپاه قدس جمهوری اسلامی ایران تقدیر و تشکر کرد.

وی در گفت‌وگو با شماره روز سه‌شنبه این روزنامه گفت: هرکس به کُردها در مقابل داعش کمک کند ما از وی تقدیر می‌کنیم؛ ژنرال سلیمانی نیز در این جنگ به ما کمک کرده؛ کُردها قدرشناس ایشان هستند و هرکسی که به ما کمک کند؛ ما این به کمک‌ها افتخار می‌کنیم.

وزیر سابق پیشمرگه کردستان که هم اکنون فرماندهی نیروهای کُردی را به‌عهده دارد معتقد است ایران چه در گذشته و چه اکنون دوست وفادار کُردهاست و کُردها نیز همیشه ایران و ایرانی‌ها را به‌عنوان هم‌پیمان و دوست قدیمی خود محسوب کرده‌اند.

شیخ جعفر درباره جنگ فعلی داعش به این روزنامه گفت: تاریخ انقضای تروریست‌ها در حال اتمام است و آنها در تمامی جبهه‌های جنگ شکست خوردند و مدت‌هاست پیشروی نداشته و در حال دفاع کردن هستند.

انتهای پیام/ر*




برچسب ها :

شهید زمانی

فردا؛ تشییع پیکر شهید مدافع حرم، «حمیدرضا زمانی»

خبرگزاری تسنیم:مدافع حرم حضرت زینب(س) «حمیدرضا زمانی» همزمان با نخستین روز از ماه محرم و ایام شهادت سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) به شهادت رسید.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، مدافع حرم حضرت زینب(س) «حمیدرضا زمانی» همزمان با نخستین روز از ماه محرم و ایام شهادت سالار شهیدان حضرت اباعبدالله الحسین(ع) به شهادت رسید.

این شهید مدافع حرم 45 روز به دفاع از حرم حضرت زینب(س) پرداخت و همزمان با آغاز ماه محرم به دست تروریست‌های تکفیری داعش به شهادت رسید. پیکر مطهر شهید زمانی فردا پنج شنبه ساعت 10 صبح از شهرک چهاردانگه به سمت گلزار شهدای بهشت زهرا(س) تشییع می‌شود.

از شهید مدافع حرم حمیدرضا زمانی یک فرزند 3 ساله و فرزندی که به زودی متولد می‌شود بر جای مانده است.




برچسب ها :
سردار عباسي در گفتگو با باشگاه خبرنگاران:
معاون تربيت و آموزش نيروي زميني سپاه گفت: تجربه شهيد طباطبايي‌مهر در جنگ‌هاي چريکي و منطقه‌اي، ايشان را به عنوان الگوي جوانان سپاهي و بسيجي مطرح کرده بود.
"سردار محمود عباسي" در گفتگو با خبرنگار دفاعي - امنيتي باشگاه خبرنگاران با اشاره به خصوصيات سردار شهيد طباطبايي‌مهر اظهار داشت: تجربه اين شهيد، چه در جنگ‌هاي چريکي و شهري شمال‌غرب کشور و چه در دوران دفاع مقدس، ايشان را به عنوان الگوي جوانان سپاهي مطرح کرده بود. 

وي شهيد طباطبايي‌مهر را از نيروهاي اثربخش و توانمند سپاه برشمرد و تصريح کرد: ايشان در حين  عمليات مهندسي در شمال غرب کشور به درجه رفيع شهادت نائل آمد. 

معاون تربيت و آموزش نيروي زميني سپاه در پايان خاطرنشان کرد: سردار طباطبايي‌مهر داراي يک خانواده مذهبي و شهيدپرور بود که برادر ايشان نيز در دوران دفاع مقدس مفقودالاثر شده‌اند. 



برچسب ها :

 

سردار محمد پاکپور در پيامي با عرض تبريک و تسليت شهادت سردار طباطبايي‌مهر تصريح کرد: امید آن‌که خون پاک و مطهر این عزیز، موجب عزت بیش از پیش امت اسلامی گشته و ثبات و امنیت پایدار ایران اسلامی را استحکام بخشد.
به گزارش حوزه دفاعی - امنیتی باشگاه خبرنگاران، "سردار محمد پاکپور" فرمانده نیروی زمینی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، با صدور پیامی شهادت "سردار سیدحمید طباطبایی مهر" را تبريک و تسلیت گفت.

متن این پیام به شرح زیر است:

«امروز به فضل همین شهادت ما و به برکت خون شهداء ملت ما سربلند و آبرومند است.
(مقام معظم رهبری)

دفتر خلقت را واژه‌ای زیباتر از شهید زینت نمی‌بخشد و در آسمان هستی ستاره‌ای پر نور تر از شهید نمی‌درخشد.

سلام و صلوات خدا بر شهیدان که شمع محفل بشریتند و راست قامتان جاودانه تاریخ، آنان که عطر خوشبوی گل‌های گلستان این سرزمین و‌ آموزنده خوبی‌ها و پاکی‌ها بودند و در مزرعه زندگی، بذر سپیده و سحر کاشتند.

درود خدا بر سردار شهید سیدحمید طباطبایی مهر، که در گفتار صادق، در عمل خالص و دلی خالی از هوی داشت. گرامی باد یاد و خاطره شهیدی که مطیع بی‌چون و چرای مولا بود و در راه تحقق ارزش‌ها و فضلیت‌ها صبور و با استقامت.

دریادل، شجاع روزهای سخت جهاد، که تاریکی شب گواه ناله‌های شبانه اوست، اینک در جوار حق آرام گرفت. گوارای وجودش باد مقام منیع شهادت که در راه رسیدن به آن سرتا پا شور بود و اشتیاق.

با عرض تبریک و تسلیت شهادت این سرباز فداکار به ساحت مقدس حضرت ولی‌ عصر(عج) فرمانده معظم کل قوا (مدظله العالی)، خانواده محترم شهید و همه همرزمانش در نیروی زمینی سپاه از پیشگاه خداوند قادر متعال علو درجات ایشان را مسالت می‌نمایم. امید آن‌که خون پاک و مطهر این عزیز، موجب عزت بیش از پیش امت اسلامی گشته و ثبات و امنیت پایدار ایران اسلامی را استحکام بخشد.»



برچسب ها :

تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر

مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
 
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر
 
تصاویر مراسم تشییع پیکر شهید سردار سید حمید طباطبایی مهر



برچسب ها :


صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 8 9 10 ... 17 صفحه بعد